تبليغاتX
آسمانه
يك جنگ كودكانه!
 
سايت ايران تئاتر -  سرویس يادداشت نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
نمايش”دو متر در دو متر جنگ” در ابعادي جهان شمول به جنگ‌ و ضديت‌ با جنگ مي‌پردازد، بديهي است كه حميدرضا آذرنگ به عنوان نويسنده و نيما دهقان به عنوان كارگردان براي اولين بار در دنيا يك اثر ضدجنگ خلق نكرده‌اند اما آن چه از اين دو هنرمند جوان ايراني مي‌بينيم، به لحاظ كيفيت جزء آثار برجسته‌اي است كه در كشورمان با چنين مضموني خلق و اجرا شده است.
حميدرضا آذرنگ در آثار قبلي خود نيز مانند”روزي روزگاري آبادان” و”اين كدام پنجشنبه است” استراتژي خود را در برابر مفهوم جنگ اعلام كرده بود، اما در آن دو اثر جغرافيا و محدوده خاصي را براي محتواي اثر تعيين مي‌كرد اما در”دو متر در دو متر جنگ” هيچ مرز و جغرافيايي براي آن تعيين نشده است. قرار است كه در يك وضعيت ساده و قابل فهم جنگ مورد بررسي قرار گيرد. بايد در اين موقعيت بسته و محدود زيبايي و زشتي‌هاي جنگ علني شود. چهار آدم كه دو به دو مقابل هم ايستاده‌اند، آن هم براي دو متر خاك نازنين! اين دو به فرمانده و سرباز تقسيم شده‌اند و حالا بايد در چالش با يكديگر استراتژي قابل در‌ك‌تري را براي برتري خود اعلام كنند. در حالي كه رفته رفته به اين نكته پي مي‌برند بيهوده تقلا كرده‌اند تا خاك ديگري را تصاحب كنند. خاكي كه در نهايت جسد آنان را در خود مي‌بلعد و به نيستي آن‌ها صحه مي‌گذارد.
بازي با مفهوم جنگ آن هم در شكل و قالب طنز اهميت اثر را افزايش مي‌دهد. يك عده آدم كه نمونه‌اي از آدم‌هاي كل هستي هستند، بايد رو در روي هم قرار گيرند تا پاسخ گوي عده‌اي قليل از جاه طلبان باشند.
نيما دهقان ميزانسن‌هاي خود را بر پايه تفكر بازي‌هاي كودكانه پيش مي‌برد. او مي‌داند كه تمسخر كردنِ جنگ به شكل جدي نتيجه خوبي ندارد، بايد با خنداندن همه چيز را از پايه و ريشه رو كرد. جنگ در تمام دوره‌ها و مكان‌ها نكوهش شده است اما جاه طلبان هرازگاهي جنگ‌هاي خونين در دنيا راه مي‌اندازند و البته هميشه هم جزء شكست‌ و نابودي چيز ديگري عايدشان نخواهد شد. براي آن كه اين بازي‌هاي نابرابر هيچ گاه برنده‌اي نخواهد داشت، چون همه در هم تنيده‌اند و جزء لاينفك هم هستند.
نيما دهقان در يك مكان محدود تصويري بزرگ و ژرف از جنگ مي‌سازد. يك ميدان كه بيشتر شبيه رينگ بوكس است. كارگردان محدوده جنگ را از فضاي خاص تماشاگران كه ناظران واقعي جنگ در تمام دنيا هستند، جدا مي‌سازد. تماشاگران در دو سوي ميدان جنگ نشسته‌اند تا تقابل آدم‌هاي نمايش به موازات نگاه‌هاي آدم‌هاي خارج از ميدان جنگ پيش برود.
همه تنش‌ها به نرمي و بازي گوشانه در همين فضاي محدود شكل مي‌گيرد. فانتزي ملايمي بر ناملايمات جنگ سيطره مي‌يابد تا همه چيز رنگ غيرواقعي به خود بگيرد. كارگردان بر آن بوده تا با شيرين جلوه دادن خطرهاي ناشي از جنگ با يك پارادوكس محكم تماشاچي را ميخكوب كند. حالا تماشاگر چاره‌اي جزء قبولاندن آن چه مي‌بينيد، بر خود ندارد.
اين بازي از ابتدا با يك سري واژه مانند”تولد، كودكي، آموزش، ارتباط، زن و جنگ” شروع مي‌شود. جنگ را با عشق مي‌خواهند عوض كنند اما جنگ يا همان مرگ و نابودي بر افكار عمومي سيطره مي‌يابد تا در دلِ يك رويارويي تراژيك و دردانگيز رخنه كند.
ميزانسن‌ها بر پايه تداعي تمثيل‌هايِ كودكانه و فانتزي‌گونه سر و سامان مي‌گيرد. بازيگران هيچ لحظه جدي‌اي را تصوير نمي‌كنند براي آن كه فضا و امكانات صحنه‌اي و اجرايي چنين فرصتي را از آنان مي‌گيرد. با اين تعابير بازيگران هم مجبورند از تخيل و تجسم خود براي برقراري ارتباطي دو سويه استفاده كنند. البته گاهي اين ارتباطات با تكيه بيش از حد به مراودات زباني از آن حس و حال تمثيلي خارج مي‌شود و پهلو به واقعيت‌هاي روزمره مي‌زند. شايد اين لحظات مانع از بروز افكار و تصاوير استعاري در حد اعلا شود و شايد هم چاره‌اي جزء اين نوع ارتباط برقرار كردن نبوده براي آن كه ضرباهنگ و پيش بردن نمايش نيز از ابزارهاي مهم رسيدن به يك هماهنگي دو سويه با تماشاگران است. شايد بداهه گويي‌ها لازم بوده و واژگان خاصِ متن بايد قدري از حالت معمولي، مانند رفتارها و تصاوير نمايش دور مي‌ماند. به هر تقدير با وجود اين لغزش‌ها باز هم نمايش در ارتباط گرفتن با تماشاگر موفق نشان مي‌دهد.
آن چه در پايان شكل مي‌گيرد، فضاي نمايش را از حالتِ معمول و كودكانه خارج مي‌سازد، چهار روح در شب مهتابي از بالا به جسد‌هاي خاك گرفته خود در روي زمين مي‌نگرند. فضا كاملاً سورئال و فرا واقع گرايانه مي‌شود. گويي همه چيز از آن بالا مورد بازي و تمسخر واقع شده است. بنابراين منطق اجرايي نيز از پيدايش اين حركت تكميل مي‌شود. به عبارت بهتر از ابتدا قرار نبوده كه ماهيت اتفاقات آشكارا بر تماشاگر روشن شود بلكه ذره ذره همه اتفاقات به وقوع مي‌پيوندد تا در پايان دريابيم از بالا به پايين نگاه مي‌شده است. اين بيهودگي فقط از آن بالا بيشتر نمود عيني مي‌يابد.
سينا رازاني، فرزين صابوني، عليرضا محمدي و هدايت هاشمي نيز از اين فرصت طلايي براي بازيگوشي‌هاي كودكانه استفاده مي‌كنند. شايد در كمتر اثري اين قدر فرصت‌ رها بودن براي هويت بخشي به درونيات خويش بيابند. همين رهايي در بازي و حس‌هاي آن نيز در حد بالايي نمود مي‌يابد.
حسِ پاياني فرزين صابوني از بودنِ يا نبودنِ ‌مادرش بر زمين با تمامي حس‌هاي شادي بخش كليت اجرا متفاوت و از تمامي حس‌ها تاثيرگذارتر است.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:15 PM |

گاهي درنگ لازم بود
 
سايت ايران تئاتر -  سرویس گزارش نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
محسن حسيني، استاد دانشگاه و كارگردان تئاتر روز شنبه ساعت 6 بعدازظهر سخنراني‌اش را با موضوع”تئاتر تجربي” در جمع علاقه‌مندان در تالار سايه تئاترشهر شروع كرد.
او بايستي در زمان محدود 2 ساعت و 30 دقيقه درباره تاريخچه”تئاتر تجربي” سخنراني ‌مي‌كرد و براي آن كه بهتر حضار در جريان مباحث علمي قرار گيرند، بخش‌هايي از آثار تئاتري برخي از اين كارگردانان تجربي دنيا به نمايش گذاشته شد.
بايد اذعان داشت كه در زمان 150 دقيقه نمي‌توان به طور خلاصه و فشرده درباره تئاتر تجربي صحبت كرد. به خصوص اين كه محسن حسيني قرار بود توضيح مفصلي درباره آنتونن آرتو، جان كيج و تادئوش كانتور بدهد. مطئناً هر يك از اين بزرگان را در چند جلسه به طور فشرده مي‌توان تحليل كرد.
اين استاد دانشگاه در ابتدا درصدد برآمد تا توضيح مفصلي درباره واژه‌ها و اصطلاحاتي مانند”اكسيون”، ”هپنينگ” و”پرفورمنس” بدهد. باز هم درباره اين اصطلاحات بايد ساعت‌ها وقت صرف شود تا فقط در حد مترادف كردن چند كلمه توضيحات خلاصه نشود.
محسن حسيني تلاش كرد همه چيز را به طور فشرده و كپسوله شده ارائه كند كه بسياري از عناوين، تاريخچه و مشروحات آماده شده از طرف او ناگفته باقي ماند. حتي حسرت ديدنِ‌ بريده‌اي از آثار جان كيج و ديگر سردمداران پرفورمنس آرت به دلِ تماشاگران باقي ماند، براي آن كه فقط تادئوش كانتور بود كه براي دقايقي با هنرش از آن‌ها پذيرايي كرد.

بازي با ميكروفن
وي سخنراني خود را با مقدمه‌اي از استانيسلاوسكي، كارگردان روسي و تئوريسين بزرگ تئاتر علمي(شيوه بازيگري ناتورئاليستي) آغاز كرد. توضيحاتي كه از روي نوشتار قرائت مي‌شد و آن قدر تندخواني در آن به كار آمده بود كه هيچ نكته‌اي دستگير شنونده نمي‌شد. جالب‌تر اين كه محسن حسيني به عنوان يك تئاتري درصدد بازي با ميكروفن برآمد و آن را از خود دور ساخت تا بي واسطه و با بيان اصيل و انساني صدايش را به گوش شنوندگان برسد. اين لحظات نيز به گونه‌اي يك اجراي پرفورمنس به نظر مي‌آمد، براي آن كه ضمن يك سخنراني لحظات دراماتيك و گفتاري قابل تعمق و ژرف به وقوع مي‌پيوست.
او معتقد بود كه پرفورمنس از قبل بوده و كسي كه مدعي آغازگر خلق آن باشد، به گونه‌اي دانسته‌هاي خود را زير سوال برده است. از منظر حسيني، اوريپيد يكي از پايه‌گذاران پرفورمنس در زمان يونان باستان است. از سوي ديگر هيچ تئاتري به طور خصوصي در زمينه تئاتر تجربه نكرده و بلكه هر كسي بنا بر تجربيات ديگر افراد تجربيات خود را به جلو رانده است.
اين كارگردان پرفورمنس را اصولاً يك حركت سياسي قلمداد كرد كه بعداً با تئاتر مزدوج شده است. به اعتقاد او:«تادئوش كانتور عليه جنگ ويتنام طي يك جنبش خياباني اعتراض خود را اعلام كرد.»
وي در ادامه از رضا عبدو به عنوان فرزند خلف آنتونن آرتو ياد كرد و گفت:«او تئوري‌هاي تئاتر خشونت را در صحنه متجلي ساخت.»
كارگردان”اورفه” درباره هنر”آكسيون” توضيح داد:«اين هنر هرگز كارگرداني نمي‌شود. در آن بازيگري وجود ندارد كه نقش بازي كند. آكسيون كاملاً سياسي است و پس از جنگ دوم جهاني ايجاد شده است. در اين هنر رخدادهاي سياسي مطرح مي‌شود و در آن به دنبالِ طرح پرسش هستند. در آن از درس اخلاقي و قهرمان سازي خبري نيست.»
وي افزود:«آگوستو بوال در پاريس به دليل كمبود پوشاك بچه در يك فروشگاه به همراه تعدادي از بازيگران تئاتر يك موقعيت معترضانه را طراحي و اجرا مي‌كند. در اين بازي تماشاگران(مردم) نيز وارد بازي(عمل) مي‌شوند و اعتراض خود را درباره اين معضل اجتماعي(كمبود پوشاك) مطرح مي‌سازند.»
نام‌ها و نشانه‌ها
محسن حسيني در اين سخنراني به تندي از كنار نام‌ها و نشانه‌هايي مي‌گذشت كه شنيدن اطلاعات دقيق‌تر از آن‌ها كمك شاياني به درك مطالب مي‌كرد. شايد اين هم از نقاط ضعف سخنراني حسيني باشد كه در يك زمان محدود واژگان سنگيني را پيش روي داشته باشد. شنيدن نام افراد و اصطلاحاتي مانند بوريس بوژار، رابرت ويلسون، ليوينگ تياتر، هنر باهاوس، پيتر هانتكه، كلاوس پيمان، آوانگارد نو، ذن بوديسم، مارسل دوشان، تئاتر شرق، تئاتر مردگان، تئاتر و طاعون، تئاتر و همزادش، كاندينسكي، باله، باله نو يا آوانگارد و... نياز به درنگ از سوي سخنران و شنونده داشت كه اين اتفاق نيفتاد. شايد اين سخنراني كليد جست‌وجوگري را براي حضار زده باشد، اگر حسيني موفق شده باشد كه چنين اتفاقي را براي ذهنِ مخاطبش فراهم كند، آن وقت باز هم مي‌توان به تاثير اين نوع سخنراني كردن در درازمدت اميدوار شد.
نقش جنون
كارگردان”شهرزاد و هفت قصه‌اش” در ادامه درباره آنتونن آرتو گفت:«او در آغاز قرن بيستم تاثير زيادي از اجراي”شاه آبو” آلفرد ژاري گرفت. آرتو بر اين اساس علاقه‌مند به متون سورئاليستي و اغراق بازيگران شد.»
وي افزود:«آرتو در 1925 عليه روشنفكران و هنر نظم‌پذير اعتراض مي‌كند. او خود را كارگرداني مي‌كند و زندگي هنرمند با هنرش تلفيق مي‌شود. آرتو نقش جنون را بازي مي‌كند و علاقه‌مند به”هملت” مي‌شود چون هملت نيز نقش يك ديوانه را بازي مي‌كند.»
بنا بر سخنراني محسن حسيني، آنتونن آرتو در دو سخنراني خود به نام‌هاي”تئاتر و طاعون” و”تئاتر و شقاوت” در 1946 پس از خروج از تيمارستان نظرات خود را بيان مي‌كند.»
وي افزود:«آنتونن آرتو تا 6 ماه پس از سخنراني دوم خود مفقود بود و در 1947 فوت كرد.»
در ادامه اين سخنراني، جان كيج و گروه”كوهستان سياه” كه در سال 1952 اولين پرفورمنس گروهي را در اروپا عليه آثار متعارف شكل مي‌‌دهند، مطرح شد.
جان كيج به اتفاق چند هنرمند ديگر(باله، مجسمه‌ سازي و نقاشي و فلسفه) در يك شب اتفاق مهمي را طراحي و اجرا مي‌كنند كه پايه گذار شيوه پرفورمنس آرت مي‌شود.
محسن حسيني پايان سخنراني خود را به مرور آثار تادئوش كانتور اختصاص داد و گفت:«او خود در آثارش به عنوان كارگردان حاضر مي‌شد و با اين كارش نفرت بازيگران را برمي‌انگيخت. او خود را با اين كار رابط بازيگر و تماشاگر مي‌دانست. كانتور مبدع تئاتر مرگ بود و هميشه از زندگي شخصي‌اش در آثارش الهام مي‌گرفت.»
وي افزود:«كانتور در آخرين اثرش به نام”امروز روز تولد من است” فرا رسيدن مرگِ خود را پيش بيني كرده بود. او پس از هفت شب اجرا فوت كرد.»
پس از جلسه سخنراني، در مدت 30 دقيقه جلسه پرسش و پاسخ تشكيل شد. در اين جلسه محسن حسيني درباره مسئله زمان در پرفورمنس آرت گفت:«در هنر پرفورمنس خيلي سخت‌تر به مسئله زمان و زمان بندي در يك اثر هنري توجه مي‌شود.»
تاويل پذيري
وي درباره تاثير هنرمنوتيك بر پرفورمنس گفت:«تاويل پذيري يكي از شاخصه‌هاي پرفورمنس است به اين دليل كه به ازاي تعداد تماشاگر برداشت و تاويل از يك اجرا مي‌‌تواند وجود داشته باشد. هنر مفهومي هم اساساً بر پايه هنرمنوتيك شكل مي‌گيرد و از اين منظر اصلاً غلط وجود ندارد بلكه هر فرد بنا بر ذوق و سليقه و تفكرش با اثر همسو مي‌شود و يا عليه آن ايستادگي مي‌كند.»
محسن حسيني معتقد است كه هنر پرفورمنس نفي كننده اصل”لذت” نيست و در عين حال شايد نوع آن با ديگر آثار متفاوت باشد و افزود:«هنرِ‌ رضا عبدو با خشونت شكل مي‌گرفت و او اصلاً موافق با لذت بردن تماشاگر نبود بلكه مي‌خواست تماشاگرش را عصبي كند.»
محسن حسيني در پايان درباره ويژگي‌هاي يك اثر پرفورمنس گفت:«اين نوع هنر هم بر پايه طرح و ايده شكل گرفته و توسط تئوريسين‌ها و منتقدان به تدريج فرموله شده است. اما هنر پرفورمنس به سه ويژگي عمده خلاصه مي‌شود. اول اين كه خط روايت داستاني مستقيم ندارد. دوم اين كه، در اين هنر زندگي شخصي و اثر هنري در هم تلفيق مي‌شود. سوم اين كه هنر بدن و جسماني در آن يك اصل است.»
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:59 PM |
 سينما نمي‌ ميرد

