![]() |
سه سال و نيم سكوت | ||
برگزاري سمينار”تئاتر ايران بعد از انقلاب” در تالار مولوي
یکشنبه 30 امرداد 1384 ساعت 11:57:00 AM
پيش از دوم خرداد 76، در زمان محدوديت تئاتر، وضع مالي مركز هنرهاي نمايشي بسيار خراب بود. تالار هنر، سنگلج، تئاترشهر و ... كاملاً مخروبه شده بودند. سالن اصلي ضعيف كار ميكرد و سالن چهارسو هم به دليل وجود فاضلابي در زير آن كه بوي تعفني از آن برميخاست به سختي كارش را ادامه ميداد. اداره تئاتر يك ويرانه و غمخانه شده بود. در تالار وحدت هم پس از اجرايي كه دكتر رفيعي درباره امام حسين عليهالسلام روي صحنه بردند، كار ديگري اجرا نشد. ساير سالنها نيز وضعيت مشابهي داشتند. [ متن کامل ]
|
مسئول تبليغات امی نم، ستاره آمريکايی موسيقی رپ اعلام کرد که اين خواننده جهت ترک اعتيادش به داروهای خواب آور در بيمارستان بستری شده و تحت درمان پزشکان بسر می برد. | ||
![]() |
پوراحمد: متاسفانه به علت تمرکزم بر فعاليتهای صنفی و اجرايی فرصت فيلمسازی را عملا در سالهای ابتدايی دولت آقای خاتمی که زمان خوبی برای فيلمسازی بود از دست دادم و فقط يک فيلم، (شب يلدا) در آن مدت ساختم. |
|
مدونا، خواننده مشهور آمريکائی، در چهل و هفتمين سالروز تولدش از اسب سقوط کرد و پايان جشن تولدش برای درمان شکستگی های متعددش به بيمارستان کشيد. | ||
|
||||
|
سيمای مسيح در نقاشی مغرب زمين از دوران کهن تا عصر کنونی، عنوان نمايشگاه تازه ايست در موزه والراف ريشارتس شهر کلن. بيش از نود تابلو از مجموعه های خصوصی، کليساها و موزه های گوناگون گردآوری شده است. | ||
نگاهي به كاركرد شخصيت در نمايش نامه هاي ديويد ممت”ديويت مامت” اعتقاد دارد، ماهيت آن چيزي كه به نمايش ميگذارد، فقط توهم ديالوگهاست. او اين اعتقاد را در سراسر كارهايش با بخشيدن نشانههاي ويژه به كلام شخصيتها نشان ميدهد
جشن تولد اينگمار برگمانبه چند دليل تصميم گرفتيم اين مجموعه را جمع آوري كنيم. الف: چون برگمان خوب است. ب: چون تولد گرفتن خوب است. ج: در اين سالها بخش عمدهاي از ترجمهها و تئوري پردازي در كشور ما معطوف به تئاتر تجربي بوده است. در نتيجه اين فرايند خيلي از چيزهاي ساده را فراموش كردهايم و خيلي از چيزهاي پيچيده را فرا گرفتهايم. برگمان از چيزهاي بسيار ساده صحبت ميكند. همانها كه ما در خلال يادگيري چيزهاي پيچيده فراموش كردهايم.
”ژان كلودكاريير” از”دفتر يادداشت” ميگويدوقتي يك روز وارد خانه ميشدم گربهاي جلوتر از من وارد خانه شد و من چندين بار سعي كردم كه گربه را از خانهام بيرون بيندازم ولي سماجت گربه خيلي بيشتر از من بود و در نهايت پس از چند روز دلم به رحم آمده و براي گربه آب و غذا گذاشتم و پس از آن در منزل من ماندگار شد.
منتقد فيلم
![]() |
از اوايل مرداد ۱۳۸۴، فيلم "خيلی دور، خيلی نزديک" چهارمين ساخته رضا ميرکريمی، به نمايش عمومی درآمد. با درنظر گرفتن روايت خاص فيلم، اين اثر در سينماهای محدودی بر پرده رفت. با اين وجود، به نسبت سينمای کم طرفدار و بحران زده ايران، توانست تا حدی فروش مطلوبی داشته باشد. اين فيلم موفق به دريافت ۶ سيمرغ بلورين در بيست و سومين جشنواره فيلم فجر شده بود.
