اعتماد ملي: علي رفيعي روز شنبه 21 مردادماه در نشست انجمن كارگردانان خانه تئاتر گفت: <تشكيل گروههاي تئاتري، زنده نگه داشتن تئاتر و بيرون آمدن از تنگناها از جمله مسايل بديهي تئاتر كشورمان است كه از دهههاي گذشته تاكنون بارها از سوي متوليان تئاتر تكرار شده است.>وي با اشاره به وجوه سهگانه تئاتر (بازي، حرفه و هنر) افزود: <معيارهاي اين تئاتر هيچگاه ادا نميشود و هنرمندان تئاتر از جانب مسوولان فرهنگي به رسميت شناخته نميشوند.> كارگردان نمايشي <آنتيگونه> در ادامه نشست با توجه به اينكه سالهاي سال دغدغه تشكيل يك گروه منسجم را نتوانسته است محقق گرداند، گفت: <سالهاي عمر ما و حرفه ما از ما دزديده شد. در حالي كه ما مملكت و حرفهمان را دوست داشتهايم.> كارگردان <ماهيها عاشق ميشوند> كنار آمدن با فقر را براي بودن تئاتر يك امر اساسي تلقي كرد. فراتر از درد دل كوروش نريماني دومين ميهمان جلسه بود. وي گفت: <چون اينجا خانه تئاتر است ميخواهم پايم را از درد دل فراتر بگذارم. من از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هيچ انتظاري ندارم.>كارگردان <والس مردهشوران> افزود: <هيچ سيستمي براي ارزيابي اجراها وجود ندارد. همين عاملي است براي آنكه دوغ و دوشاب قاطي بشود. ما چقدر به كارگرداني و فضاي خلاقانه بها دادهايم؟ تئاترمان بيهويت است.>كارگردان <شبهاي آوينيون> كه خود را از شاگردان خلف دكتر علي رفيعي معرفي كرد گفت: <من مجبورم براي تاييد كارم فقط از استادم بخواهم كه به ديدن كارم بيايد، در حالي كه انتظار دارم حميد سمندريان و ديگر همكاران نيز به ديدن كارم بيايند.> وي از نبودن يك صنف كارآمد براي رسيدگي به مشكلات تئاتريها انتقاد كرد و از اينكه هر 4 سال يك بار بايد كارگرداني كند، اظهار نارضايتي كرد. تئاتر خصوصي نادر برهانيمرند، سومين ميهمان انجمن كارگردانان تئاتر گفت: <ظرفيت تئاتر دولتي پر شده است. به شكل مهلكي اين نوع تئاتر به اندامواره تئاتر ضربه ميزند. فكر ميكنم يك رنسانس اساسي در كل مملكت و در تمامي زمينهها بايد صورت بگيرد تا اتفاقي نيز براي تحولات آتي تئاتر بيفتد.> كارگردان <تيغ كهنه> گفت: <بعد از سالها بايد به تئاتر خصوصي فكر كنيم. شايد برخي اين نوع تئاتر را عاملي براي گيشهاي شدن و مبتذل شدن تئاتر در نظر بگيرند. اما به دور از اين نوع كجنظريها بايد درباره تئاتر خصوصي بيشتر فكر كنيم. خانه تئاتر بهتر از هر نهادي ميتواند براي تئاتر خصوصي با برگزاري همايشها و انتشار مقالات (بولتن) گام بردارد.> دكتر علي رفيعي در پايان از وضعيت فعلي تئاتر به دليل نبودن <ميزانسن> در آثار نمايشي انتقاد كرد. در اين جلسه ايرج راد، مديرعامل خانه تئاتر به تاييد سخنان دكتر رفيعي و ميهمانان ديگر پرداخت و از همه خواست براي تشكيل گروهها و ايجاد انگيزه قويتر براي فعاليت در عرصه تئاتر حضور فعالانهاي در جلسات خانه تئاتر داشته باشند.
|
اين موفقيت بزرگ را مديون مطبوعات هستيم
| |||
رضا آشفته : ايرج راد، مدير عامل خانه تئاتر در نشست مطبوعاتي اين خانه صبح روز سه شنبه 24 مرداد ماه 85 با تبريك روز خبرنگار گفت:«مطبوعات ايران دست در دست هم دادند و باعث ارتقاء بودجه تئاتر شدند، اين موفقيت بزرگ را مديون مطبوعات هستيم.» اصغر همت، سخنگوي خانه تئاتر در اين نشست با تبريك روز خبرنگار گفت:«ارتباط اهالي تئاتر با مطبوعات منجر به بهبود وضعيت نابسامان تئاترشد.» قراردادهاي تيپ ايرج راد در ابتدا به مساله قراردادهاي تيپ اشاره كرد كه از 4 سال پيش و از زمان رياست مجيد شريف خدايي تعيين شده و تاكنون به مرحله عملياتي و اجرايي نرسيده است. وي افزود:«در سال اخير مجددا با مركز هنرهاي نمايشي قراردادهاي تيپ را مطرح كرديم كه باعث بازنگري در قرارداد تيپ و ارائه درجه بندي هنري در رشتههاي مختلف و تعيين كف دستمزدها شد.» اين قراردادها با نظارت كارشناسان حقوقي تنظيم شده و در آن ارتقاء 6/7 ميلياردي بودجه تئاتر نيز دخالت داده شده است. خانه تئاتر در سوم تيرماه امسال سه صفحه از مفاد كلي قراردادهاي تيپ تمامي انجمنهاي مستقر در خانه تئاتر را به رئيس مركز هنرهاي نمايشي ارائه كرد. در روز ششم تيرماه 4 مورد از درجه بنديهاي هنري به اضافه كف دستمزدها را در اختيار مركز هنرهاي نمايشي قرار دادند. در آخرين جلسه مشترك اعضاي هيأت مديره خانه تئاتر(ايرج راد، حميد مظفري و كيومرث مردادي) با رئيس مركز هنرهاي نمايشي مقرر شد كه براي تصويب، قراردادهاي تيپ به انجمن نمايش كشور فرستاده شود و هيأت امناء انجمن بايد درباره آن جواب بدهند كه تاكنون جوابي در اين رابطه ابلاغ نشده است. خانه تئاتر براي تكميل اين قراردادهاي تيپ هنوز نياز به زماني دارد و بايد هرچه زودتر انجمن نمايش نظر خود را ابلاغ كند. مدير عامل خانه تئاتر اميدوار است كه از نيمه دوم سال 85 قراردادهاي تيپ عملياتي و اجرايي شود چون اين كار كاملا قانونمند است و بايد براي زمان اجرا، مكان تمرين، ميزان، محدوده و تضمين پرداخت قراردادهاي اهل تئاتر اقدامات لازم عملي شود. اصغر همت در ادامه به تاريخچه قراردادهاي تيپ اشاره كرد كه از سال 82 مورد توافق رئيس مركز هنرهاي نمايشي وقت قرار گرفت ولي عملي نشد. در سال 83 نيز دكتر خسرو نشان، مدير مركز هنرهاي نمايشي با قراردادهاي تيپ موافقت كرد اما ميزان بودجه