- رضا آشفته‌ : نشست‌» جذابيت‌ در سينما« با حضور بهروز افخمي‌ و حسين‌ معززي‌نيا عصر روز چهارشنبه‌ 28 ارديبهشت‌ ماه‌ در تالار فرهنگسراي‌ هنر تهران‌ برگزار شد. در ابتداي‌ جلسه‌، فيلمي‌ از شهيد سيدمرتضي‌ آويني‌ به‌ نام‌ »عالم‌ هيچكاك‌« پخش‌ شد كه‌ اين‌ فيلم‌ براساس‌ مقاله‌ »جذابيت‌ در سينما«ي‌ مرتضي‌ آويني‌ و با تدوين‌ و طراحي‌ حسين‌ معززي‌نيا شكل‌ گرفته‌ است‌.
در ابتداي‌ جلسه‌، حسين‌ معززي‌نيا، منتقد و مستندساز درباره‌ جذابيت‌ در سينما گفت‌: »به‌ راحتي‌ نمي‌توان‌ درباره‌ اين‌ موضوع‌ بحث‌ كرد و يا قاعده‌ خاصي‌ را براي‌ آن‌ تدوين‌ كرد.« وي‌ افزود: »مرتضي‌ آويني‌ در سال‌هاي‌ 66 تا 68 كه‌ سينماي‌ ايران‌ به‌ سمت‌ گونه‌اي‌ از فيلم‌هاي‌ عارفانه‌، متاؤر از سينماي‌ پاراجانف‌ و تاركوفسكي‌ و ديگران‌ مي‌رفت‌، اين‌ مقاله‌ را نوشته‌ است‌. آويني‌ در اعتراض‌ به‌ فيلم‌هاي‌ عارفانه‌ دهه‌ 60 ايران‌ مي‌خواست‌ از طريق‌ اين‌ مقاله‌، مسوولان‌ را نسبت‌ به‌ سينماي‌ جذاب‌ و درعين‌حال‌ داراي‌ مفاهيم‌ ماورايي‌ آگاه‌ سازد. او مي‌خواست‌ با تحليل‌ آؤار هيچكاك‌، ضمن‌ اشاره‌ به‌ جذابيت‌هاي‌ تكنيكي‌، اشاره‌اي‌ نيز به‌ لحظات‌ ماورايي‌ آن‌ آؤار بكند.«
بهروز افخمي‌ در ابتداي‌ سخنان‌ خود با اشاره‌ به‌ بيتي‌ از ملامحمد فضولي‌، شاعر قرن‌ 10 هجري‌، دوران‌ افول‌ سينماي‌ جهان‌ را با دوران‌ افول‌ شعر كلاسيك‌ ايران‌ مقايسه‌ كرد و گفت‌: »در قرن‌ دهم‌ نظم‌ و شعر ايراني‌ به‌ مرحله‌اي‌ از شكوفايي‌ رسيده‌ بود كه‌ ديگر شاعران‌ نمي‌توانستند با شعرهاي‌ خود مردم‌ را سر ذوق‌ بياورند.« وي‌ افزود: »شايد سينماي‌ جهان‌ امروز به‌ مرحله‌اي‌ رسيده‌ باشد كه‌ تمامي‌ امكانات‌ بالقوه‌اش‌ بالفعل‌ شده‌ باشد.«
افخمي‌ در ادامه‌ با شك‌ و ترديد در به‌ پايان‌ رسيدن‌ اوج‌ شكفتگي‌ سينما گفت‌: »تصوير متحرك‌ به‌ مرور زمان‌ با اضافه‌ شدن‌ صدا و رنگ‌ امروز تقريبا به‌ مرحله‌اي‌ رسيده‌ است‌ كه‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ اگر اوج‌ و شكوفايي‌آن‌ هنوز هم‌ تمام‌ نشده‌ باشد دست‌كم‌ نزديك‌ به‌ پايان‌ است‌.«
وي‌ افزود: »سينماگران‌ آينده‌ فريادي‌ مانند ملامحمد فضولي‌ سر خواهند داد، چون‌ پيش‌ از آنها آنقدر سينماگران‌ از تكنيك‌هاي‌ عجيب‌ و غريب‌ استفاده‌ كرده‌اند كه‌ ديگر هيچ‌ تكنيكي‌ براي‌ تجربه‌ شدن‌ باقي‌ نگذاشته‌اند.« افخمي‌ ادامه‌ داد: »حالا با اين‌ شرايط‌، فيلمسازي‌ كه‌ بتواند تكنيك‌ يا شيوه‌ تازه‌تري‌ را عرضه‌ بكند آؤارش‌ ديده‌ خواهد شد«. بنا به‌ گفته‌ كارگردان‌ فيلم‌ »عروس‌«، چه‌ فيلمسازاني‌ كه‌ براي‌ نخبگان‌ فيلم‌ مي‌سازند و چه‌ آنها كه‌ براي‌ عامه‌ مردم‌ فيلم‌ مي‌سازند من‌بعد آنهايي‌ موفق‌ هستند كه‌ كار تازه‌تري‌ را بر پرده‌ بياورند. وي‌ افزود: »در تلويزيون‌ همچنان‌ سري‌دوزي‌ و توليد انبوه‌ حاكميت‌ دارد اما در سينما آنكه‌ بتواند كار تازه‌اي‌ خلق‌ كند كارش‌ خريدار دارد و اين‌ تازگي‌ با هر قيمتي‌ كه‌ باشد امروز مصرف‌ دارد. جالب‌ اينكه‌ پس‌ از او تعداد زيادي‌ فيلمساز از آن‌ كار تازه‌ آنقدر تقليد مي‌كنند تا كهنه‌ شود.«بهروز افخمي‌ با اشاره‌ به‌ اينكه‌ هر پديده‌اي‌ از لحظه‌ تولد تا مرگ‌ تاريخي‌ دارد، گفت‌: »سينما در 80 سال‌ پيش‌ دوره‌ كودكي‌ خود را سپري‌ مي‌كرد و خيلي‌ها تصور نمي‌كردند كه‌ اصلا سينما به‌ مرحله‌ جواني‌ و پس‌ از آن‌ پا بگذارد.« وي‌ افزود: »الان‌ امكانات‌ تكنولوژيك‌ سينما از امكانات‌ ذهني‌ انسان‌ جلوتر زده‌ است‌. اين‌ يكي‌ از نشانه‌هاي‌ پايان‌ اين‌ پديده‌ است‌.«
كارگردان‌ »روز فرشته‌« در ادامه‌ سخنانش‌ گفت‌: »پس‌ از 1927 و با ناطق‌ شدن‌ سينما، خيلي‌ها به‌ اين‌ باور رسيدند كه‌ سينما با جذابيت‌هاي‌ تكنولوژيك‌ مي‌تواند تبديل‌ به‌ پديده‌اي‌ ماندگار شود.« وي‌ افزود: »بعد از آن‌ رنگ‌، پرده‌هاي‌ عريض‌ و صداي‌ دالبي‌ به‌ مرور بر جذابيت‌هاي‌ تكنولوژيك‌ سينما افزوده‌ است‌.«
كارگردان‌ شوكران‌ با اشاره‌ به‌ جمعيت‌ 200 ميليوني‌ آمريكا پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ گفت‌: »مردم‌ در آن‌ زمان‌ به‌طور متوسط‌ پنج‌ بار در هفته‌ به‌ سينما مي‌رفتند كه‌ آمار فروش‌ در هر هفته‌ به‌ يك‌ ميليارد نفر مي‌رسيد اما در زمان‌ حاضر با توجه‌ به‌ رشد جمعيت‌ و پيشرفت‌هاي‌ تكنولوژيك‌، آمار فروش‌ ساليانه‌ به‌ يك‌ ميليارد و 200 ميليون‌ نفر مي‌رسد. پايين‌ آمدن‌ تعداد تماشاچيان‌ نشانه‌اي‌ ديگر از افول‌ سينما در دنياست‌. با اين‌ وجود مي‌توان‌ تصور كرد كه‌ رمز ماندگاري‌ سينما در تبديل‌ شدن‌ آن‌ به‌ چيز ديگري‌ است‌.«
بهروز افخمي‌ در پاسخ‌ به‌ پرسشي‌ از طرف‌ حضار كه‌ سينما مرگ‌ ندارد گفت‌: »تعبير مرگ‌ سينما را با مسامحه‌ به‌ كار برده‌ام‌ و اين‌ به‌ معناي‌ كم‌اهميت‌تر شدن‌ سينماست‌ و نه‌ مرگ‌ آن‌.« وي‌ درباره‌ اينكه‌ آيا امكانات‌ تكنولوژيك‌ باعث‌ كم‌ اهميت‌ شدن‌ سينما شده‌ است‌ گفت‌: »گاهي‌ امكانات‌ تكنولوژيك‌ مانند تلويزيون‌ به‌ مرور زمان‌ باعث‌ كم‌اهميت‌ شدن‌ سينما شده‌ است‌ و از طرف‌ ديگر با توسعه‌ امكانات‌ تكنولوژيك‌ صوتي‌ و تصويري‌ روزبه‌روز سينما نيز به‌ طرف‌ اوج‌  گرفتن‌ پيش‌ رفته‌ است‌.«  
افخمي‌ در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ فردي‌ كه‌ فيلم‌ »گاو خوني‌« را به‌ لحاظ‌ فرم‌ روايت‌، تازه‌ مي‌دانست‌ اما به‌ دليل‌ تخطي‌ از تعريف‌ سينما، تماشاچي‌ نداشته‌ است‌، گفت‌: »بله‌، من‌ هم‌ به‌ تازگي‌ در سينما معتقدم‌ اما با اين‌ شرط‌ كه‌ با تعاريف‌ سينما مغايرتي‌ نداشته‌ باشد.« وي‌ افزود: »ما نمي‌توانيم‌ اين‌ حق‌ را از فيلمسازان‌ بگيريم‌ كه‌ كار نكنند اگر بازار طبيعي‌ )عرضه‌ و تقاضا( فيلمساز را نفي‌ نكند او مي‌تواند به‌ كارش‌ ادامه‌ بدهد.«
همچنين‌ حسين‌ معززي‌نيا در اين‌ نشست‌ درباره‌ بحران‌ مخاطب‌ گفت‌: »اين‌ يك‌ مساله‌ جهاني‌ است‌ كه‌ افخمي‌ هم‌ به‌ آن‌ اشاره‌ كرد. به‌ هر حال‌ نمي‌توان‌ در برابر گرايش‌ مردم‌ به‌ جذابيت‌هايي‌ غير از سينما مقاومتي‌ كرد و هيچگونه‌ فرهنگ‌سازي‌ براي‌ تداوم‌ ارتباط‌ مردم‌ با سينما وجود ندارد.«
وي‌ در پاسخ‌ به‌ ساختن‌ فيلم‌ بنا به‌ نظر شخصي‌ فيلمسازان‌ گفت‌: »گاهي‌ فيلمسازي‌ بنا بر نظر شخصي‌ خود يك‌ رمان‌ را تبديل‌ به‌ فيلم‌ مي‌كند، گاهي‌ يك‌ فيلم‌ پرمخاطب‌ مي‌سازد، گاهي‌ هم‌ يك‌ تفكر را براي‌ مخاطبان‌ محدودتري‌ مي‌سازد. اين‌ تفكرات‌ شخصي‌، گونه‌ها و شيوه‌هاي‌ سينمايي‌ را به‌ وجود مي‌آورد.«افخمي‌ درباره‌ استقلال‌ فيلمسازان‌ ايراني‌ براي‌ توليد فيلم‌ گفت‌: »اصلاص در ايران‌ تمايلي‌ حتي‌ براي‌ استقلال‌ محدود آنان‌ وجود ندارد، اما تلويزيون‌ انحصاري‌ نگهداشته‌ شده‌ با اين‌ فرض‌ كه‌ نظارتي‌ بر آن‌ وجود دارد.« وي‌ افزود: »تقليل‌ تماشاگران‌ سينماي‌ ايران‌ با سينماي‌ دنيا متفاوت‌ است‌. در ايران‌ سينما به‌ طور عمدي‌ تخريب‌ مي‌شود.«
بنا بر نظر بهروز افخمي‌ با توجه‌ به‌ تولد انسان‌هاي‌ تازه‌ در دنيا، سينما نمي‌ميرد، اما به‌ تعداد ؤابتي‌ تماشاچي‌ بسنده‌ مي‌كند. گفتني‌ است‌ كيومرث‌ پوراحمد كه‌ قرار بود در اين‌ نشست‌ سخنراني‌ داشته‌ باشد به‌  دليل‌ مسافرت‌، حضور نداشت‌.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:54 PM |
اين‌ خانواده‌ كوچك‌ و كوچك‌تر شد

اعتماد ملي‌ - رضا آشفته‌:

جلسه‌ مطبوعاتي‌ انجمن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ خانه‌ تئاتر صبح‌ روز شنبه‌ 30 ارديبهشت‌ماه‌ در سالن‌ آمفي‌تئاتر خانه‌ تئاتر برگزار شد.
اين‌ جلسه‌ به‌ منظور تشريح‌ فعاليت‌هاي‌ اين‌ انجمن‌ از آغاز تا امروز و چگونگي‌ حضور انجمن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ در يازدهمين‌ جشنواره‌ بين‌المللي‌ نمايش‌ عروسكي‌ تهران‌ مبارك‌ با حضور فريبا رئيسي‌، - رئيس‌ انجمن‌ - آزاده‌ انصاري‌، منشي‌ انجمن‌ و فرناز بهزاد بازرس‌ انجمن‌ و جمعي‌ از خبرنگاران‌ مطبوعات‌ و خبرگزاري‌هاي‌ كشورمان‌ تشكيل‌ شد.آزاده‌ انصاري‌، در ابتداي‌ جلسه‌ با توجه‌ به‌ فعاليت‌ يك‌ و نيم‌ ساله‌ انجمن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ گفت‌: »ما پيوسته‌ در جلسات‌ اين‌ انجمن‌ درباره‌ مشكلات‌ خود از قبيل‌ بودجه‌، قراردادها، سالن‌ها و جشنواره‌هاي‌ عروسكي‌ بحث‌ كرده‌ايم‌. ما براي‌ آنكه‌ بهتر بتوانيم‌ مشكلات‌ خود را حل‌ و فصل‌ كنيم‌، طي‌ جلسه‌اي‌ كه‌ با حسين‌ پارسايي‌، رئيس‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ گذاشتيم‌، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيديم‌ كه‌ در مركز كانون‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ تشكيل‌ شود.«وي‌ افزود: »رئيس‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ از ما خواست‌ كه‌ اسامي‌ افراد را براي‌ تشكيل‌ كانون‌ ابلاغ‌ كنيم‌.
ما نام‌ 8 نفر را اعلام‌ كرديم‌ كه‌ عبارت‌ بودند از: اردشير كشاورزي‌، هما جديكار، بهروز غريب‌پور، ماندانا كريمي‌، آزاده‌ انصاري‌، فريبا رئيسي‌، علي‌ پاكدشت‌ و يوسف‌ صديق‌. البته‌ پيش‌ از اين‌ ما به‌ طور متفق‌القول‌، جواد ذوالفقاري‌ را به‌عنوان‌ رئيس‌ كانون‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ انتخاب‌ كرده‌ بوديم‌ كه‌ وي‌ به‌ دليل‌ ضعف‌ جسماني‌ و مسائل‌ شخصي‌ از پذيرش‌ چنين‌ امري‌ كناره‌گيري‌ كرد.« بنابراين‌ حسين‌ پارسايي‌ از ميان‌ 8 عنوان‌ پيشنهاد علي‌ پاكدست‌ را به‌عنوان‌ رئيس‌ كانون‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ انتخاب‌ كرد.فريبا رئيسي‌ با توجه‌ به‌ امكان‌ اجراي‌ عمومي‌ 4 نمايش‌ برگزيده‌ جشنواره‌ دهم‌ عروسكي‌ تهران‌ مبارك‌ گفت‌: »هيچ‌ ضمانتي‌ براي‌ اجراي‌ عمومي‌ آؤار شركت‌كننده‌ در جشنواره‌ عروسكي‌ وجود ندارد
براي‌ آنكه‌ هيچ‌ نكته‌اي‌ در اين‌ زمينه‌ در فراخوان‌ امسال‌ قيد نشده‌ است‌.«
وي‌ افزود: »4 اؤر برگزيده‌ جشنواره‌ سال‌ 83 در سال‌ 84 امكان‌ اجراي‌ عمومي‌ در تئاتر شهر را يافتند، به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ 5 ميليون‌ تومان‌ به‌عنوان‌ كمك‌ هزينه‌ و 80 درصد فروش‌ گيشه‌ براي‌ گروه‌هاي‌ عروسكي‌ در نظر گرفته‌ شد براي‌ آنكه‌ هيچ‌ اعتباري‌ براي‌ آؤار عروسكي‌ در نظر گرفته‌ نشده‌ بود. اما اين‌ نوع‌ قرارداد بستن‌ در شان‌ هنرمندان‌ تئاتر عروسكي‌ نيست‌ چون‌ اين‌ نوع‌ نمايش‌ هم‌ به‌ دليل‌ ساخت‌ عروسك‌ و دكور هزينه‌بر است‌ و اين‌ هزينه‌ در حد آؤار صحنه‌اي‌ است‌ و شايد در برخي‌ از موارد خيلي‌ بيشتر.«فريبا رئيسي‌ از دير شدن‌ زمان‌ اعلام‌ فراخوان‌ يازدهمين‌ جشنواره‌ بين‌المللي‌ عروسكي‌ تهران‌  مبارك‌ انتقاد كرد و گفت‌: »متاسفانه‌ اين‌ فراخوان‌ بدون‌ اعلام‌ شدن‌ نام‌ دبير جشنواره‌ تنظيم‌ شده‌ است‌، در صورتي‌ كه‌ ما بايد بدانيم‌ كه‌ اين‌ فراخوان‌ از طرف‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ است‌ يا كانون‌ نمايشگران‌ عروسكي‌.«
وي‌ افزود: »اولويت‌بندي‌ فراخوان‌ هم‌ يك‌ ايراد بزرگ‌ است‌ چون‌ هنرمندان‌ از سال‌ 83 تاكنون‌ درباره‌ جشنواره‌ امسال‌ به‌ دنبال‌ طرح‌ و متن‌ اجرايي‌ مورد نظر بوده‌اند اما امسال‌ اولويت‌ با قصه‌ها و متل‌هاي‌ ايراني‌ شده‌ است‌ كه‌ چنين‌ رويكردي‌ نياز به‌ پژوهش‌ دارد و پس‌ از آن‌ هم‌ زمان‌ خاصي‌ براي‌ نگارش‌ صرف‌ خواهد شد. با توجه‌ به‌ آنكه‌ كمتر از 4 ماه‌ تا زمان‌ برگزاري‌ جشنواره‌ باقي‌ مانده‌ است‌، چنين‌ چيزي‌ محقق‌ نخواهد شد.«رئيس‌ انجمن‌ نمايشگران‌ تئاتر عروسكي‌ با توجه‌ به‌ بي‌برنامگي‌ در جشنواره‌ هم‌ كه‌ منجر به‌ ضعيف‌ شدن‌ عمده‌ كارهاي‌ شركت‌كننده‌ در آن‌ جشنواره‌ شد گفت‌: »الان‌ هم‌ هيچ‌ برنامه‌ مدون‌ و منطقي‌اي‌ پيش‌ روي‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ قرار نگرفته‌ است‌. مطمئنا با اين‌ بي‌برنامگي‌ همانند 2 سال‌ گذشته‌ جشنواره‌ يازدهم‌ نيز با كارهاي‌ ضعيف‌ و غيرشاخا روبه‌رو مي‌شود.«وي‌ افزود: »اگر قرار باشد كه‌ جشنواره‌ ضعيف‌ برگزار شود، بهتر است‌ كه‌ هزينه‌ جشنواره‌ صرف‌ توليد آؤاري‌ براي‌ اجراي‌ عمومي‌ شود.«اين‌ كارگردان‌ نمايش‌ عروسكي‌ در ادامه‌ اعلام‌ كرد كه‌ او در كنار جواد ذوالفقاري‌، زهرا صبري‌، فريبا رئيسي‌، يوسف‌ صديق‌ و علي‌ پاكدست‌ جزو هيات‌مديره‌ كانون‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ معرفي‌ شده‌اند. اين‌ كانون‌ تاكنون‌ 2 جلسه‌ غيررسمي‌ و دوست
انه‌ داشته‌ و تاكنون‌ به‌ طور رسمي‌ وارد عمل‌ نشده‌ و هيچ‌ نوع‌ شرح‌ وظايفي‌ براي‌ آن‌ مشخا نشده‌ است‌.اين‌ گروه‌ 3 نفره‌ از انجمن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ تاكيد كردند كه‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ تاكنون‌ فرصتي‌ براي‌ توليد آؤار شاخا عروسكي‌ فراهم‌ نكرده‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ به‌ سمت‌ توليدات‌ تلويزيوني‌ رفته‌اند و به‌ تدريج‌ اين‌ خانواده‌ كوچك‌ و كوچك‌تر شده‌ است‌.آنها از رئيس‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ درخواست‌ كردند كه‌ در شان‌ هنرمندان‌ نمايش‌ عروسكي‌، برنامه‌هاي‌ خود را براي‌ آينده‌ تدوين‌ كند تا آنان‌ نيز در فضايي‌ برابر و متعادل‌ بتوانند كار كنند.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:48 PM |
آن‌ها با اشك ايران را ترك كردند!
 
 
سايت ايران تئاتر -  سرویس گزارش نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
آروند دشت‌آراي؛ كارگردان نو جو و خلاق ايراني است كه در مدت زمان كوتاه با ارائه آثاري در خور توجه تبديل به چهره‌اي قابل اعتنا شد.
او توانست با اجراي”پروانه و يوغ” در ايران و فرانسه ارتباطي بين بازيگران دو كشور آسيايي و اروپايي برقرار سازد. همچنين دشت‌آراي دوره‌هاي كارگرداني و بازيگري خود را در ايتاليا گذرانده است. همين‌ها دلايل محكمي براي تهيه گزارشي از نظرگاه‌هاي او درباره موضوع”تئاتر ايران در عرصه‌ بين‌‌المللي است كه در ادامه مي‌خوانيد:
ضرورت ارتباط فرهنگي
در صد سال اخير با پديده‌هايي مواجه شده‌ايم كه پيش از اين با آن برخوردي نداشتيم. ايجاد كشورهاي بين‌المللي، يعني كشورهاي چند فرهنگي، از جمله اين موارد است. در حال حاضر شاهد هستيم كه يك خانم هندي با يك آقاي انگليسي ازدواج كرده و بچه آن‌ها در ايتاليا بزرگ مي‌شود. از اين قبيل كوچك شدن مرزهاي جغرافيايي به وفور ديده مي‌شود. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه مرزها و فرهنگ‌هاي چند مليتي در هم ادغام شده‌اند. در كشوري مثل استراليا، كانادا، آمريكا و انگليس(كشوري كه به آن هفتاد و دو ملت مي‌گويند) خانواده‌هايي را مي‌بينيم كه از چنين پيچيدگي‌هايي برخوردار شده‌اند. اين طبعاً در كشورهاي خارج از اروپا نيز به تدريج تاثيرگذار است.
ارتباط در صد سال اخير خيلي راحت‌تر شده و فواصل بين آدم‌ها با توجه به تكنولوژي موجود خيلي گسترده‌تر و راحت‌تر شده است. به ناچار ارتباط فرهنگي جزء لاينفك زندگي ما به شمار مي‌آيد. اگر خودمان را بررسي كنيم، از رفتارشناسي، از پوشاك، از خوراك، از نوع انديشه و شيوه زندگي‌مان درمي‌يابيم كه هر بخشي از يك فرهنگ و مليت خاص برداشت شده است. به ناچار اين نوع ارتباطات به روند تئاتر، هنرهاي نمايشي، تجسمي و كاربردي تاثيرگذار است.
اجراهاي بينافرهنگي
در صد سال اخير اجراهاي بينا فرهنگي به وجود آمده و پديده‌اي است كه بيشتر با توجه به تجربياتي كه پيتر بروك، آرين منوشكين و ديگران در نقاط مختلف در ارتباط با هنرمنداني از مليت‌ها و فرهنگ‌هاي گوناگون آثار در خور تاملي را خلق كرده‌اند.
اين كارگردان‌ها با سفرهاي متعدد در اقصي نقاط دنيا و تبادل اطلاعات فرهنگي به موقعيت‌هاي مشترك فرهنگي رسيده‌اند.
پژوهش فرهنگي
من مبناي كار خود را پژوهش فرهنگي قرار داده‌ام. آن چه در پي‌‌اش هستم، به آن”تئاتر غير متعارف” گفته مي‌شود. بنابراين اسم تئاتر خود را”تئاتر تجربي ـ پژوهشي” گذاشته‌ام. به نظرم تئاتر پژوهشي درست‌تر از تئاتر تجربي است. يعني ما رخوتي نسبت به موضوعي داريم و به آن نگاه مي‌كنيم.
انقلاب صنعتي، انقلاب اطلاعات، انقلاب كشاورزي و... به طور موازي در ايران دريافت مي‌شود. جامعه ما سنتي است كه در آن انقلاب صنعتي در حال شكل گيري است و اطلاعات به آن هجوم آورده است و... اين پديده‌ها ما را به يك عكس‌العمل‌ وامي‌دارد. اين عكس‌العمل شامل پژوهش كردن در يك سري پديده‌هاست. در تئاتر نيز تئاتر پژوهشي در چالش‌گري با تئاتر متعارف است.
با خردمند
دوره‌هايي پيش شهرو خردمند در ايتاليا ديده‌ام. خردمند پيش از انقلاب در كارگاه نمايش به همراه آربي آوانسيان، آشور باني‌پال بابلا و اسماعيل خلج گروه مستقلي داشت. او هم اكنون در ايتاليا يك تئاتر مستقل دارد و به عنوان بانوي اول كشور ايتاليا شناخته شده است. سالن شهرو خردمند در شهر رم يك سالن شناخته شده و مطرح است.
متد جان مارتين
همچنين در متد جان مارتين شركت كردم. اين متد در زمينه بازيگري است كه 2 سال از زمان مطرح شدنش مي‌گذرد. متد جان مارتين را در دوره‌هاي بينا فرهنگي آموختم. اين متد شامل مجموعه‌اي از تمرينات، نگاه تئاتري و آموزش به بازيگر و شناخت بازيگري است كه از اجماع تمام فرهنگ‌هاي دنيا اتفاق مي‌افتد. با يك نگاه پايه در مجموعه‌اي گردآوري شده است تا به بازيگران مجموعه‌اي از تعليمات بازيگري دنيا و فرهنگ‌هاي مختلف را آموزش دهند.
پروانه و يوغ
در سال گذشته با همراهي اعضاي گروهم و چند بازيگر برجسته از گروه‌هاي ديگر ايراني و همچنين دعوت از تعدادي از بازيگران فرانسوي يك دوره ورك‌شاپ در ايران برگزار شد. در اين دوره نمايشي به نام”پروانه و يوغ” با نويسندگي محمد چرم‌شير شكل گرفت.
ما يك سال براي بازيگران فرانسوي اعتمادسازي كرديم تا توانستيم آن‌ها را به ايران دعوت كنيم. براي اولين بار بعد از انقلاب بود كه يك گروه خارجي براي كار كردن در ايران مستقر مي‌شدند. يك ماه تمرين و بعد اجرا جزء برنامه‌ ما بود. بازتاب اوليه اين حركت اعتمادسازي بود، براي آن كه آن‌ها با حضور در گالرهاي نقاشي، سالن‌هاي سينما و تئاتر و خانواده‌هاي ايراني توانستند به نگرش تازه‌اي از زندگي و فرهنگ ايراني برسند. تقريباً‌90% اين افراد دوباره مي‌خواهند به ايران برگردند.
اين بازيگران فرانسوي پيش از سفر و كار در ايران با داده‌هاي رسانه‌هاي غربي به تصوري غلط از كشورمان رسيده بودند اما با حضور در ايران با فرهنگي غير قابل انكار روبرو شدند. آن‌ها با اشك ايران را ترك كردند.
در”پروانه و يوغ” علاوه بر تجربه تئاتري، دو فرهنگ ايراني و فرانسوي با يكديگر در ارتباط بودند. در اين ارتباط ما نيز از فرانسوي‌ها نكته‌هايي را آموختيم.
اجراي”پروانه و يوغ” در ايران همراه با يك سري سخنراني درباره فرهنگ فرانسه در خانه هنرمندان ايران اجرا شد. استقبال از اين نمايش در ايران خيلي خوب بود و ما مجبور شديم كه چندين اجرا بگذاريم. متاسفانه به لحاظ نقد و تحليل بازتاب در خور توجهي نداشت، من انتظار داشتم كه تحليل‌گران و منتقدان تئاتر درباره برخورد دو زبانه نظرات خود را در مطبوعات منعكس كنند.
در فرانسه استقبال بهتر بود. در شبي كه مشهور به شب سفيد است در تمام فرانسه در چنين شبي جشن مي‌گيرند. در شب سفيد خيلي از”پروانه و يوغ” استقبال شد. دو نقد محكم درباره كار نوشته شد. همچنين از نمايش ما دعوت شد كه 30 شب ديگر در پاريس اجرا شود. بيشترين نكته‌اي كه برايم اهميت داشت، ارتباطي بود كه بين ما و فرانسوي‌ها شكل گرفت.
فرانسوي‌ها حتي به اين نكته رسيدند كه ايراني‌ها به لحاظ داشتن تئاتر عقب مانده نيستند. آن‌ها خوشحال بودند از اين كه مي‌ديدند ايراني‌ها با نگاه خودشان ونسان ونگوگ غربي‌ها را معرفي مي‌كردند. همچنين به دليل استقبال از متن قرار شد كه آن متن با ترجمه تينوش نظم‌جو در فرانسه چاپ و منتشر شود.
از ديگر اتفاقات اين ارتباط دو سويه، تشكيل يك كارگاه بازيگري تحت نظر من در فرانسه است كه در آينده به وقوع مي‌پيوندد. ناگفته نماند كه قرار بود در نمايش”راه رفتن در ميان ابر با چشمان بسته” نيز در كنار هدا ناصح يك بازيگر انگليسي بازي كند و متاسفانه بنا بر دلايلي اين مهم اتفاق نيفتاد.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:18 AM |
 يك‌ خانه‌تكاني‌ اصولي‌

