تبليغاتX
آسمانه
پرهيز از كليشه‌گرايي - رضا آشفته

ترش و شيرين يك اثر ايده‌آليستي است و اين نتيجه نشات گرفته از موقعيتي است كه در دنياي واقعيت عين به عين وجود ندارد اما مي‌تواند به وقوع بپيوندد. آقا جهان كه مردي ثروتمند و متمول است به نصرت‌خانم دل مي‌بندد. وقوع اين نوع دلبستگي در دنياي واقعي كمتر ممكن است اما وجود آن ناممكن هم نيست.

بنابراين رضا عطاران بر پايه آنچه بايد باشد اثر خود را شرح و بسط مي‌دهد. او تاكيد بر دنياي ايده‌آلي دارد كه مي‌تواند نجات‌دهنده دنيا باشد. دست‌كم وجود برخي ارتباطات و مبادلا‌ت مادي باعث رونق زندگي آدم‌ها و برداشتن خط اختلا‌فات طبقاتي خواهد شد؛ يك آدم دارا كه از عده‌اي آدم ندار مي‌تواند پشتيباني كند و شيريني زندگي را به كام آنها بچشاند.

موقعيت طنز باعث باور كردن ماجراها و شخصيت‌ها مي‌شود. اگر قرار بود كه ارتباط اين زن و مرد را در موقعيتي جدي بررسي كنيم، آن‌وقت باورپذيري همه چيز مشكل و شايد كاملا‌ منتفي مي‌شد. طنز باعث خنديدن مي‌شود و همه چيز كاملا‌ غيرجدي به نظر مي‌آيد اما در پس اين خنديدن يك حقيقت شيرين‌تر ديده مي‌شود كه باورپذيري ترش و شيرين را مضاعف مي‌گرداند. به عبارت ديگر موقعيت بر اساس يك اگر احتمالي به خود شكل واقعي مي‌گيرد. يعني اگر مرداني باشند كه در جامعه از افراد مستعد دستگيري كنند ضمن نجات آنان از دست و پا زدن زيادي، امكان توسعه سطح زندگي را در جامعه فراهم خواهند ساخت.

با اين توصيفات خيلي راحت در مي‌يابيم كه با يك اثر قابل اعتنا روبه‌رو شده‌ايم كه مي‌تواند به خيلي‌ها خط بدهد كه در جامعه درحد توان خود تاثيرگذار باشند. وقتي اثري مي‌تواند تاثيرگذار باشد، به موفقيت دست يافته است. اين موفقيت نتيجه خوشفكري پديدآورندگان آن اثر است. مجموعه‌اي از عوامل و عناصر دست در دست هم داده‌اند تا شكل زيبايي در برگيرنده انديشه موثر باشد.

در موقعيت طنز علا‌وه بر داستان و درام، بازيگري نقش زيادي در شكل گرفتن آن دارد. در مجموعه ترش و شيرين بازيگران با پرهيز از كليشه‌گرايي و تيپ‌سازي سعي كرده‌اند به آدم‌هاي واقعي و امروزي نزديك‌تر شوند. بنابراين از اغراق و افراط دور شده‌اند تا همه چيز در سادگي محض به زندگي دامن بزند. يعني رفتارها و گفتارها منطبق با واقعيت موجود است. همين امر باعث شده كه مخاطب از ابتدا با داستان همسو شود و با آدم‌هاي ترش و شيرين احساس همذات‌پنداري كند. بازي‌ها هم نقش اساسي را در اين راه بر عهده دارند. حميد لولا‌يي يكبار ديگر با دور شدن از نقش خشايار نشان داد كه او بايد با پرهيز از تكراري شدن نقش‌هايش توانمندي‌هاي خود را بهتر در منصه ظهور قرار دهد. حميد لولا‌يي نقش آدمي را بازي مي‌كند كه با زحمت و تلا‌ش در بازار از پادويي معمولي به تاجر مهم فرش تبديل شده است. همين پيشرفت منطق علا‌قه‌مندي او به يك زن ترشي‌فروش را ايجاد مي‌كند. حتي دلسوزي اين مرد براي بچه‌هاي زن هم شكل حقيقي مي‌گيرد و در سايه‌سار باور كردن همين اتفاقات و جريانات ترش و شيرين همانند ديگر آثار رضا عطاران رنگ و بويي زيبا مي‌يابد. رضا عطاران در اين سريال بدترين نقش ممكن را براي خود انتخاب كرده و از عهده اجراي آن هم برآمده است. او يك مرد بيكار و نازيباست كه وبال گردن مادرزنش نصرت‌خانم شده است. عطاران با موهاي طاس و بدشكل و تاحدي حال‌به‌هم‌زن لحظات خنده‌داري را در سريال تزريق مي‌كند. اين ريخت و قيافه ريشه در واقعيت دارد و بازي او به ديگر بازي‌ها هم جهت قابل لمس و باوري مي‌دهد كه از خنداندن هم باز نمي‌ماند. مريم اميرجلا‌لي از معدود زنان بازيگر است كه در ارائه نقش‌هاي كمدي و طنز كم از بازيگران مرد نمي‌آورد. او مسلط است و باكلا‌مي محكم بر ميزان احساسات بازي‌اش مي‌افزايد. مجيد صالحي هم در ارائه نقش پسر نصرت موفق است اما فراتر از كارهاي قبلي‌اش نمي‌رود. شهره سلطاني هم از چنبره اختيارات كارگردان بيرون نمي‌آيد بنابراين از خلا‌قيت بازي غافل مانده است. رضا شفيعي‌جم كه تاكنون در ارائه نقش‌هاي بي‌مانند و خلا‌ق ‌گوي سبقت را از همقطارانش ربوده است اين بار يك بازي كاملا‌ متفاوت را ارائه مي‌كند. پسري كه با كلك و دسيسه درصدد است تا مانع ازدواج پدرش شود. البته اين نقش در زمان نگارش فيلمنامه از پرداخت كامل بازمانده است. اگر قرار بود كه به اين نقش پر و بال بيشتري داده شود آن وقت بازي شفيعي‌جم هم از قدرت بيشتري برخوردار مي‌شد. بقيه بازيگران هم در دايره اختيارات كارگردان بازي‌هاي قابل قبولي را جلوي دوربين اجرا كرده‌اند.ترش و شيرين تاثيرگذار است و ساده و صميمي. مجموعه‌اي كه با ملا‌يمت و لطافت اوقات سرگرم‌كننده و شادي را در نوروز 86 براي مخاطبان تلويزيون فراهم كرد. همين ويژگي‌ها باعث جاذبه بيشتر اثر از آثار به نمايش درآمده از تلويزيون شده است.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:25 PM |
با يك گل بهار نمي‌شود - رضا آشفته

