تبليغاتX
آسمانه
يک تن از مجروحان کنسرت در کابل  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در جمعه سی و یکم تیر 1384 و ساعت 2:13 PM |
مارين الساپ  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 9:42 PM |

{مصاحبه با بهرام بيضايي}

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 2:11 PM |

گروه Pink Martini

پلى ميان سبكهاى گوناگون موسيقى جهان

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 12:12 PM |

بیتنو ع
جایزه‌های ادبی که اغلب برگزیدگان خود را در پاییز معرفی می‌کنند از هم‌اکنون کار بررسی و تدارک مقدمات انتخاب برترینهای سال گذشته را آغاز کرده‌اند. پرسابقه‌ترینِ این جایزه‌ها جایزه‌ی پکا است. عنایت سمیعی، منتقد و ویراستار، که از پایه‌گذاران و داوران این جایزه است، در گفتگويى با صداى آلمان از سابقه جوايز ادبى در ايران و نقش آن در معرفى آثار نويسندگان سخن گفته است. mehr
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 10:49 AM |
رنگهاي طبيعت
ميترا بانژاد. کارشناس ارشد گرافيک و مدير بخش هنري کارپتور


 
       

    کارگاه سه روزه رنگرزي طبيعي پارچه به شيوه ژاپني شيبوري (Shibori)، از تاريخ 28 تا 30 جولاي در Dakshina Chitra برگزار مي شود.
    
    Shibori روش رنگرزي سنتي ژاپني است، که قدمت آن به قرن هشتم ميلادي ميرسد.
    رنگها در اين روش ثابت بوده و جلوه گري خاصي را دارا هستند. رنگهاي بدست آمده در اين روش سنتي، از طريق رنگرزي شيميايي قابل دستيابي نخواهند بود.
    شيبوري، نه تنها مي تواند در خلق نقوش بر روي لباس مورد استفاده قرار گيرد، بلکه در تبديل جلوه دو بعدي منسوجات به سه بعدي، نقش خاصي ايفا مي کند.
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

    " رنگهاي طبيعت" محصولات اين کارگاه را در نمايشگاهي که در ماه آينده در داکشينا چيترا برگزار خواهد شد به معرض ديد عموم خواهد گذارد.
    اين نمايشگاه محصولات متنوعي را از بلوز، پيراهن، شلوار و ساير تن پوش ها در بر مي گيرد.
    شيبوري، تکنيکي مشابه طراحي و چاپ باتيک يا کلاغي است که در آن رنگرزي به شيوه سنتي و با مواد رنگزاي گياهي نظير نيل و ريشه و برگ و ميوه گياهان انجام مي شود.
    درباره شيبوري و تکنيک هاي آن بزودي مطالبي در اختيار کاربران قرار خواهيم داد.
    
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 3:23 AM |
فرانسيسکو گويا  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 1:4 AM |
حسين عمومی  
 
مراسم خاکسپاری مجتبی ميرزاده، آهنگساز و نوازنده ويلن و حسين عمومی کارشناس و مدرس آواز ايرانی صبح روز سه شنبه 28 تيرماه در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران برگزار شد.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 و ساعت 10:1 PM |
موزه - آرشيو موسيقی  
 
نخستين موزه موسيقی به نام موزه آواها و نواها با حضور جمعی از چهره های فرهنگی، هنری و نيز مسئولان رده بالای استان شيراز سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری در خانه تاريخی منطقی نژاد در شيراز افتتاح شد.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 و ساعت 9:24 PM |
به مناسبت دومين جشنواره بين‌المللي تئاتر معلولان در تهران
نبايد اين حركت با داوري ما و چند گزارش و خبر مطبوعاتي و تلويزيوني پايان پذيرد. بايد به هر قيمت پايگاهي براي استمرار اين اجراها ايجاد شود. اين حركت علاوه بر رشد جامعه هنري و تئاتر به نفع جامعه معلولان است و در نتيجه سود فضاي انساني جامعه ايران را در پي دارد
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 و ساعت 5:11 PM |
 قضاوت در موقعيت فعلي كار دشواري است
با توجه به اين كه نمايش”ملودي شهر باراني” در حال تمرين و در مرحله روخواني است نمي‌توان به طور قطعي و صد در صد در مورد آن اظهار نظر كرد.رادي تصريح كرد:«همواره در تئاتر نزديكي نقش و بازيگر و انتخاب نقش امري مهم است، اما در برخي مواقع، به دليل در دسترس نبودن بازيگر مورد نظر شرايط اجباري براي كارگردانان پيش مي‌آيد. به هر حال با توجه به اين كه از دور و نزديك شاهد فعاليت هادي مرزبان در اين نمايش هستم، مي‌بينيم كه او تمام سعي و تلاش خود را براي يافتن بازيگران مناسب به كار گرفته است.»  [ متن کامل ]

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 و ساعت 4:54 PM |
لغزش‌هاي ناگهاني
 
 
   