كم را مانع بزرگي براي عملياتي شدن آن در نظر گرفت، در عين حال به جاي آن شيوهنامهء موقت، جايگزين شد كه تاكنون با توجه به مشكلات خاصي كه در آن وجود دارد اما راهگشاي مسايل قراردادي خانواده تئاتر بوده است. در سال گذشته بودجه تئاتر تهران از 900 ميليون تومان به 600 ميليون تومان كاهش يافت و معاونت هنري وزارت ارشاد 300 ميليون بودجه كاهش يافته را به طريقي جبران كرد. اما به نظر سخنگوي خانه تئاتر، اين مقدار بودجه با توجه به تورم مشخص كشور نميتوانست جوابگوي دستمزدهاي منصفانه اهل تئاتر باشد. در شوراي ساخت كه اصغر همت نيز به عنوان نماينده خانه تئاتر حضور دارد، از دي ماه سال 84 تصميم گرفته شد كه قراردادهاي تيپ مسكوت بماند اما چنين چيزي ممكن نشد. او انتظار داشته كه اهالي تئاتر پاي قرارداهاي خود را امضاء نكنند تا هرچه زودتر قراردادهاي تيپ تصويب و اجرا شود. اما اهالي تئاتر بنابر نيازها از اين ترفند تبعيت نكردهاند. اصغر همت اعلام كرد كه پس از دوران رياست علي نصيريان در اداره تئاتر، براي اولين بار است كه يك گروه فعال تئاتري بر پستهاي اجرايي نفوذ كردهاند و با تصويب و اجراي قراردادهاي تيپ تضمين محكمي براي فعاليت در عرصه تئاتر ممكن خواهد شد براي آن كه پستهاي اجرايي ماندگار نيست و اهالي تئاتر باز هم بايد در صحنه فعاليت خود را ادامه دهند. وي با اشاره به معلوم نبودن سرنوشت بودجه 6/7 ميليارد توماني مركز هنرهاي نمايشي معتقد است كه بايد به تئاتر شهرستان ها بيش از تئاتر تهران توجه بشود براي آن كه در حال حاضر بيش از 90 درصد فعالان تئاتر تهران از شهرستانهاي مختلف آمدهاند و اين دليلي بر حضور افراد مستعد و توانمند در شهرستانهاست كه با تامين بودجه ميتوانند فعاليتهاي حرفهاي خود را گسترش دهند. وي اعتقاد دارد كه بايد خود خانه تئاتر تصميم گيرنده نهايي قراردادهاي تيپ ميبود براي آن كه آنها پول را از دولت ميگيرند و كم يا زياد بودن آن نيز بعد از عملي شدن قراردادهاي تيپ مشخص ميشود. ايرج راد با اشاره به اينكه قراردادهاي تيپ براي گروههاي حرفهاي نوشته شده است، اعلام كرد:«اجراي تئاتر در مجموعه تئاترشهر و تالارهاي تابعة مركز هنرهاي نمايشي در محدوده تئاتر حرفهاي قرار دارد، و تئاترهاي آماتوري بايد از طريق تالارهاي وابسته به سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران جذب شوند و وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز بايد تالارهاي خود را در اختيار گروههاي دانشجويي قرار دهد.» وي افزود:«خانه تئاتر با تمام وجود، صداقت و امكاناتش در خدمت تئاتر كشور است و خود را حامي گروههاي آماتور، دانشجويي، حرفهاي و، شهرستانها و حتي تماشاگران ميداند.» بنابر گفتة مدير عامل خانه تئاتر، اين امكان فراهم شده كه خانههاي تئاتر را در مراكز استانها با توجه به مقتضيات مناطق مختلف تشكيل دهند. وي به كمكهاي دريافتي از طريق مصوبه مجلس شوراي اسلامي(ساليانه 100 ميليون تومان) به مؤسسات فرهنگي و هنري اشاره كرد و گفت:«از اين مقدار در سال اول 85 ميليون تومان به وسيلة وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به خانه تئاتر داده شود، اما در سال دوم 100 ميليون به طور كامل پرداخت شد. 6/42 ميليون تومان بودجه نيز از طريق نهاد رياست جمهوري براي بازسازي خانه تئاتر كمك شد. اما با وجود اين كمكها خانه تئاتر يك نهاد غير دولتي و غير انتفاعي است كه ميتواند از نهادهاي دولتي و مراكز غير دولتي كمك دريافت كند.» | |||
|
ضربالمثلهاي شيرين زبان فارسي
| |||
رضا آشفته: فرناز بهزادي؛ كارگردان نمايش"مثلهاي عروسكي" موفق شد براي اولين بار نظر هيئت بازبيني يازدهمين دوره جشنواره بينالمللي تئاتر عروسكي تهران ـ مبارك را جلب كند و كار خود را در جدول اجراهاي اين جشنواره بدون چون و چرا بگنجاند. نمايش"مثلهاي عروسكي" از شهريور ماه 85 در تالار شماره 2 مولوي اجراي عمومي خود را آغاز ميكند و بلافاصله از اولين روز جشنواره بينالمللي تئاتر عروسكي تهران ـ مبارك در آن جشنواره اجرا خواهد شد. فرناز بهزادي در گفتوگو با سايت ايران تئاتر، گفت:«اين نمايش درباره ضربالمثلهاي ايراني است كه به نمايش عروسكي اين ضربالمثلها را نشان ميدهيم. نمايش"مثلهاي عروسكي" از 7 اپيزود كوتاه و بدون كلام تشكيل شده كه هر يك بازگو كننده يكي از ضربالمثلهاي شيرين زبان فارسي است.» وي افزود:«من سعي كردهام تا بيشتر از ضربالمثلهايي استفاده كنم كه مردم و به خصوص جوانها، كمتر از آنها استفاده ميكند و كمكم آنها به فراموشي سپرده شدهاند. واقعاً حيف است جوانهاي امروز، ديگر از سخنان شيخ بزرگ سعدي، به عنوان ضربالمثل استفاده نكنند.» يك تجربه تازه اين كارگردان نمايشهاي عروسكي 4 سال پيش موفق شد نمايش"يك تجربه تازه" را براي بزرگسالان اجرا كند و در آن فقط از خيمه شب بازي الهام گرفته بود. در واقع از شخصيت"مبارك"، سروناز خانم و مرشد استفاده كرده بود. عروسكها در"يك تجربه تازه" با روشي جديتر و تكنيك پيشرفتهتري به كار گرفته شده بود. مثلاً عروسك"مبارك" كه به طور معمول با حداكثر چهار نخ عروسكگرداني ميشود، در اين نمايش داراي 13 نخ بود و حركاتي كاملاً واقع گرايانه انجام ميداد. در نمايش"يك تجربه تازه" از بازيگر و عروسكگردان به ميزان مساوي استفاده شده بود و در"مثلهاي