شبكه‌هاي تلويزيوني نوروز امسال با جمعي از بهترين كمدين‌ها و طنزپردازان به استقبال تماشاچيان ايراني مي‌روند. اگر سال‌هاي قبل محرم و صفر مانع از شادابي مطلق تلويزيون در آغاز سال نو مي‌شد، امسال ماه ربيع‌الا‌ول بر شادابي بهار و نوروز مي‌افزايد و همين باعث مي‌شود كه تلويزيون نيز با فراغ بال برنامه‌هاي شاد و مفيدي را براي انبوه مخاطبان در نظر گيرد. اگر غير از اين باشد، بايد به تلويزيون خرده گرفت كه چرا نبايد باعث تفريح و خنداندن ملت شود. به ويژه كه اين 15 روز نوروزي همه ايرانيان به ديد و بازديد مي‌روند، در كنار هم بر دوستي‌ها و پيوندهاي خود تاكيد مي‌ورزند. ديدن برنامه‌هاي خوب نيز در اين روزها خالي از لطف نيست.

امسال تعداد زيادي از بازيگران موفق در شبكه‌هاي پنج‌گانه تلويزيون بازي دارند و هريك به نوعي مي‌توانند دقايق خوبي را براي مردم تدارك ببينند.

فتحعلي اويسي، رضا شفيعي‌جم، رضا عطاران، سيروس گرجستاني، حميد لولا‌يي، ارژنگ اميرفضلي، امير جعفري، غلا‌محسين لطفي، مريم اميرجلا‌لي، شهره سلطاني، اكبر عبدي، جواد رضويان و سعيد آقاخاني از جمله بازيگراني هستند كه ايفاگران نقش‌هاي اصلي سريال‌هاي مطرح ايام نوروزي خواهند بود.

فتحعلي اويسي

فتحعلي اويسي در سال 81 با سريال <بدون شرح> به كارگرداني مهدي مظلومي كه از شبكه 3 پخش شد، تبديل به چهره‌اي قابل اعتنا در زمينه طنز و كمدي شد.

او امسال با سريال <بايرام> در شبكه دو در تمامي شب‌هاي نوروزي حضور دارد. اين سريال محصول گروه اجتماعي شبكه دو است و براي آنكه در رقابت با ديگر سريال‌هاي نوروزي گوي سبقت را بربايد، از تركيب بازيگران شاخصي مانند فتحعلي اويسي، امير جعفري و غلا‌محسين لطفي سود مي‌برد. در <بايرام> كه در لغت به معناي نوروز است، جمال اجلا‌لي نقش بايرام را بازي مي‌كند، كه با رفتن او به يك مجتمع مسكوني اتفاقاتي براي ساكنان آنجا به وقوع مي‌پيوندد. رضا فيض‌نوروزي، رويا افشار و زهره حميدي از ديگر بازيگران اين سريال تلويزيوني هستند.

علي خودسياني نويسنده <بايرام> در يك دوره 9 ماهه 4 بار متن را بازنويسي مي‌كند تا با اصلا‌حات جزيي و كلي اين سريال را از شكل و شمايل سريال‌هاي شتاب‌زده و روتين دور كنند.

از ديگر عوامل اين سريال كه كارگرداني آن برعهده مسعود نوابي است، مجتبي چراغعلي (دستيار اول و برنامه‌ريز)، محسن فخار (مديرتوليد)، زين‌الدين علا‌مه (تصويربردار)، رضا كشاورز (صدابردار)، محمدرضا ميرزامحمدي (طراح صحنه و لباس) و آرش معيريان (تدوين) هستند.

فتحعلي اويسي در ماه رمضان امسال در سريال <زيرزمين> خوش درخشيد و همچنان به عنوان چهره‌اي قابل اعتنا حضورش را جلوي دوربين تثبيت كرد و با اين وجود مي‌توان به درخشش او در سريال <بايرام> اميدوار بود.

حميد لولا‌يي

حميد لولا‌يي را بيش از نقشي، با ارائه نقش <خشايار> در مجموعه تلويزيوني زير آسمان شهر به كارگرداني مهران غفوريان در شبكه 3 مي‌شناسيم. نقشي كه در قسمت سوم اين مجموعه با افت دراماتيك روبه‌رو شد. حميد لولا‌يي امسال در سريال <ترش و شيرين> بازي مي‌كند، كه دومين تجربه مشترك او با رضا عطاران به عنوان كارگردان محسوب مي‌شود.

حميد لولا‌يي در سريال <خانه به دوش> به كارگرداني رضا عطاران در سال 84 خوش درخشيد و او يك بار ديگر نشان داد كه در نقش‌هايي غير از خشايار نيز مي‌تواند به عنوان يك بازيگر توانمند بازي كند. البته او در سال 85 با بازي در سريال <زندگي به شرط خنده> به كارگرداني مهدي مظلومي و با ارائه نقش تكراري <خشايار> لطمه زيادي را بر پرونده كاري‌اش وارد ساخت. در اين سريال تكرار تمام حركات و تكه‌كلا‌م‌ها و شيرين‌كاري‌هاي خشايار چندان چنگي به دل نمي‌زد و نمي‌توانست توانمندي‌ها و بازي خلا‌قه حميد لولا‌يي را نشان دهد. اما اين بار و آن هم در نوروز 86 همكاري حميد لولا‌يي و رضا عطاران (كارگردان و بازيگر) مي‌تواند تبديل به اتفاقي خوشايند شود.