- رضا آشفته‌ :

 اين‌ روزها دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ تهران‌ درصدد هستند تا پس‌ از بيست‌ و اندي‌ سال‌ كه‌ از آغاز انقلاب‌ فرهنگي‌ و تصويب‌ طرح‌ درس‌هاي‌ اين‌ دانشكده‌ها مي‌گذرد، يك‌ خانه‌تكاني‌ اصولي‌ انجام‌ دهند.
آنچه‌ در آن‌ زمان‌ تصويب‌ شده‌ با مقتضيات‌ زمان‌ پيش‌ نيامده‌ است‌ و كمبودها و نارسايي‌هاي‌ امروز آن‌ بسيار دست‌ و پاگير شده‌ و به‌ لحاظ‌ تئوريك‌ نمي‌تواند جوابگوي‌ زحمات‌ علاقه‌مندان‌ به‌ هنر تئاتر و تحصيل‌ آكادميك‌ آنان‌ باشد. در اين‌ گزارش‌ استادان‌ بنام‌ دانشگاه‌هاي‌ تهران‌ درباره‌ اين‌ طرح‌ درس‌ها نقد و نظر خود را ارائه‌ مي‌كنند تا مسوولان‌ امر را براي‌ ضرورت‌ تصويب‌ طرح‌ درس‌هاي‌ نو آماده‌تر سازند.
هر دانشكده‌ بنا بر ميل‌ خود
منصور براهيمي‌، استاد دانشكده‌ سينما - تئاتر، طرح‌ درس‌هاي‌ فعلي‌ را نابسامان‌ مي‌داند و مي‌گويد: »اين‌ طرح‌ها مصوبه‌ شوراي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ نابساماني‌ بايد اين‌ اجازه‌ به‌ هر دانشكده‌اي‌ داده‌ شود تا بنا بر ميل‌ و سليقه‌ خود طرح‌ درس‌هاي‌ كاربردي‌تر را ارائه‌ كند.«
وي‌ طرح‌ درس‌ )شرح‌ درس‌(هاي‌ فعلي‌ را اصلا طرح‌ درسي‌ نمي‌داند و مي‌افزايد: »اين‌ شرح‌ درس‌ها از اصول‌ مشخصي‌ برخوردار نيستند. در آنها اهداف‌ آموزشي‌ نامشخا است‌ و هيچ‌گونه‌ رابطه‌ عمودي‌ و افقي‌ بين‌ درس‌ها وجود ندارد.«
منصور براهيمي‌ كه‌ در انتشارات‌ سمت‌ براي‌ دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ چند كتاب‌ را ترجمه‌ و تدوين‌ كرده‌ معتقد است‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ها بنا بر نياز دانشجويان‌ منتشر شده‌ اما تعدادشان‌ آنقدر كم‌  است‌ كه‌ نمي‌تواند نيازهاي‌ پژوهشي‌ آنها را برآورده‌ كند.
وي‌ بنا بر ارتباط‌ نظام‌ عمودي‌ و  افقي‌ دروس‌ تحصيلي‌ معتقد است‌ كه‌ بايد كارگاه‌هاي‌ عملي‌ و آموزشي‌ همسو با درس‌هاي‌ تئوريك‌ باشد.
تجديدنظر كلي‌
دكتر مسعود دلخواه‌ استاد دانشگاه‌ تربيت‌مدرس‌ هم‌ از جمله‌ پيروان‌ تجديدنظر كلي‌ در طرح‌ درس‌هاي‌ دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ است‌ و مي‌گويد: »اين‌ به‌ معناي‌ بد بودن‌ تمام‌ دروس‌ و كارگاه‌هاي‌ عملي‌ نيست‌ اما اين‌ طرح‌ درس‌ها بنابر نيازهاي‌ عملي‌ دانشجويان‌ تنظيم‌ نشده‌ است‌.«
وي‌ مي‌افزايد: »در دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ بازيگري‌ 1، 2، 3، 4 و پيشرفته‌ وجود دارد اما هيچ‌ ارتباطي‌ مابين‌ اين‌ دوره‌ها نيست‌. يعني‌ هيچ‌ تعريف‌ مشخصي‌ براي‌ دنبال‌ كردن‌ اين‌ دوره‌ها وجود ندارد و هر استادي‌ بنا بر ميل‌ و سليقه‌ خود درس‌ مي‌دهد. بنابراين‌ برخي‌ از اصول‌ مقدماتي‌ آموزش‌ داده‌ نمي‌شود و گاهي‌ اين‌ آموزش‌ها فراتر از دوره‌هاي‌ پيش‌نيازي‌ دانشجويان‌ است‌. بايد اين‌ آموزش‌ها به‌ طور مشخا و روشمند براي‌ استادان‌ مشخا شود تا دانشجويان‌ نيز از آموزش‌هاي‌ عملي‌ خود به‌ نتيجه‌اي‌ برسند و سردرگم‌ نمانند.«
اين‌ استاد تربيت‌مدرس‌ معتقد است‌ كه‌ همزمان‌ با دروس‌ عملي‌، تئوري‌ و فلسفه‌ تمرين‌ها و درس‌ها توضيح‌ داده‌ شود و مي‌افزايد: »از واحدهاي‌ ضروري‌ مي‌توان‌ به‌ تئوري‌ نقد، فلسفه‌، مديريت‌ هنري‌ و اخلاق‌ هنري‌ نام‌ برد كه‌ در حال‌ حاضر در حد ضرورت‌ در دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ تدريس‌ نمي‌شوند.«
وي‌ همچنين‌ به‌ گزينش‌ غلط‌ دانشجويان‌ و كمبود امكانات‌ و افزايش‌ تعداد دانشجويان‌ و پايين‌ آمدن‌ سطح‌ كيفي‌ آموزش‌ به‌ دليل‌ روشمند نبودن‌ انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: »بنا بر دلايل‌ فوق‌ دانشجويان‌ تمايلي‌ به‌ كتاب‌ خواندن‌ ندارند و در مجموع‌ نمي‌توان‌ با چنين‌ طرح‌ درس‌هايي‌ به‌ آينده‌ تئاتر دانشجويي‌ خوشبين‌ بود.«
گريز از نخبه‌گرايي‌  
دكتر قطب‌الدين‌ صادقي‌ كارگردان‌ و استاد دانشگاه‌ بزرگ‌ترين‌ اشكال‌ وارد بر دروس‌ دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ را كهنگي‌ آنها مي‌داند و مي‌گويد: »آنچه‌ براي‌ پرورش‌ به‌ لحاظ‌ عملي‌ و تئوريك‌ در نظر گرفته‌اند، كاملا كهنه‌ است‌ و نمي‌تواند با تئاتر روز دنيا برابري‌ كند.«
وي‌ افزود: »دومين‌ مورد، زائد بودن‌ برخي‌ از دروس‌ است‌. اين‌ درس‌ها يا ارتباطي‌ با هنر ندارند، يا اينكه‌ اصلا نمي‌توانند منطبق‌ با نيازهاي‌ دانشجويان‌ نقشي‌ در تفكر و زيبايي‌شناسي‌ آنان‌ داشته‌ باشند.«
اين‌ استاد دانشگاه‌ معتقد است‌ كه‌ خيلي‌ از اين‌ دروس‌ طرح‌ درس‌ مشخا ندارند و نمي‌توان‌ به‌ راحتي‌ بين‌ درس‌هاي‌ مقدماتي‌ و پيشرفته‌ ارتباط‌ برقرار ساخت‌. يعني‌ آنچه‌ در سال‌ دوم‌ درس‌ داده‌ مي‌شود، مي‌تواند تكرار آموزش‌ آن‌ در سال‌هاي‌ اول‌ يا سوم‌ باشد.
وي‌ از آشنا نبودن‌ اكثر استادان‌ از محتواي‌ دروس‌ انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: »85 تا 90 درصد استاداني‌ كه‌ دروس‌ مرتبط‌ با تئاتر دنيا را تدريس‌ مي‌كنند، حتي‌ يك‌ بار هم‌ پايشان‌ را به‌ خارج‌ از كشور نگذاشته‌اند.«
قطب‌الدين‌ صادقي‌ همچنين‌ از نابرابر بودن‌ تعداد دانشجويان‌ و استادان‌ مي‌گويد: »تعداد استادان‌ ما براي‌ 2 دانشكده‌ كفايت‌ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ ما نزديك‌ به‌ 15 دانشكده‌ تئاتري‌ داريم‌. بنابراين‌ تعداد زياد دانشجويان‌ كيفيت‌ آموزش‌ را پايين‌ مي‌آورد.«
وي‌ از مدعيان‌ نخبه‌گرايي‌ در امر گزينش‌ و آموزش‌ دانشجويان‌ تئاتري‌ است‌ و شرايط‌ فعلي‌ را نيز متناسب‌ با نيازهاي‌ روز جامعه‌ نمي‌داند. صادقي‌ همچنين‌ كمبود فضاي‌ آموزشي‌ مناسب‌ را يكي‌ از موانع‌ بازدارنده‌ در پيش‌ بردن‌ طرح‌ درس‌هاي‌ دانشجويان‌ تلقي‌ مي‌كند و مي‌گويد: »بايد طرح‌ درس‌ها عوض‌ شود و در مكان‌هاي‌ مطلوب‌ و با استادان‌ برجسته‌ و صاحب‌ اؤر، تاليفات‌ و خلاقيت‌هاي‌ ويژه‌ آموزش‌ تئاتر در سطح‌ دانشگاهي‌ تدريس‌ شود.«
طرح‌هاي‌ نو
كتايون‌ فيض‌مرندي‌ استاد دانشكده‌ هنر و معماري‌ دانشگاه‌ آزاد نيز از به‌ روز نبودن‌ طرح‌ درس‌ها انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: »بايد اين‌ طرح‌ درس‌ها تغيير كند و تاكنون‌ يك‌ سري‌ از دانشكده‌ها براي‌ تغيير آن‌ اقداماتي‌ كرده‌اند. تا آنجا كه‌ من‌ مطلع‌ هستم‌ دانشكده‌ هنرهاي‌ زيبا جديدا طرح‌ درس‌هاي‌ جديد را براي‌ تصويب‌ ارائه‌ كرده‌ كه‌ با متممي‌ براي‌ تغييرات‌ اساسي‌تر روبه‌رو شده‌ است‌.«
وي‌ مي‌افزايد: »2 سال‌ پيش‌ نيز دانشگاه‌ آزاد طرح‌ درس‌هاي‌ جديد را ارائه‌ كرد كه‌ در آن‌ به‌ دروس‌ كاربردي‌ توجه‌ بيشتري‌ شده‌ است‌.«
اين‌ استاد دانشگاه‌ از تكراري‌ بودن‌ برخي‌ از دروس‌ گلايه‌ مي‌كند و مي‌گويد: »نمايش‌ در ايران‌، شيوه‌هاي‌ كارگاهي‌ نمايش‌ در ايران‌، تعزيه‌ و اجراي‌ نمايش‌ كارگاهي‌ از جمله‌ موارد متشابه‌ هستند كه‌ بايد طي‌ يك‌ واحد مشخا تدريس‌ شوند.«
وي‌ افزود: »وقتي‌ به‌ دانشجويان‌ تاريخ‌ تئاتر تدريس‌ مي‌شود، از تاريخ‌ تئاتر معاصر چشم‌پوشي‌ شده‌ است‌.«
كتايون‌ فيض‌مرندي‌ كه‌ از استادان‌ طراح‌ صحنه‌ است‌، از عدم‌ استفاده‌ از امكانات‌ جديد مانند كامپيوتر در چنين‌ رشته‌اي‌ انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: »واحدهايي‌ مانند كامپيوتر، حجم‌سازي‌، عكاسي‌ و خيلي‌ از موارد ديگر كه‌ در حال‌ حاضر وجود ندارند، مي‌تواند در به‌ روز شدن‌ دروس‌ دانشكده‌هاي‌ تئاتري‌ كمك‌ زيادي‌ بكند.«
وي‌ همچنين‌ از منتقدان‌ 2 سال‌ تحصيلات‌ عمومي‌ و 2 سال‌ تحصيلات‌ اختصاصي‌ در رشته‌ تئاتر است‌ و مي‌گويد: »بايد يك‌ سال‌ عمومي‌ و 3 سال‌ نيز فرصتي‌ براي‌ آموختن‌ دروس‌ تخصصي‌ در گرايش‌هاي‌ مختلف‌ تئاتر باشد.«
نصرا... قادري‌ نيز با تاكيد بر اينكه‌ هر 10 سال‌ يكبار بايد دروس‌ دانشگاهي‌ تازه‌ شوند مي‌گويد: »در تمام‌ دنيا چنين‌ رويه‌اي‌ رعايت‌ مي‌شود اما در كشورمان‌ از زمان‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ تاكنون‌ كوچك‌ترين‌ تغييري‌ در زمينه‌ دروس‌ دانشگاهي‌ داده‌ نشده‌ است‌.«
وي‌ افزود: »در دانشكده‌ سينما - تئاتر طرح‌ درس‌هاي‌ جديد در حال‌ تدوين‌ و آماده‌ شدن‌ براي‌ تصويب‌ و اجرا است‌.«

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:14 AM |

کو کو

            سرگشتگی را می خواند

                                 بر بلندای آسمان  

اشعار رضا آشفته را در اینجا بخوانید

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:24 PM |
امير جعفري‌ امسال‌ تئاتري‌ است‌

اعتماد ملي‌- رضا آشفته‌:

امير جعفري‌، بازيگر تئاتر، تلويزيون‌ و سينما امسال‌ قصد دارد وقت‌ خود را صرف‌ تئاتر كند و از اينكه‌ از تئاتر كمي‌ دور شده‌ ناراحت‌ است‌.
امير جعفري‌ با بيان‌ مطلب‌ فوق‌ به‌ اعتماد ملي‌ گفت‌: »قرار بود كه‌ با گروهي‌ به‌ توافق‌ برسم‌ براي‌ بازي‌ تئاتر كه‌ نشد اما در نيمه‌ دوم‌ سال‌ گروه‌ تئاتر امروز به‌ كارگرداني‌ ريما رامين‌فر و رحيم‌ نوروزي‌ دو نمايش‌ را به‌ صحنه‌ مي‌آورند كه‌ بازي‌ در آنها برايم‌ قطعي‌ شده‌ است‌.«
وي‌ افزود: »فعلا هر دو كارگردان‌ گروه‌ تئاتر امروز در حد يك‌ طرح‌ متن‌ خود را نوشته‌اند و طي‌ اتودهايي‌ كه‌ در طول‌ تمرين‌ها خواهيم‌ داشت‌، متن‌ها هم‌ شكل‌ كاملي‌ به‌ خود خواهد گرفت‌. اين‌ شيوه‌ كار گروه‌ ماست‌، بنابراين‌ نمي‌توانم‌ درباره‌ آن‌ كارها توضيحي‌ بدهم‌.«
بازيگر سريال‌ تلويزيوني‌ »بدون‌ شرح‌« گفت‌: »از تلويزيون‌ قهر نكرده‌ام‌ اما چون‌ در سال‌هاي‌ اخير وقت‌ بيشتري‌ را صرف‌ آن‌ كرده‌ بودم‌، امسال‌ مي‌خواهم‌ در صحنه‌ تئاتر باشم‌.«
بازيگر »براي‌ آخرين‌ بار« گفت‌: »سال‌ گذشته‌ فيلم‌ »مكس‌« را بر پرده‌ داشتم‌ و امسال‌ فيلم‌ »تردست‌« به‌ كارگرداني‌ محمدعلي‌ سجادي‌ پس‌ از دو سال‌ تاخير اكران‌ عمومي‌ مي‌شود. من‌ و شهرام‌ حقيقت‌ دوست‌ و نيوشا ضيغمي‌ يك‌ مثلث‌ عشقي‌ را در اين‌ فيلم‌ تشكيل‌ داده‌ايم‌. اميدوارم‌ به‌ زودي‌ »تردست‌« اكران‌ شود. گويا محمدعلي‌ سجادي‌ هنوز با سينمادارها مشكل‌ دارد كه‌ با كدام‌ گروه‌ سينمايي‌ و در چه‌ زماني‌ فيلمش‌ اكران‌ شود.«بازيگر نمايش‌ »رقا كاغذپاره‌ها« در ادامه‌ به‌ حضور خود در جشنواره‌ دهلي‌نو )هند( اشاره‌ كرد و گفت‌: »در اين‌ جشنواره‌ من‌ به‌ جاي‌ احمد ساعتچيان‌ در نمايش‌ »شكلك‌« به‌ قلم‌ نغمه‌ ؤميني‌ و كارگرداني‌ كيومرث‌ مرادي‌ بازي‌ كردم‌. اين‌ نمايش‌ در آنجا برگزيده‌ شد و پانته‌آ بهرام‌ نيز بازيگر زن‌ اول‌ شد.«
بازيگر »شب‌هاي‌ آوينيون‌« دوست‌ دارد به‌ زودي‌ در صحنه‌ تئاتر حاضر شود و اين‌ بستگي‌ به‌ توافق‌ دوجانبه‌ با گروه‌هاي‌ تئاتري‌ دارد.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:31 AM |
مبادلات فرهنگي بايد باشد
 
نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
بهروز غريب‌پور؛ رئيس مبارك يونيما، رئيس خانه هنرمندان ايران و كارگردان و نويسنده تئاتر و سينما سال‌هاست كه آثار متعددي را در صحنه و بر پرده به نمايش گذاشته است، مديريت فرهنگي او هم تاكنون زبانزد همگان بوده است.
بهروز غريب‌پور سال‌هاي متعدد دبير جشنواره‌هاي بين‌المللي عروسكي در تهران بوده و يا به عنوان معاون و مشاور در اين زمينه فعاليت كرده است. او امروز يكي از هجده تن اعضاي اصلي يونيما در جهان است. بنابراين سفرهاي خارجي و تحصيلاتش در ايتاليا اين امكان را فراهم مي‌كند كه يكي از بهترين گزينه‌ها براي بحث”تئاتر ايران در عرصه بين‌المللي” باشد.
در اين گزارش نظرگاه‌هاي او را مي‌خوانيد كه در غرفه نمايش و در سالن 35 نمايشگاه مطبوعات در سال 85 گفت‌وگو شده است.
ضرورت ارتباطات بين‌المللي
ضرورت ارتباطات بين‌المللي درست مانند ضرورت ارتباطات انساني است. همچنان كه در زمينه اقتصاد اگر خودمان توليد كنيم، خودمان مصرف كنيم و هيچ گونه صادراتي نداشته باشيم، طبيعي است كه به روستايي مي‌مانيم كه هيچ جاده‌اي با روستاها و شهرهاي همجوارش ندارد. اما اگر توليد، عرضه و صادر كنيم، به ناچار هم بايد وارد كنيم. از اين مثال اگر استنباط شود كه ارتباط بين دو روستا يا دو انسان مفيد است، طبيعتاً بين دو كشور و دو فرهنگ مبادلات فرهنگي بايد وجود داشته باشد.
با ديدن برخي از نمايش‌هاي خارجي برخي از رموز بر ما آشكار مي‌شود و ما اعتماد به نفس به دست مي‌آوريم تا بگوييم من حرفي براي گفتن دارم. خيلي از مواقع اين مسير(از مبدأ تا مقصد) با برنامه‌ريزي صورت مي‌گيرد.
امروز به لحاظ پژوهشي به يك اثر نمايشي نگاه مي‌كنيم، به درستي معلوم نيست كه سرچشمه آن ايران يا يونان، مصر يا چين و... است. انسان‌ها داراي مشتركاتي هستند كه اين مشتركات داراي صورت‌هاي ذهني و بيروني است. مهاجرت گروه‌هاي عروسكي حوزه تمدن عثماني به مصر، به يونان و ساير كشورهاي اروپايي و بازگشت اين هنر به آسيا به عنوان يك پديده جديد از صافي گذشته و پالوده بوده است، دقيقاً يك حركت مثلِ هواي كره زمين در جغرافياي فرهنگي هم دائم در حال آمد و شد بوده است. همچنان كه نمي‌توانيم بگوييم كه ابرها متعلق به آسمان يك كشور است، يك اثر فرهنگي نيز متعلق به يك گروه از آدم‌ها در جغرافيايي مشخص نيست. لاجرم بايد از ديگران آموخت و به ديگران نيز آموخت تا فضا به نفع جامعه انساني پربارتر شود.
تاثيرات جشنواره‌هاي بين‌المللي تئاتر(عروسكي)
اولين تاثيري كه مي‌گذارد اين است كه شما با امنيت خاطر به يك كشور ثاني مي‌رويد، ابتدا دغدغه‌هايي داريد. وقتي يك هفته با مردم و هنرمندان آن جا زندگي كرديد. اين فرد به گروه و كشور خودش برمي‌گردد، حتي به خود خودش برمي‌گردد و فكر مي‌كند. او فكر مي‌كند كه به يك سرزمين فرهنگي پا گذاشته است در حالي كه غربي‌ها تمايل بيشتري داشتند تا ما را به لحاظ سياسي مورد ارزيابي قرار دهند. ابتدا وقتي گروه‌هاي خارجي را براي سفر به ايران دعوت مي‌كرديم، اين مشكل را داشتيم كه مدام رايزني مي‌كرديم، تلفن مي‌زديم و نامه مي‌نوشتيم. به نوعي مي‌خواستيم ترس‌شان را كم كنيم، انگار آن‌ها را به وسط انبوهي آتش و خطر دعوت مي‌كنيم. بسياري از اين‌ها وقتي به ايران پا گذاشتند و در جشنواره شركت كردند و سطح جشنواره ما را مورد توجه قرار دادند، به اين نكته اعتقاد پيدا كردند كه نه تنها به يك سرزمين فرهنگي آمدند بلكه در اين سرزمين فرهنگي انواع هنرهاي نمايشي به چشم مي‌آمد. امروز ما بر تعداد دوستان‌مان افزوديم. امروز اگر براي دعوت به جشنواره مبارك تهران دعوت‌نامه‌اي براي آن‌ها ارسال شود، با ترديد به آن نگاه نمي‌كنند. لازم نيست كه رايزني كند كه آيا به ايران بروم يا نه؟! آن‌ها امروز براي سطح بالاي جشنواره ما حكايت‌ها كرده‌اند. در عين حال مي‌دانم كه جشنواره تئاتر عروسكي ما هنوز كاستي‌هايي دارد، ولي اين بدان معنا نيست كه آن‌ها كاستي ندارند. بضاعت بالقوه و بالفعل ما همواره آن‌ها را تحت تاثير قرار داده است.
آن چه ماحصل اين پيوند است و پديد خواهد آمد، در آينده نزديك به وقوع خواهد پيوست. به عنوان مثال، يك گروه كانادايي سي و پنج سال پيش به ايران دعوت شده بودند و در جشنواره نهم ما ميزبان آن‌ها بوديم. ديديم كه روي صحنه‌يشان عناصر بومي ايراني مثل فرش، سمار و غيره را گذاشته‌اند. اين گروه كانادايي اين نمايش را كه به زندگي ايراني‌ها اختصاص داشت، در كانادا براي بچه‌هايشان اجرا مي‌كردند. آن‌ها در سفر به ايران تحت تاثير دكوراسيون خانه‌هاي ايراني قرار گرفته بودند و با خريد اين نوع ابزار، زندگي ما را طي يك نمايش به كودكانشان آموزش مي‌دادند. طي اين سال‌ها هم تئاتر صحنه‌اي و هم تئاتر عروسكي عرصه‌هاي جديدي را پيموده‌اند. امروز در ميان اهل فرهنگ و تئاتر، هنر و تئاتر ايران از نام و اعتباري برخوردار شده است.
دعوت دو جانبه
سال‌هاي قبل وقتي گروه‌ها و مديران خارجي به ايران مي‌آمدند، مركز هنرهاي نمايشي سعي مي‌كرد كه يكي از كارها را به آن‌ها تحميل كند. امروز آن‌ها از ميان آثار ايراني انتخاب مي‌كنند و برخي از مواقع در انتخاب يك اثر مي‌مانند براي آن كه اغلب آثار قابليت بالايي دارند.
همان طور كه ما امروز از تئاتر لهستان با حرارت و شور صحبت مي‌كنيم، مطمئناً در آينده نزديك در اروپا و آمريكا از تئاتر نوين ايران صحبت خواهند كرد.
تاثير تئاتر بين‌المللي فجر
آن چه در تئاتر فجر اتفاق افتاده است، به دليل آن كه تئاتر تماس بيشتري با جامعه شهري دارد تا تئاتر عروسكي، تريبون ارزشمند‌تري براي ايران بوده است. تئاتر عروسكي چون براي گروه‌هاي خاص سني اجرا مي‌شود، كمتر مورد توجه مطبوعات و رسانه‌ها واقع مي‌شود. ولي يك اثر صحنه‌اي به طور رسمي و غير رسمي اجرا مي‌شود، موجب پديد آمدن يك موج روشنفكري مي‌شود.
ارتباطات دنباله‌دار
جشنواره‌ها مثل مراسم عروسي مي‌ماند، موقعي است كه همه سعي مي‌كنند تا با سيماي متفاوتي در يك جشن شركت كنند. ما نبايد زندگي عادي و روزمره را فراموش كنيم و بگوييم فقط بايد در عروسي‌ها همديگر را ببينيم. ما در طي سال هم بايد امكان عرضه آثار ايراني در تئاترهاي رسمي اروپايي و آمريكايي داشته باشيم، هم در طول سال از آن‌ها دعوت كنيم.
در جشنواره يك گروه فرصت پيدا مي‌كند يك يا دو اجرا داشته باشد. وقتي از يك گروه به مدت 20 تا 30 روز دعوت كنيم، آن‌ها مي‌توانند ورك‌شاپ و جلسات مختلف بگذارند و با آثار ايراني آشنا شوند. ما در اين ارتباط كمبود داريم ولي اين كمبودي نيست كه جبران نشود. .
برنامه‌هاي خانه هنرمندان ايران
ما اين روزها يك ورك‌شاپ داريم كه يك كارگردان و مدير تئاتر فرانسوي براي خانم‌ها برگزار مي‌كند. به دفعات سال 85 ما كارگاه‌هاي مختلف آموزش تئاتر يا احياي دانش تئاتري داريم، همچنين كوشش‌مان اين است كه از طريق ايراني‌هاي مقيم خارج از كشور ورك‌شاپ‌هايي در داخل خانه هنرمندان ايراني برگزار كنيم تا تجربه اين هنرمندان ايراني به هنرمندان داخل كشور منتقل شود.
آموزش آكادميك در خارج از كشور
من معتقدم كه بعد از مقطع كارشناسي اگر اين سفر صورت گيرد و استفاده از تجارب ديگران صورت گيرد، تاثيرات بسيار مفيدتري دارد و براي آن كه در مقطع كارشناسي قائل به اين شده‌ايد كه نگاهي به هنري كه آموخته‌ايد داشته باشيد و اين طور نيست كه وقتي خارج از كشور رفتيد بلافاصله تحت تاثير هر آن چه به شما مي‌دهند قرار بگيريد.
من در ايتاليا از تئاتر و سينماي ايتاليا بسيار آموختم. .از هنرهاي تجسمي و تماشاخانه‌هاي دولتي و غير دولتي آن جا بسيار آموختم. . از مجموع فضايي كه در اختيارم بود، توانستم در لحظه نهايت استفاده را ببرم. بنابراين تحصيل صرف را كافي نمي‌دانم. اين كه شما به دانشكده برويد و در كلاس حاضر شويد، بعد نمره بگيريد. تحصيل واقعي آموختن از فضاي جاري و ساري در يك كشور است.
. لهستان، ايتاليا و فرانسه را براي آموختن تئاتر پيشنهاد مي‌كنم. برخي از كشورها نظير اسپانيا در حوزه تئاتر عروسكي مدرن خيلي حرف براي گفتن دارد. در دانشكده‌ها و آكادمي‌هاي روسيه زمينه‌هاي خوبي براي تحصيل فراهم است. ما كوشش كرده‌ايم در يونيماي ايران، با انتشار وب سايت خيلي از گروه‌هاي تجربي و دانشكده‌ها كساني كه مايل هستند از دوره‌هاي كوتاه مدت يا بلند مدت آن‌ها استفاده كنند.
به هر حال هر كشوري در اروپا داراي يك رشته تجارب است كه براي دانشجوي ايراني علاقه‌مند مي‌تواند موثر باشد.
تئاتر شرق
در ژاپن آن طور علاقه‌مندي به وجود نيامده كه بخواهند به خارجي‌ها آموزش دهند. به دليل سختي و سنتي كه در فراگيري تئاترشان پيش‌بيني كرده‌اند، اين فرصت را به خارجي‌ها نداده‌اند. طبق اين سنت بايد 20 سال بياموزيم كه در مرحله بازي دهنده يك قرار بگيريم. بازيگري در آن جا در سه مرحله طولاني مدت انجام مي‌شود. اين زمان طولاني دانشجو را از آموختن بيزار مي‌كند. در هند دوره‌هاي كوتاه مدت براي آموختن كاتاكالي وجود دارد. در چين چنين دوره‌هايي اصلاً وجود ندارد. در ژاپن گروه‌هاي مدرن هستند كه فعاليت‌هايي مي‌كنند كه اين‌ها ميل به سوي اروپا و آمريكا دارند. من فكر مي‌كنم كه كشوري كه در دو زمينه كلاسيك و مدرن فعال باشد، بيشتر براي دانشجوي ايراني موثر است. در كشوري مثل ايتاليا شما مي‌توانيد از اپرا بياموزيد، كارگرداني كلاسيك و مدرن را در آن جا بياموزيد. در رُم آثار كلاسيك ببينيد، در سيسيل عروسكي سنتي ببينيد و... بنابراين اگر جغرافياي وسيعي باشد به بالا بردن دانش و تجربه شما بيشتر كمك مي‌كند. چه بسا كشورهايي ديگر هم در اين فهرست قرار گيرد كه بستگي به زباني است كه شما مي‌دانيد و علاقه‌اي كه به آن كشور داريد. اما من آموزش بعد از ليسانس را پيشنهاد مي‌كنم.
پيشنهاد براي سفرهاي خارجي
اعزام يك گروه براي دو شب اجرا در يك جشنواره خارجي هرگز تاثيري ندارد. هر گروه كه اعزام مي‌شود، حداقل 6 اجرا ببيند و براي آن كه يك جريان فرهنگي شكل بگيرد، گزارشي از وضعيت آن جشنواره و كشور ميزبان بدهد كه معلوم شود تحت تاثير قرار گرفته است. فكر مي‌كنم روش قاجاريه درست بوده است. سياسيون و جهانگران آن دوره وقتي به كشورهاي خارجي مي‌رفتند، سفرنامه مي‌نوشتند.
بايستي افراد اعزامي تجربيات خود را به سمع و نظر ديگران برسانند. ما اغلب متوجه اعزام برخي از افراد و چگونگي آن بي‌اطلاع هستيم. در حالي كه گروه‌هاي غربي وقتي به ايران مي‌آيند، خود را موظف مي‌دانند در كتاب‌ها و مجلات مقالات خود را منعكس كنند.
تئاتر تجربي
هيچ هنرمندي خود را مبرا از تجربه‌هاي نوين نمي‌دانسته است. به عبارت ديگر هنرمندان مدام در حال تجربه كردن هستند. پيتر بروك، آرين منوشكين و ديگران دائماً در حال يادگيري از فرهنگ‌هاي مختلف بودند و دائماً تجربه جديدي را مي‌آموختند. اگر به اين معني بگوييم، بايد هر هنرمندي در لحظه در حال احياي خود باشد.
برخي مثلِ گروتفسكي بعد از 25 سال كار كردن گفتند كه راهي كه رفته‌اند، اشتباه بوده است. حالا چقدر اشتباه يا درست بوده، اين نظر گروتفسكي است. او در عين حال در برخي از زمينه‌ها موفق بوده است.
تئاتر رسمي كشور بايد جايي براي تئاتر تجربي بگذارد، براي آن كه تئاتر تجربي در صدد شكستن هنجارهاي تئاتر رسمي است و گاهي در اين زمينه موفق نمي‌شود. اما همين كه شروع به ايجاد چالش مي‌كند، دوباره به اصول خودش مي‌تواند بازنگري كند. اگر تئاتر تجربي موفق باشد، برخي از تماشاگران تئاتر رسمي را به خودش جذب مي‌كند. اين تئاتر رسمي همواره در خطر از دست دادن تماشاگر است، و براي حفظ تماشاگران نياز به بازنگري دارد. يك داد و ستدي است كه ميان تئاتر رسمي و تجربي انجام مي‌شود، درواقع به وسيع كردن حوزه تماشاگر تئاتر كمك مي‌كند.
ريزش تماشاگر
اثري كه داراي ارزش‌هاي زيبايي شناسانه عميق‌تري است، مي‌تواند در زمان طولاني‌تري در صحنه باشد كه اين به نفع گروه است. نبايد مديران ملزم به اين باشند كه هر نمايش 30 اجرا داشته باشد. كارها بايد به لحاظ كارشناسي بررسي شود و نظر كارگردان در انتخاب سالن و زمان اجرا مهم نيست. نظر كارشناسي مديريت ارزشمند است كه بگويد چون كار شماي هنرمند جذابيت‌هاي عام ندارد، فرصت كمتري را به شما مي‌دهم و فرصت بيشتر را به كاري مي‌دهم كه با تماشاگر بيشتري روبرو شده است. اين تخصيص زماني باعث مي‌شود كه يك نمايش در مدت 30 شب اجرا به اندازه 5 شب اجرا تماشاگر نداشته باشد.
اگر به هنرمندي بگويد كه تماشاگر نداري، او هم بگويد كه اثر من عميق است و تماشاگر نادان، اين نظر اصلاً قابل قبول نيست. تشخيص اين كه چه كاري جذابيت بيشتري دارد، احتياج به بازنگري و كار اصولي‌تر دارد.
سفر مديران
مديران ما احتياج مبرم به سفرهاي خارجي دارند تا با اصول مديريت فرهنگي و گرداندن تالارهاي نمايشي آشنا شوند. مديران ما به صورت مقطعي مدير مي‌شوند و بعد به كار ديگري گماشته مي‌شود، در نتيجه همه تجربه‌هايشان از بين مي‌رود. هرگز هيچ برنامه ريز دولت نبايد با سرمايه ملت اين شوخي را بكند. شما يا مديري را براي گرداندن تئاتر آموزش مي‌دهيد و او را به كار مي‌گيريد يا اين كه اصلاً او به درد چنين مديريتي نمي‌خورد و لازم نيست كه به جامعه تئاتري معرفي شود.
راه‌هاي جذب نيز در مخاطب سازي بسيار اهميت دارد. اگر در روستايي يا شهري كوچك مردم شعرهاي نيمايي نمي‌خوانند اين دال بر ناداني آن‌ها نيست. براي آن كه آنان همچنان در خواندن شعرهاي حافظ و مولانا و فردوسي و ديگر شعرهاي كلاسيك دل خوش دارند. اگر قرار است كه آن‌ها به شعر نيمايي گرايش پيدا كنند بايد قياسي بين شعر نو و بحر طويلي كه اشقياء در تعزيه مي‌خوانند، انجام شود. بايد اين ارتباط‌ها را فهميد و رويش سرمايه‌گذاري كرد تا از ما نگريزند. معتقدم تئاتري‌ها مسئول هستند كه نگذارند مخاطب ما به هرز برود.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:46 PM |
 آرزوي‌ ما زنده‌ ماندن‌ مبارك‌ است‌

اعتماد ملي‌- رضا آشفته‌:

جشن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ خانه‌ تئاتر با ياد مرحوم‌ عيسي‌ رزمجو كمانچه‌نواز خيمه‌شب‌بازي‌ در تالار بتهوون‌ خانه‌ هنرمندان‌ ايران‌ روز جمعه‌ 15 ارديبهشت‌ماه‌ با حضور نصرت‌ كريمي‌، ايرج‌ راد، بهروز غريب‌پور، جواد ذوالفقاري‌، هما جديكار و رضا خمسه‌اي‌ برگزار شد.
اين‌ جشن‌ كه‌ در آخرين‌ روز هفته‌ بزرگذاشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« برگزار مي‌شد، با تحت‌الشعاع‌ قرار دادن‌ نمايش‌ عروسكي‌ »خيمه‌شب‌ بازي‌« پيش‌ رفت‌ و در اين‌ برنامه‌ به‌ جاي‌ كمانچه‌نوازي‌ از سه‌تارنوازي‌ استفاده‌ شد. البته‌ اين‌ هم‌ به‌ دليل‌ پيدا نكردن‌ يك‌ كمانچه‌نواز خبره‌ اتفاق‌ افتاد.  
نصرت‌ كريمي‌ كه‌ سال‌ها در زمينه‌ ساخت‌ ماسك‌ و مجسمه‌فعاليت‌ داشته‌ است‌، پيام‌ روز جهاني‌ تئاتر عروسكي‌ را قرائت‌ كرد.  
فريبا رئيسي‌ رئيس‌ انجمن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ خانه‌ تئاتر در ادامه‌ گوشه‌اي‌ از آرزوها و خواست‌هاي‌ اين‌ انجمن‌ را خواند و گفت‌: »اميدواريم‌ كه‌ روزي‌ تمامي‌ خواست‌هاي‌ ما تحقق‌ پيدا كند و مبارك‌ به‌ عنوان‌ نماد نمايشي‌ عروسكي‌ ايران‌ هميشه‌ زنده‌ بماند.«   
ايرج‌ راد مديرعامل‌ خانه‌ تئاتر به‌ بالاي‌ صحنه‌ دعوت‌ شد تا در تحقق‌ آرزوهاي‌ عروسكي‌ آمادگي‌ خود را اعلام‌ كند. وي‌ گفت‌: »فريبا رئيسي‌ فقط‌ منظورشان‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ نيست‌ بلكه‌ او انتظار دارد كه‌ ما براي‌ تمامي‌ تئاتري‌ها تلاش‌ كنيم‌. بايد بگويم‌ كه‌ تاكنون‌ در زمينه‌ بيمه‌درماني‌، بازنشستگي‌ و از كارافتادگي‌ حركت‌هايي‌ شده‌ است‌ و همچنين‌ درصدد هستيم‌ كه‌ تعاوني‌ مسكن‌ خانه‌ تئاتر به‌ زودي‌ ساخت‌وساز مسكن‌ موردنظر هنرمندان‌ تئاتر را فراهم‌ كند. همچنين‌ به‌ زودي‌ درباره‌ قرارداد تيپ‌ و امنيت‌شغلي‌ تئاتري‌ها وارد مذاكره‌ با مسوولان‌ مي‌شويم‌ تا به‌ نتايج‌ مطلوب‌ برسيم‌.«  
راد در اين‌ مراسم‌ شمعي‌ را با نيت‌ برآورده‌شدن‌ آرزوهاي‌ اهالي‌ تئاتر روشن‌ كرد.  
در ادامه‌ برنامه‌ها مجري‌ با طنز و شعر از تقديرشوندگان‌ جشن‌ دعوت‌ كرد تا براي‌ دريافت‌ جوايز خود بالاي‌ سن‌ بروند. در ابتدا از بهروز غريب‌پور كارگردان‌ و رئيس‌مبارك‌ يونيما با عنوان‌ »يك‌ عمر فعاليت‌ مستمر و پويا« قدرداني‌ شد كه‌ نصرت‌ كريمي‌ جوايز او را تقديم‌ كرد. بهروز غريب‌پور از انتقادات‌ مجري‌ و مبارك‌ نه‌تنها ناراحت‌ نشد بلكه‌ به‌ شوخي‌ از آنها خواست‌ كه‌ خيلي‌ راحت‌ حرف‌ دلشان‌ را بزنند. وي‌ گفت‌: »ما به‌ عشق‌ مبارك‌، تئاتر عروسكي‌ كار مي‌كنيم‌ و آرزوي‌ ما هم‌ تداوم‌ اين‌ عروسك‌ در فعاليت‌هاي‌ فرهنگي‌ است‌. هيچ‌كس‌ فكر نمي‌كرد كه‌ با رفتن‌ استادان‌ اهل‌ فن‌ خيمه‌شب‌بازي‌، روزي‌ افرادي‌ از نسل‌ جوان‌ به‌ ويژه‌ خانم‌ها بتوانند راه‌ آنها را ادامه‌ بدهند. اگر شهرزاد مبرهن‌ و مريم‌ اقبالي‌ امروز مبارك‌ شده‌اند، به‌ دليل‌ عشق‌ به‌ مبارك‌ است‌.«  
بهروز غريب‌پور هم‌ در اين‌ مراسم‌ شمعي‌ را روشن‌ كرد.  
در ادامه‌ تقديرها، شادي‌ مهدي‌پور )فعاليت‌ مستمر در زمينه‌ نمايشنامه‌نويسي‌ تئاتر عروسكي‌(، روشنك‌ روشن‌ )كارگرداني‌(، مريم‌ معيني‌ )عروسك‌گرداني‌(، محسن‌ ايمانخواني‌ )عروسك‌سازي‌( و شهرزاد مبرهن‌ )پژوهش‌ و بازي‌ در زمينه‌ خيمه‌شب‌بازي‌( به‌ صحنه‌ رفتند، با صداي‌ بلند آرزو كردند و شمع‌ روشن‌ كردند. تمامي‌ آنها براي‌ تداوم‌ خواسته‌هاي‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ و زنده‌ماندن‌ مبارك‌ عروسك‌ خيمه‌شب‌بازي‌ آرزو كردند.  
در جشن‌ نمايشگران‌ عروسكي‌ از رضا خمسه‌اي‌ استاد مسلم‌ خيمه‌شب‌بازي‌ و رفيق‌ و همكار عيسي‌ رزمجو دعوت‌ شد تا براي‌ حضار سخنراني‌ كند. او خاطراتي‌ را از ارتباطش‌ با رزمجو تعريف‌ كرد. رضا خمسه‌اي‌ گفت‌: »وقتي‌ به‌ آسمان‌ فرانسه‌ مي‌رفتيم‌، در هواپيما عيسي‌ عادت‌ داشت‌ كه‌ كمانچه‌اش‌ را فقط‌ در دست‌ راستش‌ نگه‌ دارد بي‌آنكه‌ كوچكترين‌ حركتي‌ كند.«
وي‌ افزود: »وقتي‌ به‌ عيسي‌ مي‌گفتيم‌ كه‌ حرف‌ بزن‌ مي‌گفت‌: »من‌ كه‌ دروغ‌ بلد نيستم‌، چي‌ بايد بگم‌*!«
جواد ذوالفقاري‌ مترجم‌ و استاد دانشگاه‌ هم‌ در ادامه‌ با رضا خمسه‌اي‌ وارد مناظره‌اي‌ ديدني‌ و شنيدني‌ شد. آنها گويي‌ در يك‌ نمايش‌ طنز بازي‌ مي‌كردند. خمسه‌اي‌ در اين‌ مناظره‌ به‌ ريشه‌ خيمه‌شب‌بازي‌ كه‌ به‌ كولي‌هاي‌ هندي‌ سفر كرده‌ به‌ ايران‌ برمي‌گردد، اشاره‌ كرد و از مرحوم‌ احمد خمسه‌اي‌، پدرش‌ و ديگر استادان‌ خيمه‌شب‌بازي‌ گفت‌. 
در پايان‌ مراسم‌ نيز فيلم‌ »خيمه‌شب‌بازي‌« با حضور رضا خمسه‌اي‌ و عيسي‌ رزمجو و كارگرداني‌ بهروز غريب‌پور پخش‌ شد كه‌ با استقبال‌ تماشاچيان‌ روبه‌رو شد.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:32 AM |
مخاطبان‌ اصلي‌ تئاتر را فراموش‌ نكنيم‌