رضا آشفته:
”Fans” يك تركيب چهار حرفي است كه هيچ معناي خاصي ندارد، جز اين كه بيانگر حروف اول اسامي افراد يك خانواده فوتبال دوست باشد.
نمايش”فنز” به نويسندگي و كارگرداني محمد رحمانيان كه با موضوع فوتبال شكل گرفته است، ساختاري كاملاً رئال دارد. اگر بخواهيم از دريچه محتوايي وارد دنياي فنز شويم، كلمه‌ها و تركيب‌هاي زيادي در آن هست كه در دستگاه‌هاي فكري و معنايي متعدد قابل نقد و بررسي است. واژه‌ها و اصطلاحاتي مانند ونداليسم، لمپنيسم، فمينيسم، ناسيوناليسم، فاشيسم، آنارشيسم و ... در روابط آدم‌هاي نمايش فنز موج مي‌زند و اين اصطلاحات براي هر كسي در حد خود بديهي و قابل تعريف است. شايد قصد و منظور گروه هم از پيش ، اين نبوده كه مجموعه‌اي از واژگان را به شكل دايره‌المعارف در اختيار علاقه‌مندان قرار دهند اما تفكر درباره هر يك از اين واژه‌ها آن هم در روابط محدود يك خانواده فرصت را در اختيار تماشاچي قرار مي‌دهد كه درباره آن‌ها در سطح كلان‌تر ـ كشور و دنيا ـ انديشه كند. مثلاً به نوعي مي‌توان با روابط موجود در فنز گفت كه ناسيوناليسم و تعصب‌گرايي و قوم گرايي باعث بسياري از محدوديت‌هاي خود ويرانگرايانه مي‌شود.
اگر چهارچوب‌هاي سياسي و جغرافيايي و تاريخي برداشته شود، ما به دهكده جهاني نزديك‌تر مي‌شويم. شايد اينترنت امروز رسانه‌اي است كه مقدمات چنين تفكر ايده‌آل را فراهم مي‌سازد كه پرداختن به آن هيچ ربطي به نقد فنز ندارد.
4 شخصيت اصلي
نمايش”فنز” 4 شخصيت اصلي دارد كه با محوريت فرانكي، برادر بزرگتر خانواده روابطشان مورد كنكاش قرار مي‌گيرد. فرانكي دوست دارد كه همه اهل خانه دوستدار تيم مورد علاقه‌اش منچستر يونايتد باشند و همه به رنگ قرمز عرق و علاقه‌ نشان بدهند. رفته رفته در مي‌يابيم كه برادر، خواهر و همسر فرانكي سراجبار به اين تيم فوتبال علاقه‌مند شده‌اند و هيچ يك به باور و ايمان صحيحي از ارتباط با منچستر يونايتد نرسيده است. همين جا مي‌توان مساله تك محوري شدن ـ نظام‌هاي بسته و ديكتاتوري ـ را زير سوال برد. فرانكي نمونه يك مرد مستبد و خود مدار است كه به ديگران حتي اجازه نمي‌دهد كه درباره علاقه‌مند بودنشان به فوتبال اظهار نظر كنند. فرانكي آن قدر مستبد است كه حتي به طرفداران تيم آبي (منچستر سيتي) اجازه نمي‌دهد كه زمان پيروزي تيمشان خوشحالي كنند. او در اين روزها با چوب و چماق به جان طرفداران تيم مقابلش مي‌افتد.
اين چهارچوب مستبدانه به مرحله‌اي رسيده كه بايد از هم پاشيده شود، براي آن كه افراط گرايي دايره بسته‌تري را براي ديگران موجب شده است. نانسي، همسر فرانكي اصلاً علاقه‌اي به دنبال كردن بازي‌هاي تيم منچستر يونايتد را ندارد. اگنس مخفيانه جز هواداران تيم منچستر سيتي شده و حتي به تيم زنان آن باشگاه هم پيوسته است. ساني هم كه اختلال حواس دارد و لاادري اسير خواهش‌ها و تمايلات برادر زورگويش است.
رحمانيان از عناصر درام بهره مي‌برد تا همه اين آدم‌ها فرصت بروز و آشكار شدن را داشته باشند. هر يك از اين آدم‌ها بايد در روابط دراماتيك شكل بگيرند و از همان لحظات آغازين هم حركات و سكنات و ديالوگ‌ها طوري پيش مي‌رود كه اين 4 شخصيت هويت حقيقي را آشكار كنند. پس از دقيقه 10 كه از شروع نمايش مي گذرد ، تقريباً مي‌دانيم كه در اين خانه چه آدم‌هايي نفس مي‌كشند و قرار است كه در آن‌ جا دقيقاً چه اتفاقاتي رخ بدهد. مطمئناً گره اصلي نيز بايد بين دو برادر ـ فرانكي و ساني ـ باز شود. فرانكي بايد عرصه تنگ شده را به تنگنايي بي‌ بازگشت تبديل كند. اگنس عاشق و دلباخته مرد راننده‌اي مي‌شود تا با رفتن از اين خانه به آزادي‌هاي دلخواهش ـ بودن حقيقي ـ دست يابد. اگنس بيمار آن جا را ترك مي‌كند چون ديگر آرامش را در خانه‌اش احساس نمي‌كند. او حتي حاضر نيست كه با دست شكسته‌اش از فرانكي براي بردن چمدانش كمك بگيرد! ساني هم مي‌خواهد دست به كار بزرگ زندگي‌اش بزند و جام طلاي جام جهاني را كه به شكل تصادفي در خانه آن‌هاست، به پليس تحويل ‌دهد و خود از شدت ترس دچار مرگ مي‌شود و ...
گره‌ها و روابط طوري پيش مي‌آيند كه بدون شعارگرايي همه چيز رنگ طبيعي و حقيقت مانندي قابل لمسي را به خود مي‌گيرد. اما پايان نمايش كاملاً احساسات گرايانه و خارج از بقيه موارد است. باور كردن مرگ ساني امري طبيعي است. اين كه برادري از شدت ترس دچار بر هم ريختگي رواني و عصبي و در نهايت دچار مرگ مي‌شود، كاملاً طبيعي است. اما اين كه به خانه برگردد و آن ديالوگ‌هاي احساساتي را با فرانكي رد و بدل كند، كمي دور از عقل است. اين لحظات آن قدر سطحي و حسي است كه اصلاً نمي‌تواند به بقيه روابط كه مبناي عقل گرايانه دارد، چفت و بست بخورد، اي كاش اين لحظات نبود و در متن و اجرا طور ديگري به پايان فكر مي‌شد. همين پايان باعث مي‌شود كه كليت نمايش هم زير سوال برود و تماشاچي دچار اختلال بشود و يا اين كه به تحليلي اشتباه از ماجراها و شخصيت‌ها برسد. اين كه نمايش يكباره دچار افت معنايي مي‌شود و از درجه اعتبارش كاسته مي‌شود، به همين لغزش‌هاي ناگهاني برمي‌گردد.گاهي گذاشتن يك گره يا آبكي بودن يك پايان مي‌تواند همه چيز را در سطح يك كار متوسط و معمولي پايين بياورد. بايد گفت كه اين پايان همه چيز را حيف و ميل كرده است و تماشاچي احساس مي‌كند كه به بهانه اجراي يك اثر حرفه‌اي و تماشاچي پسند همه چيز در لفافه‌اي از رنگ و احساس و بازي تحويل مشتري مي‌شود. در صورتي كه قصد و غرض گروه پرچين اين نبوده است. اگر پرويز پرستويي به تئاتر مي‌آيد، چون او يك تئاتري اصيل است و اگر سال‌ها ـ از سال 75 و بازي در عشق‌آباد ـ تا الان از تئاتر دور بوده اين هم به مسايل موجود در تئاتر بر مي‌گردد كه نمي‌تواند بازيگران و هنرمندانش را براي هميشه در خود حفظ كند. حتي ورود ترانه عليدوستي از سينما به تئاتر هم با توجه به بازي راحت و بدون خطايش مي‌تواند اين تفكر پوشالي را دفع كند، كه هدف فقط جذب يك چهره سينمايي براي جذب تماشاچي نبوده است، چون شما در صحنه ترانه عليدوستي را به عنوان يك هنرمند تئاتري مي‌بينيد، هر چند براي اولين بار در صحنه حضور مي‌يابد. اصلاً هيچ محدوديتي براي ورود هنرمندان سينما و تلويزيون به صحنه وجود ندارد و اي كاش همه هنرمندان مشهور با ورودشان به تئاتر ، زمينه را براي حضور تماشاچي بيشتر و علاقه‌مند فراهم سازند. مهتاب نصيرپور، حبيب رضايي و احمد مهران‌فر هم كه در اين سال‌ها اصالت تئاتري خود را حفظ كرده‌اند، هر چند ناخونكي به تلويزيون يا سينما زده‌اند. از همه اين حرف‌ها گذشته بازي‌ها چشمگير و زيبا شكل گرفته است و همه بازيگران به خوبي به درك درستي از بودن خود و ديگري در لحظات رسيده‌اند. پاساژهاي حسي، نگاه‌ها، سكوت‌ها و مكث‌ها، حركات، بده و بستان‌ها، زد و خوردها، چالش‌ها و همه اين موارد در ميزانسن‌ها به خوبي طراحي شده است. پس اين نكات مثبت هم آن فكر اعتراض را پس مي‌زند، حالا برخي اصرار دارند كه به شكل غير علمي و غير منصفانه فنز را نقد كنند. اين ديگر به تعصبات كوركورانه شخص ايشان برمي‌گردد و به هيچ وجه هم نمي‌توان جلودارشان بود.