مجموعه <ترش و شيرين> هر شب از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود. در اين مجموعه، نصرت خانم كه همسر خود را از دست داده است براي امرار معاش به ترشي‌فروشي رو مي‌آورد. او در عين حال مستاجر است و بايد منزل را تخليه كند. در اين بين با شخصي به نام جهان آشنا مي‌شود. اين آشنايي، زندگي نصرت را دستخوش اتفاقاتي مي‌كند.

در اين مجموعه علا‌وه بر حميد لولا‌يي، مريم اميرجلا‌لي، شهره سلطاني، رضا شفيعي‌جم و آناهيتا همتي بازي مي‌كنند، كه هريك براي خود پرونده نسبتا درخشاني در زمينه بازيگري - به ويژه بازيگري طنز - تاكنون ارائه كرده‌اند.

اكبر عبدي

اكبر عبدي بهترين تجربه‌هاي تلويزيوني، سينمايي و تئاتري را در زمينه طنز و كمدي تاكنون ارائه كرده است. او در سال 85 با بازي در دو نمايش <از خاك تا افلا‌ك> به كارگرداني محمود فرهنگ و <اكبرآقا آكتور تياتر( >به كارگرداني خودش) باعث جذب مخاطبان زيادي به تالا‌ر اصلي تئاتر شهر و تالا‌ر سنگلج شد. همچنين بازي اكبر عبدي در <اخراجي‌ها> به كارگرداني مسعود ده‌نمكي اين روزها در سينماهاي تهران ديدني است. اين چهره مخاطب‌پسند همچنين در آثار ماندگاري مانند هنرپيشه، ناصرالدين شاه آكتور سينما و مادر بازي كرده است. ‌

اين مقدمه‌چيني براي اين است كه بگوييم اكبر عبدي امسال در سريال تلويزيوني <كيش و مات> حضور دارد كه در ايام نوروز از شبكه تهران پخش مي‌شود. سريال <كيش و مات> يك كمدي فاخر است كه در فضاي داستاني آن به وضعيت اجتماعي و اخلا‌قي آدم‌هايي كه در پيچ و خم مسائل روزمره زندگي و براي رسيدن به مطامع مادي، هويت خود را فراموش مي‌كنند، پرداخته مي‌شود.

اين سريال به كارگرداني جواد افشار و تهيه‌كنندگي سيدامير سيدزاده توليد شده است و بازي اكبر عبدي در آن باعث جذب خيلي‌ها خواهد شد، مشروط بر آنكه اين بازي و فضاي كلي اثر جذابيت لا‌زم را داشته باشد، تا اين جاذبه به مدت تمامي شب‌‌هاي عيد ادامه داشته باشد. بالا‌خره هر چهره‌اي جاذبه اوليه را براي ديده شدن ايجاد مي‌كند و ادامه يافتن آن به نحوه بازي آن چهره و نوع نقشي كه ايفا خواهد كرد، بستگي دارد. اكبر عبدي چند بار با شكست در سريال‌هاي تلويزيوني و سينمايي روبه‌رو شده كه خود نيز به اين شكست‌ها اعتراف كرده است. پركاري گاهي نيز از انرژي كافي براي تاثيرگذاري مي‌كاهد و همين يك عامل مهم براي تضعيف بازي يك بازيگر خواهد شد. با اين تفاسير منتظر پخش <كيش و مات> مي‌مانيم تا پس از ديدن آ‌ن بهتر بتوانيم درباره آن قضاوت كنيم.

سيروس گرجستاني

بازي سيروس گرجستاني در سريال‌هاي مختلف طنز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. او امسال با سريال <حبيب آقا> به كارگرداني مهدي مظلومي در ايام نوروز در شبكه اول سيما حضور خواهد داشت.

<حبيب آقا> كارمند اداره دارايي است كه همه از او انتظار دارند كه پارتي بازي كند. حبيب آقا اهل پارتي‌بازي نيست اما به ناچار وارد يك زدوبند مي‌شود كه مشكلا‌ت و اتفاقات زيادي را براي او ايجاد مي‌كند.

سيروس گرجستاني امسال در سريال <صاحبدلا‌ن> به كارگرداني محمدحسين لطيفي با آنكه نقش اصلي را بر عهده نداشت، از عهده نقش‌آفريني خود برآمد. اما از او مي‌توان به عنوان يك بازيگر ايفاگر نقش‌هاي اصلي استفاده كرد براي آنكه با حوصله و دقت به نقش خود مي‌پردازد و با ارائه ظرايف‌كاري بر جاذبه آن نقش مي‌افزايد. اگر همين رويه از سوي سيروس گرجستاني در سريال <حبيب آقا> رعايت شده باشد، پيشاپيش مي‌توان گفت كه شبكه يك از پربيننده‌ترين شبكه‌هاي تلويزيوني در ايام نوروزي خواهد بود.

بازي سعيد آقاخاني نيز تا حدودي مكمل بازي مطلوب سيروس گرجستاني خواهد بود كه او نيز پيش از اين در مجموعه‌هاي طنز و سريال‌هاي تلويزيوني حضور پررنگ و موفقيت‌آميزي را ثبت كرده است.

مهدي مظلومي هم به عنوان كارگردان سريال نسبتا موفق <بدون شرح> را ارائه كرده و پس از آن چندان كارهايش چنگي به دل نزده است. مثلا‌ سريال <زندگي به شرط خنده> در تابستان 85 نتوانست در حد و اندازه <بدون شرح> در اذهان ماندگار شود. شايد موضوع انتخابي و حضور سيروس گرجستاني يك بار ديگر از مهدي مظلومي كارگرداني توانمند ساخته باشد و بايد در روزهاي نوروز با ديدن اين كار به اين نتيجه رسيد.

جواد رضويان

جواد رضويان از چهره‌هاي طنز و كمدي است، همكاري او با مهران مديري در چند سريال به موفقيت انجاميده بود.