رضا آشفته :‌

 تجليل‌ از همسران‌ جمشيد مشايخي‌، اكبر رادي‌، علي‌ نصيريان‌ و عزت‌ا... انتظامي‌ در مراسم‌ اختتاميه‌ هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« شنبه‌ 16 ارديبهشت‌ماه‌ 85 در تالار وحدت‌ صورت‌ گرفت‌. فاطمه‌ روستايي‌، همسر عزت‌ا... انتظامي‌ و مادر 3 فرزند كه‌ همگي‌ تحصيلات‌ عالي‌ موسيقي‌ دارند، به‌ دليل‌ مسافرت‌ در مراسم‌ حضور نداشت‌. اين‌ دو در سال‌ 1326 ازدواج‌ كرده‌اند.
فاطمه‌ بيات‌، همسر علي‌ نصيريان‌ و مادر 3 فرزند با تحصيلات‌ فوق‌ليسانس‌ در رشته‌هاي‌ ادبيات‌ تطبيقي‌، كامپيوتر و مديريت‌ است‌. او با نصيريان‌ در سال‌ 1337 ازدواج‌ كرده‌ است‌.
جمشيد مشايخي‌ در اين‌ مراسم‌ از همسرش‌، گيتي‌ افروزرئوفي‌ كه‌ مادر 3 فرزند با تحصيلات‌ عالي‌ است‌، تجليل‌ كرد. اين‌ دو در سال‌ 1336 ازدواج‌ كرده‌اند.
اكبر رادي‌ كه‌ در كتاب‌هايش‌ بارها از حميده‌ عنقا، همسرش‌ به‌ نيكي‌ ياد كرده‌ است‌، در جشن‌ اختتاميه‌ به‌ گرمي‌ از او تجليل‌ و قدرداني‌ كرد.
اين‌ دو در سال‌ 1344 ازدواج‌ كرده‌اند كه‌ ماحصل‌ آن‌ 2 فرزند پسر با تحصيلات‌ پزشكي‌ و مهندسي‌ كامپيوتر است‌.
اكبر رادي‌، نمايشنامه‌نويس‌ برجسته‌ كشورمان‌ در مورد مقام‌ والاي‌ زن‌ گفت‌: »هميشه‌ بحث‌ بر سر اين‌ موضوع‌ بوده‌ كه‌ زندگي‌ در كنار هنرمندان‌، براي‌ همسرانشان‌ بسيار سخت‌ است‌. زيرا آنان‌ بايد با حساسيت‌هاي‌ شوهرانشان‌ كنار بيايند.«
وي‌ افزود: »يك‌ هنرمند اهل‌ قلم‌ كه‌ بيشتر وقت‌ خود را به‌ دليل‌ نوشتن‌ بايد در خانه‌ بگذراند، نياز به‌ آرامشي‌ مضاعف‌ دارد. زمينه‌سازي‌ اين‌ آرامش‌ توسط‌ همسرش‌ امكان‌پذير مي‌شود. با آن‌ كه‌ ما مدام‌ قهرمان‌ مي‌سازيم‌، پرسشم‌ اين‌ است‌ كه‌ قهرمان‌ واقعي‌ در اين‌ ارتباط‌ كيست‌* او كه‌ وارد عمل‌ مي‌شود يا كسي‌ كه‌ شرايط‌ عمل‌ را مي‌سازد. به‌ نظرم‌ تمركز زمينه‌اش‌ از بيرون‌ ساخته‌ مي‌شود و قهرمان‌ واقعي‌ زمينه‌ساز اين‌ شرايط‌ مطلوب‌ است‌.«
رادي‌ همچنين‌ افزود در طول‌ سال‌ها در كنار همسرش‌ سختي‌ها را پشت‌سر گذاشته‌ و اگر امروز تجليل‌ و قدرداني‌ و افتخاري‌ است‌، اين‌ افتخار در كنار همسرش‌ معنا پيدا مي‌كند.
اين‌ نويسنده‌ محبوب‌ در ادامه‌ گفت‌: »وقتي‌ ايرج‌ راد به‌ من‌ گفت‌ كه‌ قرار است‌ از همسران‌ هنرمندان‌ تجليل‌ شود، من‌ گريه‌ كردم‌. چقدر اين‌ صحنه‌ها و اين‌ تجليل‌ها از بزرگاني‌ كه‌ به‌ واقع‌ بزرگ‌ هستند، ارزشمند است‌ و حتي‌ صحبت‌ كردن‌ و بودن‌ در كنار آنها نوعي‌ قصور و گناه‌ است‌. جز سجده‌ در برابر اينان‌ نمي‌شود كار ديگري‌ كرد.«
به‌ همسران‌ هنرمندان‌ از طرف‌ خانه‌ تئاتر لوح‌ تقدير و نشان‌ افتخار، از طرف‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ سفر مشهد مقدس‌ و 2 سكه‌ بهار آزادي‌ و از طرف‌ معاونت‌ هنري‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ سفر حج‌ عمره‌ به‌ عنوان‌ سپاس‌ اهدا شد.

يكصدا بودن‌  
دكتر محمدحسين‌ ايماني‌ خوشخو، معاون‌ هنري‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ با تشكر از تمامي‌ نهادها و مراكزي‌ كه‌ در برگزاري‌ هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« كوشا بوده‌اند، گفت‌: »اهالي‌ خانواده‌ تئاتر به‌ اتفاق‌ هم‌ بار سنگين‌ توسعه‌ تئاتر را به‌ دوش‌ مي‌كشند. خانه‌ تئاتر به‌ عنوان‌ فراگيرترين‌ تشكيلات‌ تئاتر نقش‌آفريني‌ زيادي‌ در اين‌ رابطه‌ داشته‌ است‌.«
وي‌ افزود: »اگر صداوسيما، حوزه‌ هنري‌، آموزش‌ و پرورش‌ و دانشگاه‌ها با هم‌ نباشند، توسعه‌ تئاتر هرگز به‌ سامان‌ نخواهد رسيد.«
دكتر ايماني‌خوشخو اظهار اميدواري‌ كرد كه‌ بعد از اين‌ قدم‌هاي‌ موؤري‌ را براي‌ توسعه‌ تئاتر بردارد و اگر تاكنون‌ كوتاهي‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ گرفته‌، بتواند آن‌ را جبران‌ كند.  
وي‌ افزود: »شعار »تئاتر براي‌ همه‌« با تلقي‌ ملت‌ ايران‌ مي‌تواند در جهت‌ توسعه‌ تئاتر پيش‌گامي‌ كند. مردم‌، مخاطبان‌ اصلي‌ تئاتر را نبايد فراموش‌ كرد. من‌ به‌ هنرمنداني‌ كه‌ مخاطبانشان‌ همه‌ مردم‌ هستند، تبريك‌ مي‌گويم‌.«
معاون‌ هنري‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ با اشاره‌ به‌ موفقيت‌ علمي‌ كشور در سال‌هاي‌ اخير گفت‌: »اميدوارم‌ كه‌ در جريان‌ هنري‌ كشور نيز اين‌ حركت‌ نمود پيدا كند و جاودانه‌ بماند.« وي‌ افزود: »در حوزه‌ هنر، سياست‌ ديكته‌شده‌اي‌ نداريم‌ و مبنايش‌ فقط‌ گفت‌وگو با خود هنرمندان‌ است‌.«
دكتر ايماني‌ خوشخو از يك‌ صدا بودن‌ خانواده‌ تئاتر براي‌ برنامه‌ريزان‌ كشور تشكر كرد و گفت‌: »شهرداري‌ تهران‌ اين‌ روزها درصدد است‌ به‌ منظور توسعه‌ سالن‌هاي‌ تئاتر اقدامات‌ جدي‌اي‌ را انجام‌ دهد.« وي‌ از هنرمندان‌ خواست‌ تا همواره‌ راهنمايش‌ باشند تا برنامه‌هاي‌ موؤري‌ براي‌ ايجاد شرايط‌ بهتر طراحي‌ و اجرا شود.
در اين‌ مراسم‌ دكتر ايماني‌ خوشخو از مهندس‌ ضرغامي‌، رئيس‌ صداوسيما به‌ دليل‌ تحت‌ پوشش‌ قرار دادن‌ اخبار و برنامه‌هاي‌ »تئاتري‌« قدرداني‌ كرد. قابل‌ ذكر است‌ كه‌ شبكه‌هاي‌ 4 و 5 و خبر در ايام‌ برگزاري‌ هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« ويژه‌برنامه‌هايي‌ را به‌ اين‌ جشن‌ اختصاص‌ داده‌ بودند. دكتر پورحسين‌، رئيس‌ شبكه‌ 2 سيما به‌ نمايندگي‌ از مهندس‌ ضرغامي‌ هدايايش‌ را دريافت‌ كرد.

اجراي‌ رايگان‌
محمد خزاعي‌، مسوول‌ شوراي‌ هماهنگي‌ هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« گزارش‌ كاري‌  را در مراسم‌ قرائت‌ كرد كه‌ در آن‌ به‌ تجهيز انجمن‌ نمايش‌ و كتابخانه‌هاي‌ چند شهر محروم‌، يك‌ روز رايگان‌ و 5 روز نيمه‌بها بودن‌ اجراهاي‌ تئاتر شهر، گردهمايي‌ كارشناسان‌ تئاتر شهرستان‌ها، زدن‌ زنگ‌ تئاتر مدارس‌ در روز اول‌ جشن‌، برگزاري‌ نمايشگاه‌ عكس‌، ماسك‌ و كتاب‌، اجراي‌ 350 نمايش‌ خياباني‌ در سراسر كشور، قدرداني‌ از هنرمندان‌ و پيشكسوتان‌ تئاتر در تهران‌ و شهرستان‌ها و غيره‌ اشاره‌ شده‌ بود.

چند قطره‌ و يك‌ دريا
عزت‌ا... انتظامي‌ بيانيه‌ خانه‌ تئاتر را به‌ مناسب‌ برگزاري‌ جشن‌هاي‌ »روز جهاني‌ تئاتر« خواند. او با اشاره‌ به‌ قدرت‌ خانه‌ تئاتر و به‌ هم‌ پيوستگي‌ گروه‌ها و مراكز تئاتري‌ و در كنار هم‌ ماندن‌ تئاتري‌ها گفت‌: »تئاتر در تمام‌ زمينه‌ها رنج‌ برده‌ است‌. خانه‌ تئاتر درصدد است‌ كمبودها و نارسايي‌ها را به‌ حداقل‌ برساند.«
وي‌ افزود: »خانه‌ تئاتر خانه‌ همه‌ تئاتري‌هاست‌، بايد در اين‌ خانه‌ همه‌ عضو باشند تا از به‌ هم‌ پيوستن‌ قطره‌ها دريايي‌ ايجاد شود.«ايرج‌ راد، مديرعامل‌ خانه‌ تئاتر نيز پيام‌ روز جهاني‌ تئاتر را براي‌ حضار خواند.

تقديرها
انجمن‌ نمايش‌ كشور از مركز آذربايجان‌ شرقي‌ به‌ عنوان‌ فعال‌ترين‌ مركز استاني‌ تقدير كرد. همچنين‌ اين‌ انجمن‌ از حوزه‌ هنري‌ مركز بوشهر نيز به‌ دليل‌ توسعه‌ و ساماندهي‌ تئاتر در كل‌ استان‌ تقدير كرد. اصغر خليلي‌، كارگردان‌ جوان‌ اصفهاني‌ و سرپرست‌ گروه‌ تجربه‌ نو تقديرنامه‌اش‌ را به‌ دليل‌ تجربه‌گرايي‌ و جسور بودن‌ در شيوه‌ اجرايي‌ از حسين‌ مسافر آستانه‌ دريافت‌ كرد. انجمن‌ نمايش‌ كشور از مهندس‌ زعيمي‌ و داور نديمي‌ نيز به‌ دليل‌ فعاليت‌هايشان‌ قدرداني‌ كرد. دو استاد پيشكسوت‌ دانشگاه‌ - دكتر سعيد كشن‌فلاح‌ و دكتر محمود عزيزي‌ - نيز در اين‌ مراسم‌ مورد تقدير قرار گرفتند و سازمان‌ فرهنگي‌ - هنري‌ شهرداري‌ تهران‌ از اعظم‌ بروجردي‌ و اسماعيل‌ فلاح‌فكر قدرداني‌ كرد.
در اين‌ مراسم‌ اجراي‌ پانتوميم‌ به‌ كارگرداني‌ ميترا خواجه‌ بيان‌ و بازي‌ فرحناز اصغري‌ و عليرضا ناصحي‌، حركات‌ موزون‌ با طراحي‌ نادر رجب‌پور و آوازخواني‌ حسام‌الدين‌ سراج‌ تزئين‌كننده‌ جشن‌ بود.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:27 AM |




تقدير از مهندس ضرغامي،انجمن نمايش تبريز ،كارگردان گروه تجربه نو از اصفهان و ...
 
نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:تقدير از مهندس ضرغامي؛ رئيس صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، با حضور دكتر محمدحسين ايماني‌خوشخو؛ معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در شب اختتاميه هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر در تالار وحدت صورت گرفت.
اين تقدير به منظور تحت پوشش قرار گرفتن برنامه‌ها و جشنواره‌هاي تئاتري در شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما انجام شد. در روزهاي برگزاري هفته بزرگداشت”روز جهاني تئاتر” نيز شبكه‌هاي 4 ، 5 و خبر ويژه برنامه‌هايي را به اين موضوع اختصاص داده بودند. مهندس ضرغامي در جلسه شوراي عالي امور اداري به سر مي‌بردند و دكتر پورحسين رئيس شبكه 2 سيما هداياي او را دريافت كرد.
در اين مراسم كه رأس ساعت 20 تا 22 و به كارگرداني محمد حيدري برگزار شد، در ابتدا و پايان مراسم گروه”سايه مهر” به كارگرداني نادر رجب‌پور حركات موزون اجرا كردند. جالب اين جاست كه كمترين خللي در برگزاري برنامه‌ها به وجود نيامد و جشن اختتاميه با ضرباهنگي مطلوب و به موقع پيش رفت.
كارگرداني اختتاميه را مي‌توان به جرأت يكي از مطلوب‌ترين كارگرداني‌هاي جشن‌هاي رايج تاكنون دانست كه حضور كارگرداني در جاي جاي آن به خوبي مشهود بود.
تجهيز انجمن‌هاي نمايش چند شهر محروم
محمد خزاعي؛ مسئول شوراي هماهنگي هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر گزارش برگزاري اين هفته را براي حضار اعلام كرد كه در آن اشاره‌اي به تجهيز شدن كتابخانه‌ها و انجمن‌هاي نمايش چند شهر محروم شده بود. همچنين اجراي رايگان و نيمه بها در طول يك هفته در مجموعه تئاترشهر نيز از ديگر برنامه‌هاي مطلوب اين هفته به شمار مي‌آمد كه طي آن گروهي از مردم بهتر مي‌توانستند از تئاترهاي در حال اجرا ديدار كنند.
برگزاري اين هفته در مراكز استان‌ها و برخي از شهرستان‌ها نويدبخش احياي تئاتر در چهار گوشه كشور مي‌تواند باشد كه خزاعي به آن هم اشاره كرد.
حسين مسافرآستانه؛ رئيس انجمن نمايش كشور از انجمن نمايش تبريز به عنوان فعال‌ترين مركز تئاتري شهرستان‌هاي ايران تقدير كرد. همچنين از حوزه هنري مركز بوشهر نيز به منظور ساماندهي و توسعه تئاتر در استان تقدير شد.
اصغر خليلي كارگردان گروه تجربه نو از اصفهان نيز به عنوان جسورترين گروه شهرستاني در پديد آوردن تجربه‌هاي نوين مورد تقدير واقع شد.
در اين مراسم ايرج راد؛ مديرعامل خانه تئاتر پيام روز جهاني تئاتر ويكتور هوگو راسكل باندرا را قرائت كرد. عزت‌الله انتظامي، رئيس هيئت مديره خانه تئاتر نيز بيانيه اين خانه را خواند كه در آن بر قدرت گرفتن خانه تئاتر و همبستگي اعضا براي تداوم اين قدرت به منظور رسيدن به مقاصد موثر تاكيد شده بود.
انتظامي همچنين بر كاستن كمبودها و حداقل رساندن نارسايي‌ها تاكيد كرد و در پايان گفت:«خانه تئاتر خانه همه ما تئاتري‌هاست و اين خانه در بودن تئاتري‌ها در كنار يكديگر شكل و معنا مي‌يابد.»
وي همچنين از تمامي نهادها و سازمان‌ها و مراكزي كه در برگزاري هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر همكاري و همبستگي كرده‌اند، تشكر كرد.
تجليل از همسران هنرمندان
در اين شب تجليل از همسران عز‌ت‌الله انتظامي، علي نصيريان، جمشيد مشايخي و اكبر رادي يكي از شگفت‌انگيزترين برنامه‌هاي غيرقابل پيش‌بيني بود كه به پيشنهاد ايرج راد چنين برنامه‌اي شكل گرفت.
فاطمه روستايي همسر عزت‌الله انتظامي كه در سال 1326 با هم ازدواج كرده و صاحب سه فرزند پسر با تحصيلات عالي موسيقي هستند، در مراسم به دليل مسافرت حضور نداشت.
فاطمه بيات همسر علي نصيريان كه در سال 1337 با هم ازدواج كرده و صاحب سه فرزند با تحصيلات فوق عالي در رشته‌هاي ادبيات تطبيقي، كامپيوتر و مديريت هستند، با رفتن به بالاي سِن مورد تشويق حضار قرار گرفت.
جمشيد مشايخي نيز در اين مراسم از همسرش گيتي افروز رئوفي كه با هم در سال 1336 ازدواج كرده و صاحب سه فرزند با تحصيلات عالي هستند، تجليل كرد.
اكبر رادي نيز كه هميشه با ياد حميده عنقاء آثارش را منتشر مي‌كند، اين بار نيز با تجليل از همسرش بر گرماي مجلس افزود. آن‌ها در سال 1334 ازدواج كرده‌اند و صاحب دو فرزند پسر با تحصيلات پزشكي و مهندسي كامپيوتر هستند.
رادي در اين شب به نمايندگي از جمع تجليل شوندگان گفت:«خانم‌هايي كه در كنار هنرمندان هستند، معمولاً شرايط سخت‌تري را متحمل مي‌شوند براي آن كه هنرمندان بايد در وضعيتي آرامتر به ويژه براي نوشتن به خلق آثارشان بپردازند.»
وي افزود:«نويسنده مدام در پي پردازش يك قهرمان است. اما قهرمان كيست؟ آن كسي كه عمل مي‌كند يا آن كه شرايط عمل را ايجاد مي‌كند. تمركز و حضوري براي نوشتن لازم است، اين تمركز از بيرون زمينه‌اش فراهم مي‌شود.»
اكبر رادي با توجه به آن كه در كنار همسرش تمامي مراحل سخت زندگي را پشت سر گذاشته‌اند، گفت:«اگر امروز تجليل و تقديري است اين افتخار و تجليل و پيمودن پله‌هاي شهرت با حضور همراه و همسر مهيا شده است.»
وي افزود:«امروز وقتي ايرج راد گفتند كه مي‌خواهيم از همسران هنرمندان تقدير كنيم، من گريه كردم. چقدر اين صحنه‌ها و اين تجليل از بزرگان كه صحبت‌ كردن در كنار آن‌ها نوعي قصور و گناه است، بسيار ارزشمند است. در برابر اين بزرگان جزء سجده نمي‌توان كاري كرد.»
از طرف خانه تئاتر لوح تقدير و نشان افتخار و از طرف مركز هنرهاي نمايشي سفر به مشهد مقدس و 2 سكه بهار آزادي و از طرف معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سفر حج عمره براي همسران هنرمندان در نظر گرفته شد.
يك صدا بودن
محمدحسين ايماني‌خوشخو، معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با خرسندي از برگزاري هفته بزرگداشت”روز جهاني تئاتر” ياد كرد و گفت:«حضور هنرمندان به ويژه در خانه تئاتر براي تحقق پيدا كردن خواسته‌هايشان و توسعه تئاتر قابل تقدير است.»
وي افزود:«در عين حال با حضور صدا و سيما، حوزه هنري، سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، دانشكده‌هاي تئاتري و مركز هنرهاي نمايشي حركتي مهم به منظور همبستگي و توسعه تئاتر انجام شد كه بايد چنين حركتي همچنان ادامه داشته باشد.»
معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت:«تئاتر براي همه، شعاري با تلقي ملت ايران به عنوان مخاطبان اصلي هنر تئاتر است. اميدوارم كه روز به روز شاهد تحقق چنين هدفي در سراسر كشور باشيم.»
وي افزود:«مردم مخاطبان اصلي تئاتر را نبايد فراموش كنيم، من تبريك مي‌گويم به هنرمنداني كه توانسته‌اند همه مردم را مخاطب خود قرار دهند.»
محمدحسين ايماني‌خوشخو در ادامه با اشاره به حركت‌هاي علمي در كشور و پيموده شدن قله‌هاي رفيع گفت:«اميدوارم در جريان هنري نيز چنين حركتي ديده شود.»
وي از تمامي اعضاي خانواده تئاتر درخواست كرد تا با يك صدا بودن، توجهاتي را به خود جلب كنند تا برنامه‌ريزان كشور نيز بهتر براي آن گام بردارند.
تقديرها
در ادامه برنامه از دو استاد پيشكسوت دانشگاه دكتر سعيد كشن‌فلاح و دكتر محمود عزيزي تقدير شد. همچنين از مهندس زعيمي و داور نديمي انجمن نمايش كشور تقدير كرد. سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران نيز تقدير از اعظم بروجردي و اسماعيل فلاح فكر را در برنامه خود قرار داد.
اين جشن با نمايش”نيايش” به كارگرداني نادر رجب‌پور پايان يافت.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:25 AM |
تئاتر هميشه‌ در ژاپن‌ زنده‌ است‌