سمپات ويژه
از بازي‌ها تعريف و تمجيد كردم. شايد دليل اولش اين باشد كه نسبت به بازي هر 5 بازيگر فنز سمپات ويژه‌اي دارم. پرستويي برايم هميشه جالب و جذاب بوده و از تنوع نقش‌ها و حس‌هايش خوشم آمده است. او برايم در تئاتر همان قدر زيبا و جذاب جلوه مي‌كند كه در سينما. شايد فاصله‌اي هم با آن حد ايده‌آل نداشته باشد و شايد يك جرقه كافي است كه بازي او را فراتر از معيارهاي شناخته شده در ايران مطرح سازد. شايد چنين فرصتي فراهم شود و شايد ... اميدوارم كه بازي‌هايش بعد جهاني پيدا كند. او انرژي فوق‌العاده‌اي دارد و همه فكر و تمركزش بر آن است كه روح تماشاچي را معطوف به موضوع و شخصيت گرداند. در”فنز” هم به الگوي درستي از فرانكي علاقه‌مند به فوتبال و گزارشگر برنامه‌هاي اعلام آب و هواي راديو مي‌رسد. كسي كه با تعصبات زيادي بر آن است كه همه چيز را تحت‌الشعاع اوامر مستبدانه‌اش قرار دهد ولو اين فشارها به اضمحلال و نابودي خانواده‌اش منجر شود.
حبيب رضايي هم اين بار بر آن است تا با صدا، لحن، حركات و رقص ،‌‌ ساني را به نمايش درآورد. نحوه آرايش مو، لباس پوشيدن، رقصيدن، ارايه ديالوگ‌ها و ازهمه مهم‌تر نگاه‌ها بر آن است كه به اختلالات رواني و كم سن و سال ماندن ساني دلالت كرده باشد. موقعيت بر آن است كه فقط بر بيروني شدن روابط اشاره كند و حبيب رضايي هم به يك بازي بيروني و جذاب در ارايه ساني بسنده كرده است. اگر او مي‌خواست به دنياي درون ساني نقب بزند، شايد بسياري از لطافت‌ها و ملايمت‌هاي رفتاري اين شخصيت در صحنه ديده نمي‌شد.
ترانه عليدوستي در تئاتر هم به اندازه سينما موفق مي‌نمايد با اين اميد كه كمي به مكث‌ها و نگاه‌هايش بها بدهد. گاهي يك نگاه و گاهي يك سكوت مي‌تواند در صحنه بسياري از ناگفته‌ها را افشا كند. اين نقص هم به خاطر بازي نسبتاً تند و پر از انرژي عليدوستي احساس مي‌شود و شايد براي اولين بار نتواند بيش از اين در صحنه مسلط باشد و مي‌توان اميدوار بود كه در بازي‌هاي بعدي با دقت بالاتري حضورش را اثبات كند.
احمد مهران‌فر تيپيكال بازي مي‌كند و بايد از اين نوع بازي تقريباً فاصله بگيرد. بايد به شخصيت و شخصيت‌پردازي و شخصيت‌سازي بيشتر توجه داشته باشد. شايد در فنز تيپيكال بودن نقش‌اش لحظات شاد و خنده‌آوري را موجب شود و براي برقراري يك ريتم متعادل ، مناسب هم باشد اما در مجموع او در سال‌هاي اخير تاكيد زيادي بر ارايه تيپ داشته كه به مرور او را از گردونه بازيگران خوش بنيه و خلاق بيرون مي‌آورد.!
مهتاب نصيرپور از آن دست بازيگران حسي و انرژيكال است كه به مود دروني‌اش برمي‌گردد كه تا چه حد در صحنه جولان بدهد. بازي‌هاي به ياد ماندني او را در”مصاحبه”،”خروس”،”يك دقيقه سكوت”،”مجلس نامه”،”قدمشاد مطرب” و ... فراموش نمي‌كنيم. اما در فنز ـ شبي كه من اجرا را ديدم، آن طور كه بايد و شايد انرژي صرف بازي‌اش نمي‌كرد. اتفاقاً نانسي هم از آن جمله نقش‌هاي مناسب اوست كه شايد عواملي مانع از بروز بازي زيبا و خلاقه‌اش مي‌شد. در صورتي كه اگر نصيرپور انرژي زيادي صرف ارايه نانسي كند همچنان يك بازي به ياد ماندني را در ذهن‌ها به يادگار خواهد گذاشت.
سبك‌ها و شيوه‌ها
رحمانيان در سال‌هاي اخير نشان داده كه علاقه وافري به تجربه كردن سبك‌ها و شيوه‌هاي گوناگون نمايش دارد. گاهي رئال، گاهي ايراني، گاهي ناتورئال، گاهي اكسپرسيونيسم، گاهي تجربه‌گرا و گاهي ... مي‌شود.
اين همه تجربه فرصت‌هاي زيادي را در اختيارش مي‌گذارد كه به عنوان كارگردان از ميزانسن‌هاي متنوع براي بهره جستن در ارائه افكار با دست بازتري در صحنه حضور داشته باشد.
اين بار هم از فاصله گذاري ـ بودن يك ميكروفون ـ براي تداعي بخشيدن به يك برنامه راديويي و براي ساختارمند شدن فنز استفاده مي‌كند. بستر اتفاقات و شخصيت‌پردازي هم واقع‌گرايي محض است. به عبارتي با”دو دو تا مي‌شود چهار تا” همه چيز شكل مي‌گيرد. بنابراين خيلي راحت مي‌توان درباره آدم‌ها و اتفاقات استدلال كرد كه تا چه حد موفق بوده و در چه مواردي دچار لغزش شده است. مثلاً او در متن به اطلاعات تاريخي فوتبال انگليس و منچستر يونايتد خيلي اهميت داده است اما با يك جمله دچار لغزش مي‌شود. در باور مسيحيان و يهوديان ابراهيم(ع) فرزندش اسحاق را براي قرباني كردن به درگاه پروردگار مي‌برد، اما در اين جا فرانكي به برادرش مي‌گويد كه مي‌خواهم تو را مثل اسماعيل قرباني كنم. شايد اين موارد ريز در نگاه اول زياد جدي جلوه نكند اما وقتي ما با ريزترين اطلاعات فوتبال به شكل مستند و علمي مواجه مي‌شويم، باورهاي اعتقادي اين آدم‌ها به سادگي قابل تغيير يا آداپته شدن نيست. اگر اين طور بود كه اين همه رنگ‌ و لعاب‌هاي عقيدتي ايجاد نمي‌شد و در حاشيه آن اين همه بده و بستان يا درد سر.
محمد رحمانيان كارگرداني است كه با ذكاوت و تيز هوشي فرصت را در اختيار بازيگرانش مي‌گذارد تا به باوري درست از نقش برسند و اين آزادي عمل در رفتار آنان مشهود است. شايد شيوه بداهه‌پردازي تا حد زيادي در ارايه چنين مضموني موثر باشد كه گروه پرچين نيز از آن بهره‌برداري زيادي مي‌كند. بنابراين ميزانسن‌ها خيلي راحت‌ و چشم‌نواز به نظر مي‌آيد و همين ميزانسن ها بستر متعادل شدن روابط و برقراري يك ضرباهنگ متنوع و روح نواز را ايجاد مي‌كند. حتي انتخاب رنگ‌ها در طراحي دكور و لباس نيز با توجه به تنوع زيادي آن در، اين‌ هارموني دراماتيك، موثر و مفيد جلوه مي‌كند. به عبارتي همه چيز در خدمت اجرا قرار مي‌گيرد تا ضمن آن كه به بازي‌ها و بازيگران كمك كند تا فرصت بهتري براي ابراز كردن خود(نقش) داشته باشند، در نهايت تماشاچي نيز به تصويري محكم و قابل باور از آن چه كه مي‌بيند، برسد.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 و ساعت 4:36 PM |

