تبليغاتX
آسمانه
متن جامع در عرصه تئاتر نداريم
 
 
ايران تئاتر -  سرویس گزارش 1 نظر نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
اكبر رادي در نشر ويستار بخشي از نمايشنامه"باغ شب‌نما" را در عصر يكشنبه 26 شهريور ماه قرائت كرد.
در اين روخواني، اسماعيل خلج، نمايشنامه‌نويس و كارگردان و محمد ابراهيميان، منتقد و نمايشنامه‌نويس حضور داشتند.
اكبر رادي پيش از آغاز روخواني، به عنصر مشترك داستان و نمايشنامه اشاره و تأكيد كرد كه به وسيله ديالوگ(گفت‌وگو) تمامي عناصر نمايشنامه بسط مي‌يابند. گفت‌وگو در نمايشنامه ضمن بسط دادنِ مقدمه، شرح و ميانه و نتيجه، و همچنين فضاسازي و شخصيت‌پردازي در لايه‌هاي زيرين خود، داستاني را همراه خواهد داشت. اين توضيحات رادي باعث شد كه جلسه قصه‌خواني يكشنبه پايان شهريور ماه نشر ويستار نيز با دليل و منطق رسميت پيدا كند.
نويسنده باغ شب نما‌ يا"قبله عالم" كه چند سال پيش، آن را هادي مرزبان در تالار اصلي تئاترشهر اجرا كرد، علت قرائت متن، توسط خود را درست خواني آن دانست، چون گروه‌هاي روخواني بدون تمرين از پس اداي درست كلمات، لحن و ارائه شخصيت‌ها برنمي‌آيند؛ هرچند بايد گفت كه يك گروه، با تمرين و تحليل درست، بهتر از يك نفر از عهده قرائت يك متن برخواهد آمد. به هر تقدير اكبر رادي آمده بود تا مثلِ يك داستان‌نويس به تنهايي بخش آغازين نمايشنامه‌اش را براي حضار قرائت كند. او سعي داشت با لحن‌‌هاي متفاوت(مثلا در مورد طبيب ارمني نمايشنامه) تنوع گفتاري ايجاد كند. همچنين طمأنينه و توضيحات به موقعِ نويسنده درباره برخي از واژگانِ قابل توضيح، مكمل جلسه روخواني نمايشنامه مي‌شد.
اكبر رادي در ابتدا به زمان و زبان قجر و عصر ناصرالدين شاه اشاره كرد تا با چنين توضيحي زمينه لازم را براي ارتباط بهتر مشخص كند. شايد بروز عناصر داستاني در قسمت آغازين اين متن، بهترين انگيزه را براي قرائت اين متن در جلسه فراهم مي‌كرد. شايد هم دليل عمده‌تر، چاپ برخي از آثارش در اين نشر بوده است.
"نويسنده معاصر" سعي بر آن داشت تا زمان كوتاهي صرف قرائت متن شود و بيشتر با حضار وارد گفت‌وگو گردد. او با گذاشتن عينك درباره توضيحات صحنه باغ شب نما گفت كه كمتر از اين موضوع بهره گرفته است تا كارگردان بهتر و آزادانه‌تر بتواند در ايجاد فضا و امكانات صحنه‌اي وارد عمل شود؛ در صورتي كه مثلِ شهر فرنگ مدام تصاوير و صحنه‌ها تغيير مي‌كند و اين تغييرات در دلِ گفتارها مشخص شده است.
او به نرمي كاغذها را ورق مي‌زد و در تك تك آدم‌هاي نمايشنامه‌اش نفوذ مي‌كرد تا گفتار هر يك را بنابر حالت و لحن مشخصش ادا كند. بديهي است كه لطف‌ِ حقيقي، زماني نصيب يك متن نمايشي مي‌گردد كه در صحنه اجرا شود. قرائتِ اكبر رادي نيز نمي‌توانست آن طور كه بايد و شايد معرف آدم‌ها و موقعيتِ عصر ناصري و سرآغاز اوج و افول يك نظام و حكومتِ مستبدانه باشد. يكي از حضار زبان درباري و قجري را بعد از پايان روخواني اكبر رادي، ركن اساسي متنِ باغ شب نما‌ ‌دانست. اين شنونده از تندخواني اكبر رادي گلايه كرد و گفت:«در زمان اجرايِ عمومي نيز ريتم تندتر اجرا نسبت به متن، باعث مي‌شد كه بسياري از كلمات ناشنيده باقي بماند و زبان متن به خوبي در اختيار بيننده قرار نگيرد.»
رادي نيز اين انتقاد را پذيرفت و توضيح داد:«در زمان تمرين نمايش‌ با هادي مرزبان ‌بر سر اين موضوع بحث داشتيم؛ چون ريتم مردم و زندگي در دوران قاجار كندتر از حال حاضر بوده است و از سوي ديگر، ريتم كندتر باعث جلوه كردن زبان متن مي‌شد.»
وي افزود:«شايد امروز، من هم تندتر از حد معمول آن را خوانده‌‌ و نتوانسته‌ام ارتباط لازم را بين مخاطب و متن برقرار كنم.»
يكي از حضار جوان از زبانِ ادبي"باغ شب نما" به نيكي ياد كرد، ولي متن را بدون كنش كه لازمه يك متن نمايشي است، دانست. او زبانِ متن را با اين رويكرد دروغين فرض كرد؛ براي آن كه نمي‌تواند تبديل به يك متن نمايشي شود.
اكبر رادي در پاسخ به انتقاد اين جوان گفت:«در كل دنيا رسم بر اين است كه نويسندگان، همپاي‌‌ اجرا، متن خود را ويرايش مي‌كنند، يا اين كه قبل از اجرا در گفت‌وگو با كارگردان، متن، نوشته و تكميل مي‌شود؛ اما در ايران هر نويسنده‌‌ مجبور است متن خود را منفك از اجراي واقعي(يعني با اتكا به اجرا در ذهن خود) بنويسد و چون قبل از اجرا بايد آن را چاپ كند، ناگزير به زبان و ادبيات متن بيشتر توجه مي‌كند.»