حتی اگر خيلی دور، خيلی نزديک در جلب نظر مخاطبان و منتقدان توفيقی نداشت، باز هم عنايت ويژه گردانندگان جشنواره بيست و سوم فيلم فجر کافی بود که با دقت و توجه خاص به آن نگريسته شود.
خلاصه داستان
دکتر عالم، جراح برجسته و متمول مغز و اعصاب، چنان درگير ماديات شده که به عزيزان خود بی اعتنا شده است. او ناگاه در می يابد که پسرش يک تومور کشنده در سر دارد.
پسر با دوستانش برای رصد ستارگان به کوير رفته اند. دکتر، ناباور به عالم ماورا و معجزه، در پی پسرش و نجات او راهی کوير می شود. اما در طوفان شن گرفتار و گم می شود، تا اينکه پسرش به معجزه ای او را می يابد و نجاتش می دهد.
دکتر عالم گمان می کرد که پسرش در آستانه مرگ و نيازمند کمک اوست، اما در انتها در می يابد که نيازمند و گمگشته خود اوست.
شک و يقين
رضا ميرکريمی گفته است: "شخصيت اصلی فيلم من، مخاطبان هستند."
اگر بخش پايانی فيلم، و برخی جملات کوتاه در ميانه نبود، شايد می شد (و بهتر بود) مفاهيم کلی ديگری را هم در فيلم جستجو کرد. با اين حال به طور قاطعی تماشاگر به موضوع اصلی، يعنی پرسش در وجود خداوند، و البته يافتن جوابی روشن به اين مسئله، هدايت می شود.
ميرکريمی شک را مطرح می کند، اما هم خود و هم تماشاگران را به سلامت از اين ميدان خارج می کند، چون جوابهای خود را از پيش داشته است. ميرکريمی خود اهل يقين است، نه شک. پس تماشاگر به ناچار فرصتی برای تحليل و انديشه، نه در خلال فيلم و نه پس از آن نمی يابد. و اين دقيقاً در برابر نيت فيلمساز قرار می گيرد که خواستار ورود آگاهانه و تأثيرگذار مخاطبان در فيلمش، به عنوان شخصيت اصلی بود.
بديهی است که فيلم ارتباطی با شيوه فاصله گذاری ندارد، چرا که فضای کلی و حس سراسری فيلم، تماشاگر را با همذات پنداری حسی و تأثير عاطفی با خود همراه می کند و فرصت فاصله گيری و استقلال انديشه را از او می گيرد.
از طرفی در نتيجه گيری اخلاقی پايانی، چنان با قاطعيت به گمگشتگی و بيچارگی آن که در مبداء وجودهستی شک روا داشته، می رسد که امکان هرگونه نتيجه گيری ديگری را از مخاطب سلب می کند.
ميرکريمی جوابهای خود را دارد و در پايان امکان ترديد و تحليلی را نه برای خود و نه برای مخاطبان در اين دامنه باقی نمی گذارد. هر چند شايد فضای بسته و محافظه کارانه فرهنگی ايران، بيش از اين امکان ورود و مباحثه در اين موضوع را نمی دهد.
فيلم در ارائه يک درام کامل نيز چندان توفيقی بدست نمی آورد. درام از آنجا آغاز می شود که ترديد شخصيت اصلی داستان (دکتر عالم)، در مقابل يقين ديگران قرار می گيرد: پسرش و نامزد او، مرد روحانی، بهيار، اهالی روستا ... اما چون فيلمساز ناچاراً با حالتی محافظه کارانه موضع دکتر را مطرح می کند، امکان کشاکشی قوی ميان شک و يقين، باور و انکار، بوجود نمی آيد.
با اين حال اگر در پايان، تم غالب داستان، خود را چنين با صراحت بيان نمی کرد، بلکه مخاطبان نيز به دور از تحميل و با آزادی بيشتری در مفهوم اصلی داستان می اندشيدند. چه بسا آنها اساساً به عمق راز و فلسفه مرگ و حيات فکر می کردند. در آن صورت شايد مفهوم کلی داستان نيز عميقتر و دلنشين تر می بود.
پرداخت فيلم
با اين همه پرداخت ميرکريمی از چنين دستمايه ای قابل توجه است. او اجزاء اثر خود را دقيق و باحوصله می چيند، و تا رسيدن به مطلوب از تکرار مکرر هر بخش دريغ نمی کند.