اورهان پاموک برنده جايزه صلح ناشران آلمان
جایزه صلح ناشران آلمان امسال به اورهان پاموک نویسنده ی ترک داده می شود. گروه داوران که اورهان پاموک را برای دریافت این جایزه برگزیده است برآنست که این نویسنده آثاری آفریده است که اروپا و ترکیه اسلامی را به یکدیگر نزدیک می کند. این نویسنده به دفاع از حقوق انسانها و اقلیت ها برمی خیزد و همیشه در برابر مسایل سیاسی کشورش موضعگیری می کند. mehr
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 و ساعت 1:6 AM |

به ياد هفتمين سالگرد درگذشت سهراب شهید ثالث
«فیلم سازی برایم بهترین چیز بوده است. فیلم برایم پدر، مادر، زن، بچه و عشق است.» این گفته ی سهراب شهید ثالث، کارگردان صاحب سبک ایرانی ست که ۷ سال پیش در چنین روزی، در ۵۵ سالگی، در آمریکا درگذشت. سهراب شهید ثالث که سینمایش به «سینمای زندگی» شهرت یافته است پس از گذراندن دوره ی فیلمسازی در فرانسه در آغاز دهه ی پنجاه شمسی وارد ایران شد و در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان به ساختن فیلمهای کوتاه پرداخت. mehr
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 و ساعت 0:56 AM |
آرنولد شوارتزنگر  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 و ساعت 0:48 AM |

مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان:‌
تكليف انتشار فيلم‌نامه‌ي «زن زيادي» به دليل برخي مميزي‌ها مشخص نيست

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 و ساعت 3:4 PM |
“شعر پايان، شعر دوري”
آخرين شعرهاي منتشرنشده‌ي «بيژن جلالي» توزيع مي‌شود

گزيده‌اي از آخرين شعرهاي چاپ نشده بيژن جلالي با عنوان ”شعر پايان، شعر دروي” كه به تازگي منشتر شده است، به زودي در بازار كتاب توزيع مي‌شود. به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، انتشارات . . . ادامه خبر

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 و ساعت 3:2 PM |
برادري كه به مرگ محكوم مي‌شود
 گزارش     