وي افزود:«من هشت سال، مدام نمايشنامه نوشتم؛ بي آن كه ‌اجرا شوند. واضح است كه نمايشنامه از دو بخش"نمايش" و"‌نامه" تشكيل شده است و عدم اجراي به موقع و قبل از چاپ، مانع از توجه بيشتر به بخش"نمايش" متن‌ها مي‌شود و از سوي ديگر بخش"‌نامه" كه در برگيرنده ادبيات متن است، مورد توجه بيشتر قرار گرفته است.»
اكبر رادي در ادامه از متن‌ها و اجراهاي برخي ‌جوانان كه از زبان و ادبيات غافل شده‌اند،‌ انتقاد كرد و گفت:«اين افراد، يك مشت ميزانسن و يك مشت جست‌وخيز به صحنه مي‌برند و اسمش را مي‌گذارند"نمايش". اين اتفاق در فرنگ هم ديده شده است. آن جا هم سكوت‌هاي غيرمتعارف، عربده‌هاي ناگهاني و امثال آن به كار مي‌آيد؛ اما ممت با زبان و ادبيات سر و كار دارد. فوسه كاملاً ادبيات است و آن‌ها با تسلط بر زبان و ادبيات، نمايشنامه‌هاي خود را براي صحنه نوشته‌اند.»
او يادآور شد:«نمي‌توانيم تاريخ تئاتر داشته باشيم مگر آن كه قبل از آن، تاريخ نمايشنامه‌نويسي داشته باشيم. "زبانِ همراه با حركت" نمايشنامه را شكل مي‌دهد. متاسفانه فقر و بي‌سوادي محض مانع از توجه به اولين ركن نمايشنامه، يعني زبان شده است. هر زمان يك شخصيت استخوان‌دار با زبان نوشته شود، آن وقت تئاتر به وقوع مي‌پيوندد.»
وي افزود:«هنر يك عمل فردي است و اصلاً نمي‌تواند دسته جمعي باشد. وقتي يك گروه جمع مي‌شوند و با همكاري هم در پي خلق يك موقعيت نمايشي برمي‌آيند، قتل زبان صورت مي‌گيرد. متعادل شدن زبان و حركت خيلي مهم است و در همجواري اين دو، تئاتر شكل مي‌گيرد.»
همان جوان در ادامه با اشاره به نام چند نمايشنامه‌نويس مدرن اروپايي و آمريكايي مانند سام شپارد و هارولد پينتر و... به اين موضوع اشاره كرد كه آنان زبان دراماتيك را در خدمت خلق متن‌هاي خود قرار داده‌اند.»
اكبر رادي متن‌"باغ شب نما" را كنش‌مند دانست و گفت:«آن چه در اين جا خواندم، مربوط به بخش آغازين اين متن است. مطمئناً در ابتدا، معرفي شخصيت‌ها و موقعيت‌ها به وقوع مي‌پيوندد كه خواه‌ ناخواه از كنش‌هاي تند و آشكار در آن پرهيز شده است.»
وي افزود:«ديالوگ، كنش مي‌سازد و خود ديالوگ بايد بيانگر خشم، عجز و حس‌ها و لحن‌هاي موجود در گفتار و رفتار باشد. بنابر اين از توضيح بيشتر در توصيف اين موارد اجتناب كرده‌ام. البته نبودن كنش در اغلب متن‌هاي ايراني ديده مي‌شود و اين گرفتاري وجود دارد. به همين دليل هنوز در كشورمان يك اثر جامع و كامل در حوزه تئاتر نداريم.»
يكي ديگر از حضار به تصنيف"مرغ سحر" در پايان نمايشنامه اشاره كرد كه با توجه به آن كه ملك‌الشعراي بهار آن را پس از دوره ناصري سروده است، با آن شرايط سازگاري دارد.
اكبر رادي نيز استفاده از اشعار و برخي از موارد اين چنيني را كه به فضا و شخصيت‌ها لطمه‌اي وارد نمي‌سازد، بدون اشكال دانست و گفت:«مرغ سحر مكمل فضا بود و به همين دليل از آن استفاده شده است.»
جلسه در پايان، به ديدار و گفت‌وگوي نزديك اكبر رادي و اسماعيل خلج با علاقه‌مندان عرصه نمايشنامه‌نويسي تبديل شد.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 1:52 PM |
تئاتر بايد به محلات برود
 
ايران تئاتر -  سرویس گزارش 0 نظر نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
ايوب آقاخاني در چهارمين نشست تخصصي انجمن كارگردانان خانه تئاتر گفت:«تئاتر در سراسر جهان و به ويژه كشورمان با سياست پيوند خورده است. شايد اين ديد جالبي نباشد؛ چرا كه از رشد و توسعه تئاتر ممانعت كرده است.»
وي اعتقاد دارد كه تئاتر سالم بايد رشد كند و بايد دغدغه‌ها را از بين برد. تبليغ، مولفه‌ بسيار مهمي است و ما بايد نهادهاي دولتي را مجاب كنيم كه سهم بيشتري از هزينه‌هاي خود را به توسعه و رشد تئاتر اختصاص دهند.
كارگردان"زمين مقدس" به خانه تئاتر توصيه كرد كه در زمينه نهادينه كردن تئاتر و تبليغ آن به طور جدي وارد عمل شود و امكاناتي را از نهادهاي مختلف تهيه كند كه خروجي آن به نفع تئاتر خواهد بود.
گروه‌هاي تئاتري
محمد رحمانيان عصر شنبه 25 شهريور ماه در اين نشست، اعلام كرد:«گروه‌هاي تئاتري بنا بر ايجاد يك هسته مركز و پيروي از تفكر خاص در كشورمان تقريباً شكل گرفته است و آن‌ها مي‌دانند كه در چه زمينه‌اي فعاليت مي‌كنند. شايد اساسنامه‌اي نداشته باشند؛ ولي از سبك و سياق كارها مشخص است كه ديگران دارند چگونه كار مي‌كنند. به عنوان مثال وقتي به اسامي عوامل نمايش"كوريِ" منيژه محامدي نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه اين افراد از نمايش"كتيبه" و پيش از انقلاب تاكنون در آثارش حضور داشته‌اند.»