او امسال به عنوان كارگردان و بازيگر مجموعه تلويزيوني <قرارگاه مسكوني> را از شبكه يك عرضه مي‌كند. اين مجموعه نوروزي در قالب 14 قسمت 50 دقيقه‌اي ارائه مي‌شود. جواد رضويان كار ساخت مجموعه تلويزيوني <قرارگاه مسكوني> را اوايل بهمن‌ماه در پارك چيتگر آغاز كرد. عليرضا محمودي تحقيق و نگارش آن را انجام داده است و موضوع آن درباره تعدادي سرباز در يك قرارگاه است كه براي تعطيلا‌ت ايام نوروز تصميم دارند به مرخصي بروند ولي با مشكلا‌تي روبه‌رو مي‌شوند كه اين مشكلا‌ت دستمايه اصلي ساخت اين مجموعه است.

رضويان براي آنكه از پيش به اعتبار كارش صحه بگذارد، از بازيگراني مانند مهران رجبي، ارژنگ اميرفضلي، يوسف تيموري، شهره لرستاني، يوسف صيادي، محمود بهرامي، علي صادقي، جواد عزتي و مهران غفوريان دعوت به كار كرده است. مهران غفوريان در مجموعه زير آسمان شهر 2 و 3 به تدريج بر شكست خود تاكيد ورزيد كه پس از آن تاكنون فرصتي براي جبران كردن پيدا نكرده است. بنابراين قرارگاه مسكوني مي‌تواند او را از يك چهره شكست‌خورده به چهره‌اي قابل اعتنا تبديل كند.

مهران رجبي نيز از چهره‌هاي خوب بازيگري در عرصه سينما بوده كه با حضور خود در مجموعه <قرارگاه مسكوني> در صورت موفقيت تبديل به يك چهره تلويزيوني خواهد شد. يوسف تيموري نيز به يك سكوي پرش مجدد نياز دارد كه اين سريال مي‌تواند چنين نقشي را براي او بازي كند. يوسف صيادي نيز از چهره‌هاي فراموش‌شده است كه با چنين كاري مي‌تواند به بازي‌هاي بهتر و فرصت‌هاي مطلوب‌تر چشم داشته باشد.

<قرارگاه مسكوني> براي جواد رضويان يك نقطه آغاز براي ادامه دادن كارگرداني سريال‌هاي تلويزيوني خواهد بود. داستان قرارگاه مسكوني مرتبط با ماجرايي مربوط به سال 1369 خورشيدي و در منطقه مرزي و كوهستاني ليان در جنوب غربي كشور مي‌شود.

به عده‌اي سرباز در ايام نوروز مرخصي داده نمي‌شود، آنها درصدد مي‌آيند تا از پادگان بگريزند كه نقشه‌هاي آنان برملا‌ مي‌شود. سربازها كه موفق نشده‌اند باعث مي‌شوند كه خانواده‌هايشان به منطقه مرزي سفر كنند و در جوار پادگان ژاندارمري چادر بزنند، و نوروز را با خاطرات و ماجراهاي به يادماندني در كنار فرزندان و دوستانشان سپري كنند. ‌

رضا شفيعي‌جم ‌

رضا شفيعي‌جم از آن دست كمدين‌هاي تلويزيوني است كه تاكنون با حضورش در چند سريال نشان داده نجات دهنده بوده است. ‌

وقتي سريال‌هاي بدون شرح، شب‌هاي برره و باغ مظفر با كندي ريتم و يكنواختي مواجه شدند، در اواسط كار با حضور رضا شفيعي‌جم اين سريال با خيز دوباره‌اي مسير خود را تا به پايان ادامه داده است. ‌

باغ مظفر كه پاييز و زمستان امسال از شبكه 3 پخش شد، نشان داد كه سريال خوش ساخت است و به راحتي مي‌تواند بيننده را بخنداند. اما با حضور رضا شفيعي‌جم در نقش پسرعموي خان مظفر (مهران مديري) فضا به گونه‌اي ديگر تغيير يافت. او چنان بازي كرد كه به گونه يك پديده كميك مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. او نقش يك پسرعموي دهاتي، عقب‌افتاده، كند ذهن و در عين حال زرنگ و شگفت‌انگيز را به خوبي بازي كرد. رضا شفيعي‌جم براي باغ مظفر يك امتياز مثبت به شمار مي‌آيد كه بار محتوايي و كنش‌هاي دراماتيك باغ مظفر را تحت‌الشعاع بازي خود قرار داده بود. ‌

باغ مظفر با استقبال عمومي رو‌به‌رو شد اما اين بار قشر فرهيخته درباره آن اظهارنظر نكردند. البته اين سريال نتوانست به اندازه شب‌هاي برره جنجالي و نقدبرانگيز باشد. با آنكه بازي‌ها تا حد زيادي رتوش‌شده و خنده‌دارتر به نظر مي‌رسيد. شايد وجه تبليغي اثر نيز كه در مجموع دربرگيرنده آگهي‌هاي بي‌شمار شركت‌هاي مختلف بود، مانع از بروز امتيازات زيبايي‌شناسانه اثر شده بود. به هر تقدير بخشي منتخب از اين مجموعه در شب‌هاي نوروز از شبكه 3 پخش خواهد شد. مطمئنا خيلي‌ها براي ديدن بازي رضا شفيعي‌جم و ديگر همكارانش پاي اين سريال خواهند نشست. به خصوص آن قسمت‌هايي كه به لحاظ خنداندن يك سر و گردن از بقيه قسمت‌ها بالا‌تر بوده‌اند در اين شب‌ها با استقبال مجدد رو‌به‌رو خواهند شد. ‌

رضا شفيعي‌جم همچنين با رضا عطاران در سريال <ترش و شيرين> به عنوان بازيگر همكاري كرده است كه اين سريال نيز هر شب از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود.

ارژنگ امير‌فضلي

ارژنگ امير‌فضلي سال نو را با شبكه تهران آغاز مي‌كند. او در مجموعه تلويزيوني <سلا‌م> كه به مسائل اجتماعي و ارتباط مردم با پليس مي‌پردازد، نقش يك معتاد را بازي مي‌كند. او پيش از اين نيز نقش معتاد را در فيلم <اخراجي‌ها> به كارگرداني مسعود ده‌نمكي بازي كرده بود، كه اين روزها در نوبت اكران نوروزي قرار گرفته و در سينماها به نمايش درآمده است.