سمانه ساماني،سرور جمادي:
انتقاد واژه‌اي بسيار پيچيده است و معاني متعدد و گوناگون دارد. در زبان زيبايي‌شناسان كه درباره هنر و نقد هنر صاحب‌نظرند و در زبان منتقدان هنر، انتقاد به امور دامنه‌دارتر از داوري صرف دلالت دارد.
وقتي منتقدان اقدام به نقد مي‌كنند دست به كاري بيش از بيان خوشايندها و به آينه‌ها مي‌زنند. كاري خيلي بيش از تاييد يا رد يك اثر هنري. منتقدان آثار هنري و امور قضاوت، گامي منفي قرار مي‌دهند اما بيشتر اوقات قضاوت آن‌ها بيش از آن چه منفي باشد مثبت است.
نقد تئاتر هم يكي از شاخه‌هاي نقد است نقد از يك هنر اجتماعي. نقد هميشه مي‌تواند باعث بهبود كيفيت آثار، جلب مخاطب و ... باشد. اين روزها بعد از كلي تورق در روزنامه‌ها و در مقايسه با چندي پيش كمي كمتر به نقد منتقدان تئاتري برمي‌خوريم. اين گزارش به اين موضوع مي‌پردازد.
فرزند فلسفه
دكتر فرشيد ابراهيميان در تعريف نقد مي‌گويد:«تعاريف متعدد و متفاوتي از نقد ارائه شده است. نقد فرزند فلسفه است.»
نقد يا گرته‌برداري دست چندم
ابراهيميان معتقد است كه نقد برادر هنر است و نقد تئاتر برادر تئاتر است. انديشه‌هاي فلسفي زماني در يك جامعه رشد مي‌كنند كه اولاً ضرورت وجود اين انديشه‌ها در جامعه احساس شود و در ثاني جامعه از يك آرامش فكري لازم براي پروراندن اين ايده‌هاي جديد برخوردار باشد. بنابراين ضروري است كه نقد متكي بر دو ستون اصلي فلسفه به دليل فضاي متشنجي كه در قرون متاخر(3 قرن گذشته، از زماني كه نقد در قرن 18 بعد از انقلاب صنعتي پا گرفت) داشتند. ستون‌هاي رفيع خودشان را بر بستر انديشه‌هاي متفاوت فلسفي استوار كرده است و به دليل آشفتگي‌هاي اجتماعي و فكري در جامعه ما محلي از اعراب پيدا نكرد. به رغم سابقه‌هاي ابن‌سينايي و ابن رشدي در زمينه نقد اجتماعي و به ويژه بعد از سلسله صفويه كه جامعه اروپا از حيث نقد به پيش مي‌رفت جامعه ما دچار آشفتگي‌هاي اجتماعي بود و آن چه امروز در جامعه ما نقد ناميده مي‌شود يك گرته‌برداري دست چندم است.»
ابراهيميان در ادامه افزود:«در جرياني كه طي 300 سال گذشته در اروپا يك پروسه نظري را پشت سر گذاشته و همراه با دگرگوني‌هاي اجتماعي و فلسفي دگرگون شده و با اوج گيري انديشه‌هاي پس خودش به اوج خود رسيد و زماني كه اين انديشه‌ها ايستا شدند نقد هم حالت ايستا پيدا كرده يعني فاقد يك حركت درون جوش كه مبتني بر انديشه جامعه ايراني باشد است.»
سنتز انديشه‌ها
دكتر ابراهيميان بر اين باور است كه نقد فرزند فلسفه و انديشه است و زماني به اوج مي‌رسد كه اين انديشه‌ها امكان طرح و بروز يابد. گوش شنوايي باشد كه آن‌ها را بشنود و با انديشه‌هاي ديگر به ما برگرداند و براي رشد نقد بايد آن زمينه‌هاي لازم فكري و تعامل و داد و ستدها فراهم شود و به تدريج زمينه‌هاي نقدپذيري و نه انتقاد(كه با هم خلط شده‌اند) بوجود آيد.
هر صاحب اثري خالق يك انديشه است كه در صدد انتقال اين انديشه و تفكر به مخاطب است. منتقد هم از يك زمينه فكري و فلسفي برخوردار است كه اين 2 انديشه را در يك داد و ستد قرار مي‌دهد و اگر اين تعامل بين انديشه منتقد و خالق اثر به وجود آيد ما به يك سنتز مي‌رسيم كه آن سنتز شكل متعالي اين انديشه است و خود تئاتر في‌النفسه از برخورد اين دو انديشه بوجود مي‌آيد و حاصل آن انديشه جديدي است كه در ذهن تماشاگر به وجود مي‌آيد كه متعالي‌تر از آن دو انديشه است.
انديشه جديد با انديشه ديگر در تعامل است و باز سنتز اتفاق مي‌افتد و باز هم انديشه جديد به وجود مي‌آيد اين يك پروسه است. همين جاست كه نقد معنا پيدا مي‌كند.»
ابراهيميان مي‌گويد:«اگر در جوامع غربي هنر تئاتر تا اين حد رشد كرده به دليل اين داد و ستد بين انديشه مخاطب صاحب تفكر(منتقد) و خالق است. اين مخاطب داراي تفكر نظري و عملي است چرا كه با ساختارها و تكنيك‌هاي هنر و فلسفه آشنايي دارد.»
به طور خلاصه بايد گفت انديشه خالص اثر(تز) و انديشه منتقد(آنتي‌تز) است و سنتز انديشه جديد است كه اين انديشه دوباره در برابر انديشه‌هاي ديگر قرار مي‌گيرد و به يك سنتز جديد مي‌رسد.
شاخك‌هاي هوشيار يا همان منتقد
جاهد جهانشاهي يكي از منتقدان تئاتر بر اين باور است كه جامعه ما جامعه نقدپذيري نيست.
جاهد جهانشاهي مي‌گويد:«ما از گذشته فقط حواشي نويسي داشتيم نقد متعلق به دوران مدرنيست‌هاست. نقد هنري هم تقريباً از همان دوران مشروطه نقد اجتماعي در تنگنا قرار گرفته است.»
جهانشاهي منتقد را شاخك‌هاي هوشيار يك جامعه مي‌داند و معتقد است كه هر جامعه به دليل داشتن منتقدين بايد به خود انتظار كند چرا كه ضعف‌ها و كاستي‌ها را به اطلاع عمومي مي‌رساند ولي در جامعه ما همه چيز يك بعدي نگري است در نتيجه نقد هم دچار بحران مي‌شود.
وقتي دوست داريم تمجيد شويم
جاهد جهانشاهي مي‌گويد:«ما همه دوست داريم تمجيد شويم، طرفدار نقد سازنده هم هستيم ولي نقد سازنده همان مداحي و تعريف نيست. افراد هم از روي ضعف جانب احتياط را مي‌گيرند و محافظه كاري مي‌كنند تا مباد خصومتي ميان آنان و همكارانش ايجاد شود، پس به جاي نقد به تعريف و تمجيد مي‌پردازند در حالي كه محيط زيست انساني بايد رشد متعادلي داشته باشد و هر جا كه تعريف هست نقد هم بايد موجود باشد.»
عدم تعهد و سليقه‌اي عمل كردن
افشين خورشيدباختري هم يكي ديگر از منتقدين تئاتر بر اين اعتقاد است كه از آن جا كه در حال حاضر در مسائل بنيادين تئاتر دچار كاستي هستيم در نقد هم نمي‌توانيم به دور از اين ايرادها باشيم. يكي از مهمترين اين كاستي‌ها و آفت‌ها عدم تعهد و پايبندي برخي منتقدان نسبت به وظايفشان است. منتقد بايد به روشنگري كمك كند و ارتباط مخاطب با اثر را بيشتر كند. اكثر نقدها، برداشت‌هاي شخص و تجربي منتقدان و در خود اثر ديده نمي‌شود. منتقد نبايد سليقه‌اي عمل كند.
بايد گفت تحليل و نقد جاي ارائه دلايل خاص است و به چرايي مي‌پردازد. اگر در يك نقد مي‌گويم فلان اثر مدرن يا پس مدرن است حداقل توضيح مختصري داده شود كه چرا اين كار به مدرن يا پست مدرن نزديك شده است. علاوه بر اين اغلب نقدهاي روزنامه‌ها و نشريات، سطحي و توصيفي هستند و به بررسي فني و تكنيكي اثر نمي‌پردازند.»
خورشيدباختري اعتقاد دارد كه اگر به مقوله نقد به طور جدي پرداخت شود فرهنگ مخاطبين رسانه‌ها ارتقا مي‌يابد.
نقد انفرادي
كتايون حسين‌زاده منتقد هم مي‌گويد:«نقدهايي كه وجود دارند بيشتر انفرادي هستند و براي همين حركت خاصي شكل نگرفته است. در گذشته خانه تئاتر و كانون منتقدان حركت‌هايي است ولي در حال حاضر انفرادي شده و حركت مهمي صورت نمي‌گيرد.»