وي افزود:«گروه‌هاي تئاتري امروز، به لحاظ مالي و استقرار در يك فضاي مختصر و مشخص در مضيقه هستند. فرهنگسراها، خانه‌هاي فرهنگ و سالن‌هاي چند منظوره ادارات، نهادها، مدارس و دانشكده‌ها تا حد زيادي مي‌توانند زمينه استقرار گروه‌ها و اجراهاي عمومي را مرتفع كنند.»
كارگردان"مصاحبه" با اشاره به تجربه سفر نمايش"فنز" به دو كشور سوئد و كانادا بر اين نكته تاكيد كرد كه در آن جا نيز تمامي تالارهاي عمومي در اختيار فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري است. چون براي يافتن يك تالار در تورنتو سر آخر مجبور شده‌اند كه در يك مدرسه خارج از شهر چنين امري را محقق كنند.
وي تاكيد كرد:«بايد تعامل و گف‌وگويي با نهادها، شهرداري و مراكز دولتي و فرهنگي صورت گيرد تا گروه‌هاي فعال بتوانند از اين امكانات و پتانسيل‌هاي موجود استفاده كنند.»
محمد رحمانيان اعتقاد دارد:«بايد تئاتر از تئاترشهر به تمامي محلات شهر تهران كشانده شود و همانند ليگ فوتبال كه از حملات به دسته‌هاي سه گانه و ليگ برتر مي‌انجامد، تئاتر نيز با حضور در ميان مردم از استقرار و انسجام بهتري برخوردار شود.»
اين نمايشنامه‌نويس از نقدهاي حال حاضر در مطبوعات انتقاد كرد و گفت:«اين نقدها بيشتر به انشاءنويسي و جريان بولتن سازي دامن مي‌زند. در نقد مطبوعاتي نيز بيشتر خلاصه نمايش تعريف مي‌شود و به بد و خوب بودن كارگرداني و بازيگري اشاره مي‌شود بي آن كه دليلي براي خوب و بد بودن ارائه شود.»
وي افزود:«افراد تحصيل كرده و تئاتري نبايد بگذارند كه نقد كارآمد و مفيد از بين برود. نقد بايد آموزشي باشد و با طرح يك پرسش، مسائل مهمي را براي يك گروه تئاتري مطرح كند كه در توليد كارهاي بعدي مفيد واقع شود.»
كارگردان"مجلس‌نامه" از متوليان خانه تئاتر خواست كه به فكر انتشار يك نشريه تخصصي تئاتري باشند و در حال حاضر گاهنامه خانه تئاتر بسيار ضعيف بوده است. بايد در اين گاهنامه مطالب مهم و محكم با صفحه‌آرايي و چاپ مطلوب منتشر شود. اين گاهنامه مي‌تواند به ارائه نقدهاي بي‌غرضي و آموزي از نفوذ نقدهاي ضعيف و بي‌مايه جلوگيري كند.»
وي همچنين بر بالا بردن حق عضويت اعضا تاكيد كرد تا بتوان براساس آن، خدمات ويژه‌اي مانند انتشار نشريه تخصصي را مرتفع كرد. سهراب سليمي، رئيس جلسه و رئيس انجمن كارگردانان خانه تئاتر در پاسخ به مسائل فوق اعلام كرد:«هفتمين شماره نشريه تخصصي اين انجمن در مهر ماه 85 منتشر مي‌شود.»
وي همچنين با اشاره به اين كه تعداد اعضاي انجمن كارگردانان به 200 نفر مي‌رسد، اعلام كرد كه اين تعداد هر ساله حق عضويت خود را نمي‌پردازند كه بايد راه حل اساسي براي رفع آن انديشه شود.
حلقه مفقوده
ايوب آقاخاني در ادامه، بودن گروه‌هاي تئاتري در كشورمان را رد كرد و گفت:«به دليل آن كه اين گروه‌ها مانيفست و بيانيه مشخص ندارند، نمي‌توان‌ از آن‌ها به عنوان گروه‌هاي مستقل تئاتري ياد كرد. در حالي كه در تمام جهان رسم بر اين است كه گروه‌ها بايد مانيفست مشخص كارهاي خود را توليد و رويه مشخصي را طي ‌‌كنند.»
وي به حلقه مفقوده كه همان مانيفست است، اشاره و تاكيد كرد‌:«ما هنوز در تشكيل گروه‌ها از يك شوخي‌ پر طمطراق، ‌فرا‌تر نرفته‌ايم.»
اين كارگردان با اشاره به مافياي مطبوعاتي گفت:«من به ‌شخصه احترام خاصي براي نشريات سالم قائل هستم و به همين دليل اجراي"زمين مقدس" را به نشريات اختصاص دادم. متاسفانه افراد ناسالمي نوك پيكانشان متوجه تئاتر است و اين، فاجعه بزرگي است؛ چرا كه با اين روند، يك كار بي‌كيفيت و بي ريشه در بوق رسانه‌ها قرار مي‌گيرد.»
خصوصي سازي
ايوب آقاخاني به خصوصي سازي اشاره كرد و از تجربه خود در مركز هنرهاي نمايشي گفت:«علاقه وافري براي تحقق چنين منظوري در نهادهاي دولتي ديده مي‌شود.»
وي مخاطبان تئاتر را به سه دسته تقسيم كرد و گفت:«اولين دسته افرادي هستند كه يك نوع اجراي خاص را مي‌بينند. مثلاً عموم اجراهايي كه در تالار وحدت ديده مي‌شود، داراي همين نوع مخاطبان است. دسته دوم مخاطبان موضوع‌نگر هستند كه حامي تفكر در تئاتر هستند. اين دو شكل هرگز از بين نخواهند رفت. سومين گروه مخاطبان خانوادگي تئاتر هستند. هنرمندان شامل اين نوع مخاطبان مي‌شوند. هنرمندان بنا بر دعوت و علاقه شخصي به ديدن كارهاي همديگر مي‌روند.»
وي افزود:«ما بايد به دنبال مخاطباني باشيم كه تئاتر را انتخاب مي‌كنند و مي‌آيند كه تئاتر ببينند. اين نوع مخاطب فقط به تئاتر فكر مي‌كند و هيچ گونه تعلق خاطري به گروه‌ها و هنرمندان ندارند. ما بايد اين دسته از مخاطبان را پرورش دهيم و يك راه، همان تبليغات است.»