همچنين ارژنگ امير‌فضلي يك برنامه تركيبي طنز تحت عنوان <قشقرق> در شبكه تهران ارائه مي‌كند. اين مجموعه به مسائل اجتماعي در قالب طنز و به صورت نمايشي در 17 قسمت 30 دقيقه‌اي مي‌پردازد. در اين برنامه تركيبي آيتم‌هاي شاد، نمايش‌هاي كوتاه، كليپ‌هاي طنز، موسيقي لحاظ شده و هر برنامه يك محور خاص دارد.

كارگرداني و نويسندگي قشقرق بر عهده ارژنگ اميرفضلي و تصويربرداري آن، كار زين‌الدين علا‌مه است كه به تهيه‌كنندگي محمد صالحيان در گروه فرهنگي اجتماعي شبكه تهران توليد شده است.

امير غفارمنش، نيلوفر سجادي، زري كريمي، آرش ميراحمدي، بهزاد فرازي، كيوان فردوسي، فرحناز خسروآبادي، فرزانه حاتميان و يزدان جيريايي در اين برنامه طنز بازي خواهند كرد.

همچنين اميرارژنگ اميرفضلي در سريال <قرارگاه مسكوني> به كارگرداني جواد رضويان بازي مي‌كند. او سرپرست و گزارشگر گروه تلويزيوني است كه در منطقه مرزي ليان با دوست دوران دبيرستانش (علي صادقي) روبه‌رو مي‌شود. اين ديدار منجر به آشنايي با سربازهاي پادگان خواهد شد و تمامي اتفاقات از اين لحظه به وقوع مي‌پيوندد.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:24 PM |


 گسستي بين آدم‌ها ‌- رضا آشفته


<حياط خلوت> به نويسندگي و كارگرداني چيستا يثربي، به روابط آدم‌ها در دنياي امروز و از منظر رويارويي دو جنس مخالف مي‌پردازد. اين نگاه آميخته به معضلا‌ت و مسائل دروني و رواني است. يك روانكاوي نمايشي كه منجر به آگاه‌سازي تماشاچي از اتفاقات و ارتباطات ناشي از بيماري‌هاي رواني مي‌شود.

مطمئنا در دنياي امروز فاصله و گسستي بين آدم‌ها ايجاد شده كه در زمان رويارويي منجر به اتفاقات ناگوار، تلخ و تراژيكي مي شود.

اپيزود اول به قتل يك دختر به ظاهر سانتي‌مانتال توسط يك پسر جاهل‌مسلك مي‌پردازد، فضا كاملا‌ فانتزي است چون پس از وقوع حادثه دو بازيگر موقعيت بازي را بازآفريني مي‌كنند و با روايت‌گري گذشته درصدد هستند تا مخاطب را نسبت به يك مساله اجتماعي و بحران روحي ناشي از بيكاري و عدم تفريحات سالم آگاه سازند. هر دو شخصيت در مي‌يابند كه در اين شرايط گول خورده‌اند در صورتي كه باتوجه به موقعيت اجتماعي يكسان مي‌توانستند انيس و مونس هم در زندگي باشند. اما ...

اپيزود دوم بيانگر يك رابطه پرملا‌ل از يك دانش‌آموز و ناظم بداخلا‌ق در سال‌هاي كودكي و دبستان است. اين موقعيت با آنكه از منطق واقع‌گرايانه‌اي برخوردار است اما در متن لحظات نمايشي و موقعيت دراماتيك موثر شكل نمي‌گيرد، همچنين تكنيك بازي در بازي نيز از لطافت حقيقي آن مي‌كاهد. ‌

بايد گفت كه اپيزود سوم يك نقطه طلا‌يي در <حياط خلوت> است. موقعيتي ساده كه برپايه سخنراني يك نويسنده زن پست‌مدرن و شهرستاني شكل مي‌گيرد. او زني است جوياي نام كه نه از تكنيك و سبك‌هاي ادبي سردرمي‌آورد و نه تسلطي بر زبان و روايت‌نويسي دارد،‌او با نداشته‌هاي خود يك رمان درهم و پيچيده نوشته كه مورد نظرات داوران و منتقدان ادبي قرار گرفته است. ‌ زن با سادگي از چگونگي خلق رمان پست‌مدرن خود مي‌گويد. بازي سيما تيرانداز در القاي حس و ايجاد فضاي موقعيت، نقش بسزايي دارد. او بايد بعد از دادن كودك شيرخواره و ساك و وسايل خود به مجري برنامه، يك بند حرف بزند و نحوه شكل‌گيري يك جريان ادبي مصطلح و اشتباه امروزي را برملا‌ء سازد. ريتم تند در حرف زدن و افشاگري، اين موقعيت ساده را به طنزي نقادانه از جريانات ادبي كشور تبديل مي‌كند.

اپيزود چهارم در برگيرنده يك روياي خام و ناقص از جواني آسمان‌جل است كه از سر نداري به ازدواج با دختري ترشيده و پولدار دلخوش كرده است. پسر كه كارش نصب و راه اندازي آنتن‌هاي ماهواره‌اي است، بر حسب تصادف اين دختر را ملا‌قات و به او دل‌بسته است. اما در واقعيت وقتي پسر اظهار عشق و علا‌قه مي‌كند، با تيپاي دختر روبه‌رو مي‌شود. اين موقعيت نيز در سادگي خود باقي مي‌ماند و نمي‌تواند فراتر از نقل يك داستان، تاثيري را بر تماشاچي القا كند. ‌