عروسكي" روش كار كاملاً متفاوت است. نمايش اخير كاملاً عروسكي است و عروسكگردان، اكثراً روي صحنه حاضر هستند و كارگردان در پي مخفي شدن آنها نبوده است. فرناز بهزادي در هر اپيزود از يك شيوه اجرايي خاص تبعيت ميكند. مثلاً در يك اپيزود، عروسكهاي نخي هستند و در اپيزود بعدي، ميلهاي و در اپيزود ديگر از روش عروسك سياه استفاده شده و همين طور تا آخر كه تقريباً از همه تكنيكهاي عروسكي ـ به استثناء شيوه عروسك دستكشي و سايه ـ استفاده شده است. فرناز بهزادي توصيه ميكند كه كودكان زير 7 سال نمايش"مثلهاي عروسكي" را نبينند چون علاوه بر اين كه خسته خواهند شد، ممكن است از صحنههايي در آن بترسند! از شوخي گذشته، اين كارگردان از عموم مردم ـ هفت تا هفتاد سال ـ دعوت ميكند كه به ديدن كارش بروند. او خود را با توجه به سن و سال فعلياش آماده براي تجربه كردن نميبيند و از تجارب سالهاي گذشتهاش بهره لازم را ميبرد. بهزادي حدود 15 سال است كه به ايران برگشته و در اين سالها به اندازه كافي از ساخت و ساز و كاربرد عروسك نخي اطلاع كسب كرده است. او اظهار تاسف ميكند كه در يكي دو سال اخير نمايشگران عروسكي به استفاده از عروسك نخي علاقهمند شدهاند و تعجب ميكند از اين كه براي نمايشهايي با امكانات وسيع، عروسكهاي نخي را در خارج از ايران ميسازند! فرناز بهزادي از اوقات بيكاري خود براي نگارش نمايشنامههاي دلخواهش استفاده كرده است و به همين دليل متنهاي زيادي در اختيار دارد و اگر مسئولان امكانات لازم را بدهند، سالي يك نمايش عروسكي را ميتواند آماده كند. نمايش عروسكي در ايران و فرانسه او كه در فرانسه نمايش عروسكي خوانده و پس از پايان تحصيلات در آن جا به مدت 15 سال با تشكيل يك گروه كار كرده است، كار در ايران را با كار در فرانسه بسيار متفاوت ارزيابي ميكند. بنا بر نظر اين كارگردان، در اروپا تئاتر دولتي نيست و گروهها بايد خودكفا باشند. گروههاي عروسكي معمولاً بسيار كوچك هستند. او در فرانسه تمامي كارها ـ كارگرداني، عروسكسازي، عروسك گرداني و حتي طراحي صحنه ـ را خودش انجام ميداد، در صورتي كه در ايران يكي كارگردان است و اصلاً از عروسكسازي سر در نميآورد و يكي ديگر عروسكساز است و از عروسكگردان اطلاعي ندارد. اين باعث ميشود كه گروههاي ايراني خودكفا نباشند و هر گروه به عوامل بيشتري نياز پيدا كند. در اروپا رقابت زياد است و براي كسب موفقيت بايد هنرمندان از خود گذشتگي بيشتري نشان دهند. در ايران خانواده نمايشگران عروسكي محدود است و رقابت چنداني در كار نيست. در كشورمان به گروههايي امكانات وسيع ميدهند و در مقابل گروههاي ديگر براي به دست آوردن امكانات اوليه بايد از خودگذشتگي زيادي داشته باشند. از نظر فرناز بهزادي، كيفيت از رقابت ايجاد ميشود كه متاسفانه در ايران بهاي چنداني به رقابت نميدهند. او اتفاقات اخير در رابطه با نمايشهاي عروسكي كشورمان را مثبت ارزيابي ميكند و اميدوار است كه اين حركات ادامه داشته باشد و در اين باره ميگويد:«تعويض زود هنگام مديران يكي از معضلات تئاتر كشورمان است كه با اين تعويض هر بار بايد سيستم و قوانين جديد جايگزين شود. در اين بين هنرمندان به سختي ميتوانند خود را با سيستم و قوانين جديد تطبيق دهند.» وي كمبود تالار را يكي از مشكلات اساسي تئاتر كشورمان تلقي كرد و با اين مشكل گروهها مجبورند با كمترين تعداد اجرا كنار بيايند تا نوبت به گروههاي بعدي نيز برسد. اما در اروپا يك گروه سالها ميتوانند در تالارهاي متعدد اجرا داشته باشد. اين نمايشگر عروسكي، مخاطب فرانسه را آشنا با فرهنگ استفاده از تئاتر دانست و به همين دليل كيفيت ارائه كار براي هنرمندان آن جا بسيار اهميت دارد. حتي كودكان نيز با چنين فرهنگي كاملا آشنايي دارند. او به ياد دارد كه در زمان اجراي يك نمايش خود در فرانسه كودكان 6 تا 12 سال صداي نفس كشيدنشان اصلا شنيده نميشد. بهزادي در فرانسه با فرهنگ و ادبيات ايراني آثار خود را عرضه ميكرد و در مقابل تماشاگر از آنها استقبال ميكرد و كودكان خارجي سئوالات هوشمندانهاي را در رابطه با آن آثار ابراز ميكردند. در حاليكه در ايران به نمايش عروسكي به عنوان يك هنر سرگرم كننده و تفريحي نگاه ميشود. اين كارگردان مقصر اصلي چنين رويكردي را مخاطبان ايراني نميداند بلكه برنامههاي عروسكي تلويزيوني و حتي صحنهاي را باعث و باني پايين آمدن سليقهها ميداند. فرناز بهزادي براي اجراي بهتر مثلهاي عروسكي مجبور شده تا از دانشجويان گرايش عروسكي استفاده كند و در ضمن آموزشهاي لازم را به آنان بدهد. دانشجويان حاضر در مثلهاي عروسكي معتقدند كه در سر اين كار بيشتر از واحدهاي دانشكده آموختهاند. او اظهار تاسف ميكند كه عروسكگردانهاي ما با مقوله بازيگري آشنايي لازم را ندارند و آن را از تئاتر جدا ميكنند. اين كارگردان و عروسك ساز مجرب فقط عدة معدودي را عروسك ساز قابل ميداند و بقيه را سهلانگار در ارائه كارهايشان تلقي ميكند اگر يك عروسك به خوبي ساخته شود، در زمان عروسك گرداني راحتتر مورد استفاده قرار خواهد گرفت و سطح كيفي اجرا را نيز بالاتر خواهد برد. اين مدرس نمايش عروسكي، دانشجويان ايراني را بسيار مستعد و علاقهمند ميداند در حالي كه آنها از تكنيكهاي جديد دنيا ناآگاهند. وي از مسئولان آموزش عالي ميخواهد كه با دعوت از استادان با مهارت خارجي و برگزاري ورك شاپهاي داخل و خارج از دانشكده اطلاعات دانشجويان را به روز كنند. از سوي ديگر، ديدن فيلم نمايشهاي عروسكي كشورهاي خارجي نيز ميتواند راهگشا باشد كه بايد در اين زمينه نيز ارتباطاتي براي فراهم شدن و در اختيار گذاشتن اين آثار شكل بگيرد. | |||