حسين‌زاده مي‌گويد:«من هم مثل بقيه گهگاهي ممكن است بنويسم ولي كار مرا ولي در اين زمينه انجام نمي‌دهم.»
نقد كم‌رنگ، غير حرفه‌اي و جشنواره‌اي
فرشته حبيبي هم ييك ديگر از منتقدان مي‌گويد:«در حال حاضر نقد خيلي پررنگ نيست و بيشتر در جشنواره‌ها رونق پيدا مي‌كند. روزنامه‌ها و مجلات، تخصصي كار نمي‌كنند. بلكه سطحي و غير حرفه‌اي است. بخش روشنفكرانه تئاتر كم است و بنابراين نقدهايي هم كه چاپ مي‌شوند، خوانده نمي‌شود.»
فرشته حبيبي بر اين باور است كه تئاتر ما منتقد جدي و فراري است و اكثر منتقدان از قصه تئاتر و حوادثي آن مي‌گويند. البته برخي روزنامه‌ها صفحه ثابت نقد دارند اما كمبود مخاطب و عدم ارتباط منتقدان با مخاطب باعث كم جلوه شدن اين نقدها مي‌شود.»
سردرگمي‌ در ميان نقدهاي غيرحرفه‌اي
بيتا ملكوتي منتقد هم معتقد است كه فعاليت‌ها در زمينه نقد تئاتر بسيار كم و جزئي است و تا به حال در هر سايت يا روزنامه‌اي كه مشغول به كار شده است تنها نام معدودي از منتقدان به چشم مي‌خورد.»
ملكوتي مي‌گويد:«نقد علمي نداريم و منتقدان سعي نمي‌كنند تحليل علمي براي نقد خود بياورند نقدهاي غيرحرفه‌اي موجب سر در گمي مي‌شوم.»
آينده نه چندان دور و نقد تئاتر
دكتر فرشيد ابراهيميان در مورد تاثير نقد مي‌گويد:«من خودم تاثير نقد را در بهبود آثار هنرمند ديده‌ام يك منتقد نكته‌اي را مطرح مي‌كند و خالق اثر آن نقد را مي‌خواند و اگر تشخيص دهد اين نكته منطقي است آن را در اثرش به كار مي‌برد.»
ابراهيميان معتقد است در حال حاضر به دلايل بي‌شماري از جمله حضر دو نهاد نقد تئاتر مثل انجمن نويسندگان و منتقدان خانه تئاتر و كانون ملي منتقدان تئاتر ايران و حضور بيش از 150 منتقد رسمي و حضور منتقدان جوان و پرشور و صاحب فكر و نيز انتشار آثار بي‌شماري درباره نقد و نقد جديد تعامل نسبي بين هنرمندان و منتقدان برا نقد فراهم شده است كه كافي نيست با يك برنامه‌ريزي اصولي مي‌توان انتظار داشت در آينده نه چندان دور نقد تئاتر ما از جايگاه در خور و لازم كه نشان دهنده شأن هنرمند تئاتر ايراني و منتقدان است برخوردار شود.»
انگيزه نداريم
آنچه در مورد نقد تئاتر و البته در بسياري موارد ديگر از كارشناسان حوزه مي‌شنويم نداشتن جايگاه مناسب و عدم برنامه‌ريزي درست است. نقد تئاتر در جايگاه خودش قرار ندارد، وضعيت خوبي نداريم و ....
كتايون حسين‌نژاد معتقد است كه اين كاستي در نقد مربوط به اهل تئاتر، مسئولان و منتقدان مي‌شود چرا كه اجازه فعاليت زياد به اين افراد داده نشده و انگيزه نقد از بين رفته است و همه فكر مي‌كنند با اين نقدها هيچ اتقاق خاصي نمي‌افتد جز آن كه يك سري جنجال‌هاي دروني و موضع‌ گيري‌ پيش مي‌آيد.»
حسين‌نژاد بر اين باور است كه ما فرهنگ نقد پذيري نداريم و گرايش اهل هنر نقد گريز است.
نقدهاي تخته‌اي و باز هم آموزش نداريم
افشين خورشيدباختري هم مي‌گويد:«تعداد نمايش‌هاي صحنه كم است و كاري در زمينه ارتقاء انجام نمي‌شود. جاي خالي مباحث آموزشي و گروهي در تئاتر كم است. ما تئاتري‌ها از طريق صحنه با جامعه حرف مي‌زنيم ولي كمتر تحمل شنيدن حرف‌هاي يكديگر را داريم.
در روزنامه‌ها هم تخصص در زمينه تئاتر وجود ندارد نقدها عمق و بعد ندارند و چيزي را به دانسته‌هاي خواننده اضافه نمي‌كنند. به كار بردن اصطلاحات و نشانه‌هايي درباره سبك‌هاي مختلف تئاتر كه در اغلب نقدها نوشته مي‌شود دردي را دوا نمي‌كند. آن چه نوشته مي‌شود گزارش است.»
به روز نيستيم
بيتا ملكوتي هم بر اين اعتقاد است كه منابع فارسي در زمينه نقد زياد نيست و بيشتر منابع انگليسي است.
بيتا ملكوتي مي‌گويد:«در همه جاي دنيا جدل وجود دارد كارگردان و منتقد كه هر دو پاي اين جدال هستند. يك منتقد توانا با نقد علمي خود مي‌تواند روحيه نقدپذيري را تقويت كند. اهل هنر هم اين روحيه را در خود ارتقاء مي‌دهد. كار منتقد گفتن ضعف‌ها و اين بايد با پشتوانه علمي و به روز باشد. اكثر منتقدان تئاتر دهه 50 به بعد و جريان‌هاي هنري آن را نمي‌شناسند.»
ملكوتي مي‌گويد:«يك منتقد بايد با زبان انگليسي آشنا باشد تا بتواند از اينترنت و منابع خارجي استفاده كند. در ساير نقاط دنيا منتقد و هنرمند رو به روي هم مي‌ايستد بدون آن كه خصومتي پيدا كنند، منتقد و هنرمند بايد سطح سوادشان را ارتقاء داده و به حرف هم گوش دهد. جلسات پرسش و پاسخ برگزار شود.»
محكوم به مرگ
جاهد جهانشاهي هم مي‌گويد:«روزنامه‌هاي اكثراً سياسي هستند و صفحه‌هاي هنري تنها تعلق به خبر هستند و نه تحليل و نقد. بايد گفت نقد موجب رشد فلسفه مي‌شود. رشد نقد موجب ارتقاء همه رشته‌هاي هنري، فرهنگي و اجتماعي مي‌شود تا وقتي يك بعدي هستيم و نقد را نمي‌پذيريم بايد منتظر فجايع زيادي باشيم. جامعه‌اي كه نقدپذير نيست خودش را به مرگ محكوم كرده است.»
جاهد جهانشاهي در حال حاضر با ايسنا همكاري مي‌كند.
مخاطب اندك و بي‌ميلي سردبيران
رامتين شهبازي منتقد هم معتقد است:«كه فقدان نقد هميشه از گذشته مطرح بوده است چرا كه مخاطبان تئاتر محدود هستند بنابراين سردبيران نشريات تمايلي براي پرداختن به مقوله تئاتر از خودشان نشان نمي‌دهند. اين كاستي شامل نقد، گزارش و خبر هم مي‌شود مگر آن كه اتفاق خاصي افتاده باشد مثلاً يكي از نمايش‌هاي بهرام بيضايي روي صحنه رود و حركتي به وجود بيايد و چند نقد نوشته شود.»
رامتين شهبازي در حاضر براي روزنامه ايران مي‌نويسد هر هفته يك صفحه دارد و دليل آن را هم توجه خاص دبير سرويس هنري روزنامه مي‌داند.
نقد تئاتر مخاطب ندارد
فرشته حبيبي در حال حاضر با هيچ روزنامه‌اي به جز در ايام جشنواره كار نمي‌كند. فرشته حبيبي معتقد است نقد تئاتر مخاطب ندارد در حالي كه نقد سينما و تلويزيون براي مخاطبان جالب‌تر است و ارتباط بيشتري برقرار مي‌كند ما با اين حال بايد سعي كنيم مخاطب را با خود همراه كنيم.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 و ساعت 2:53 PM |
گزارشي از تمرين"استخوان‌هاي طلايي"نوشته دکترناظرزاده کرماني و به کارگرداني شکرخدا گودرزي
گزارشي از جلسه نقد و بررسي نمايش”الوتريا”
گزارش نشست نقد و بررسي نمايش مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسر ش مهندس رخشيد فرزين اثر بهرام بيضايي
گرارشي در حاشيه اجراها و تمرين‌هاي تابستان 84
گزارشي از وضعيت نقد نئاتر امروز ايران
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 و ساعت 2:48 PM |
علي نصيريان نمايشنامه”بازيگر و زنش” را براي اولين بار مي‌خواند 