مهم ترين و موفق ترين خصيصه آثار مير کريمی فضاسازی و جاری شدن يک حس کلی است که تماشاگر را می گيرد و با خود می برد. پيداست که او عميقاً اين فضا را احساس کرده و برای پياده کردن آن بر پرده، ابزارهای لازم را به کار گرفته است: بازيگری، فيلمبرداری، طراحی، موسيقی و صدا ... فيلم نظر به غيب دارد و کارگردان به ظرافت ترکيب نرمی ميان واقعيت و عالم ماورا ايجاد می کند.
در خيلی دور، خيلی نزديک ميرکريمی به پختگی بيشتری رسيده و توانسته است مجموعه ابزار در دسترش را کاملتر به سوی مقصود و فضای ويژه فيلم هدايت کند.
نماهای نيمه بلند، ريتم نرم و آهسته، هماهنگی و مفاهمه با فيلمبردار و صدابردار و طراح، انتخاب و طراحی حرکات و زوايای دوربين، انتخاب دقيق و وسواس آميز مکانها (لوکيشنها)، و ترکيب اين همه، فضای دلنشين و جذابی را در سراسر فيلم پرداخته است.
ارکان فيلم
هرچند تصاوير خوش رنگ کويری، همراه با حرکات نرم و بامحتوای دوربين، و هماهنگی فيلمبردار با فضای قصه و انديشه کارگردان، تعادلی نسبی را در فيلم ايجاد کرده است، با اين حال ناهماهنگی در نورپردازی برخی صحنه های داخلی، و بعضاً عدول از يک سبک سراسری، گاه به ترکيب بندی و هارمونی اثر لطمه زده است. با اين وجود حميد خضويی ابيانه موفق می شود يکی از چندين سيمرغ فيلم را به خاطر بهترين فيلمبرداری در جشنواره فيلم فجر بدست آورد.
اما صدای فيلم حساب شده و هماهنگ است و در تقويت حس سراسری مورد نظر فيلمساز موفق عمل می کند. با اين حال موسيقی عليقلی در حد کفايت فضای کلی، و همچنين اندازه و پيوند نماها را همراهی نمی کند، و همين گاه موجب گسستگی فضای ويژه فيلم (که شايد مهمترين امتياز اثر باشد) شده است.
از طرفی امير اثباتی يکی از بهترين و خلاقانه ترين کارهای خود را در اين فيلم ارائه داده است. جدا از لوکيشنهای زيبا و مناسب، طراحی، به ظرافت، اصالت صحنه ها را حفظ کرده، و همراهی به دور از تظاهر در طراحی هر صحنه، امتياز ويژه ای را به اثر داده است. طراحی لباس نيز، هرچند همپا و هم قواره طراحی صحنه نيست، با اين حال ناهماهنگی چندانی نيز ميان اين دو ديده نمی شود.
بعد از فضاسازی، شايد موفقترين ويژگی آثار رضا ميرکريمی، انتخاب و هدايت بازيگران باشد.
تطابق نقش و بازيگر گاه چنان است که گويی که به جز بازيگر برگزيده، هيچ چهره ديگری نمی توانست آن نقش را بازی کند.
او بازيگران قصه خود را نه از ميان ستارگان، که از بين بازيگران نا آشنا و يا نابازيگرانی با مؤلفه های غريب و متفاوت انتخاب می کند. اين رويکرد نه تنها موجب جدا شدن تماشاگر از حالت قالبی ستارگان و در نتيجه برداشته شدن فاصله ميان بازيگر و مخاطب می شود، بلکه با آشنايی زدايی، غرابت موزونی در فيلم نيز ايجاد می شود.
از اين طريق، اغلب بازيگران در فيلم درست و به جا نشسته اند و بازی قابل قبولی دارند. به ويژه مسعود رايگان در نقش دکتر عالم بازی کاملی را ارائه می دهد، و اگر بازی درخشان پرويز پرستويی در بيد مجنون مجيد مجيدی نبود، چه بسا سيمرغ ديگری را هم به مجموعه دستاوردهای فيلم اضافه می کرد.
گام چهارم
چهارمين ساخته رضا ميرکريمی، (پس از کودک و سرباز، زير نور ماه و اينجا چراغی روشن است)، می توانست نخستين اثر او باشد. ميرکريمی گفته است: "طرح فيلم خيلی دور، خيلی نزديک پيش از کودک و سرباز در ذهنم بود، اما جرأت ساخت آن را نداشتم."