|
روابط عمومي مخاطبان تئاتر را ارتقاء ميدهد
| |||
رضا آشفته: طي حكمي از سوي مدير اجرايي مجموعه تئاترشهر، علي شيدفر به سمت مدير روابط عمومي اين مجموعه از روز چهارشنبه 18 مرداد ماه برگزيده شد. جواد افشيننژاد؛ مدير اجرايي مجموعه تئاترشهر در اين حكم با توجه به سوابق و تجارب علي شيدفر در حوزه هنر تئاتر و رسانههاي جمعي از او به عنوان چهرهاي مناسب براي روابط عمومي تئاترشهر ياد كرده و در ادامه تاكيد كرده است:«آگاهي شما از عملكرد اين مجموعه به عنوان معتبرترين مكان تئاتري و اقبال دوستداران هنر نمايش، راهگشاي مديريتي با قوام خواهد بود.» بدون حب و بغض دكتر قطبالدين صادقي؛ كارگردان درباره ويژگيهاي مدير روابط عمومي تئاترشهر به سايت ايران تئاتر گفت:«كسي براي اين كار مناسب است كه با تئاتر و هنرمندان تئاتر و هم با مطبوعات و خبرنگاران آشنايي و ارتباط داشته باشد. او بدون حب و بغض و فراتر از شناخت اين دو گروه، بايد بتواند بين هنرمندان و مطبوعات و رسانههاي جمعي ارتباط برقرار كند.» اين استاد دانشگاه حضور يك روابط عمومي فعال در تئاترشهر را عامل مهمي براي گسترش فرهنگ تئاتري در بين توده مردم تلقي ميكند و معتقد است براي اين منظور بايد مدير روابط عمومي از زبان مطلوبي برخوردار باشد. اين زبان نياز به فروتني، هوش بالا، سواد و مردم داري دارد. دكتر صادقي از علي شيدفر به عنوان چهرهاي قديمي در مطبوعات و تلويزيون و فعال در حوزه تئاتر ياد كرد و گفت:«هنوز از او سوء نيتي نديدهام و فقط گاهي از او ديده شد كه به نفع دوستانش موضعگيري كرده است و اين كار هم امري طبيعي در كشور ماست.» وي در پايان تاكيد كرد كه علي شيدفر چهرهاي قابل احترام دارد و ميتواند از تجربيات خود به نفع تئاتر تهران و كشور بهرهبرداري كند. يك كار گسترده محسن حسيني؛ كارگرداني با تحصيلات عاليه در رشته تئاتر، درام و ارتباطات از كشور آلمان درباره ويژگيهاي خاص مدير روابط عمومي تئاترشهر گفت:«روابط عمومي كارش فقط به شناخت تئاتر و مطبوعات و رسانهها ختم نميشود. روابط عمومي كار گستردهاي است كه نياز به ارتباط گرفتن با تمامي نهادهاي كشوري و شهري دارد. اگر چنين ارتباطي از طرف روابط عمومي تئاترشهر تاكنون صورت ميگرفت، امروز برخي از تالارها و نمايشها با كمبود تماشاگر روبرو نميشد. متاسفانه تئاترشهر تهران امروز شباهت غريبي با يك قلعه يا معبد دارد چرا كه اطلاع رساني كمتر صورت ميگيرد.» وي با اشاره به اين كه برگزاري جلسات مطبوعاتي براي نمايشها و كارگردانهاي برجسته بايد به عنوانِ يكي از وظايف اصلي روابط عمومي تئاترشهر مدام صورت بگيرد، گفت:«متاسفانه هنوز چنين امري كه بايد چند روز قبل از اجرا براي اطلاع رساني به عموم صورت بگيرد، تاكنون در تئاترشهر انجام نشده است.» اين استاد دانشگاه پاسخ دهي به تلفنها را كار يك منشي دانست و تاكيد كرد:«روابط عمومي بايد بتواند با مراكز مهم فرهنگي و دولتي از قبيل كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، نهاد رهبريف شوراي شهري و... ارتباط برقرار كند. يك روابط عمومي قوي با زبانِ خاص خود از عهده دعوت كارگزاران سياسي به مجموعه تئاترشهر خواهد شد تا از حمايت آنها براي اعتلاي تئاتر بهرهبرداري مهمي شود.» وي افزود:«روابط عمومي در كشورهاي غربي مثلِ يك وزارتخانه فعال است و اين كار از عهده يك مدير و چند كارمند با تجربه و فعال برميآيد. روابط عمومي بايد با برنامهريزي ريز و كلان از عهده ارتباط گرفتن با هنرمندان، مطبوعات و تماشاگران برآيد. همچنين بودن اسپانسرهاي فرهنگي نيز از جمله كارهاي روابط عمومي است كه متاسفانه اصلاً به آن توجه نميشود.» محسن حسيني هيچ شناختي از علي شيدفر نداشت و در ادامه بي طرفي يك مدير روابط عمومي را مهمترين عامل براي برقراري ارتباط درست و سازنده ارزيابي كرد و گفت:«اميدوارم مدير روابط عمومي جديد پس از هفت سال فعاليت پيوسته در تئاترشهر تهران مرا بشناسد.» وي در پايان تاكيد كرد كه يك گروه زبده و مجرب در روابط عمومي مجموعه تئاترشهر ميتوانند تعداد مخاطبان واقعي تئاتر را افزايش دهند. تجربه كار اجرايي بهزاد صديقي؛ منتقد و روزنامهنگار تجربه كار اجرايي را از مهمترين عوامل يك روابط عمومي نسبتاً مطلوب دانست و گفت:«تحصيلات عاليه و برخورد تخصصي و به روز با علم روابط عمومي از جمله ابزارهاي مهم در كشورهاي پيشرفته به شمار ميآيد.» وي افزود:«مدير روابط عمومي بايد بتواند با كارمندان و ارباب رجوع ارتباط مطلوب برقرار كند. اگر او نتواند از عهده اين مهم برآيد به مرور به بدنامي متهم ميشود و به درستي از عهده انجام كارهايش برنخواهد آمد.» اين نويسنده در ادامه تسلط بر كامپيوتر و آشنايي با يك زبان خارجي را از جمله ابزار مفيد براي توسعه ارتباطات دانست و گفت:«متاسفانه در جشنواره تئاتر فجر بارها هنرمندان خارجي در روابط عمومي به دليل زبان ندانستگي كارمندان آن جا با دردسر روبرو ميشوند.» وي علي شيدفر را يك مدير خوب و با تجربه معرفي كرد و