رحمانيان در ادامه به تنها آرزوي خود اشاره كرد وگفت:«اميدوارم جريان صنفي خانه تئاتر تبديل به يك جريان سنديكايستي ختم شود.»
شكرخدا گودرزيِ كارگردان‌ نيز در تكميل سخنان مدعوين به سهم عظيم‌ مطبوعات در اطلاع رساني اشاره كرد كه متاسفانه از حواشي برخوردار بوده‌اند.
تئاتر داريم يا نداريم
محمد برومند، كارگردان تئاتر كودك و نوجوان نيز كه در اين نشست حضور داشت، بودنِ 1000 تماشاگر در هر شب در مجموعه تئاترشهر را نشانه نبودن تئاتر دانست و گفت:«با اين تعداد كم نمي‌توانيم مدعيِ"بودن" تئاتر بشويم.»
محمد رحمانيان نيز ادعاي محمد برومند را به اين دليل رد كرد ‌‌كه بودن يك تماشاگر براي يك كار نيز مي‌توانند نشانه بودنِ تئاتر و مخاطب باشد و گفت:«با آن كه‌ از كار اخير پري صابري(ليلي و مجنون) اصلاً خوشم نمي‌آيد، اما اين كار تاكنون 85 ميليون تومان فروش داشته است و اين هم نوعي تئاتر است كه بايد باشد. ما نمي‌توانيم مخاطبان پري صابري، آتيلا پسياني و ديگران را ناديده بگيريم.»
نقد اصولي
كمال‌الدين شفيعي، كارگردان نيز به نبودن نقد اصولي در كشورمان از سال‌هاي 1325 كه فاطمه صياد در كنگره نويسندگان اعلام كرد، اشاره كرد و گفت:«ما امروز هنوز دچار چنين بحراني هستيم؛ در صورتي كه نقد، كيفيتِ توليد را بالا مي‌‌برد و مي‌تواند استقرار گروه‌ها را به همراه داشته باشد. منتقد براي يك هنرمند راه‌هاي تازه‌اي را باز مي‌كند و مي‌تواند به عنوان يك راهنما موثر باشد.»
محمد رحمانيان نيز در ادامه به بودن نقد خوب، سازنده و آموزشي تاكيد كرد و گفت:«نقد بايد آموزش گرايانه باشد و گروه‌ها را ‌به‌ رفع نواقص دعوت كند.»
ايوب آقاخاني با اشاره به توسعه تبليغ تئاتر گفت:«يكي از ركن‌هاي اين توسعه، مطبوعات است و در اين زمينه حتي نقد منفي مي‌تواند نوعي تبليغ محسوب شود.»
محمد برومند به عدم ارتباط صحيح ‌‌گروه‌هاي تئاتر با مطبوعات اشاره كرد و گفت:«انصافاً تماشاگر تئاتر نداريم؛ ما خودمان به ديد كارهاي خودمان مي‌رويم. اگر باور نداريد از افراد خانواده و اقوام خودتان پرس و جو كنيد، ببيند چند درصد آن‌ها براي ديدن تئاتر وقت مي‌گذارند.»
محمد رحمانيان با اشاره به گزينش تماشاگر توسط گروتفسكي گفت:«شايد من هم روزي به جايي برسم كه بگويم گور پدر تماشاگر و بنا بر شكل اجرايي دلخواهم كار كنم. اگر حافظ قرار بود كه به مخاطب عام فكر كند، اصلاً نمي‌توانست اين چنين غزل بگويد، يا فردوسي و سعدي نيز بدون توجه به مخاطب، آثار خود را خلق كرده‌اند. ما امروز هم ذهنيت فردوسي را خيلي دقيق نمي‌فهميم.»
سهراب سليمي در ادامه به بودنِ تئاتر در محلات تهران و ريشه تاريخي آن اشاره كرد و گفت:«نمي‌توان اين روند را كتمان كرد. متاسفانه امروز چنين امري ناديده انگاشته مي‌شود. بايد تئاتر در محلات جريان ‌يابد تا شكل نهادينه‌اي پيدا كند.»
پري صابري از غايبان چهارمين نشست تخصصي انجمن كارگردانان خانه تئاتر بود.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت 11:23 AM |
بزرگان تئاتر گفتند عاشق باشيد
 
سايت ايران تئاتر -  سرویس گزارش نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
اختتاميه سومين جشنواره تئاتر ماه با حضور بزرگان تئاتر ايران و مسئولان و علاقه‌مندان برگزار شد.
در اين مراسم كه شب سه‌شنبه، 7 تير ماه، در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد، عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان، حميد سمندريان، سعدي افشار، ايرج راد، خسرو خورشيدي، جهانگير الماسي، انوشيروان ارجمند، هما روستا، سعيد كشن‌فلاح، داود فتحعلي‌بيگي، حسين مسافرآستانه، ولي‌الله ترابي، عليرضا حنيفي، حسن فخاري و نصرالله قادري حضور داشتند.
بزرگان تئاتر
اين اختتاميه داراي اوج و فرودهاي ديدني‌اي بود كه مهم‌ترين آن مربوط به برنامه پيش از اهداي جوایز كارگردان‌هاي برگزيده بود. علي نصيريان به تماشاگران جوان حاضر در تالار و برندگان جوايز بخش‌هاي مختلف گفت:«چندان به‌ جايزه‌هاي اهدايي اتكا نكنيد، ‌براي بودن در تئاتر به اين نوع حمايت‌ها اعتنايي نكنيد. هنرمند بايد به استعداد، درون مايه هنري و خلاقيت ذاتي‌اش اتكا كند. جايزه و حوزه هنري و مركز هنرهاي نمايشي و تالار و بودجه بايد باشد؛ ولي اين‌ها نمي‌تواند هنرمند بسازد.»
وي از اتكا‌ به عوامل بيروني پيشرفت هنرمندان جوان، اظهار نگراني كرد و افزود:«بايد متكي به خودتان باشيد و با ممارست و خودآموزي و توجه به استعداد و توانايي خودتان، مسير را طي كنيد.»