 

رضا آشفته‌ : جشن‌ نمايشنامه‌نويسان‌ خانه‌ تئاتر در سومين‌ روز از هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« دوشنبه‌ 11 ارديبهشت‌ماه‌ در خانه‌ هنرمندان‌ با موضوع‌ تحليل‌ بهرام‌ بيضايي‌ از تئاتر شرق‌ و تقدير از غلامحسين‌ ساعدي‌، نصرت‌ نويدي‌، هوشنگ‌ حسامي‌ و آندرانيك‌ خچوميان‌ برگزار شد.
تئاتر نو  
بهرام‌ بيضايي‌ نويسنده‌ و كارگردان‌ تئاتر و سينما پيش‌ از نمايش‌ فيلم‌ »تئاتر نو«ي‌ ژاپن‌ توضيحاتي‌ در اين‌ باره‌ داد و گفت‌: »ما بيشتر در ايران‌ با يك‌ نوع‌ تئاتر آشنا هستيم‌ و آن‌ هم‌ تئاتر رئاليستي‌ غربي‌ است‌. اما براي‌ پيشرفت‌ در نگارش‌ و اجراي‌ نمايش‌ بايد نسبت‌ به‌ تمامي‌ گونه‌هاي‌ نمايشي‌ دنيا شناخت‌ پيدا كنيم‌.«  
وي‌ افزود: »تئاتر نو و كابوكي‌ ژاپن‌، اپراي‌  پكن‌، كاتاكالي‌، نمايش‌هاي‌ اندونزي‌ و غيره‌ نيز در نوع‌ خود قابل‌ تحقيق‌ و بررسي‌ است‌. »تئاتر نو« نمايشي‌ غيركلامي‌ است‌ كه‌ در آن‌ نبوغ‌ بازيگر، حركت‌ و ميزانسن‌ متن‌ به‌ چشم‌ مي‌آيد.«  
نگارنده‌ »نمايش‌ در شرق‌« در ادامه‌ به‌ خاطرات‌ دوران‌ جواني‌اش‌ پرداخت‌ كه‌ در آن‌ روزگار بعد از ديدن‌ يك‌ فيلم‌ كنجكاو مي‌شود تا درباره‌ تئاتر ژاپن‌ اطلاعاتي‌ كسب‌ كند. او در رجوع‌ به‌ يك‌ بازيگر نام‌آشناي‌ تئاتر با اين‌ پاسخ‌ روبه‌رو مي‌شود كه‌ اصلا ژاپن‌ تئاتر ندارد.  
بيضايي‌ با اشاره‌ به‌ اينكه‌ ريشه‌ تئاتر نو به‌ قرن‌ 15 ميلادي‌ در ژاپن‌ برمي‌گردد، گفت‌: »در اين‌ نمايش‌ بيشتر به‌ ارتباط‌ انسان‌ با اجداد و ارتباط‌ انسان‌ با خدايان‌ مي‌پرداختند.«  
نويسنده‌ »نمايش‌ در ايران‌« با توجه‌ به‌ اينكه‌ تمامي‌ احساسات‌ بشري‌ در نمايش‌هاي‌ »نو« به‌ عنوان‌ بن‌مايه‌ مطرح‌ مي‌شود، قابليت‌ به‌ روز شدن‌ و جهان‌شمول‌ بودن‌ آن‌ را بسيار بالا دانست‌ و گفت‌:»حسادت‌، عشق‌، خشم‌ و ... در نمايش‌ »نو«ي‌ ژاپني‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ جزو احساسات‌ دروني‌ بشر به‌ شمار مي‌آيد اما در اجرا به‌ شكل‌ عيني‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ به‌ گونه‌اي‌ تمثيلي‌ از همان‌ درونيات‌ آدم‌هاست‌.«  
وي‌ افزود: »وقتي‌ با افتادن‌ ناقوس‌ بر سر زن‌ و برداشتن‌ ناقوس‌ از روي‌ مرده‌ مي‌بينيم‌ كه‌ او تبديل‌ به‌ مار يا اژدها شده‌ است‌، اين‌ اژدها همان‌ خشم‌ و حسادت‌ زن‌ است‌ كه‌ بدين‌گونه‌ براي‌ انتقام‌جويي‌ از كاهن‌ معبد ديده‌ مي‌شود. در حالي‌ كه‌ مي‌دانيم‌ زن‌ مرده‌ است‌ و ديگر حضور فيزيكي‌ ندارد.«  
بيضايي‌ درباره‌ اختلاف‌تئاتر نو با تئاتر رئاليستي‌ غرب‌ گفت‌: »تئاتر رئاليستي‌ درباره‌ فرديت‌ آدم‌هاست‌ و به‌ ارتباط‌ انسان‌ها با خود و اجتماع‌ مي‌پردازد، اما در تئاتر نو مفاهيم‌ كاملا انتزاعي‌ و دروني‌ است‌ و به‌ ارتباط‌ با جهان‌ ارواح‌ و خدايان‌ پرداخته‌ مي‌شود.«  
وي‌ با اشاره‌ به‌ فيلم‌ اجراي‌ نمايش‌ »نو« گفت‌: »گويي‌ ريتم‌ كندي‌ بر حركات‌ بازيگران‌ حاكميت‌ دارد. اين‌ كندي‌ شايد به‌ دليل‌ نامفهوم‌ بودن‌ بخش‌هاي‌ كلامي‌ نمايش‌ و برخي‌ از تصاوير و تمثيل‌ها است‌ كه‌ احساس‌ مي‌شود.«  
كارگردان‌ ايراني‌ كه‌ براي‌ ديدن‌ نمايش‌ »نو« به‌ ژاپن‌ سفر كرده‌ است‌ گفت‌: »در آنجا قرن‌هاست‌ كه‌ سنت‌هاي‌ نمايشي‌ توسط‌ هنرمندان‌ و مردم‌ حفظ‌ شده‌ است‌. امروز هم‌ اين‌ نوع‌ تئاترهاي‌ سنتي‌ زنده‌ است‌ و مردم‌ همچنان‌ از ديدن‌ چنين‌ آؤاري‌ لذت‌ مي‌برند. خواه‌ناخواه‌ مثل‌ تمامي‌ تئاترهاي‌ دنيا چند نفري‌ هم‌ از ديدن‌ آنها خوابشان‌ مي‌گيرد.«  
وي‌ تئاتر در ژاپن‌ را كاملا مردمي‌ دانست‌ و با اشاره‌ به‌ حمايت‌هاي‌ دولت‌ براي‌ حفظ‌ ميراث‌ فرهنگي‌ گفت‌: »ساليانه‌ رقم‌ بسيار بالايي‌ دلار به‌ اقتصاد ژاپن‌ به‌ خاطر حضور گردشگران‌ خارجي‌ تزريق‌ مي‌شود. عده‌ بسيار زيادي‌ براي‌ ديدن‌ نمايش‌ »نو« و »كابوكي‌«، ژاپن‌ مي‌روند و هر شب‌ اين‌ نوع‌ تئاترها كه‌ در اكثر شهرها وجود دارد با استقبال‌ تماشاچيان‌ روبه‌رو مي‌شود.  
نويسنده‌ »مرگ‌ يزدگرد« درباره‌ آموزش‌ نمايش‌ »نو« و »كابوكي‌« گفت‌: »كودكان‌ از سنين‌ پايين‌ وارد اين‌ نوع‌ نمايش‌ها مي‌شوند تا در جواني‌ استادانه‌ از عهده‌ ايفاي‌ نقش‌ها برآيند. زماني‌ كه‌ من‌ براي‌ ديدن‌ يكي‌ از اين‌ نمايش‌ها رفته‌ بودم‌، بين‌ نمايش‌ فاصله‌ ايجاد شد و طي‌ مراسمي‌ يك‌ كودك‌ 2 ساله‌ كه‌ در آن‌ نمايش‌ براي‌ اولين‌ بار بازي‌ كرده‌ بود، توسط‌ بازيگران‌ نامگذاري‌ شد. اين‌ نامگذاري‌ هم‌ جزو سنت‌هاي‌ رايج‌ در تئاتر شرق‌ است‌ كه‌ پس‌ از آن‌ به‌ نام‌ يكي‌ از مشهورترين‌ بازيگران‌ فعاليت‌هايش‌ تداوم‌ پيدا مي‌كند.«  
كارگردان‌ »مسافران‌« در مقايسه‌ تعزيه‌ با نمايش‌ »نو« گفت‌: »تعزيه‌ نمايشي‌ شلوغ‌ و غيرمتمركز است‌ ولي‌ در نمايش‌ »نو« بدون‌ تمركز هيچ‌ اتفاقي‌ در صحنه‌ به‌ وقوع‌ نمي‌پيوندد. آنها با چنين‌ تكنيكي‌ باعث‌ شده‌اند كه‌ ظريف‌ترين‌ و جزئي‌ترين‌ حركات‌ و لحظات‌ را پيش‌ روي‌ چشم‌ تماشاچي‌ قرار دهند.«  
تاؤيرگرفتن‌ غربي‌ها  
بيضايي‌ درباره‌ تاؤير تئاتر غرب‌ از تئاتر ژاپن‌، چين‌ و هند گفت‌: »از آغاز قرن‌ بيستم‌ تئاتري‌ها با سفر به‌ شرق‌ دور و با ديدن‌ و مطالعه‌ آؤار نمايشي‌ آنها آگاهانه‌ از آنان‌ تاؤير گرفته‌اند. برشت‌ وقتي‌ تئوري‌هاي‌ تئاتري‌ خود را صادر مي‌كند، آگاهانه‌ از اپراي‌ پكن‌ نام‌ مي‌برد. گروتفسكي‌ نيز مطمئنا از تئاتر آسيا تاؤير گرفته‌ است‌. اين‌ تاؤير را در اكثر كارگردان‌هاي‌ غربي‌ مي‌بينيم‌. حتي‌ در سينما نيز چنين‌ تاؤيري‌ ديده‌ مي‌شود. آيزنشتاين‌ تئوري‌ مونتاژ شتابنده‌ خود را با تاؤير از خط‌ و تئاتر چين‌ عملي‌ مي‌سازد.  
يك‌ انتقاد
كارگردان‌ »كارنامه‌، بندار بيدخش‌« از بي‌اطلاع‌ بودن‌ هنرمندان‌ ايراني‌ از تئاتر مشرق‌زمين‌ انتقاد كرد و از خانه‌ تئاتر خواست‌ تا با برگزار كردن‌ چنين‌ جلساتي‌ و با حضور استادان‌ و اهل‌ فن‌ چنين‌ گونه‌هايي‌ را به‌ جامعه‌ تئاتري‌ معرفي‌ كنند.  
بيضايي‌ زمان‌ جلسه‌ و فضاي‌ حاكم‌ بر تالار بتهوون‌ را مناسب‌ براي‌ ادامه‌ دادن‌ آن‌ ندانست‌ و به‌ همين‌ دليل‌ پخش‌ فيلم‌ »كابوكي‌« و تشريح‌ و تحليل‌ آن‌ به‌ زماني‌ ديگر موكول‌ شد.  
اين‌ نويسنده‌ و محقق‌ در پايان‌ از هنرمندان‌ خواست‌ تا با جديت‌ اين‌ موضوع‌ را دنبال‌ كنند.  
تقدير از بزرگان‌  
در جشن‌ نمايشنامه‌نويسان‌ همچنين‌ از سه‌ چهره‌ كه‌ هم‌اكنون‌ در قيد حيات‌ نيستند اما خدمات‌ و آؤارشان‌ ماندگار شده‌ است‌، تجليل‌ و قدرداني‌ شد. در اين‌ مراسم‌ خانواده‌ مرحوم‌ نصرت‌ نويدي‌، هوشنگ‌ حسامي‌ و غلامحسين‌ ساعدي‌ به‌ صحنه‌ آمدند با حضور اسماعيل‌ خلج‌ و بهرام‌ بيضايي‌ موردتقدير واقع‌ شدند.  
يك‌ كارگر  
در اين‌ مراسم‌ به‌ مناسبت‌ روز جهاني‌ كارگر از آندرانيك‌ خچوميان‌ مترجم‌ و محقق‌ قدرداني‌ شده‌ و بهزاد فراهاني‌ درباره‌اش‌ گفت‌: »او سال‌ها تراشكار و مترجم‌ قابلي‌ بوده‌ است‌. خچوميان‌ نمايشنامه‌نويسان‌ ايراني‌ و ارمني‌ را به‌ يكديگر معرفي‌ كرده‌ است‌.«  
آندرانيك‌ خچوميان‌ هم‌ پس‌ از دريافت‌ لوح‌ تقدير خود از دست‌هاي‌ ايرج‌ راد مديرعامل‌ خانه‌ تئاتر گفت‌: »مردم‌ از نظر من‌ به‌ دو دسته‌ تقسيم‌ مي‌شوند. اول‌ آنهايي‌ كه‌ به‌ تئاتر مي‌روند و به‌ آن‌ علاقه‌ دارند و دوم‌ آنها كه‌ اصلا به‌ تئاتر نمي‌روند. آنهايي‌ كه‌ به‌ تئاتر مي‌روند، نمايشنامه‌مي‌نويسند، كارگرداني‌ و بازي‌ مي‌كنند و در ارتباط‌ با آن‌ هستند به‌ گونه‌اي‌ جزو ديوانه‌ها محسوب‌ مي‌شوند.«  
در اين‌ جشن‌ فرزانه‌ كابلي‌ با گروهش‌ برنامه‌ جذابي‌ از رقاهاي‌ محلي‌ اجرا كردند. يك‌ پانتوميم‌ برگزيده‌ هم‌ با بازي‌ فرحناز اصغري‌ و عليرضا ناصحي‌ اجرا شد.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:18 AM |
 روي‌ صحنه‌ حس‌ زنده‌ بودن‌ دارم‌