گفت:«با او در پانزدهمين جشنواره تئاتر فجر همكار بودم. شيدفر در آن زمان مدير روابط عمومي جشنواره بود و پس از آن اطلاعي از كارش ندارم و نميدانم آيا با علم روز روابط عمومي جلو آمده است يا خير؟» بهزاد صديقي در ادامه علي شيدفر را از گزينههاي احتمالي ديگر براي چنين سمتي مناسبتر دانست و گفت:«بايد زمان بگذرد و در جريان عملكرد او ميتوان به درستي دربارهاش قضاوت كرد.» عمر طولاني كيومرث مرادي؛ كارگردان با اشاره به عمر طولاني فعاليتهاي مطبوعاتي و تلويزيوني علي شيدفر گفت:«او يكي از بنيانگذاران كانون ملي منتقدان ايران است. به نظرم با اين وجود او يكي از بهترين گزينهها براي روابط عمومي تئاترشهر است.» وي افزود:«علي شيدفر يك انسان متشخص و مودب است و اميدوارم كه او با انرژي خود شكل دگرگوني به وضعيت تئاترشهر بدهد. چنان چه رسول صادقي، در زمان سمت موقت خود در روابط عمومي تغييرات چشمگيري را ايجاد كرد.» وي در پايان اظهار اميدواري كرد كه علي شيدفر مانند محمد بهرامي حضور موثري در عملكرد روابط عمومي تئاترشهر داشته باشد. | |||

- رضا آشفته : دكتر قطبالدين صادقي در نشست مطبوعاتي در خانه تئاتر اعلام كرد: <بياطلاعي مسوولان، هنرمندان و خبرنگاران باعث شد تا در مورد برخورد دموكراتيك در انتخابات iti به بيراهه برويم.>
وي افزود: <پس از شركت در جشنواره فرايبورگ آلمان كه در آن سخنراني درباره <تئاتر آييني>و دو كارگاه آموزشي به مدت 10 روز برگزار كردم، به مدت 20 روز براي روشن شدن وضعيت iti با هزينه شخصي به پاريس رفتم.>
دكتر صادقي در اين سفر با جنيفر والپل دبيركل iti جهاني در پاريس دو جلسه سهساعته گفتوگو كرد و بر اساس گفتههاي والپل، برگزاري انتخابات هياتمديره iti ايران با نظارت خانه تئاتر به عنوان تشكيلات صنفي و غيردولتي شكل قانوني به خود خواهد گرفت. دبيركل iti جهاني در اين جلسات از دكتر صادقي، نماينده iti ايران انتقاد كرد كه چرا در زمان برگزاري جشنواره تئاتر فجر كه در تهران حضور داشته به او مراجعه نكرده است؟
اين استاد دانشگاه با انتقاد از اظهارات برخي از اعضاي هيات موسس كه انتخابات هياتمديره iti در ايران را غيرقانوني دانستهاند، گفت: <والپل همچنين اعلام كرد كه iti يك سازمان مستقل جهاني است و نظارت نماينده كميسيون يونسكو در ايران بر انتخابات iti در ايران غيرضروري است. به همين دليل با توجه به نظارت خانه تئاتر به عنوان صاحب iti در ايران انتخابات قانوني خواهد بود.>
وي اظهار داشت: <بر پايه پنهانكاريهاي دكتر توكل نماينده وزارت علوم در كميسيون يونسكو در ايران، دو سال ديگر حضور نمايندگان دولتي ايران در iti جهاني مشروعيت يافته است. با سفر حسين پارسايي رئيس مركز هنرهاي نمايشي در اوايل ارديبهشتماه به فيليپين و بنابر حكم او دكتر مجيد سرسنگي با پرداخت 2 هزار يورو حق عضويت به عنوان نماينده ايران در iti جهاني تثبيت ميشود.>
اين كارگردان فعال در ادامه با اشاره به كذب و دروغ بودن گفتههاي افرادي كه iti ايران را غيرقانوني جلوه دادهاند، گفت: <همه اين افراد بنا بر اظهارات خود به دنبال نفع شخصي بودهاند و تاكنون به بيش از 2 يا 3 سفر خارجي رفتهاند.>
دكتر صادقي با تاكيد بر نظارت خانه تئاتر بر iti گفت: <از اين به بعد بايد از طريق اين تشكيلات تمام گزارشهاي هياتمديره iti ايران به دفتر iti جهاني ارسال شود.>
وي اظهار اميدواري كرد كه به زودي فعاليتهاي iti را در ايران با تشكيل دفتري در خانه تئاتر آغاز ميكنند و در اين باره گفت: <ما در كنار نمايندگان دولتي (مركز هنرهاي نمايشي) در تمامي سمينارها، سخنرانيها، كلاسهاي آموزشي و جشنوارههاي بينالمللي حضور خواهيم داشت و حق عضويت نيز امسال از طرف مركز هنرهاي نمايشي به مدت دو سال پرداخت شده است.>
بنا بر اعلام دكتر قطبالدين صادقي، تمام هنرمندان تئاتر در تهران و شهرستانها با ارائه مدارك و مستندات موثق حق عضويت و استفاده از مزاياي iti در ايران را دارا خواهند بود.
همچنين رئيس iti در ايران شكايتي را عليه دكتر توكل كه عامل اصلي اتفاقات و اعتراضات در شكلگيري iti در ايران بوده، تنظيم كرده است و آن را به دفتر مانفرد بيئيلهارتز (رياست iti جهاني در آلمان)، جنيفر والپل (دبيركل iti جهاني در فرانسه) و دكتر جلالي (سفير ايران در فرانسه) فرستاده است تا توضيحات لازم را در اين زمينه از طرف فرد خاطي جويا شوند.
اين استاد دانشگاه از بياطلاعي خود و ديگران اظهار تاسف كرد كه شناخت كم باعث بسياري از بدبختيها و دردسرها ميشود. در صورتي كه با يك تماس تلفني يا اينترنتي، يا در زمان حضور جنيفر والپل در ايران به راحتي اين قضيه حل و فصل ميشد. وي همچنين اظهار خرسندي كرد از اينكه سرانجام مساله iti در ايران به روشني و آگاهانه حل و فصل شد.
لازم به ذكر است، iti جهاني يك سازمان فرهنگي و بينالمللي است كه در زمينه تئاتر فعاليت ميكند و فقط از طريق سازمانهاي غيردولتي امكان تشكيل iti در هر كشوري وجود دارد، و در اين زمينه ايران و چند كشور بلوك شرقي به دليل حضور دولت در نهادهاي تئاتري به عنوان استثنا حق عضويت در iti جهاني را يافتهاند. دكتر صادقي دليل طولاني شدن دوره نمايندگي دولتي ايران در iti جهان را پنهانكاريهاي دكتر توكل دانست كه بايد از سوي سازمان جهاني يونسكو و iti جهاني تخلف او پيگيري شود.