هرچند به نظر می رسد مفهوم کلی و سراسری فيلم مطلوب و مقبول حکومت اسلامی ايران باشد، با اين حال با توجه به مبنای حساس موضوع ـ شک در وجود خداوند ـ فيلمساز جوانی چون ميرکريمی، جسارت و البته امکان ساخت آن را در گام اول نمی يابد؛ تا اين که پس از ساخت سه فيلم، و جلب اعتماد مسئولان و کارشناسان در طی مسير، و البته با همراهی و ياری برخی از شخصيتهای مؤثر سينمای ايران، عاقبت در چهارمين ساخته اش موفق به اجرای دغدغه آغازين می شود.
خيلی دور، خيلی نزديک تنها در سه رشته از ۱۶ رشته ممکن سينمای ايران در جشنواره، نامزد سيمرغ نشد: بهترين فيلم اول و دوم (که با توجه به چهارمين ساخته ميرکريمی بديهی می نمايد)، بهترين بازيگر نقش اول زن (که اساساً در اين فيلم نقش اولی برای بازيگر زن نبود) و بهترين بازيگر نقش دوم مرد.
از اين ميان شش سيمرغ بلورين به اين فيلم تعلق گرفت: بهترين طراح صحنه و لباس( امير اثباتی)، بهترين صداگذار(بهمن اردلان)، بهترين چهره پرداز(محمد قومی)، بهترين موسيقی فيلم(محمدرضا عليقلی)، بهترين فيلمبردار(حميد خضوعی ابيانه) و بهترين فيلم(رضا ميرکريمی).
با اين همه همين اثر در بخش بين الملل جشنواره هيچ امتيازی کسب نمی کند.
شناسنامه فيلم
تهيه کننده و کارگردان: رضا ميرکريمی ـ فيلمنامه نويس: رضا ميرکريمی، محمدرضا گوهری ـ فيلمبردار: حميد خضويی ابيانه ـ تدوين: بهرام دهقان ـ طراح صحنه و لباس: امير اثباتی ـ صدا: بهمن اردلان ـ موسيقی: محمدرضا عليقلی ـ بازيگران: مسعود رايگان، الهام حميدی، افشين هاشمی و ... ، محصول حوزه هنری
مديا كاشيگر از”دفتر يادداشت” ميگويدبازيها خوب بود، كارگرداني خوب بود. هر چند نمايش در بخش پاياني كمي طولاني به نظر ميآمد و جا داشت كه پنج يا شش دقيقه از نمايش كوتاه شود.
![]() |
پژوهشگران آمريکائی معتقدند به حل يکی از معماهای چندين صد ساله مردمشناسی در مورد نخ بافته هائی که از اينکاها به جا مانده نزديک تر شده اند.
اين متخصصين می گويند به نظر می رسد يک دسته از گره ها در اين نخ بافته ها معرف نام يک شهر است.
اگر اين يافته تأييد شود اين اولين کلمه ای ست که از بقايای تمدن از دست رفته آمريکای جنوبی مفهوم شده است.
رشته نخ های رنگی که به هم گره زده شده اند و به آنها خيپو می گويند ظاهرا برای کارهای حسابداری مصرف می شده اند.
پژوهشگران معتقدند پيدا کردن رمز يکی از اين خيپوها احتمالا به گره گشائی بقيه آنها کمک خواهد کرد.
اسم محل
گری اورتون و کری برزاين، استادان دانشگاه هاروارد، برای رمزگشائی ٢١ خيپو از کامپيوتر کمک گرفته اند.
آنها نقش تکرار شونده ای با سه گره در خيپوها پيدا کرده اند که معتقدند نشانه اينست که آن مجموعه ها از شهر پوروچوکو، محل کاخ اينکا، آمده است.
اين دو استاد در گزارشی که در نشريه ساينس منتشر کرده اند می گويند: "ما استنتاج کرده ايم ترتيب اين گره ها در ابتدای خيپوها نشانه محل، توپونيم، آنها يعنی پوروچوکوست."
"ما معتقديم هر خيپوئی که در دواير دولتی با اين گرهبافت به جائی می رفته بلافاصله برای مسئولان اداری مشخص می شده که حساب آن به کاخ پوروچوکو مربوط است."
بسياری از پژوهشگران در اين قول که خيپوها با حسابداری ارتباط داشته اند اتفاق نظر دارند اما تا به حال هيچکس نتوانسته بود آنها را رمزگشائی کند.
داستان های باستانی
اين پژوهشگران می گويند يافته های آنها با آنچه در باره اينکاها می دانيم همخوانی دارد.