اپيزود پنجم بيانگر فضايي عجيب از روابط انساني است. عدم ارتباط كه يكي از درونمايه‌هاي متن‌هاي ابزورد بوده است، اين بار توسط چيستا يثربي در فضايي كاملا‌ ايراني نمود مي‌يابد. مرد و زني براثر بي‌علا‌قگي از هم جدا شده‌اند. مرد درصدد برآمده تا با دختر جواني ازدواج كند. اين دختر براي آن‌كه بهتر بتواند در زندگي تازه‌اش با مرد رودررو شود، به سراغ زن مطلقه مرد رفته تا از احوالا‌ت همسر آينده‌اش جويا شود. در پايان دختر در مي‌يابد كه او را به بازي گرفته‌اند، براي آن كه اين دو نفر در تصادفي كه پيش‌روي داشته‌اند، حافظه خود را از دست داده‌اند و حتي نمي‌توانند نام خود را به ياد آورند. ‌ تنوع اپيزودها باعث جذب تماشاچي مي‌شود تا هرچه سريعتر خود را با پنج موقعيت متفاوت عجين كند و در نهايت به يك برداشت واحد از تمامي آنها برسد. نگاه چيستا يثربي در تمامي اپيزودها هدفمند است اما اين نگاه در اپيزود سوم و پنجم از عمق بيشتري برخوردار است و در اپيزود اول نيز فانتزي حاكم بر فضا باعث جاذبه بيشتر آن موقعيت مي‌شود. ‌

يثربي در كارگرداني نيز از شيوه‌اي موجز و مقتصد پيروي مي‌كند، يك برش از يك اتومبيل كه با دكور تداعي مي‌شود، در صحنه‌هاي بعدي نيز به گونه‌اي گوشه‌اي از صحنه را به عنوان سن آمفي تئاتر، بخشي از كافه، و منزل پر مي‌كند. بنابراين استفاده از دكور و وسايل صحنه موجز تا حد زيادي باعث مي‌شود كه نمايش‌ها نمود بيشتري بيابند. اما اين موضوع در بازي‌ها رعايت نمي‌شود، متاسفانه بازيگران به ابتدايي‌ترين فكرها براي ارائه نقش‌ها پايبند شده‌اند و البته بازي سيما تيرانداز در نقش نويسنده زن شهرستاني يك استثنا است. نمي‌خواهم بگويم كه بازي‌ها اشتباه است، بلكه مي‌خواهم به اين نكته تأكيد كنم كه بازي‌ها از نيروي خلا‌قه و رسيدن به لحظات ناب و برجسته عاري است. محمد حاتمي به ابتدايي‌ترين لحن و نحوه بيان و تيپ و مدل مو و لباس پوشيدن اكتفا كرده است. مينو زاهدي در ارائه نقش ناظم پير باتوجه به لقوه‌اي بودن نيز از ابتدايي‌ترين ژست ها و نحوه بيان سود مي‌جويد. حسين كاشفي اصل نيز از اين قاعده پيروي مي‌كند و سيما تيرانداز نيز در اپيزود اول و پنجم پايش را از داده‌هاي معمولي و بديهيات يك بازي فراتر نمي‌گذارد. اگر بپذيريم كه در زمان اجرا بازيگر همه كاره ميدان است، آن وقت در كم‌كاري او به بدنه اجرا لطمه جبران ناپذيري وارد خواهد شد. ‌

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:23 PM |

هدف ما گسترش كتابخواني است - رضا آشفته


<روزي روزگاري> عنوان يك جايزه ادبي است كه اولين دوره آن به دبيري مديا كاشيگر برگزار مي‌شود. او پيش از اين برگزاركننده چند دوره جايزه ادبي يلدا بود. وقتي از او مي‌پرسيم كه چرا از يلدا كنار كشيدي، پاسخش اين است كه از انتشارات كاروان بپرسيد. مديا كاشيگر، نويسنده، مترجم و منتقد ادبي است و ما با او درباره <روزي روزگاري> صحبت كرده‌ايم كه در ادامه مي‌خوانيد.

چطور شد به فكر برگزاري جايزه ادبي <روزي روزگاري> افتاديد؟

بعد از كنار گذاشتن جايزه يلدا، چند اسپانسر به من پيشنهاد برگزاري يك جايزه جديد را دادند و من هم پذيرفتم.

چرا عنوان <روزي روزگاري> را بر آن گذاشتيد؟

علت خاصي ندارد، يكي از اسپانسرها اين عنوان را پيشنهاد كرد كه پذيرفته شد.

در حال حاضر چند حمايت‌كننده مالي از جايزه روزي روزگاري حمايت مي‌كنند؟

7 اسپانسر داريم كه به احتمال قوي يك اسپانسر ديگر هم به اين جمع اضافه مي‌شود.

جايزه روزي روزگاري با چه هدفي شكل گرفته است؟

هدف ما گسترش فرهنگ كتابخواني است. ما به اين منظور نه صرفا به كتاب‌هاي نخبه‌گرا و نه صرفا عامه‌پسند توجه مي‌كنيم. اگر بخواهم مثالي در اين خصوص بزنم ما به بكت و پروست توجه نداريم بلكه به همينگوي، فاكنر و كساني كه در حقيقت به مخاطب اهميت داده‌اند، توجه مي‌كنيم.

اين جايزه در حال حاضر در چه مرحله‌اي قرار دارد؟

داوري‌ها تمام شده است، ما منتظر هستيم كه براي انتخاب يك سالن جواب بگيريم. تا انتخاب سالن داورها فرصت دارند راي نهايي خود را صادر كنند. ‌ آيا نام داوران را به ما مي‌گوييد؟

خير. تا نتايج اعلا‌م نشود، نام داوران هم علني نخواهد شد. ‌

داوري‌ها به چه شكل بوده است؟ ‌

ما خودمان به سراغ كتاب‌ها رفته‌ايم و داوران به طور مستقل اين آثار را مطالعه و راي خود را صادر مي‌كنند. فعلا‌ به دليل نبودن چند كتاب در شبكه توزيع، فراخواني براي جذب اين قبيل آثار داديم كه فقط 2 نويسنده آثار خود را در اختيارمان گذاشتند. در چند مورد هم خودمان مستقيما به نويسنده‌‌ها رجوع كرديم كه جواب نگرفتيم. ‌

اين جايزه با جوايز ديگر چه تفاوتي دارد؟

ما سعي كرديم كه پيش‌از برگزاري نمايشگاه بين‌المللي كتاب مراسم اهداي جوايز خود را برگزار كنيم كه به اين ترتيب ما اولين جايزه ادبي در سال 86 خواهيم بود. دبيرخانه روزي روزگاري مستقيما وارد عمل شده و آثاري كه در وهله اول به لحاظ علمي با اهداف ما انطباق نداشته را از دور مسابقه كنار گذاشته است. ما بر پايه رسيدن به اهداف خود توسط داوران جوايز نهايي را اعلا‌م خواهيم كرد. ‌