وي در پايان اعلام كرد: <جنيفر والپل از اولين انتخابات دموكراتيك در ايران براي برپايي يك تشكيلات تئاتري اظهار اميدواري كرد و متذكر شد كه بايد براي حضور مقتدر اين تشكيلات در iti از هرگونه حركت پويايي غافل نشد.>
|
نشان دادن قابليتهاي هنرمندان ارتش
| |||
رضا آشفته: مهندس سيدموسي حسيني كاشاني؛ مديريت هنري ارتش جمهوري اسلامي ايران در نشست خبري ششمين جشنواره سراسري تئاتر ارتش، گفت:«متاسفانه با توجه به حضور هنرمندان ارتش در برنامههاي تلويزيوني اطلاعرساني درستي از فعاليتهاي هنري ارتش در رسانههاي جمعي كشورمان نشده و تاكنون نتوانستهايم قابليتهاي آنان را به اطلاع مردم برسانيم.» وي برگزاري شش دوره جشنواره تئاتر ارتش را نشانه اهميت قائل شدن مسئولان ارتش به هنر دانست و گفت:«اين جشنوارهها و ديگر برنامههاي هنري ميتواند زمينهساز بروز قابليتهاي هنرمندان ارتش باشد.» بنا بر گفته مديريت هنري ارتش، بنا بر شاكله ارتش افراد كادر و وظيفه ميتوانند در فعاليتهاي هنري ارتش حضور داشته باشند و امسال سعي بر آن شده تا تعامل بيشتري بين تئاتر ارتش و تئاتر حرفهاي و مركز هنرهاي نمايشي به منظور اعتلاي سطح كيفي تئاتر ارتش صورت گيرد.» وي افزود:«همچنين از گروههاي آزاد و حرفهاي خواستهايم كه در جشنواره ارتش به صورت ميهمان حضور داشته باشند. به همين منظور 20 گروه به فراخوان ما پاسخ مثبت دادند كه از ميان آنها فقط 3 كار براي حضور در جشنواره پذيرفته شد.» فراخوان ششمين دوره جشنواره سراسري تئاتر ارتش از دي ماه 1384 آغاز شد و اولويتهاي نمايشنامهها با محتوايِ دفاع مقدس، مذهبي، حماسي و مرتبط با ارتش در نظر گرفته شد. در اين مرحله 21 متن از نيروي زميني، 12 متن از نيروي هوايي، 6 متن از نيروي دريايي و 2 متن نيز از ستاد مشترك ارتش مورد بازخواني قرار گرفت. در مجموع 26 متن مورد پذيرش قرار گرفت كه در مرحله بازبيني اجراها 19 نمايش به دليل انصراف 7 گروه نمايشي، مورد بازبيني قرار گرفت. در نهايت 3 نمايش از نيروي زميني، 3 نمايش از نيروي هوايي، 2 نمايش از نيروي دريايي و 2 نمايش از ستاد مشترك ارتش براي حضور در جشنواره پذيرفته شد. از بين 10 كار انتخابي 9 كار در بخش مسابقه و 1 كار(از ستاد مشترك) در بخش جنبي حاضر خواهند بود.» مهندس حسيني كاشاني از دكتر سعيد كشنفلاح، دكتر محمود عزيزي و ناصر آقايي به عنوان داوران ششمين جشنواره تئاتر ارتش نام برد و گفت:«احتمالاً در صورت عدم حضور دكتر عزيزي و ناصر آقايي از خانمها اعظم بروجردي و هما روستا به عنوان هيئت داوران استفاده خواهيم كرد.» وي همچنين در ادامه گزارش خود به كارگاه آموزشي نمايشنامهنويسي با حضور نصرالله قادري و كارگاه آموزشي بازيگري و كارگرداني با حضور دكتر مسعود دلخواه اشاره كرد و گفت:«سالن برگزاري كارگاه 400 نفر گنجايش دارد و ما از 200 نفر دعوت كردهايم بنابراين افراد علاقهمند نيز ميتوانند به راحتي در اين كلاسها حضور داشته باشند.» مديريت هنري ارتش اعلام كرد كه 9 كار منتخب هر كدام 20 اجرا در سطح يگانهاي ارتش خواهند داشت كه در مجموع 180 اجرا در طول سال با پرداخت بودجه در سطح كشور برگزار خواهد شد. بهترين تئاتر ارتش بنا بر انتخاب هيئت داوران و مساعدت سعيد كشنفلاح در جشنواره بيستوپنجم تئاتر فجر شركت خواهد كرد و همچنين از كار برگزيده تله تئاتري براي پخش از شبكه 4 سيما توليد خواهد شد كه بودجهاي نيز به اين منظور اختصاص خواهد يافت. همچنين بهترين كار در مجموعه تئاترشهر اجرا خواهد شد تا تشويقي براي حضور پررنگتر هنرمندان تئاتر ارتش باشد. بنا بر گفته دبير جشنواره تئاتر ارتش، از تمامي كارها تصاوير كاملي به صورت DVD و VHS تهيه و به صورت عمومي توزيع خواهد شد. همچنين در بخش جنبي جشنواره آتليه عكاسي براي تهيه عكس از هنرمندان شركت كننده در جشنواره براي تكميل بانك اطلاعاتي فعالان هنري ارتش تشكيل خواهد شد كه علاقهمندان نيز به طور رايگان ميتوانند از خدمات اين آتليه بهرهمند شوند. وي در ادامه نشست خبري، به اعلام يك فراخوان بزرگ نمايشنامهنويسي در سطح كشور در آذر ماه 85 اشاره كرد و گفت:«حداقل 2 ميليون تومان جايزه نقدي نيز براي اثر برگزيده در جشنواره بيستوپنجم تئاتر فجر با موضوع مرتبط با ارتش در نظر گرفتهايم.» جشنواره تئاتر ارتش(ميثاق رحمت) از 21 تا 26 مرداد ماه 85 در تالار مجموعه فرهنگي و هنري شهيد واعظي(پرواز) برگزار ميشود. اختتاميه جشنواره نيز در صبح پنجشنبه 26 مرداد ماه در سالن همايشهاي كوثر انجام ميشود. | |||
|
فقط يك خرق عادت
| |||
رضا آشفته: عباس جوانمرد را به عنوان كارگرداني فعال و نام آور در دهه 30، 40 و 50 شمسي ميشناسيم. همچنين در پرونده كاري او علاوه بر كارگرداني بازيگري چند تئاتر نيز ديده ميشود. با اين تعبير كمتر او را به عنوان نويسنده و محقق ميشناسيم. در حالي كه انتشار دو كتاب”غبار منيت: پدرخوانده” در سال 82 توسط نشر افكار و”تئاتر، هويت و نمايش ملي” در سال 83 توسط نشر قطره دلالت بر قلمي روان، علمي و منتقد ميدهد. او با نگاهي علمي و كنجكاو مو را از ماست بيرون ميكشد و با قلم خود دلالتِ آگاهانهاي بر تاريخچه تئاتر معاصر و ريشههاي آن در سرزمينمان خواهد كرد. عباس جوانمرد در دهه 30 به همراه استاد عبدالحسين نوشين دو داستان از صادق هدايت(”محلل” و ”مردهخوارها”) را براي نمايش تنظيم و اجرا كرد. در اين آثار علي نصيريان همراه عباس جوانمرد بود. روايتي حكايت از اين دارد كه شاهين سركيسيان اولين مبدع و پايهگذار جريان”تئاتر ملي” در كشورمان است. او جوانمرد و نصيريان جوان را سرشوق ميآورد تا با تامل در داستانهاي ايراني گامهاي مفيدي را در جهت ملي شدن تئاتر كشورمان بردارند. جوانمرد در سال 1346 نمايشنامه”شهر طلايي” را منتشر ميكند و پس از آن هيچ كتابي به قلم او در تهران منتشر نشده است. تا آن كه پس از انقلاب و با مهاجرت به كانادا فرصت بيشتري براي تامل و نگارش