 رضا آشفته‌ : سومين‌ جشن‌ بازيگر در اولين‌ روز از هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« در ساعت‌ 20 شنبه‌ 9 ارديبهشت‌ماه‌ 85 در تالار اصلي‌ تئاتر شهر با حضور هنرمندان‌ تئاتر به‌منظور تقدير از برگزيدگان‌ سال‌ 84 و پيشكسوتان‌ تئاتر برگزار شد. در ابتداي‌ جشن‌ بازيگر، جعفر والي‌ )كارگردان‌ تئاتر در دهه‌هاي‌ 30، 40، 50 و 60 شمسي‌( با حضور خود در صحنه‌ و قرائت‌ متن‌ خوشامدگويي‌ انجمن‌ بازيگران‌ خانه‌ تئاتر آغاز سومين‌ جشن‌ بازيگر را اعلام‌ كرد.
مراسم‌ با حضور دو مجري‌ )رامبد جوان‌ و هومن‌ رهنمون‌( و ادعاي‌ اجرايي‌ به‌ شيوه‌ »كابارت‌« همگان‌ را سر شوق‌ آورد كه‌ برخلاف‌ جشن‌هايي‌ كه‌ با تعدد سخنراني‌ تبديل‌ به‌ سمينار مي‌شود، شاهد يك‌ جشن‌ واقعي‌، آن‌ هم‌ در شان‌ بازيگران‌ باشند.
مجريان‌ برنامه‌ درباره‌ كابارت‌ گفتند: »اجرايي‌ كه‌ طنز و انتقادي‌ است‌ و در آن‌ مجريان‌ با كاغذ رودرروي‌ تماشاچي‌ برنامه‌ را پيش‌ مي‌برند.«
جوان‌ و رهنمون‌ ادعا مي‌كردند كه‌ مي‌خواهند روراست‌ باشند و حساسيت‌هايشان‌ را كنار بگذارند تا با ارزيابي‌ دقيق‌ خود بتوانند راحت‌تر در كنار ديگران‌ حضور داشته‌ باشند.
تقدير از پيشكسوت‌ها
داوود رشيدي‌ )كارگردان‌ و بازيگر( و توران‌ مهرزاد )بازيگر( دو تن‌ از پيشكسوتاني‌ بودند كه‌ در سومين‌ جشن‌ بازيگر مورد تقدير انجمن‌ بازيگران‌ قرار گرفتند.
هما روستا براي‌ قرائت‌ تقديرنامه‌ توران‌ مهرزاد و جعفر والي‌ براي‌ قرائت‌ تقديرنامه‌ داوود رشيدي‌ به‌ صحنه‌ آمدند.
جعفر والي‌ از داوود رشيدي‌ خواست‌ تا يكبار ديگر متن‌ »كاپيتان‌ قره‌گوز« را اجرا كند و گفت‌: »داوود رشيدي‌ تازه‌ از فرانسه‌ برگشته‌ بود و به‌ خاطر اولين‌ كار اهالي‌ تئاتر زياد با او موافق‌ نبودند. اما رشيدي‌ با اولين‌ اجرا باعث‌ شد كه‌ نظر ديگران‌ را تغيير بدهد و عده‌اي‌ به‌ استقبالش‌ رفتند و از او خواستند تا در كارهاي‌ بعدي‌اش‌ نقشي‌ هم‌ براي‌ آنها كنار بگذارد. من‌ در »كاپيتان‌ قره‌گوز« بازي‌ كرده‌ بودم‌ و هنوز از آن‌ اجرا خاطره‌ خوشي‌ دارم‌.«
داوود رشيدي‌ هم‌ در پاسخ‌ به‌ والي‌ گفت‌: »متاسفانه‌ من‌ هيچ‌ كاري‌ را دو بار كار نكرده‌ام‌ اما بنابه‌ توصيه‌ جعفر والي‌ كه‌ چند ماه‌ پيش‌ مطرح‌ شد، من‌ »كاپيتان‌ قره‌گوز« را دوباره‌ خواندم‌ و آن‌ را كهنه‌ ديدم‌. هنوز هم‌ تا اين‌ لحظه‌ متقاعد نشده‌ام‌ كه‌ آن‌ را يكبار ديگر كار كنم‌.«
وي‌ در ادامه‌ با اشاره‌ به‌ اعزام‌ كارگردان‌هاي‌ جوان‌ ايراني‌ به‌ خارج‌ از كشور و استقبال‌ خارجي‌ها از آؤار آنان‌ گفت‌: »اين‌ حركت‌ بيانگر جهشي‌ درخور توجه‌ است‌ كه‌ بايد مسوولان‌ نيز قدر جوانان‌ را بدانند و از آنان‌ حمايت‌ كنند.«
جعفر والي‌ هم‌ درباره‌ جوانان‌ گفت‌: »بايد اعتراف‌ كنم‌ كه‌ جوانان‌ امروز از نسل‌هاي‌ قديمي‌ترمان‌ پيش‌ افتاده‌اند، اين‌ نشانه‌ خوبي‌ براي‌ بقاي‌ تئاتر در كشورمان‌ است‌.«
توران‌ مهرزاد هم‌ در اين‌ مراسم‌ با ابراز خرسندي‌ از دست‌اندركاران‌ جشن‌ تشكر كرد و گفت‌: »خوشحالم‌ كه‌ در كنار جوانان‌ حضور دارم‌ و آرزوي‌ موفقيت‌ برايتان‌ مي‌كنم‌.«
برگزيدگان‌ جشن‌  
هيات‌ داوران‌ انجمن‌ بازيگران‌ متشكل‌ از بهزاد فراهاني‌، اصغر همت‌، گوهر خيرانديش‌، مريم‌ معترف‌، محمدعلي‌ ساربان‌، كاظم‌ هژير آزاد و هوشمند هنركار از 12 بازيگر تقدير كردند و از 6 بازيگر زن‌ و 6 بازيگر مرد به‌ عنوان‌ برگزيدگان‌ جشن‌ بازيگر نام‌ بردند.
اسامي‌ تقديرشوندگان‌ عبارت‌ است‌ از: فريده‌ سپاه‌منصور، ترانه‌ عليدوستي‌، فروغ‌ قجابگلي‌، ناهيد مسلمي‌، سوسن‌ مقصودلو، رويا ميرعلمي‌، ايمان‌ افشاريان‌، بهروز بقايي‌، حبيب‌ دهقان‌نسب‌، لطف‌ا... سيفي‌، سيدمهرداد ضيايي‌ و امير غفارمنش‌.
رويا تيموريان‌، نگار عابدي‌، افسانه‌ ماهيان‌، مريم‌ معيني‌، شبنم‌ مقدمي‌ و مهسا مهجور به‌ عنوان‌ برگزيدگان‌ زن‌ سال‌ 84 انتخاب‌ شدند.   همچنين‌ هومن‌ برق‌نورد، پرويز پرستويي‌، دانيال‌ حكيمي‌، ميكاييل‌ شهرستاني‌، سيامك‌ صفري‌ و احمد مهران‌فر نيز برگزيدگان‌ بازيگري‌ مرد در سال‌ گذشته‌ شدند.
رويا تيموريان‌ پس‌ از دريافت‌ هدايايش‌ در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ »چرا بازيگر شده‌اي‌*« گفت‌: »بازيگري‌ را دوست‌ دارم‌. هرگاه‌ روي‌ صحنه‌ بوده‌ام‌ احساس‌ بودن‌ مي‌كنم‌ اينكه‌ كار مهمي‌ را انجام‌ مي‌دهم‌. تمام‌ لحظاتي‌ كه‌ روي‌ صحنه‌ هستم‌، تازه‌ احساس‌ مي‌كنم‌ كه‌ زندگي‌ مي‌كنم‌.«
وي‌ افزود: »فكر مي‌كنم‌ كه‌ همه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ بايد فكر بكنند. اينكه‌ گاهي‌ برخي‌ افراد به‌ تئاتر مديون‌ هستند و در مقابل‌ تئاتر به‌ برخي‌ از افراد مديون‌ است‌. از مسعود رايگان‌ كارگردان‌ نمايش‌ عكس‌ يادگاري‌ تشكر مي‌كنم‌ كه‌ فرصت‌ بازي‌ در چنين‌ كاري‌ را برايم‌ فراهم‌ كرده‌ است‌.«
افسانه‌ ماهيان‌ نيز در اين‌ مراسم‌ گفت‌: »خيلي‌ خوشحالم‌ كه‌ منتخب‌ صنف‌ انجمن‌ بازيگران‌ شده‌ام‌. من‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ بازيگري‌ هم‌ مانند هر هنر ديگري‌ به‌ بازيگر الهام‌ مي‌شود. بنابراين‌ هيچ‌ منطق‌ و دليل‌ رياضي‌واري‌ براي‌ بازيگر شدن‌ ما وجود ندارد.«
پرويز پرستويي‌ هم‌ در اين‌ مراسم‌ گفت‌: »فكر مي‌كنم‌ بازيگران‌ عاشق‌ هستند و به‌ مفهوم‌ عاميانه‌تر ما يك‌ تخته‌مان‌ از بقيه‌ كمتر است‌.«
هومن‌ برق‌نورد گفت‌: »براي‌ اولين‌ بار كه‌ عاشق‌ شدم‌ خيلي‌ خودم‌ را در آينه‌ نگاه‌ مي‌كردم‌ و با خودم‌ حرف‌ مي‌زدم‌، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدم‌ كه‌ چقدر خوب‌ است‌ نقش‌ بازي‌ كردن‌!«
نگار عابدي‌ راه‌ بهتر زيستن‌ و بودن‌ در صحنه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ چنين‌ هدفي‌ را عامل‌ مهمي‌ در بازيگر شدنش‌ دانست‌.دانيال‌ حكيمي‌، ميكاييل‌ شهرستاني‌ و احمد مهران‌فر از غايبان‌ جشن‌ بازيگر بودند.
برنامه‌هاي‌ جشن‌
در اين‌ مراسم‌ علاوه‌ بر بازي‌هاي‌ بداهه‌ هومن‌ رهنمون‌ و رامبد جوان‌ كه‌ باعث‌ خنده‌ تماشاچيان‌ مي‌شد، برنامه‌هايي‌ اجرا شد كه‌ هر يك‌ به‌ گونه‌اي‌ بيانگر فعاليت‌هاي‌ حوزه‌ بازيگري‌ بود.
در اين‌ مراسم‌ عبدالرضا كشاورز يك‌ پانتوميم‌ را به‌ همراه‌ گروهش‌ درباره‌ »تولد تا مرگ‌« اجرا كرد. فرزانه‌ كابلي‌ با گروه‌ جوانش‌ به‌ اجراي‌ حركات‌ موزون‌ پرداختند و در ادامه‌ اجرايي‌ برپايه‌ سرود »اي‌ ايران‌« را به‌ صحنه‌ آوردند.
آيين‌ سخنوري‌ با بازي‌ كاظم‌ هژيرآزاد و علي‌ بي‌غم‌ و كارگرداني‌ حميد مظفري‌ از برنامه‌هاي‌ جشن‌ بود. افشين‌ هاشمي‌ به‌ اتفاق‌ عليرضا ناصحي‌ و سعيد تهراني‌ پيش‌پرده‌خواني‌ خود را به‌ انتقاد به‌ وضعيت‌ ويراني‌ ساختمان‌ تئاتر شهر و بي‌توجهي‌ مسوولان‌ اختصاص‌ داده‌ بودند. يك‌ كليپ‌ هم‌ به‌ كارگرداني‌ الهه‌ گلپري‌ در اين‌ جشن‌ پخش‌ شد.
محمدعلي‌ نوروش‌ نيز با همكاري‌ مديا ذاكري‌، كتايون‌ جهانگيري‌، حميد يعقوبيان‌ و پاييزه‌ سيار مراسم‌ طبق‌كشي‌ و اهداي‌ جوايز را برعهده‌ داشتند.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:54 AM |

 رضا فياضي‌ هم‌اكنون‌ در سريال‌ تلويزيوني‌ 100 قسمتي‌ »شهر قشنگ‌« به‌ كارگرداني‌ محمد مسلمي‌ بازي‌ مي‌كند. رضا فياضي‌ در گفت‌وگو با اعتماد ملي‌ اعلام‌ كرد: »اين‌ سريال‌ براي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ است‌ كه‌ فضايي‌ كاملاص فانتزي‌ دارد. من‌ نقش‌ تاجر قورقوري‌ را بازي‌ مي‌كنم‌. او مردي‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ شيطنت‌هاي‌ زياد توسط‌ اجي‌مجي‌ تبديل‌ به‌ قورباغه‌ شده‌ است‌.«
وي‌ افزود: »اين‌ سريال‌ در صد قسمت‌ 20 دقيقه‌اي‌ در تابستان‌ 85 به‌ احتمال‌ زياد از شبكه‌ دو پخش‌ مي‌شود.«
فياضي‌ همچنين‌ بازي‌ در سريال‌ تلويزيوني‌ »بشنو ببين‌« را به‌ تهيه‌كنندگي‌ مجيد اوجي‌ و كارگرداني‌ حسين‌ كياني‌ تمام‌ كرده‌ و تصويربرداري‌ آن‌ هم‌اكنون‌ ادامه‌ دارد. در اين‌ سريال‌ فردوس‌ كاوياني‌ هنرمند، يك‌ ساندويچي‌ راه‌ مي‌اندازد و در ارتباط‌ او با هنرمندان‌ و مردم‌ مسائل‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ امروز بررسي‌ مي‌شود.
تصويربرداري‌ اين‌ مجموعه‌ 50 قسمتي‌ قبل‌ از سال‌ نو در تهران‌ شروع‌ شده‌ و به‌ زودي‌ از شبكه‌ دو سيما پخش‌ مي‌شود.
رضا فياضي‌ كه‌ در سال‌ 84 موفق‌ شد با نمايشنامه‌خواني‌ متن‌ خود به‌ نام‌ »ليرناشا« در اولين‌ دوره‌ جشنواره‌ نمايشنامه‌خواني‌ مولوي‌ برگزيده‌ شود، امسال‌ اين‌ متن‌ را در يكي‌ از تالارهاي‌ تهران‌ بنا بر قرار جشنواره‌ اجراي‌ عمومي‌ خواهد كرد.
نويسنده‌ و كارگردان‌ »ليرناشا« گفت‌: »اين‌ متن‌ يك‌ بازخواني‌ از »ليرشاه‌« اؤر ويليام‌ شكسپير است‌ كه‌ من‌ فضاي‌ آن‌ را ايراني‌ كرده‌ام‌. يك‌ بازيگر كه‌ دوست‌ دارد نقش‌ ليرشاه‌ را بازي‌ كند بنا بر دسيسه‌هاي‌ ديگران‌ از بازي‌ در اين‌ نقش‌باز مي‌ماند. اين‌ مرد به‌ تجارت‌ روي‌ مي‌آورد و پس‌ از موفقيت‌ اين‌ امكان‌ را براي‌ خود فراهم‌ مي‌كند تا در تئاتر نقش‌ خود را كه‌ شباهت‌ زيادي‌ به‌ ليرشاه‌ دارد، بازي‌ كند.«
زمان‌ اجراي‌ »ليرناشا« هنوز معلوم‌ نشده‌ است‌.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:51 AM |
تقدير غيابي‌ از عباس‌ جوانمرد و علي‌ رفيعي‌

اعتمادملي‌ - رضا آشفته‌:

جشن‌ كارگردانان‌ خانه‌ تئاتر روز يكشنبه‌ 11 ارديبهشت‌ و در دومين‌ روز از هفته‌ بزرگداشت‌ »روز جهاني‌ تئاتر« )ساعت‌ 19 بعدازظهر( در خانه‌ هنرمندان‌ ايران‌ با شركت‌ جمعي‌ از هنرمندان‌ و مسوولان‌ برگزار شد.

در اين‌ جشن‌ هنرمنداني‌ مانند حميد سمندريان‌، جعفر والي‌، نصرت‌ كريمي‌، توران‌ مهرزاد، بهزاد فراهاني‌، مسعود فروتن‌، سهراب‌ سليمي‌، كمال‌الدين‌ شفيعي‌، حسين‌ فرخي‌ و شكرخدا گودرزي‌ حضور داشتند.
در جشن‌ كارگردانان‌ خانه‌ تئاتر قرار بود كه‌ از دو پيشكسوت‌ تئاتر دكتر علي‌ رفيعي‌ و عباس‌ جوانمرد تقدير شود اما اين‌ هنرمندان‌ به‌ دليل‌ سفر و اقامت‌ در خارج‌ از كشور نتوانستند در مراسم‌ شركت‌ كنند.
همچنين‌ از سوي‌ انجمن‌ كارگردانان‌ خانه‌ تئاتر از دو كارگردان‌ جوان‌ و خلاق‌ كه‌ در سال‌هاي‌ اخير با آؤار خود توجه‌ مخاطبان‌ را جلب‌ كرده‌اند، تقدير شد. محسن‌ عليخاني‌ كارگردان‌ نمايش‌هاي‌ »سعادت‌ لرزان‌ مردمان‌ تيره‌روز«، »ديوار« و »صيقل‌« و كوروش‌ نريماني‌ كارگردان‌ نمايش‌هاي‌ »شب‌هاي‌ آوينيون‌«، »دن‌ كاميلو« و »والس‌ مرده‌شوران‌« تقديرنامه‌هاي‌ خود را از دست‌ نصرت‌ كريمي‌ و جعفر والي‌ دريافت‌ كردند.در اين‌ مراسم‌ همچنين‌ از اسماعيل‌ شنگله‌ )كارگردان‌ هنري‌(، مسعود فروتن‌ )كارگردان‌ تلويزيوني‌(، بهزاد فراهاني‌ )كارگردان‌ راديويي‌( و داوود دانشور )كارگردان‌ تئاتر( به‌ دليل‌ فعاليت‌هاي‌ هنري‌شان‌ تقدير شد. اسماعيل‌ شنگله‌ و داوود دانشور به‌ دليل‌ مشغله‌ كاري‌ در جشن‌ كارگردانان‌ حضور نداشتند.
همچنين‌ برنامه‌هايي‌ نظير كنسرت‌ موسيقي‌ كردي‌، سماع‌ دختري‌ پنج‌ ساله‌، پانتوميم‌، نمايش‌ و خاطره‌گويي‌ در لابه‌لاي‌ مراسم‌ اهداي‌ جوايز برگزار شد.
نصرت‌ كريمي‌: مهين‌ اسكويي‌ يك‌ نابغه‌ بود
 نصرت‌ كريمي‌، هنرمند پيشكسوت‌ تئاتر و سينما در جشن‌ كارگردانان‌ خانه‌ تئاتر در سخناني‌ به‌ ياد مهين‌ اسكويي‌ گفت‌: »در سال‌ 1326 و 1327 مرحوم‌ عبدالحسين‌ نوشين‌ در تئاتر فردوسي‌ كلاس‌هاي‌ آموزشي‌ داير كرده‌ بود كه‌ در آن‌ سال‌ها مهين‌ اسكويي‌ به‌ همراه‌ همسرش‌ مصطفي‌ اسكويي‌ وارد اين‌ كلاس‌ها شد.«
وي‌ افزود: »عبدالحسين‌ نوشين‌ همان‌ سال‌ها مي‌خواست‌ يك‌ نمايش‌ تك‌پرده‌اي‌ به‌ نام‌ »روسپي‌ بزرگوار« از ژان‌ پل‌ سارتر را به‌ صحنه‌ ببرد. همه‌ جوان‌ها داوطلب‌ بازي‌ در اين‌ نمايش‌ شدند. نوشين‌ از ميان‌ اين‌ افراد حسين‌ خيرخواه‌، حسن‌ خاشع‌، صادق‌ شباويز و صادق‌ بهرامي‌ را انتخاب‌ كرد ولي‌ نقش‌ اصلي‌ نصيب‌ مهين‌ اسكويي‌ شد.«
اين‌ كارگردان‌ در ادامه‌ گفت‌: »انتخاب‌ اسكويي‌ حيرت‌ خيلي‌ها را برانگيخت‌ و كاركشتگان‌ اعتراض‌ كردند كه‌ چرا نقش‌ اول‌ را به‌ يك‌ از راه‌ رسيده‌ داده‌ است‌. نوشين‌ توجهي‌ به‌ اين‌ اعتراضات‌ نكرد.«زماني‌ كه‌ »روسپي‌ بزرگوار« به‌ صحنه‌ مي‌آيد، نصرت‌ كريمي‌ گريمور آن‌ است‌. او هر شب‌ به‌ تماشاي‌ بازي‌ بازيگران‌ مي‌نشست‌ اما از عميق‌شدن‌ بازي‌ مهين‌ اسكويي‌ نسبت‌ به‌ نقشش‌ بسيار تعجب‌ مي‌كرد. در آن‌ زمان‌ هنوز شيوه‌ بازي‌ استانيسلاوسكي‌ )ناتوراليستي‌( در ايران‌ مطرح‌ نشده‌ بود، و گويي‌ اسكويي‌ بي‌آنكه‌ به‌ روسيه‌ برود و در جريان‌ اين‌ شيوه‌ بازي‌ قرار گيرد، ناخودآگاه‌ از آن‌ سيستم‌ اطلاع‌ كافي‌ داشت‌.
نصرت‌ كريمي‌ به‌ نقل‌ از جانبازيان‌، نقل‌ قول‌ كرد كه‌ او از بازي‌ مهين‌ اسكويي‌ دچار شگفت‌زدگي‌ زياد شده‌ بود و از نحوه‌ بازي‌اش‌ آنقدر به‌ وجد آمده‌ بود كه‌ از او به‌ عنوان‌ يك‌ نابغه‌ بازيگري‌ ياد مي‌كرد.
نصرت‌ كريمي‌ در ادامه‌ مراسم‌ جشن‌ كارگردانان‌ با اشاره‌ به‌ اجراي‌ نمايش‌ »پرده‌ آبي‌« مترلينگ‌ در سال‌ 1327 در تئاتر فردوسي‌ و به‌ كارگرداني‌ عبدالحسين‌ نوشين‌ گفت‌: »بانو مهين‌ اسكويي‌ در اين‌ نمايش‌ نقش‌ گربه‌ را بازي‌ مي‌كرد. من‌ گريمور نمايش‌ بودم‌، وقتي‌ گريم‌ مهين‌ اسكويي‌ تمام‌ مي‌شد او واقعا تبديل‌ به‌ يك‌ گربه‌ شده‌ بود.
وي‌ افزود: »مهين‌ اسكويي‌ به‌ روسيه‌ رفت‌ و در آنجا تحصيلات‌ عالي‌ خود را در زمينه‌ تئاتر تمام‌ كرد. او برگشت‌ تا در كشورش‌ كار كند و علم‌ و انديشه‌اش‌ را در اختيار بازيگران‌ ايراني‌ قرار دهد. متاسفانه‌ به‌ او اجازه‌ ندادند كه‌ كار كند.«

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:48 AM |
هنرهاي‌ نمايشي‌ در ايران‌ به‌ روايت‌ تاجبخش‌ فناييان‌

اعتماد ملي‌- رضا آشفته‌:

 تاجبخش‌ فناييان‌، كارگردان‌ تئاتر و تلويزيون‌ اين‌ روزها كتاب‌ »هنرهاي‌ نمايشي‌ در ايران‌« را آماده‌ چاپ‌ و نشر كرده‌ كه‌ تحقيقات‌ و نگارش‌ آن‌ را از سه‌ سال‌ پيش‌ شروع‌ كرده‌ است‌.
رئيس‌ دانشكده‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ و موسيقي‌ دانشگاه‌ تهران‌ در گفت‌وگو با اعتماد ملي‌ ضمن‌ اعلام‌ خبر فوق‌ گفت‌: »در اين‌ كتاب‌ از آغاز هنرهاي‌ نمايشي‌ در دوره‌ باستان‌ تا سال‌ 57 مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌.
 شيوه‌ كارم‌ بيشتر كتابخانه‌اي‌ بوده‌ و با رجوع‌ به‌ منابع‌ موجود از قبيل‌ كتاب‌، مجله‌، روزنامه‌ و مقالات‌ متعدد چنين‌ تحقيقي‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.«
كارگردان‌ سريال‌ تلويزيوني‌ »حجربن‌ عدي‌« افزود: »اين‌ كتاب‌ تقريباص 570 صفحه‌ است‌ كه‌ در يك‌ جلد توسط‌ انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌ منتشر خواهد شد.«
كارگردان‌ نمايش‌ »ريچارد دوم‌« گفت‌: »در كتاب‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ در ايران‌، به‌ تمامي‌ اجراهاي‌ معاصر در تهران‌ و عوامل‌ اجرايي‌ و تالارها پرداخته‌ شده‌ و از اجراهاي‌ شهرستاني‌ به‌ دليل‌ زياد بودن‌ چشم‌پوشي‌ كرده‌ام‌.«
وي‌ تحقيق‌ خود را متفاوت‌ از ديگر كتاب‌هاي‌ مشابه‌ دانست‌ و گفت‌: »در اين‌ كتاب‌ براي‌ اولين‌ بار به‌ گونه‌هايي‌ مانند اپرا و باله‌ و نمايش‌هاي‌ راديويي‌ و تلويزيوني‌ پرداخته‌ مي‌شود و برخلاف‌ برخي‌ از نويسندگان‌ كه‌ با ديدگاه‌ مشخا كتاب‌ خود را سمت‌وسو مي‌دهند، سعي‌ كرده‌ام‌ كاملاص بي‌طرفانه‌ به‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ در كشورمان‌ بپردازم‌.
كارگردان‌ »تاجر ونيزي‌« افزود: »تمامي‌ نمايشنامه‌هاي‌ چاپ‌ و منتشر شده‌ به‌ صورت‌ خلاصه‌ نمايش‌ در اين‌ كتاب‌ معرفي‌ شده‌ است‌ و واقعيت‌ موضوع‌ را براي‌ تمامي‌ فصل‌ها به‌ عنوان‌ يك‌ اصلي‌ علمي‌ حفظ‌ كرده‌ام‌. همچنين‌ مساله‌ آموزش‌ تئاتر و جشنواره‌ها نيز از ديگر فصل‌هاي‌ قابل‌ تامل‌ در اين‌ كتاب‌ خواهد بود.«
تاجبخش‌ فناييان‌ از دكتر حميد افشار، محسن‌ حاجي‌سيفي‌ و فريبرز بيدهندي‌ به‌ عنوان‌ همكاران‌ خود در جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ ياد كرد و گفت‌: :امسال‌ بيشتر وقتم‌ به‌ مديريت‌ دانشكده‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ و موسيقي‌ و تدريس‌ مي‌گذرد، و از اجراي‌ صحنه‌ و تلويزيوني‌ تقريباص فاصله‌ گرفته‌ام‌."