آقای اورتون در سخنانی که خبرگزاری رويتر از او نقل کرده می گويد: "اين کار به ما درکی از نحوه پيچيده همگذاری، حفظ و استفاده از اطلاعات در بين اينکا ها می دهد."
او معتقد است با اين کشف مجموعه ای از نام مکان های اينکا معلوم خواهد شد و برای نخستين بار بخشی از خيپو به جای عدد با حروف مرتبط می شود.
به گفته آقای اورتون ٧٠٠ خيپوی شناخته شده وجود دارد که دو سوم آنها ترکيبات عددی هستند اما بقيه احتمالا سر نخ و کليد اطلاعات تاريخی و قصه اند.
آقای نورتون می گويد:" ما فکر می کنيم آن خيپوها روائی هستند."
انسان وعروسک يكي از تعلق خاطرهاي من استفاده از پرسپكتيو است. در نمايش”دختر انار” نيز سه جنگ در آن واحد روي صحنه رخ ميداد. در صحنههاي پسر سكهاي و سقاي اين نمايش به وضوح از اين تكنيك استفاده كردهام. دوست دارم در كار عروسكي كه دنياي خودش را دارد به سينما نزديك شوم.
|
||||
| امروز، دوازده ماه اوت، ۵۰ سال از درگذشت يكى از نويسندگان به نام آلمان ميگذرد. صحبت از توماس مان خالق آثار جاودانهاى همانند "بودنبروكها" و برنده جايزه ادبى نوبل در سال ۱۹۲۹ است. |
|
|||||
الهه من و خلوت عمو پناه
به مناسبت اولين سالمرگ حسين پناهي، نمايشنامه”الهه من و خلوت عمو پناه” در خانه هنرمندان خوانده شد. ”الهه من و خلوت عمو پناه” دومين نمايشنامه محمد احمدينيا است كه تحت تاثير هشت سال دوستي با مرحوم حسين پناهي، گفتوگوها و درد و دلهاي عموحسين، نوشته شده است.
گزارشي از تمرين نمايش«پنجرهها» نوشته و کارگرداني فرهاد آييشدر پنجرههاي آييش علي نصيريان، مائده طهماسبي، سعيد ذهني، فرهاد آييش، افشين هاشمي، ليلي رشيدي، محمدرضا جوزي، علي هاشمي، رحيم نوروزي، اتابک نادري، بهاره رهنما، افسانه چهرهآزاد و شاهرخ فروتنيان بازي خواهند کرد.
![]() |
روز يکشنبه 7 آگوست، در پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم لوکارنو، از عباس کيارستمی، فيلمساز ايرانی، به عنوان 'يکی از بزرگترين کارگردانان فيلمسازی معاصر ايران' با اهدای جايزه يوزپلنگ طلايی افتخاری تقدير شد. |
نمايش « ماشين نشينها » در خانه نمايش
نمايش « ماشين نشينها » به كارگرداني حسن سرچاهي، پس از نمايش خسيس از 16 مرداد در خانه نمايش اداره تئاتر روي صحنه خواهد رفت.
حسن سرچاهي، در گفتگو با سايت ايران تئاتر گفت: اين نمايش نوشته علي خودسياني است كه به زندگي يك راننده تريلي پرداخته كه پس از دو سال و نيم با پول زياد به خانه بر ميگردد و اين در حالي است كه زن او در اين مدت زندگي را به سختي اداره كرده و حال زندگي گذشته خود را مرور ميكند.
كارگردان نمايش « ماشين نشينها » در ادامه گفت: در اين نمايش حميد ابراهيمي، ساقر عزيزي ايفاي نقش دارند. همچنين رضا كوهستاني دستيار كارگردان و پيمان شيخي مسئول روابط عمومي اين نمايش هستند.