درباره تئاتر ايران مييابد. نتيجه تلاشهاي فكري او در سال 1369 منجر به نگارش و نشر”تكلمهايي بر تعزيه و نمايش ملي” و”نقدي بر يك نقد” توسط انتشارت سايبان در كانادا ميشود. عباس جوانمرد علاوه بر آن دو كتاب مهم، تاليفات ديگري نيز دارد كه در صورت مساعد بودن اوضاع، نشر آنها نيز ممكن خواهد شد. ”تاريخ فعاليتهاي گروه هنر ملي”، ”نمايشنامههاي كوتاه صحنهاي”، ”نمايشنامههاي تلويزيوني” و”مقالات، مصاحبهها و نامهها” از جمله آثار منتشر نشده اوست كه در آينده انتشار آنها به وقوع خواهد پيوست، و هم اينك عباس جوانمرد به دليل سفر به كانادا در دسترس نيست تا دقيقاً درباره انتشار آنها اخبار موثق منتشر كرد. غبار منيت پدر خوانده داستان نگارش كتاب”نقدي بر پژوهش تئاتري مصطفي اسكويي” (غبار منيت پدر خوانده) را از زبان عباس جوانمرد بخوانيد:«در زمستان سال 1994 ، روزي از يكي از دوستان شنيدم كه استادش با كمك دانشگاه يورك مشغول تدارك يك دايره المعارف تئاتر جهاني است. او در پي جمعآوري مدارك و مأخذ تئاتري، در مسكو به كتابي پژوهشي در زمينه تئاتر ايران نوشته آقاي مصطفي اسكويي برخورده است كه پس از مطالعه و تفحص درمييابد كه كتاب محتوايي نازل، يك طرفه، غير متعارف و دست كم مغاير با مباني پژوهشي و آكادميك دارد. آن استاد پرسيده بوده است كه معمولاً آخرين اثر پژوهشي در يك موضوع خاص ميتواند كاملترين باشد. آيا اين اثر كاملترين اثر پژوهشي تاريخ تئاتر ايران است؟ و دوست من كه آن اثر را نخوانده بود طبعاً پاسخي براي گفتن نداشتن است.» وي ميافزايد:«خبر تاليف اين پژوهش مرا از دو جهت به خواندن آن برانگيخت؛ نخست اين كه ميخواستم بدانم چه گونه سالهاي خالي انتظارم در نبود يك پژوهش تئاتري به فرجام رسيده است؛ و دوم اين كه اين پژوهش كه انتشار آن با كمك موسسه بزرگي چون پروگرس انجام گرفته چگونه است كه تازه به تحقيق نياز پيدا كرده است. اين هر دو جاذبه مرا وادار كرد كه هر طور هست آن را بيابم و بخوانم، يافتم و خواندم.» پس از اين خواندن، عباس جوانمرد آستين همت بالا ميزند تا اولاً شرحي در باب وقايع دگرگون شده و گاه مجهول مندرج در آن كتاب و مخلص از آن را ضرورتاً هر چه زودتر منتشر كند تا از سويي انتشار آن اوهام بيش از آن اذهان جوان و كم اطلاع را نيالايد و از سويي ديگر با ارائه حقايق و مستندات غير قابل انكار، لزوماً مسئولان نشر آن اثر”تحقيق” به خود آيند و از خود بپرسند كه چه كردهاند با اعتبار و حيثيت معتبر خود. جوانمرد در ابتدا نقد اجمالي خود را مينويسد و آن را به نام”پژوهش جعلي پدرخواندهها” در بهمن ماه 1383 در شماره 98 مجله آدينه چاپ كرد. او بعدها نقد كامل را به صورت كتاب آماده نشر كرد كه از چاپ آن در ايران به دليل بيماري و كسالت مصطفي اسكويي چشم پوشيد. بعدها كه متوجه حال بهتر و فعال بودن مصطفي اسكويي شد، آن را توسط نشر افكار در سال 82 منتشر كرد. وي درباره انتشار اين كتاب نقد اظهار اميدواري ميكند كه اين حركت آغازي باشد براي تبادل نظر و گفتوگوهاي خلاق، گفتوگوها و تبادلهايي دوستانه و موازي، نه متقاطع و آكنده از بيزاري. تئاتر، هويت و نمايش ملي روايت خلق و پرداخت كتاب”تئاتر، هويت و نمايش ملي” باز هم از زبان نگارندة آن، عباس جوانمرد شنيدني است:«كتاب حاضر سه ماه پس از غبار منيت، پدرخوانده” در تورنتو كانادا(1994) به پايان رسيد. مايل بودم چاپ و نشر آن اگر نه هم زمان دست كم به فاصلة كوتاهي پس از انتشار”غبار منيت ...” انجام گيرد، اما با تاسف مثل هركار ديگر در اين ملك به صلابة بد عهدي و تعليق و بي برنامگي و چالاك دستي برخي از دوستان گرفتار آمد كه حديث مفصل و غمانگيز دارد.» وي پس از تعليق در انتشار، با سفر و ماندگاري در تهران از منابع بيشتري استفاده ميكند تا لاجرم مطالب بارورتر و مراتب سامان يافتهتر شود. بنا بر اين جوانمرد، در گير و دار اين تعليقهاي خسته كننده بار ديگر اين دكتر رضا خاكي بود كه دانست وبال اين كتاب و معطل ماندن چاپ”تاريخ گروه هنر ملي” دليل نا آرامي و دغدغههاي روزمرهام شده است. نشر قطره پيشنهادش بود. ديدار و گفتوگويي كوتاه داشتيم با جناب فياضي و بعد اين متن براي چاپ و انتشار به قطره سپرده شد. وي دربارة خط مشي خود در زمينه نگارش اين تحقيق مينويسد” «توهم، ميل مفرط به شهرت بيتا، سلطة يكهداني، تفرعن و تفاخر، ويروس پنهان و مسري در يك هنرمند بيمار است، و بي ترديد بهترين پادزهر، همين نقد و نظر است كه وقتي نيست، توهم و جنون خود بزرگ بيني ما را به روز سياه مينشاند. اما نقد و نظر گه گاه و”استثنايي” بايد تبديل به”قاعده” گردد.» وي تاكيد ميكند:«فقط يك”خرق عادت” ميتواند طومار اين نظام عادت را در هم بريزد و گام نخست براي دگرگون كردن اين روال نادرست انتقاد است. انتقاد سالم و صريح اما دوستانه و مهرآميز. اين انتقاد كار يكي دو تن نيست. ضرورتي است كه همه فعالان نمايش بايد در آن شركت كنند و بيش از همه نسل جوان، چون در اين نظم و نسق جاري و”عادي” آنها بيش از هر قشر و دستهاي زيان ميبينند.» عباس جوانمرد در كتاب”تئاتر، هويت و نمايش ملي” با شيوهاي كاملاً علمي و با اتكاي به مستندات تاريخي و ثبت شده در تحقيقهاي ماقبل خود، به تعريف تئاتر ملي ميپردازد و پس از آن به معرفي و نقش”ميرزاآقا تبريزي”، ”حسن مقدم” و”عبدالحسين نوشين” در تئاتر ملي ميپردازد. بنا بر نظر عباس جوانمرد اين سه بزرگمرد هر يك در زمانه خود نقش بسيار موثري در آفرينش و تداوم و جريان يافتن تئاتر ايراني با تاثيرپذيري از تئاتر مغرب زمين نقش داشتهاند. البته درآميختگي تئاتر غرب با تئاتر شرق بعدها براي اولين بار در”گروه هنر ملي” به سرپرستي عباس جوانمرد و همراهي افرادي مانند شاهين سركيسيان، علي نصيريان و ديگران صورت ميگيرد. | |||
|
|
| ||||||||

- رضا آشفته : مراسم اختتاميه پنجمين جشنواره تئاتر بانوان ساعت 8 شب شنبه 31 تيرماه در تئاتر شهر برگزار شد.