علي نصيريان با اشاره به دوره جواني خود كه با نبودنِ مكان مناسب براي تمرين تئاتر مجبور بوده‌اند از خيابان، پارك، مقابل دادگستري و هر جايي استفاده كنند، گفت:«امروز شما جا و مكان براي تمرين و اجرا داريد؛ دست به زانوي خودتان بگيريد و اگر سرشار از استعداد هستيد با پشتكار پله‌هاي ترقي را بپيماييد.»
حميد سمندريان نيز در تاييد حرف‌هاي علي نصيريان گفت:«خيلي از جوان‌ها هر جا كه مرا مي‌بينند، مي‌گويند كه مي‌خواهند هنرپيشه شوند. شايد يك راه اساسي، ورود به دانشكده‌ها و طي كردن كلاس‌هاي مختلف باشد. يك بازيگر هم بايد مثل خلبان دوره‌هاي مختلف را طي كند؛ اما اگر مي‌خواهيد روي اين الوارها و صحنه كه نمودار جهان است، خوش بدرخشيد يا اين كه مي‌خواهيد مثلِ علي نصيريان و عزت‌الله انتظامي صاحب اسم و رسمي ماندگار شويد، يك شرط دارد؛ آن هم اين كه عاشق باشيد.»
عزت‌الله انتظامي هم براي علاقه‌مندان به بازيگري گفت:«كساني مي‌توانند موفق شوند كه عاشق باشند. بهترين راه هم، پيمودن مسير از طريق دانشكده‌هاي تئاتري است و راهي جزء اين خيلي مشكل است.»
وي افزود:«كساني كه براي پول و ثروت به بازيگري علاقه‌مند مي‌شوند، موفق نيستند. براي آن كه پول را از راه‌هاي ديگري نيز مي‌توان درآورد و در بازيگري از پول خبري نيست. بنابراين براي پيشرفت در بازيگري فقط و فقط بايد عاشق بود.»
يكي ديگر از برنامه‌هاي جذاب، اهداي جوايز به 5 فعال و پيشكسوت تئاتر كشورمان بود. در اين بخش از سعدي افشار(بهترين سياه باز حال حاضر ايران)، حسين مسافرآستانه(مدير و كارگردان تئاترهاي مذهبي و دفاع مقدس)، داود فتحعلي‌بيگي(محقق و كارگردان تئاترهاي سنتي)، عليرضا حنيفي(نمايشنامه‌نويس) و حسن فخاري(معين‌البكاي تعزيه) تقدير شد.
يادآوري نام و تلاش و هنر بزرگان در يك جشنواره، مطمئناً‌ باعث اعتبار و غناي آن خواهد شد. حضور اين مردان نيز در اختتاميه، به نوعي بر جدي شدن سومين جشنواره تئاتر ماه براي توجه به حركت‌هاي به يادماندني، تاكيد خواهد داشت.
مديران جشنواره سوم
در اين مراسم، سعيد كشن‌فلاح، رئيس مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري، شكل گيري جشنواره تئاتر ماه را بر پايه معنويت دانست و گفت:«آن چه مسلم است، مضمون، يكي از اركان اساسي هر تئاتر‌ است و ما در حوزه هنري، اين مضمون را با معنويت آميخته‌ايم؛ يعني به دنبال آن چيزي هستيم كه انسان را به سر مقصد، هدايت مي‌كند و بنا بر اعتقادات ائمه و اهل بيت(ع)، چنين مضموني را سر و سامان مي‌دهيم.»
مهندس حسن بنيانيان، رئيس حوزه هنري بر انتقال تجربه بزرگان و پيشكسوتان هنر به جوانان تاكيد كرد و گفت:«اگر نويسندگان، قرار باشد در اتاق در بسته خود، بنويسند، نمي‌توانند پاسخگوي نيازهاي مخاطب امروز باشند؛ آن‌ها بايد با افراد فرهيخته و كارشناسان رشته‌هاي مختلف ارتباط برقرار كنند تا متن‌هايشان متناسب با نيازهاي افراد جامعه شود. حوزه هنري اين امكان را فراهم كرده است تا تعامل برقرار شود.»
اين مدير فرهنگي با اشاره به اين كه هنر ديني، بيانگر فطرت پاك آدم‌هاست، گفت:«اگر كارتان، درون پاك‌تان را افشا كند، هنر شما، ديني است.»
وي افزود:«ما در حوزه هنري، به دنبال توليد آثار هنري فاخر هستيم و به اين منظور از استاداني كه در عرصه حوزه هنر ديني، آثاري را خلق كرده‌اند، دعوت به همكاري مي‌كنيم.»
نصرالله قادري، دبير سومين جشنواره تئاتر ماه كار كردن در حيطه فرهنگ را، راه رفتن در ميدان مين تلقي كرد و گفت:«در همه جاي دنيا، رسم بر اين است كه سياستمداران، به ديدار هنرمندان مي‌روند. هنرمندان، ارتشي هستند كه در سكوت مي‌جنگند.»
وي در ادامه، از مسئولان بلند مرتبه كشور درخواست كرد تا امكانات لازم را در اختيار حوزه هنري قرار دهند، تا اهداف عالي‌ فرهنگي از طريق اين نهاد پيگيري شود و در اين خصوص گفت:«در حال حاضر افرادي مانند استاد حميد سمندريان، به دليل كمبود بودجه، سال‌هاست كه نتوانسته‌اند در تئاتر كار ‌كنند. هنرمندي كه نتواند كار ‌كند، مانند پرنده‌اي است كه در قفس، هر دو بالش را بريده‌اند.»