علي نصيريان يكي از نمايشنامه‌هاي خود را تحت عنوان”بازيگر و زنش” در خانه تئاتر مي‌خواند.علي نصيريان در گفت‌وگو با سايت ايران تئاتر، گفت:« اين نمايشنامه‌خواني 30 مهر ماه برگزار خواهد شد و نمايشنامه را خودم به تنهايي مي‌خوانم.»
وي افزود:«اين نمايشنامه را حدود پنج يا شش سال پيش نوشتم و تاكنون در جايي اجرا نشده است.»
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 و ساعت 2:44 PM |
جی کی رولينگ  
 
فروش هری پاتر و شاهزاده نیمه اصیل، ششمين کتاب هری پاتر، در سراسر جهان آغاز شده است. خانم جی کی رولينگ در يک مراسم ويژه در قلعه ادينبورگ بخش هايی از کتاب تازه اش را برای علاقه مندانش خواند.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه بیست و ششم تیر 1384 و ساعت 7:14 PM |
رويا نونهالی  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه بیست و پنجم تیر 1384 و ساعت 6:59 PM |
شاهين فرهت  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در جمعه بیست و چهارم تیر 1384 و ساعت 10:45 PM |
راجر واترز  
 
 
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 و ساعت 11:47 PM |
نقاشی از يعقوب عمامه پيچ  
 
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 و ساعت 11:37 PM |
کريس مارتين  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 و ساعت 9:16 AM |
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 و ساعت 9:10 AM |
اجراي شش نمايش جشنواره معلولان در فرهنگسراي دانشجو
95 نمايشنامه به مرحله دوم راه يافتند
اجراي نمايش”پليس شهر عروسك‌ها” در فرهنگسراي بانو
محمود فرهنگ: بازسازي تالار سنگلج در حال اتمام است
چيستا يثربي:تئاتر معلولان متفاوت از تئاتر صحنه‌اي نيست
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384 و ساعت 2:38 PM |
گفتگو با ميترا نجم آبادى يكى از هنرمندان فعال در آلمان در عرصه طراحى لباس و صحنه آرايى تئاتر
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 و ساعت 10:5 PM |

اوايل امسال بود كه فرهاد توحيدي رئيس كانون فيلمنامه‌ نويسان از تشكيل جلسات مشترك با بنياد سينماي فارابي به منظور قرار داد براي خريد 50 فيلمنامه در ژانرهاي متنوع سينمايي خبر داد. به گزارش خبرنگار هنري . . . ادامه خبر