نامزدهاي جايزه روزي روزگاري و برندگان نهايي در چه موعدي مشخص مي‌شوند؟ ‌

قرار است كه تا چهارم ارديبهشت‌ماه نامزدها را اعلا‌م كنيم و روز 5 ارديبهشت‌ماه افراد نهايي مشخص خواهند شد. روز 10 ارديبهشت‌ماه نيز جوايز برگزيدگان اهدا خواهد شد. هر داور 6 كتاب برتر رمان و مجموعه داستان را اعلا‌م مي‌كند. از بين اين آثار سه اثر نهايي مشخص و به آثار برگزيدگان جوايزي اهدا خواهد شد. ‌

جوايز روزي روزگاري چه خواهد بود؟ ‌

تنديس و لوح.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:22 PM |

5/2 ميليارد تومان براي بازسازي تئاترشهر نياز است

- رضا آشفته


بهروز غريب‌پور در ماه‌هاي آخر 85 به عنوان مدير بازسازي تئاترشهر انتخاب شد. اين بازسازي قرار بود از اواسط اسفندماه سال گذشته آغاز شود كه تاكنون چنين امري محقق نشده است. همچنين بهروز غريب‌پور به‌تازگي به عنوان رئيس هيات داوران جشنواره بين‌المللي تئاتر عروسكي پراگ انتخاب شده است.

چرا نوسازي و تعميرات مجموعه تئاترشهر به تعويق افتاده است؟

يكي از دلا‌يلش مرتبط با ميزان آسيب‌ديدگي‌هاي تئاترشهر است، چون آنچه امروز با نظر كارشناسانه به آن رسيده‌ايم با بررسي اوليه تفاوت زيادي دارد. طي بررسي‌هاي دقيق‌تر متوجه شده‌ايم كه اقدامات تخصصي و ويژه‌اي بايد طي چند مرحله صورت گيرد تا بازسازي و تعميرات اساسي عملي شود. اگر قرار باشد يك سالن براي 30 سال جوابگو شود، بايد از هر حيث تعميرات در آن انجام شود. با توجه به علا‌قه‌مندي خودم و نيازهاي مبرم خانواده تئاتر اين مساله را تاكنون پيگيري و به حسين پارسايي و دكتر ايماني‌خوشخو آن را اعلا‌م كرده‌ام كه تعميرات و بازسازي موقت به نفع هيچ‌كس نيست و نه آنها و نه من و نه خانواده تئاتر با اين كار موافقت نخواهند كرد. بنابراين طي تبادل نظر و گفت‌وگو با شركت‌هاي مختلف و مرتبط با بازسازي تئاترشهر دريافتيم كه اين كار نياز به بودجه بالا‌ دارد و بايد مراحل اداري و قانوني خود را طي كند تا كار به شكل عميق‌تر و اساسي‌تر انجام شود.

چه ميزان بودجه براي بازسازي اساسي تئاترشهر پيش‌بيني كرده‌ايد؟

با توجه به اينكه نظر كارشناسان مختلف را براي بازسازي تئاترشهر جويا شده‌ايم، براي آنكه بازسازي تئاترشهر به‌روز و به‌هنگام باشد، نياز به 2 ميليارد و 500 تومان است. اين رقم طي ماه‌هاي آخر سال گذشته از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي قابل تامين شدن نبود و هنوز هم معلوم نيست كه تا چه حد از اين مقدار قابل جذب شدن است و البته مجوزهاي لا‌زم هم بايد صادر شود.

چه بخش‌هايي از مجموعه تئاترشهر مورد بازسازي قرار مي‌گيرد؟

ايمن‌سازي در درجه اول برايمان اهميت دارد. بعد به مبلمان توجه داريم كه راحتي تماشاچيان و ديدن مطلوب تئاتر را به همراه دارد.

آيا با اين نوسازي‌ها امكان تعطيلي فعاليت‌هاي تئاترشهر وجود دارد؟

نكته‌اي كه جامعه مطبوعاتي به آن توجه كرده و همه نيز بر آن آگاهند، اين است كه اين بازسازي ضرورت دارد. قطعا تئاترشهر نيز براي اين منظور با تعطيلي روبه‌رو مي‌شود. حتي در تمام دنيا نيز اين تغيير و بازسازي‌ها با تعطيلي مواجه مي‌شود. مثلا‌ بازسازي يك تئاتر در مسكو از 5/1 سال پيش آغاز شده كه تا 5/3 سال براي ساخت و ساز مجدد آن پيش‌بيني شده است. مسكو داراي سالن‌هاي متعدد است و نگراني‌هاي زيادي براي تعطيلي يك سالن ايجاد نمي‌شود. اما در كشور ما يك مجموعه تئاترشهر است كه اگر تعطيل شود، اين حركت نگران‌كننده است. بايد امروز سالن‌هاي ديگري را در سطح شهر تهران فعال كنيم تا از احتمال اين نگراني‌ها بكاهيم و با آرامش و ايمني بيشتري به بازسازي آن بپردازيم.

آيا زمان مشخصي براي بازسازي و تعميرات تئاترشهر پيش‌بيني كرده‌ايد؟

خير، بايد با توجه به نظر كارشناسي شركت‌هاي مختلف، مساله زمان تعميرات نيز براي ما روشن شود. اما فرمول ما اين است كه با توجه به توانمندي شركت‌ها در حداقل زمان حداكثر تعميرات و بازساي‌ها را عملي سازيم. ‌

آيا با اين كار تئاترشهر كاملا‌ تعطيل خواهد شد؟

در برخي از مراحل مانند تعمير اساسي لوله‌كشي گاز با تعطيلي رو‌به‌رو مي‌شويم و در برخي از مراحل نيز نيازي به تعطيلي سالن‌ها نيست.

آيا نوسازي تجهيزات تالا‌رها جزو اين برنامه خواهد بود؟

به‌روز كردن سيستم صوتي و نوري جزو برنامه ما است. اگر غير از اين باشد، رنگ و لعابي مي‌شود كه تاثير چنداني ندارد. ظاهرسازي نوعي وانمود كردن است. ما بايد سيستم نوري و صوتي را به روز كنيم.