جوايز
جوايز امسال تئاتر ماه نيز، بين افراد مختلف اهدا شد. جوان‌ها اكثريت شركت كنندگان را تشكيل مي‌دادند و به همين دليل، اكثر جوايز به آن‌ها تعلق گرفت. در كارهاي خياباني، نمايش"زمستان سياه" (جمشيد عسگري) و در كارهاي صحنه‌اي، نمايش"امشب، ديگر مهره‌هاي پشتم ني‌لبك مي‌زند" (زري اِماد) بيشترين جوايز را به خود اختصاص دادند و در عين حال، با آن كه تهراني‌ها آثار كمتري را نسبت به شهرستاني‌‌ها در جشنواره داشتند، جوايز بيشتري را از آن خود كردند. شايد اين برتري نيز به ميزان بالا بودن سطح كارها در تهران و بهره‌مندي از امكانات آموزشي، پژوهشي و سخت‌افزاري، دلالت بر اين برتري داشته باشد. احتمالاً در سال‌هاي آينده، در شهرستان‌ها نيز امكانات و تجهيزات براي ارتقاء تئاتر فراهم خواهد شد تا از اين نابرابري توزيع بودجه، امكانات و تجهيزات جلوگيري شود. مطمئناً‌ سياستِ تئاتر ماه و حوزه هنري نيز"جوان محوري" و استان محوري است و آن‌‌ها بر آن هستند كه با چنين نيتي، در اعتلاي فرهنگ و هنر شهرستان بيشتر از گذشته كوشا باشند.
اختتاميه امسال، از كارگرداني، طراحي صحنه و اجراي برنامه‌هاي متنوعي از قبيل زورخانه، پرده‌خواني، حضور مجري، نمايش طنز، آواز و موسيقي و... در حد قابل دفاع و چشمگيري برخوردار بود. با آن كه زمان اجراي برنامه طولاني بود، ‌گردانندگان، سعي بر آن داشتند كه حتي لحظه‌اي ضرباهنگ اجرا، باعث بي حوصله‌گي تماشاگران نشود.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 11:44 AM |
 
 
سايت ايران تئاتر -  سرویس گزارش نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
سومين جشنواره سراسري تئاتر ماه از اولين روز شهريور ماه 85 در تالارهاي حوزه هنري تهران برگزار شده است. در جشنواره امسال 23 نمايش صحنه‌اي و 5 نمايش خياباني حضور دارند كه از بين آن‌ها، 16 كار به شهرستان‌ها و 12 كار به تهراني‌ها اختصاص دارد. با وجود اين، مي‌توان جشنواره تئاتر ماه را يك جشنواره مورد توجه شهرستاني‌ها در نظر گرفت كه در نوع خود، مي‌تواند يك حركت مثبت براي ارتقاي تئاتر، در گوشه و كنار كشورمان محسوب شود.
نصرالله قادري، دبير سومين جشنواره سراسري تئاتر ماه نيز در گفت‌وگو با سايت ايران تئاتر تاكيد كرد:«هدف اين جشنواره استان محوري است؛ اما در انتخاب آثار تهراني و شهرستاني يك نگاه مشترك وجود داشته است، بنابراين بر حسب تصادف تعداد كارهاي شهرستاني بيشتر از كارهاي تهراني شده است.»
در ادامه اين گزارش، بخش‌ها و اتفاقات مختلف جشنواره تئاتر ماه با يك نگاه تحليلي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

نمايشنامه نويسي
در جشنواره تئاتر ماه، از بزرگان و شناخته‌شدگان نمايشنامه‌نويسي كشور، آثار قابل توجهي حضور ندارد. بنا بر گفته‌ نصرالله قادري، سياست جشنواره، دعوت به نگارش متن از سوي چهره‌هاي جوان و ناشناخته باشد، اما حضور 10 چهره شناخته شده، ضمن افزودن به اعتبار جشنواره، باعث بالا رفتن سطح كيفي جشنواره مي‌شود.
در جشنواره امسال، فقط از اكبر رادي(كاكتوس) و بهرام بيضايي(آرش) متن‌هايي اجرا شده است.
در كنار اين دو چهره حرفه‌اي، مي‌توان به نام حميدرضا نعيمي(امشب ديگر مهره‌هاي پشتم ني‌لبك مي‌زند)، هادي حوري(نقل پرومته) و حميد ابراهيمي(سياريحون) اشاره كرد كه پيش از اين نيز متن‌هايشان در سال‌هاي گذشته در تئاترشهر اجرا شده است.
تهراني‌ها
در ميان كارگردانان شركت كننده از تهران در جشنواره امسال، مي‌توان با نام حسن سرچاهي(نقل پرومته)، حميد ابراهيمي(سياريحون) و جلال حدپور سراج(ناشناس) روبرو شد. اين تعداد كم، دلالت بر كم توجهي اهالي تئاتر به جشنواره تئاتر ماه دارد؛ يا اينكه جشنواره تئاتر ماه هم در سياست‌هاي خود، در پي جذب چهره‌هاي حرفه‌اي تئاتر تهران نيست.
علي‌اصغر راسخ‌راد(سفر به مغرب)، مژده ساعي(كاكتوس)، زري اماد(امشب ديگر مهر‌ه‌هاي پشتم ني‌لبك مي‌زند)، كاوه مهدي(ناك اوت)، جمشيد عسگري(بازي در بازي)، اميد شاهنده(من خودم آقاي مرگم)، جمشيد عسگري(زمستان سياه)، عطا مقيمي(شلم شوربا) و فرشته منظوفي‌نيا(كسي در گوشم زمزمه مي‌كند بيا) از جمله چهره‌هاي ناشناخته تهران هستند كه در جشنواره امسال با آثارشان حضور دارند.
شايد اين افراد، تعداد زيادي ‌نباشند، اما اعتبار و ارزش ايشان زماني بيشتر معلوم مي‌شود كه در كنار حرفه‌اي‌ها و بزرگان بتوانند از پس قدرت نمايي برآيند، با اين تغيير مي‌توان به عدم حضور حرفه‌اي‌هاي تهران، در جشنواره امسال خرده گرفت.
شهرستاني‌ها
سيدرضا ميرمعنوي از پيشكسوتان تئاتر رشت، با نمايش"هنگامه‌اي كه آسمان شكافت" در جشنواره امسال شركت كرده است. او از چهره‌هاي شناخته شده كشورمان است و حضورش مي‌تواند تاييدي بر ماندگاري و اعتبار جشنواره تئاتر ماه باشد. البته اگر از ديگر كارگردان‌هاي نامدار شهرستاني نيز در اين رابطه استقبال شود، به تدريج بر اعتبار جشنواره افزوده خواهد شد.
از ميان چهره‌هاي جوان شهرستاني نيز مي‌توان به دو كارگردان جوان اصفهاني، اصغر خليلي با نمايش"برزخ اروي" و احسان جانمي"چله نشين عشق" اشاره كرد كه در سال‌هاي اخير، حضور پررنگي در جشنواره‌هاي كشوري داشته‌اند.