در اين مراسم شهردار تهران، رئيس و معاون هنري سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران، رئيس مركز هنرهاي نمايشي، هنرمندان وعلاقهمندان به تئاتر حضور داشتند.
در اختتاميه پنجمين جشنواره تئاتر بانوان يادي از بانوان تئاتري فوت شده؛ مهين اسكويي، سودابه اسكويي، مليحه نظري و پوپك گلدره شد و همچنين دونوازي دف و ني و حركات موزون اجرا شد.
شهردار تهران: هنر راه ميانبري براي تعامل با مردم است
قاليباف، شهردار تهران از دستاندركاران جشنواره تئاتر بانوان تشكر كرد و گفت: <اين اطمينان را به هنرمندان و هنردوستان بدهم كه به عنوان خدمتگزار آنها در شهرداري تهران 3 دغدغه مهم را دنبال ميكنيم.
اول، در شهر بتوانيم خدمات و رفاه را به صورت عادلانه در دسترس همه قرار دهيم. دوم، براي اشتغال همه دغدغه داريم كه هر كسي شغل مناسب و آبرومند داشته باشد. سوم، تربيت صحيح.>
وي در اين مراسم افزود: <هنر در تربيت صحيح ميتواند نقش جدي و تخصصي داشته باشد. هنر راه ميانبري است كه با يك تعامل خوب و مشاركت با مردم ميتواند در هنجارسازيها موثر باشد. هنرمندان راهنما و راهگشاي مديران در اجراي كار و خدمتشان در سطح شهر خواهند بود.>
يك حركت بينظير
عسگرپور، معاون هنري سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران در ابتداي سخنان خود از وحدت يافتن نهادهاي مختلف فرهنگي براي سر و سامان دادن به اوضاع تئاتر به عنوان حركتي بينظير در سالهاي اخير ياد كرد و گفت: <كمبود سالن يكي از عمدهترين معضلات تئاتريهاست كه با تداوم چنين حركتي ميتوان به رفع آن اميدوار شد.>
وي افزود: <برگزاري جشنوارهها مكمل جريان غيرطبيعي تئاتر است و به همين دليل شما با اين پديده مواجه ميشويد كه بسياري از آثار منطبق با جشنوارهها توليد ميشوند و به همين نسبت از تعداد تماشاگران كاسته ميشود.>
بنا بر نظر وي بايد اين فرصت باشد تا با همكاري ارگانها و نهادهاي فرهنگي در كنار هم اوضاع تئاتر سر و سامان بهتري بگيرد.
9 زن و 11 مرد
اعظم بروجردي دبير پنجمين جشنواره تئاتر بانوان در ابتداي گزارش كار خود به فرصت كوتاه براي برگزاري اين جشنواره اشاره كرد و گفت: <از بهمنماه 84 تصميم قطعي براي برگزاري جشنواره تئاتر بانوان گرفته شد. ما از همان ابتدا به دنبال اين هدف بوديم كه جشنوارهاي برازنده مقام بزرگ <زن> باشد. به همين منظور پس از اعلام فراخوان، 386 متن به دبيرخانه فرستاده شد. در نهايت 57 متن توسط گروه بازخوان براي بازبيني اجراها انتخاب شد. 20 متن در نهايت براي شركت در جشنواره توسط هيات بازبيني گزينش شد. 9 زن و 11 مرد كارگردان در اين جشنواره شركت كردهاند. ما در هفت شب متوالي نتيجه كار خود را در معرض ديد و داوري عموم قرار داديم. اميدواريم كه جشنواره ششم از هماكنون آغاز شود.>
هيات داوران
در اين مراسم ادنا زينليان عضو هيات داوران جشنواره تئاتر بانوان بيانيه اين هيات داوران شامل سعيد كشنفلاح، هما روستا، فريبا نورشعاعحسيني و فريندخت زاهدي قرائت كرد.
در اين بيانيه به دادن فرصت به نمايشنامهنويسان براي پرداخت به موضوعات خاص بانوان و الگوسازي بر اساس شخصيتهاي مهم تاريخي، مذهبي و فرهنگي و استفاده از استادان مجرب جهت برطرف شدن نواقص متون نمايشي اشاره شده بود. همچنين از سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران كه متولي جشنواره بانوان شده است، تشكر و قدرداني شد.
برندگان
در بخش گريم جايزه ويژه به حميدرضا قاسمي و فاطمه ابيضي (قصه آب را تازه كن)، در بخش موسيقي جايزه ويژه به مهدي صديق و سهيل تاجفر (مدهآ)، جايزه ويژه طراحي لباس به مجيد ميرزايي (مدهآ) و جايزه ويژه طراحي صحنه به عباس احمدلو و سعيد زارع (مدهآ) تعلق گرفت. چهار بخش ياد شده رتبه اول تا سوم نداشت. در بخش نمايشنامهنويسي جايزه اول به محمد رضاييراد (گوش كن)، جايزه دوم به عبدا... بكتاش (آغاز يك كوتاه)، در بخش كارگرداني رتبه اول به شبنم فرشادجو (آرامش از نوعي ديگر) رتبه دوم به امير بدرطالعي (افسون معبد سوخته) و رتبه سوم به مجيد ميرزايي (مدهآ)تعلق گرفت.
در بخش بازيگري مرد، رضا بهبودي (آرامش از نوعي ديگر)، شهرام حمدوي (افسون معبد سوخته) و مهدي صباغي (يك شب كوتاه) به ترتيب اول تا سوم شدند.
رتبههاي اول تا سوم را به ترتيب در بخش بازيگران زن، رويا بختياري (خانه عروسك)،آسيه ضيايي (گوش كن) و نيلوفر افشار (محاله فكر كنيد كه اين طوري هم ممكنه بشه) به دست آوردند.
همچنين از سه نمايش از خواب تا مهتاب (علي هاشمي)، واگويههاي مريم (محسن سليمانيفارساني) و چهره به چهره (علي حاجعليعسگري) به دليل توجه به مضمون دفاع مقدس تقدير و تشكر شد و جوايز آنان متعاقبا داده خواهد شد.
در بخش رسانهها نيز از خبرگزاري مهر، باشگاه خبرنگاران جوان، روزنامه بانيفيلم و ابتكار تشكر شد.





.jpg)