گفتني است اين نمايش چهارشنبه 22 تير ماه توسط هيئت بازبيني اداره تئاتر مورد ارزيابي قرار گرفته و براي اجراي عموم تأييد شده است.
|
|||||
|
موسسه فيلم آمريکا جايزه دستاورد يک عمر فعاليت هنری خود را در مراسمی به جورج لوکاس، رشته فيلمهای 'جنگ ستارگان' اعطاء کرد. در اين مراسم جورج لوکاس اين جايزه را از استيون اسپيلبرگ دريافت کرد. | ||
![]() |
جشنواره و جایزهی ادبی اصفهان | ||
| زاون قوكاسيان در كنار فاطمه معتمدآريا (بازيگر سرشناس سينما) | |||
![]() |
خاک بم | ||
.... مردي مثل هيچ كس ....مراسم بزرگداشت”حسين پناهي” برگزار شد
یکشنبه 9 امرداد 1384 ساعت 11:20:00 AM
مراسم بزرگداشت”حسين پناهي” عصر روز گذشته با حضور هنرمندان، علاقهمندان و مديران مجموعه تئاترشهر و به همت خانه تئاتر و همكاري موسسه دارينوش در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر برگزار شد. [ متن کامل ]
![]() |
آلبوم جديد مايکل جکسون خواننده آمريکايی که مجموعه ای از پرطرفدارترين آهنگ های اوست با عدم استقبال مردم آمريکا روبرو شده است. |
نقدي بر نمايش”فنز” به نويسندگي و كارگردان محمد رحمانيانمحمد رحمانيان كارگرداني است كه با ذكاوت و تيز هوشي فرصت را در اختيار بازيگرانش ميگذارد تا به باوري درست از نقش برسند و اين آزادي عمل در رفتار آنان مشهود است
![]() |
صداى مردم يونان | ||
![]() |
آغاز رياست جمهوری محمد خاتمی سبب شد تا موسيقی در ايران از يک وضعيت برزخی و بلاتکليفی به در آمده و گام در دوران ثبات خود بگذارد. |
![]() |
تسخير جشنواره ونیز
جورج کلونی بازيگر سينمای آمريکا که چندی است در زمينه کارگردانی نيز فعال شده و دومين فيلمش را در مقام کارگردان به تازگی به پايان برده، در شصت و دومين جشنواره فيلم ونيز حضور خواهد داشت. |
![]() |
جایزه ادبی منتقدان مطبوعات | ||
![]() |
دادگاهی در هلند محمد بويری، مسلمان مراکشی تابع اين کشور را که به قتل تئو ون گوگ، فيلسماز هلندی، اعتراف کرده و آن را اقدامی در دفاع از اسلام خوانده بود به حبس ابد محکوم کرده است. |
بهرام بيضايي از تئاتر شهر خداحافظي ميكندنمايش”مجلس شبيه در ذكر مصايب استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين” نوشته و كار بهرام بيضايي جمعه ـ هفتم مرداد ماه ـ در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر به اجراهاي خود پايان خواهد داد.به گزارش سايت ايران تئاتر از روابط عمومي مجموعه تئاترشهر، اين نمايش پس از گذراندن 24 اجراي موفق، جمعه شب ـ هفتم مرداد ماه ـ در حالي به اجراي خود پايان ميدهد كه پيش تر احتمال تعداد اجراي بيشتري از آن ميرفت. [ متن کامل ]
نمايش فيلم تنهام نگذار در فرهنگسراي شفق
فيلم داستاني تنهام نگذار به نويسندگي و كارگرداني عليرضا توانا و بازيگري پريسا شاهنده و ايرج شهزادي و با صداي پرويز پرستويي و آهو خردمند روز پنجشنبه 6 مردادماه ساعت 6 عصر در فرهنگسراي شفق براي عموم علاقه مندان به نمايش درمي آيد .
در اين فيلم 33 دقيقه اي كه در سال 82 و 83 توليد شده هنرمندان به نامي مانند تورج منصوري ، ملك جهان خزاعي و بهرام دهقان فيلمبرداري ، طراحي صحنه و لباس و تدوين آن را بر عهده داشته اند .
داستان فيلم درباره ي محمد است كه در آستانه ي مرگ از همه گريخته است تا شاهد جان كندنش نباشند . مرجان همسرش او را مي يابد و عاشقانه مجابش مي كند كه با او به سفر پر اميدي بيايد . مسافر به راه مي افتد در حالي كه شگفت زده در مي يابد هم سفرش را در جاي ديگري ، هم زمان به خاك سپرده اند و ....
هنرمندان و هنردوستان مي توانند فيلم تنهام نگذار را به طور رايگان در تالار نمايش فرهنگسراي شفق واقع در پارك شفق ( يوسف آباد ) تماشا كنند . براي هماهنگي مي توانيد با سعيد زين العابديني ، روابط عمومي فيلم - 09123506380 - تماس بگيريد .
