جشنواره تئاتر ماه به حضور شهرستان‌ها بيشتر توجه‌ نشان داده است و از ميان 23 كار جشنواره، 15 كار، اختصاص به آثار آنان دارد و از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق كشور در اين جشنواره با آثار خود حضور يافته‌اند تا بر سراسري بودن تئاتر ماه تاكيد داشته باشند. حالا كه قرار است بودجه‌اي صرف برگزاري يك جشنواره تئاتر شود، همان بهتر كه اين بودجه با توجه به تئاتر شهرستان‌ها صرف اعتلاي چنين تئاتري شود.
از ديگر چهره‌هاي شهرستاني، مي‌توان به نام سعيد خيراللهي(ايلام)، هومن روح‌تافي(كرمانشاه)، مهدي كوشكي(لرستان)، غريب منوچهري(اردبيل)، افشين رشيدي(ساري)، علي رحيمي(هرمزگان)،‌ امين آبان(كرج)، صمد رحيمي(گرگان)، عباس طاهرخاني(قزوين)، حميدرضا قزلباش(قزوين)، عبيد رستمي(سنندج)، پدرام رحماني(اروميه) و عليرضا لنگرودي(قوچان، در بخش تئاتر خياباني) اشاره كرد.
نمايشگاه عكس
ابراهيم حسيني به همراه احمد پيشكار و بابك فرجي مجموعه‌اي از عكس‌هاي خود را كه در سال‌هاي قبل در مجله تخصصي تئاتر(صحنه) چاپ كرده‌اند، در حاشيه جشنواره امسال، به نمايش گذاشته‌اند. در اين نمايشگاه، عكس‌هايي از حميد سمندريان، اكبر رادي، رضا كرم‌رضايي، هاشم فياض، فرهاد ناظرزاده كرماني، عزت‌الله انتظامي، فهيمه راستكار، بهروز غريب‌پور، خسرو خورشيدي، اسماعيل شنگله، فريندخت زاهدي و خسرو حكيم‌رابط به نمايش گذاشته شده است.
اين عكس‌ها هم، در نوع خود، دلالت بر تاييد اين افراد از سوي حوزه هنري به عنوان چهره‌هاي ماندگار تئاتر كشورمان دارد.
پاسداشت
حسين مسافرآستانه، سعدي افشار، داود فتحعلي‌بيگي، سعدالله زحمت‌خواه، عليرضا حنيفي و حسن فخاري از جمله چهره‌هايي هستند كه قرار است در روز اختتاميه جشنواره تئاتر ماه تجليل شوند.
حسين مسافرآستانه، سال‌ها حضور فعال در تئاتر دفاع مقدس و مذهبي و مديريت تئاتر كشور داشته است. سعدي افشار، بنا بر تعريف پيتر بروك، چاپلين ايران زمين است و ياد او هميشه در خاطره‌ها باقي خواهد ماند.
داود فتحعلي‌بيگي، سال‌ها تحقيق، تدريس و كار در زمينه تئاتر سنتي را در پرونده كاري خود ثبت كرده است. عليرضا حنيفي از جمله نويسندگان و فعالان تئاتر منطقه قروه كردستان است كه متن‌هايش را در سراسر كشور كار كرده‌اند و اجراي برخي از آن‌ها، از راديو سراسري پخش شده است.
حاج حسن فخاري نيز از فعالان تئاتر مذهبي و تعزيه استان بوشهر است كه بارها مورد تقدير و تجليل واقع شده است.
يادمان
در جشنواره تئاتر ماه، از زنده ياد محمدعلي(هاشم) فياض، شهيد حسين قشقايي و حسين كسبيان ياد‌ خواهد شد. هاشم فياض از بزرگان تعزيه ايران بوده است. ‌‌او با سال‌ها تجربه، يكي از استادان اين هنر ايراني به شمار مي‌آيد.
حسين قشقايي از فعالان تئاتر مذهبي كشورمان است كه پيش از آغاز انقلاب اسلامي، در دي ماه 57، توسط نيروهاي گارد شاهنشاهي شهيد شد.
حسين كسبيان از چهره‌هاي فعال تئاتر،‌ تلويزيون و سينماي كشورمان، در سال گذشته دار فاني را وداع گفت. او تحقيق مفصلي درباره هنرهاي نمايشي كشورمان انجام داده است كه هنوز در اختيار عموم علاقه‌مندان، قرار نگرفته است.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 11:42 AM |
از پيشرفت الاكلنگي اجتناب كنيم
 
سايت ايران تئاتر -  سرویس گزارش نسخه‌ی چاپ

رضا آشفته:
ايجاد همدلي

هرمز هدايت، در  نشست انجمن كارگردانان خانه تئاتر، حل كردن مسايل تئاتر را به گفت‌وگو در پشت چنين ميزهايي مرتبط ندانست و گفت:«من بزرگ‌ترين عزت و شكوه و حقيرترين رفتارها و پشت پا زدن‌ها را از همين اهالي تئاتر ديده‌ام. بايد در ابتدا، بين اهالي تئاتر همدلي ايجاد شود. روزي كه خانه تئاتر، در دلِ خانه هنرمندان ايجد شد، در آن جا فضايي مشترك بين اهالي هنرهاي مختلف ايجاد شد و وقتي چنين جرياني با جدايي خانه تئاتر از خانه هنرمندان قطع شد، من نگران آن شدم.»
وي در اين نشست كه روز شنبه، چهارم شهريور ماه، در محل تالار اجتماعات خانه تئاتر برگزار مي‌شد، رسميت بخشيدن به اعضاي خانه تئاتر را با صدور كارت‌هاي معتبر، يك راه‌حل اساسي تلقي كرد و گفت:«متاسفانه جامعه ما با نقشه پيش نمي‌رود و بلكه عمل جلوتر از تفكر است.»
اين كارگردان، به حضور همه افراد در خانه تئاتر تاكيد كرد و گفت:«برخي‌ها در همان آغاز تشكيل خانه تئاتر، راغب نبودند كه يك عده ديگر در اين تشكيلات وارد شوند و علاقه داشتند اين تشكيلات حول محور خيلي محدودي بگردد.»