وي‌ افزود: "در آذرماه‌ 85 همايش‌ »مكتب‌ اصفهان‌« در تهران‌ و اصفهان‌ برگزار مي‌شود كه‌ از سوي‌ فرهنگستان‌ هنر به‌ عنوان‌ دبير اجرايي‌ همايش‌ انتخاب‌ شده‌ام‌. "

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:47 AM |
 پرهيز از صدقه‌سري‌

- رضا آشفته :  

حسين‌ پارسايي‌ مديركل‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ ايران‌ هفته‌ گذشته‌ اعلام‌ كرد كه‌ بودجه‌ تئاتر از 8\2 ميليارد تومان‌ به‌ 6\7 ميليارد تومان‌ افزايش‌ يافته‌ است‌. البته‌ خبر افزايش‌ بودجه‌ را به‌ طور شفاهي‌ از مجلس‌ به‌ حسين‌ پارسايي‌ ابلاغ‌ كرده‌اند و هنوز به‌ صورت‌ كتبي‌ چنين‌ موضوعي‌ ابلاغ‌ نشده‌ است‌. اهالي‌ تئاتر سال‌هاست‌ كه‌ با كمبودها و نداري‌ها دست‌ و پنجه‌ نرم‌ مي‌كنند. به‌ همين‌ منظور با تعدادي‌ از آنان‌ صحبت‌ كرده‌ايم‌ تا به‌ اهميت‌ ارتقاي‌ بودجه‌ تئاتر بيشتر پي‌ ببريم‌.
گسترش‌ فعاليت‌ها  
ايرج‌ راد مديرعامل‌ خانه‌ تئاتر از تلاش‌ اهالي‌ تئاتر، مديران‌ و كميسيون‌ فرهنگي‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ كه‌ براي‌ افزايش‌ بودجه‌ تئاتر تلاش‌ كرده‌اند، تشكر مي‌كند و مي‌گويد: »با افزايش‌ بودجه‌ تئاتر فعاليت‌هاي‌ ما گسترده‌تر مي‌شود و در زمينه‌ اشتغالزايي‌ و تامين‌ رفاه‌ اهالي‌ تئاتر كمك‌ بيشتري‌ مي‌شود كه‌ تاؤير اين‌ بودجه‌ به‌ طور غيرمستقيم‌ در رفع‌ كمبودهاي‌ خانه‌ تئاتر نيز به‌ چشم‌ خواهد آمد.«  
وي‌ با اشاره‌ به‌ نيازهاي‌ خانه‌ تئاتر از قبيل‌ مسائل‌ صنفي‌، امنيت‌ شغلي‌ و ايجاد كار، صندوق‌ تعاون‌، بيمه‌ افراد و غيره‌ مي‌افزايد: »اميدواريم‌ ارتقاي‌ بودجه‌ متناسب‌ با نيازهاي‌ اهالي‌ تئاتر باشد و ما بتوانيم‌ در فضايي‌ مطمئن‌ در زمينه‌ تئاتر فعال‌ باشيم‌.«  

يك‌ روزنه‌  
بهزاد فراهاني‌ از تصميم‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در جهت‌ افزايش‌ بودجه‌ تئاتر تشكر مي‌كند و در اين‌ باره‌ معتقد است‌ كه‌ روزنه‌اي‌ به‌ سوي‌ تئاتر ايران‌ باز شده‌ است‌.    وي‌ مي‌گويد: بايد در عمل‌ ببينيم‌ كه‌ چگونه‌ از افزايش‌ بودجه‌ تئاتر براي‌ ارتقاي‌ هنر استفاده‌ مي‌شود. اين‌ افزايش‌ بودجه‌ توسط‌ فعاليت‌ جمعي‌ خانواده‌ تئاتر صورت‌ گرفته‌ و بايد در استفاده‌ از آن‌ نيز دقت‌ عمل‌ وجود داشته‌ باشد. اين‌ كارگردان‌ و بازيگر اظهار اميدواري‌ مي‌كند كه‌ متن‌ دلخواهش‌ را تصويب‌ كنند و قرارداد مناسب‌ با گروهش‌ ببندند تا نسبت‌ به‌ استفاده‌ درست‌ از بودجه‌ اميدوار شود.

برنامه‌ريزي‌ و استفاده‌ صحيح‌ از بودجه‌
بهروز غريب‌پور كارگردان‌ معتقد است‌ كه‌ در زمان‌ كمبود بودجه‌ نبايد  تئاتر متوقف‌ نشود و در اين‌ باره‌ مي‌گويد: »ضرورت‌ برنامه‌ريزي‌ و استفاده‌ صحيح‌ از بودجه‌ مي‌تواند در زمان‌ كمبود بودجه‌ موؤر و مفيد باشد.«  
رئيس‌ خانه‌ هنرمندان‌ ايران‌ مي‌افزايد: » در زماني‌ كه‌ بودجه‌ افزايش‌ مي‌يابد و متناسب‌ با نيازها و رفع‌ كمبودها مي‌شود بايد تئاتر متوقف‌ نشود. پيشنهاد من‌ اين‌ است‌ كه‌ از اين‌ بودجه‌ در تجهيز و تاسيس‌ مكان‌هاي‌ تئاتري‌ استفاده‌ شود.  
البته‌ اگر بودجه‌ عمراني‌ براي‌ تاسيس‌ تالارها در نظر گرفته‌ شده‌ است‌، باز هم‌ بايد توجه‌ ويژه‌اي‌ به‌ تجهيز و تكميل‌ تالارهاي‌ كشورمان‌ بشود.  
وي‌ گفت‌: »صرفا توجه‌ به‌ گروه‌ها نمي‌تواند باعث‌ تقويت‌ تئاتر ملي‌ كشورمان‌ بشود. بايد با دعوت‌ از گروه‌هاي‌ خارجي‌ و اعزام‌ دانشجويان‌ و نيروهاي‌ جوان‌ براي‌ دوره‌هاي‌ كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌ به‌ خارج‌ از كشور باعث‌ تقويت‌ و رشد تئاتر بشويم‌. بايد نوعي‌ آينده‌نگري‌ در جذب‌ و استفاده‌ از بودجه‌ در برنامه‌ريزي‌ مديركل‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ در نظر گرفته‌ شود. فكر مي‌كنم‌ حسين‌ پارسايي‌ به‌ اين‌ نوع‌ آينده‌نگري‌ تاكنون‌ در برنامه‌هاي‌ خود نظر داشته‌ باشد.«

حل‌ 95 درصد از مشكلات‌  
هادي‌ مرزبان‌ كارگردان‌ معتقد است‌ كه‌ با ارتقاي‌ بودجه‌ تئاتر بسياري‌ از مشكلات‌ مالي‌ اهالي‌ تئاتر حل‌ مي‌شود. وي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: »مساله‌ مالي‌ آنقدر مهم‌ است‌ كه‌ آدم‌ احساس‌ مي‌كند مسوولان‌ براي‌ تئاتري‌ها صدقه‌سري‌ مي‌دهند. حتي‌ اين‌ موضوع‌ به‌ تلويزيون‌ و براي‌ تهيه‌ تله‌ تئاتر نيز رسوخ‌ كرده‌ است‌. به‌ نظرم‌ با افزايش‌ بودجه‌ 95 درصد از مشكلات‌ ما حل‌ و فصل‌ خواهد شد.«  
وي‌ مي‌افزايد: »اين‌ بودجه‌ صرف‌ هر كاري‌ كه‌ در ارتباط‌ با تئاتر است‌، بشود، سود خود را به‌ اهالي‌ تئاتر مي‌رساند. ما سال‌هاي‌ سال‌ منتظر افزايش‌ بودجه‌ تئاتر بوده‌ايم‌ و امروز در صورت‌ تحقق‌ چنين‌ خواسته‌اي‌ اميدوارانه‌تر به‌ تئاتر مي‌پردازيم‌.«

توليد و اجرا در شهرستان‌ها
حسين‌ مسافرآستانه‌، رئيس‌ انجمن‌ نمايش‌ كشور با اشاره‌ به‌ نبود و كمبود بودجه‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ مي‌گويد: »علي‌رغم‌ پتانسيل‌ فراوان‌ در كشورمان‌ نيروهاي‌ كارآمد نمي‌توانستند خودنمايي‌ كنند و در توليد اؤر فعاليت‌ پياپي‌ داشته‌ باشند اگر هم‌ عده‌اي‌ موفق‌ به‌ اجراي‌ اؤري‌ مي‌شدند، آن‌ اؤر پايين‌تر از اندازه‌هاي‌ واقعي‌ خود بود.«
وي‌ اظهار اميدواري‌ مي‌كند با مطالعه‌ روي‌ تئاتر هرچند بيمارگون‌ كشورمان‌ درمي‌يابيم‌ كه‌ نيروي‌ انساني‌ به‌ حد كافي‌ داريم‌ كه‌ نويد بزرگي‌ است‌ براي‌ آنكه‌ تئاتر در حد واقعي‌ ابراز وجود كند.
اين‌ كارگردان‌ در ادامه‌ مي‌گويد: »اميدوارم‌ با افزايش‌ بودجه‌ بتوانيم‌ تالارهاي‌ مناسب‌ در شهرستان‌ها و مراكز استان‌ها تاسيس‌ كنيم‌ و با تشكيل‌ و استقرار گروه‌ها بتوانيم‌ اجراي‌ عمومي‌ تئاتر را در سراسر كشور محقق‌ سازيم‌. در حال‌ حاضر تئاتر به‌ معناي‌ واقعي‌اش‌ در شهرستان‌ها وجود ندارد. آموزش‌ و راه‌اندازي‌ كارگاه‌هاي‌ آموزشي‌ مي‌تواند در ارتقاي‌ كيفي‌ تئاتر در كشورمان‌ موؤر باشد كه‌ افزايش‌ بودجه‌ در اين‌ زمينه‌ نيز مي‌تواند راهگشا باشد.«
بنا بر گفته‌ مسافرآستانه‌، با چاپ‌ و نشر كتب‌ آموزشي‌ منابع‌ مرجع‌ نياز علاقه‌مندان‌ تئاتري‌ مرتفع‌ مي‌شود. وي‌ مي‌افزايد: »يكي‌ ديگر از برنامه‌هاي‌ مهم‌ ارتقاي‌ تئاتر از طريق‌ ارتباطات‌ بين‌المللي‌ است‌.
 بسياري‌ از گروه‌هاي‌ موفق‌ ايراني‌ در مواجهه‌ با تئاتر خارج‌ از كشور به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ از آنها كم‌ نمي‌آورند. به‌ هر حال‌ رشد تئاتر نيز در اين‌ رويارويي‌هاي‌ دوجانبه‌ ممكن‌ مي‌شود كه‌ بودجه‌ خاصي‌ صرف‌ اين‌ نوع‌ ارتباطات‌ شود.«

بودجه‌ قابل‌ توجه‌
دكتر محمود عزيزي‌، استاد دانشگاه‌ و كارگردان‌، استفاده‌ از بودجه‌ قابل‌ توجه‌ را مرتبط‌ به‌ وظايف‌ و برنامه‌ريزي‌هاي‌ مديركل‌ هنرهاي‌ نمايشي‌ كشور مي‌داند و اميدوار است‌ كه‌ شرايطي‌ پيش‌ بيايد كه‌ او  هم‌ به‌ راحتي‌ در كنار ديگر كارگردانان‌ كشور بتواند كار كند.
وي‌ از رفاقتي‌ برخورد كردن‌ مسوولان‌ و كارگردان‌ها براي‌ به‌ روي‌ صحنه‌ آوردن‌ يك‌ نمايش‌ انتقاد مي‌كند و دليل‌ آن‌ را نبود امكانات‌ و بودجه‌ مي‌داند و مي‌گويد: »همان‌طور كه‌ با بضاعت‌ مالي‌ كافي‌ امكانات‌ بيشتر مي‌شود و همه‌ برپايه‌ ضوابط‌ و مقررات‌ تعريف‌ شده‌ نوبت‌ اجرا مي‌يابند، با افزايش‌ بودجه‌، تئاتر ملي‌ نيز مي‌تواند رشد كند و به‌ طور فراگير امكان‌ توليد نمايش‌ ايجاد مي‌شود.«
عزيزي‌ اظهار اميدواري‌ مي‌كند كه‌ اين‌ بودجه‌ از كارگردانان‌ ايراني‌ دستگيري‌ كند تا كارهاي‌ بهتري‌ توليد و اجرا شود.

برنامه‌هاي‌ مهم‌
حسين‌ پارسايي‌ رقم‌ 9 ميليارد تومان‌ را بالاترين‌ رقم‌ مورد نياز اعتبارات‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ مي‌داند و مي‌گويد: »اميدواريم‌ با احتساب‌ هزينه‌هاي‌ پرسنلي‌ كه‌ مقرر شده‌ از بار مالي‌ مركز كاسته‌ شود، تقريباص به‌ 9 ميليارد تومان‌ اعتبار دست‌ يابيم‌.«
وي‌ درباره‌ برنامه‌هاي‌ مهم‌ در صورت‌ افزايش‌ بودجه‌ تئاتر مي‌گويد: »حوزه‌ آموزش‌، انتشارات‌ و پژوهش‌، تئاتر شهرستان‌ها، كمك‌ به‌ انجمن‌هاي‌ نمايش‌ كشور و افزايش‌ اعتبارات‌ توليدي‌ تئاتر از جمله‌ برنامه‌هايي‌ است‌ كه‌ در اولويت‌ اجرايي‌ قرار خواهند گرفت‌.«
حسين‌ پارسايي‌ تا نيمه‌ ارديبهشت‌ماه‌ 85 برنامه‌هاي‌ مركز هنرهاي‌ نمايشي‌ را براساس‌ دوبرابر افزايش‌ اعتبارات‌ اعلام‌ مي‌كند.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:43 AM |
 كمبودها همچنان‌ خاطره‌ مي‌شود

اعتماد ملي‌- رضا آشفته‌:

اختتاميه‌ نهمين‌ جشنواره‌ بين‌المللي‌ تئاتر عروسكي‌ دانشجويان‌ ايران‌، پس‌ از نيم‌ ساعت‌ تاخير در ساعت‌ 30\18 سه‌شنبه‌ 29 فروردين‌ماه‌ در تالار فردوسي‌ دانشگاه‌ تهران‌ با حضور مسوولان‌، نمايشگران‌ عروسكي‌ و دانشجويان‌ برگزار شد.
در ابتداي‌ برنامه‌ يكي‌ از دانشجويان‌، بيانيه‌ گلزار محمدي‌، دبير نهمين‌ جشنواره‌ را قرائت‌ كرد. در اين‌ بيانيه‌ با اشاره‌ به‌ آغاز فراخوان‌ جشنواره‌ از مردادماه‌ 84 و مشخا شدن‌ موسسه‌ آموزش‌ عالي‌ سوره‌ به‌ عنوان‌ ميزبان‌ جشنواره‌ نهم‌ آمده‌ بود: »بازبيني‌ها در 4 منطقه‌ كشوري‌ )همدان‌، اصفهان‌، شيراز و تنكابن‌( و دانشكده‌هاي‌ تهران‌ در دي‌ماه‌ 84 صورت‌ گرفت‌. براي‌ جشنواره‌ نهم‌ 113 متن‌ به‌ دبيرخانه‌ ارسال‌ شده‌ بود كه‌ درنهايت‌ 26 متن‌ در شهرستان‌ها و 36 متن‌ در تهران‌ به‌ مرحله‌ بازبيني‌ رسيد. در زمان‌ جشنواره‌ نيز 15 نمايش‌ از تهران‌ و 9 نمايش‌ از شهرستان‌ها و 2 نمايش‌ از آلمان‌ و فرانسه‌ در جدول‌ برنامه‌ها گنجانده‌ شد.
در اين‌ برنامه‌، يك‌ گروه‌ عروسكي‌ از اراك‌ و همدان‌ با عروسك‌هاي‌ خود تماشاگران‌ را براي‌ دقايقي‌ سرگرم‌ كردند. در ادامه‌، محسن‌ نامجو با اجراي‌ موسيقي‌ آوايي‌ و تلفيقي‌ نظر تماشاگران‌ ايراني‌ و خارجي‌ را جلب‌ كرد و بهروز غريب‌پور از اين‌ اجرا تقدير كرد.
يك‌ دانشكده‌ كافي‌ است‌
بهروز غريب‌پور در زمان‌ سخنراني‌اش‌ از نحوه‌ برگزاري‌ اختتاميه‌ انتقاد كرد و گفت‌: »الان‌ به‌ ياد نكته‌اي‌ آموزشي‌ در لهستان‌ افتادم‌ كه‌ شنيدن‌ آن‌ براي‌ مسوولان‌ ضروري‌ است‌. اخيرا در سفر به‌ لهستان‌، مسوولي‌ لهستاني‌ به‌ ما گفت‌ كه‌ اين‌ كشور يك‌ دانشكده‌ دارد كه‌ در آن‌ فقط‌ سينماگر تربيت‌ مي‌شود. آدم‌هايي‌ مانند وايدا و كيشلوفسكي‌ از اين‌ دانشكده‌ بيرون‌ آمده‌اند. در زمان‌ اوج‌ مشكلات‌ اقتصادي‌ لهستان‌، مسوولان‌ تصميم‌ مي‌گيرند كه‌ بودجه‌اي‌ معادل‌ با بودجه‌ تربيت‌ يك‌ خلبان‌ را كه‌ گران‌ترين‌ هزينه‌ آموزشي‌ را در بر مي‌گيرد، براي‌ تربيت‌ يك‌ سينماگر هزينه‌ كنند. امروز اين‌ دانشكده‌ تبديل‌ به‌ يكي‌ از مراكز مهم‌ آموزشي‌ سينما در دنيا شده‌ است‌.«
وي‌ افزود: »متاسفانه‌ 9 دوره‌ از برگزاري‌ جشنواره‌ تئاتر عروسكي‌ دانشجويان‌ مي‌گذرد و هر سال‌ نيز مشكلات‌ و كمبودها تكرار مي‌شود. مسوولان‌ هم‌ اصرار دارند كه‌ اين‌ سال‌ هم‌ با سختي‌هايش‌ مي‌گذرد و تبديل‌ به‌ خاطره‌ مي‌شود. درحالي‌ كه‌ كشور نفت‌خيز و ؤروتمندي‌ مانند ايران‌ توانمندي‌ لازم‌ را براي‌ داشتن‌ هنر متعالي‌ دارد. گويي‌ مسوولان‌ براي‌ هنر صدقه‌سري‌ مي‌دهند درحالي‌ كه‌ اينطور نبايد باشد.«
رئيس‌ مبارك‌ يونيما در ايران‌ گفت‌: »هر سال‌ بر تعداد دانشكده‌هاي‌ هنري‌ افزوده‌ مي‌شود بي‌آنكه‌ توجهي‌ به‌ بالا بردن‌ سطح‌ آموزش‌ و تجهيز دانشكده‌هاي‌ فعلي‌ بشود. به‌ نظرم‌ به‌ جاي‌ ازدياد دانشكده‌ها بايد يك‌ دانشكده‌ با امكانات‌ آموزشي‌ كامل‌ براي‌ تربيت‌ نيروهاي‌ جوان‌ داشته‌ باشيم‌.«
وي‌ در پايان‌ از مسوولان‌ برگزاري‌ جشنواره‌ خواست‌ تا كمك‌هزينه‌هاي‌ گروه‌هاي‌ دانشجويي‌ را در شب‌ آخر جشنواره‌ در اختيارشان‌ قرار دهند تا آنان‌ نيز بتوانند همچنان‌ به‌ فعاليت‌ هنري‌ خود ادامه‌ دهند.
انتقادهاي‌ هيات‌ داوران‌
علي‌ پاكدست‌، يكي‌ از داوران‌ نهمين‌ جشنواره‌ بين‌المللي‌ تئاتر عروسكي‌ دانشجويان‌ ايران‌، بيانيه‌ هيات‌ داوران‌ را خواند. در اين‌ بيانيه‌ نسبت‌ به‌ بي‌توجهي‌ به‌ ادبيات‌ كلاسيك‌ ايران‌ به‌ عنوان‌ گنجينه‌اي‌ غني‌ و ارزشمند و ارتزاق‌كننده‌ ادبيات‌ نمايشي‌ امروز، غفلت‌ از تكنيك‌ها و شيوه‌هاي‌ متنوع‌ به‌ ويژه‌ عروسك‌ نخي‌ و دستكشي‌، عدم‌ تمركز و نبودن‌ نظم‌ در بين‌ گروه‌ها در زمان‌ اجرا كه‌ باعث‌ افت‌ و پايين‌ آمدن‌ سطح‌ كيفي‌ نمايش‌ها مي‌شد، بي‌مبالاتي‌ در امر مهمي‌ مانند عروسك‌گرداني‌ براي‌ جان‌بخشي‌ به‌ عروسك‌ها و حذف‌ رورانس‌ )بخش‌ پاياني‌ نمايش‌( براي‌ اداي‌ احترام‌ به‌ تماشاگران‌ انتقاد شد.
تقديرها و جوايز
در روز اختتاميه‌ از كارگردان‌هاي‌ فرانسوي‌، آلماني‌ و اعضاي‌ گروهشان‌ تقدير به‌ عمل‌ آمد. همچنين‌ لوح‌ تقدير و تنديس‌ جشنواره‌ به‌ علي‌اكبر قاضي‌نظام‌، معاون‌ هنري‌ سازمان‌ فرهنگي‌ و هنري‌ شهرداري‌ تهران‌ به‌ دليل‌ حمايت‌هاي‌ ويژه‌ در برگزاري‌ جشنواره‌ اهدا شد.
در اين‌ برنامه‌، آزاده‌ پورمختاري‌ يكي‌ از داوران‌ جشنواره‌ نسبت‌ به‌ بي‌نظمي‌ موجود در اختتاميه‌ و به‌ اشتباه‌ قرائت‌ كردن‌ نام‌ برگزيدگان‌ جشنواره‌ اعتراض‌ كرد كه‌ با دخالت‌ بهروز غريب‌پور وي‌ با آرامشي‌ مجدد در مراسم‌ باقي‌ ماند.هيات‌ داوران‌ بخش‌ نمايشنامه‌نويسي‌ متشكل‌ از جواد ذوالفقاري‌، فرزاد معافي‌ و مريم‌ وؤوقي‌ به‌ حبيب‌ نريماني‌، مريم‌ برزوييان‌ و عليرضا پوراصغر به‌ عنوان‌ نفرات‌ برگزيده‌ لوح‌ تقدير و تنديس‌ جشنواره‌ را اهدا كردند.
هيات‌ داوران‌ بخش‌ اجرا نيز متشكل‌ از علي‌ پاكدست‌، آزاده‌ پورمختاري‌ و محمد اعلمي‌ به‌ ياسر خاسب‌، طليعه‌ طريقي‌، سميرا عليپورمازندراني‌، اصغر اشراقي‌ و وحيد شاكري‌، مينا طلايي‌ و... لوح‌ تقدير و تنديس‌ جشنواره‌ را اهدا كردند.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:58 PM |
http--www.roozna.com-Images-News-Larg_Pic-FootballIran_200762713252125.jpg