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 و ساعت 2:54 PM |
سيمين اميريان: سعي كردم تصويري نو از مينياتورهاي ايراني ارائه كنم
توزيع كارت‌هاي جشنواره تئاتر معلولان
دعوت از اهالي تئاتر براي تماشاي نمايش بيضايي
فرهاد مهندس‌پور:هيچ برنامه‌اي براي اجراي نمايش ندارم
نمايش”يه قصه كوچولو” در فرهنگسراي كودك
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 و ساعت 1:34 PM |
عكاسى سورئاليستى
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 و ساعت 9:42 AM |
برگرفته از پوستر کنفرانس هنر مدرن ايران  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 و ساعت 2:13 AM |
بريگيته كرونائر، برنده جايزه ادبى بوشنر در سال ۲۰۰۵
جايزه ادبی بوشنر و بريگيته كرونائر برنده سال ۲۰۰۵ اين جايزه
آكادمی زبان و ادب در شهر دارمشتات، نويسنده بلندپايه آلمانی بريگيته كرونائر را برنده امسال برجسته ترين جايزه ادبی اين كشور اعلام كرد. اين جايزه كه به ياد نابغه جهان نويسندگی در سده نوزدهم، گئورگ بوشنر نام‌گذاری شده، شامل مدال ويژه و نقدينه‌ای بالغ بر ۴۰۰۰۰ يورو است و از سال ۱۹۵۱ همه ساله به يكی از نويسندگان و اديبان برجسته و سرشناس آلمانی اعطا ميشود.mehr
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 10:53 PM |
اليور استون  
 
اين فيلم داستان واقعی دو افسر پليس آمريکايی است که پس از فرو ريختن برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نيوريوک، در ميان آتش و خاک گير می افتند ولی نهايتا نجات می يابند.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 10:28 PM |


هنوز صنف ما را جدی نمی‌گیرند
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 7:28 PM |
اعلام فراخوان بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر
فراخوان دومين همايش سراسري آئين‌هاي عاشورايي اعلام شد
فراخوان بخش خياباني بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر
فراخوان بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر
جلسه پرسش و پاسخ نمايش بيضايي برگزار مي‌شود
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 3:38 PM |

شجريان، افتخاري و اصفهاني، پر طرفدارترين ها
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 3:30 PM |
خسرو سينايي:شايد فيلمي ديگر

خسرو سينايي هم‌اكنون مشغول آماده‌سا‌زي نهايي داستاني مستند درباره صادق هدايت با نام موقت «نويسنده» است كه ازچندي قبل جلوي دوربين برده است. سينايي امروز در گفتگو با خبرنگار هنري ايسنا گفت:بزودي اين فيلم . . . ادامه خبر

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 3:14 PM |
فريدون ناصری  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 2:57 PM |
کورش کار  
 
کورش کار، فيلم ساز ايرانی - آمريکايی که برای تهيه فيلم مستند به عراق سفر کرده اما به ظن کمک به شورشيان اين کشور، توسط نيروهای آمريکايی بازداشت شده بود، آزاد شده است.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 2:54 PM |
وضعيت زنان در افغانستان از نگاه "سميرا مخملباف"
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 12:56 PM |
نمايش
موقعيت تراژيک روشنفکران ايرانی به روايت بهرام بيضايی
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 11:10 AM |
کريم امامی  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم تیر 1384 و ساعت 3:19 AM |

کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در ايران معاصر - دانشگاه آکسفورد
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه نوزدهم تیر 1384 و ساعت 3:45 PM |
کريم امامی نويسنده ايرانی  
 
کريم امامی، نويسنده و مترجم نامی بامداد شنبه ۱۸ تير در تهران درگذشت. او از چندی پيش در خانه خود بستری بود.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه نوزدهم تیر 1384 و ساعت 3:38 PM |
روز هفتم  
 
پینک فلوید، مدونا، دایدو، اسنوپ داگ، بیل گیتس، برد پیت، کوفی عنان و ویل اسمیت
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه هجدهم تیر 1384 و ساعت 11:20 AM |
گشتالت گروه بندی بر اساس مجاورت و مشابهت

روانشناسان گشتالت عمل ديدن را به مثابه يک فرايند پويا و خلاق و در ارتباط با ببيننده و موضوع ديده شده ، مورد مطالعه قرار داده اند . نظريات انها مويد ان است که قوه ادراکی ما در جستجو برای وحدت و هارمونی در اطلاعات بصری نخست تصوير (گشتالت) را به مثابه يک کليت متحد می بيند و سپس بخش های متشکله ان را تشخيص ميدهد .

علاوه بر اين ما بيشتر تمايل داريم که نخست چيزها را بر اساس روابط بين انها ، همچون مجاورت (نزديکی نسبی عناصر به يکديگر) و مشابهت (تشابه نسبی عناصر) انها ، در واحد های سادهتری گروهبندی کنيم .

نظريه گشتالت همچنين معتقد است که چشم انسان تنها شمار محدودی از عناصر نامرتبط را ميتواند جذب کند . برای نمونه چشم در مواجه با تعداد زيادی از عناصر ناهمگون ، به دليل ان که قادر به ساخت يک تصوير منسجم از انها نيست ، انها را به عنوان عناصر نامنظم پراکنده در نظر ميگيرد . اما اگر همان عناصر در يک شکل جديدی نظم يابند چشم ها می توانند شکل اشنايی پيش از ان که عناصر تشکيل دهنده ان و ارايش گروهبندی مجدد ان تشخيص داده شود درک کنند . با اين حال هرگاه همين عناصر بر اساس گروه های شکلی هم خانواده و مرتبط به هم ارايش يابند ، کيفيات تازه شکل گرفته <تشابه>و<مجاورت> انها ، بی نظم و نا منتظم جلوه خواهد کرد .

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در جمعه هفدهم تیر 1384 و ساعت 10:51 PM |

مجيد انتظامي و سمفوني بناي نو


شاهين فرهت و موسيقي ايراني در سوئد


علي تجويدي در بيمارستان


كنسرت موسيقي براي كودكان بي سرپرست

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در جمعه هفدهم تیر 1384 و ساعت 7:0 PM |
دختران تاجيک  
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در جمعه هفدهم تیر 1384 و ساعت 1:59 PM |
http--www.roozna.com-Images-News-Larg_Pic-FootballIran_200762713252125.jpg