وي افزود:«خانه تئاتر با بحث كارشناسي و صداقت رفتاري مي‌تواند به تمامي كارهايش سر و سامان بدهد و به اين ترتيب بنا بر روايتِ نصرت‌الله كريمي، از يك پيشرفت پلكاني برخوردار شويم و از پيشرفت الاكلنگي اجتناب كنيم.»
هرمز هدايت در ادامه سخنان خود تاكيد كرد كه اگر تا امروز خانه تئاتر در خانه هنرمندان ايران باقي مي‌ماند، امروز شاهد فعال شدن سوله‌هاي ايرانشهر مي‌بوديم.
دكتر قطب‌الدين صادقي در نشست انجمن كارگردانان خانه تئاتر گفت:«اولين نكته‌اي كه مانع از بروز خلاقيت هنري در تئاتر ايران مي‌شود، نبودن نيروي متخصص است. با آن كه ما نيروي مستعد و متخصص به حد كافي داريم ولي به دليل آن كه به لحاظ مالي، در تئاتر، تامين نمي‌شوند،‌ مجبور به حضور در سينما، تلويزيون و راديو مي‌شوند. اين بازيگران، به تدريج با از دست دادنِ فرصت مطالعاتي و نپرداختن به بدن و بيان با افت در بازيگري روبرو مي‌شوند.»
كارگردان"مويه جم" گفت:«بحران مديريت، دومين مانع در تعالي كشورمان بوده است. هر نظامي بر پايه ارتباط نيروي متخصص‌ مديريت مي‌شود. هزار متخصص، بدون داشتن مديريت، نمي‌توانند كاري را پيش ببرند و بالعكس.»
وي از علي منتظري به عنوانِ يكي از بهترين مديران تئاتر ايران ياد كرد كه در زمانه مديريت خود با دلسوزي براي اهل تئاتر باعث ارتقاء بودجه، راه‌اندازي انتشارات نمايش، انجمن نمايش كشور و دعوت مجدد از هنرمندان و پيشكسوتان شد. علي منتظري با حضور در مجلس و رويارويي با مديران دولتي باعث شد تا حق اهل تئاتر بازگردانده شود.
كارگردان"آرش"، سعه صدر را عامل مهمي در درك متقابل و باعث خلاقيت و آزادي دانست و از مديران خواست كه در حال حاضر، با توجه به آن كه هنرمندان بهتر از هر كسي به خطوط قرمز توجه دارند،‌ زيادتر از حد معمول به جملات و حركات طراحي شده توسط كارگردانان، اعمال نفوذ نداشته باشند.
دكتر قطب‌الدين صادقي، كمبود بودجه را يك عامل مهم در ايجاد بحران تلقي كرد و از سوي ديگر با توجه به نبودن معيارهاي شناخته شده، همين بودجه اندك نيز به طرز ناعادلانه‌اي بين اهالي تئاتر تقسيم مي‌شود. گاهي نيز نبودن معيارها باعث شده كه با نيروهاي حرفه‌اي برخوردي در حد آماتورها شود.
اين استاد دانشگاه، از نبودنِ عشق و غيرت در ميان اهالي تئاتر اظهار نگراني كرد و ابراز داشت:«تئاتر فقط"حرفه" براي ما نيست بلكه جهان بيني و موضع‌گيري‌هاي ما از طريق آن صورت مي‌گيرد. ما از طريق تئاتر، با هستي، جامعه و مردم ارتباط برقرار مي‌كنيم.»
وي يكي از معضلات ريشه‌اي نهادينه نشده تئاتر در جامعه ايراني را نهادينه نشدن"نظام مدرنيته" در كشورمان دانست و گفت:«اول، تعريف مدرنيته، برقراري و وجود نهادهاي مدني و ساختارهاي مدرن است. كارگردان"ببر ديوانه، مرد فرزانه" در ادامه با اشاره به نبودن سنديكا و گروه‌هاي تئاتر گفت:«من در حال حاضر يك اتاق 4×3 براي تجمع افراد گروهم ندارم و پس از سال‌ها كار كردن، بايد هر سال در مكان‌هاي متفاوت تمرين كنيم.»
گروه قطب‌الدين صادقي با 20 سال تجربه و 37 نمايش، امروز از جايگاه مشخصي برخوردار نيست و گروه‌هاي ديگر نيز از چنين آسيبي مصون نيستند.
اين كارگردان از فارغ‌التحصيلان دانشكده‌هاي تئاتري كه در هر سال در حدود 800 نفر هستند، به عنوان مدعيان تئاتري ياد كرد كه در حال حاضر با توجه به عدم توسعه يافتگي تئاتر در كشورمان سلسله مراتب را رعايت نمي‌كنند. او معتقد است كه كار كردن، حق مسلم اين افراد است اما بايد براي چنين منظوري، در ابتدا، امكانات توسعه تئاتر مهيا باشد و از سوي ديگر، آنان بايد در يك روند مشخص و با رعايت سلسله مراتب وارد كار شوند.
دكتر صادقي، طي يك بررسي به اين نتيجه رسيد‌ كه شهر تهران در حال حاضر نياز به 120 تالار فعال در زمينه تئاتر دارد كه در حال حاضر كمتر از 10 سالن در اين زمينه فعاليت مي‌كنند.
جمشيد جهانزاده هم در اين نشست، به مديريت تالارهاي موجود در گوشه و كنار تهران با حضور اهالي تئاتر و با تاييد مركز هنرهاي نمايشي تاكيد كرد و گفت:«بايد اين مديران آن قدر قدرت داشته باشند كه تصميم گيرنده نهايي براي تاييد كارها باشند و ديگر، نظارتي از طرف مركز هنرهاي نمايشي صورت نگيرد.»
دكتر صادقي نيز در پايان، با اشاره به عقل جمعي تاكيد كرد كه با چنين رويكردي مي‌توان بر تمامي مشكلات غلبه كرد تا شرايط مطلوب براي خلاقيت هنري ايجاد شود.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 11:39 AM |
http--www.roozna.com-Images-News-Larg_Pic-FootballIran_200762713252125.jpg