آيا زمان مشخصي براي آغاز اين بازسازي‌ها وجود دارد كه از اجراهاي عمومي جلوگيري نشود؟

اين بستگي به بودجه دارد كه كي پرداخت شود و چقدر باشد. تئاترشهر در حال حاضر مي‌تواند به برنامه‌هاي خود بپردازد چون هنوز عمليات بازسازي را آغاز نكرده‌ايم. ‌

آيا نكته ديگري هم در اين رابطه هست كه نپرسيده‌ايم؟

من از شركت‌هاي صوتي و تصويري مي‌خواهم كه به عنوان اسپانسر و خدمت به تئاترشهر، پيشنهادهاي خود را به دفتر ما در مجموعه تئاترشهر ارائه كنند، تا ضمن پايين آوردن هزينه‌هاي بازسازي، زمينه‌اي براي تبليغ مناسب و مفيد كالا‌ي آنان ميسر شود.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:12 PM |

ششصد بيست نفر از فعالان جامعه مدني ،سياسي و فرهنگي با انتشار نامه اي سرگشاده به هاشمي در اعتراض به بازداشت گروهي از فعالان حقوق زنان

جناب آقاي هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه

با سلام،

چنانكه مستحضرهستید حدود 35 نفر از فعالان حقوق زنان متشکل از اساتید دانشگاه، پژوهشگران، حقوقدانان، وکلا و روزنامه نگاران كه روز يكشنبه 13/12/85 در اعتراض به نحوه محاکمه ی5 تن از فعالان زن در مقابل دادگاه انقلاب تهران در اجتماعی مسالمت جویانه شرکت كرده بودند، بازداشت و طی چند روز گذشته در بند 209 زندان اوین، تحت مدیریت وزارت اطلاعات، زندانی شده اند. در شرایطی که این تجمع بر مبنای اصول 9 و 27 قانون اساسي ایران و همچنین ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر که "آزادی" و "حق برگزاري تجمعات غیرمسلحانه" را براي شهروندان به رسميت شناخته شده است، در حال انجام بود ماموران دادستانی به صورت سازمان یافته و خشونت آمیز به مقابله با آن پرداختند. اصل نهم قانون اساسی ایران تصریح دارد:" درجمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ انها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.". اصل بیست و هفتم نیزتاکید می کند: "تشکیل اجتماعات و راهپیمائیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است." جنابعالی اذعان دارید که جمهوری اسلامی ایران متعهد به اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر است. بر اساس بند یک ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر"هرشخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات، مجامع و انجمنهای مسالمت آمیز بهره مند گردد." حقی که به طورمکرر در دیگر کنوانسیون های بین المللی و مصوبات مجمع عمومی سازمان ملل از جمله "اعلاميه حقوق ومسئوليت افراد، گروه ها وارگان های جامعه جهت ترويج و حمايت حقوق بشر و آزادي های اساسی شناسايی شده جهانی" بر آن تاکید شده است. جنابعالی رئیس قوه ای هستید که بر اساس اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی باید "مستقل" و "پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت" و عهده دار وظایفی چون "احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی مشروع" شهروندان و از جمله دستگیرشدگان اخیر باشد. ما امضا كنندگان زیر ضمن اعتراض به نقض قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر و نحوه ی برخورد، نگهداری و دادرسی اين فعالان حقوق زنان، خواستار آزادي سريع آنان و بازگرداندنشان به دامان خانواده، به ویژه نزد فرزندان خردسال و والدین سالخورده شان هستيم. 16/12/1385

بابک آذرآبادگان، فاطمه آرام نژاد، محسن آرمین، محمد آزادى، رضا آشفته، زهره آقاجری هاشم آقاجري، ساسان آقایی، سامر آقایی، رضا آل محمد، ناصر آملي، مسعود آقايى، غلام حيدرابراهيم باي‌سلامي، عباس ابوذری، سمانه ابولیپور، سحر ابونصر، فائزه اثنی عشری، هادي احتظاظي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، بهزاد احمدی نیا، حسن احمدي، محسن احمدي، نعمت احمدى، مهدی احمدی، محمود احمدیان، بهمن احمدی اموئی، محمدرضا احمدی نیا، مصطفي اخلاقي،‌ بها الدین ادب، ساجد اردبیلی، علی رضا ارشادی فر، سعید ارکانزاده یزدی، امیر اسحاقی، بهروز اسدنژاد، میلاد اسدی، حسن اسدی زیدآبادی، سعید اسفندیار، احمد اسلامی، يدالله اسلامي، رشید اسماعیلی، زهره اسلامیان، مرتضى اشفاق، حميد آصفى، سهیل آصفی، مرتضی اصلاح چی، سحر افاضلی، حسن افتخاراردبيلي، مهدی افروز منش، جلال اقتدارى، اعظم اكبرزاده، زهرا اكبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، پروین امامی، مهسا امرآبادی، محمود امير احمدى، پارسا امیرپور، اکبر امیری، مهدي اميني زاده، اسدالله اميني ، حجت انصاري، حسين انصاري راد، حامد ایرانشاهی، امید ایرانمهر اشناوری، امیرحسین ایرجی، مصطفي ايزدي، عمادالدين باقي، مجتبي بديعي، كمال الدين بازرگانى، مریم الله یاری، پروين بختيار نژاد، اكبر بديع زادگان، پرویز براتی، رحمت الله برهانى، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، ملکه بازرگان، فتانه بازرگان، مسعود باستانی، مختار باطولي، روح‌اله باقرآبادي، ايرج باقرزاده، زینب بحرینی، پروین بختیارنژاد، ایمان براتیان، محمد بذرپور، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار؛ کیومرث بلیوند، محمد حسین بنی اسدی، ترانه بنی یعقوب، عماد بهاور، زهرا بهبودی، فاطمه بهدشتی، مریم بهرمن، محمد بهزادى، حميد بهشتى، محمد بهفروزى، احمد بورقانی، سهام الدین بورقانی، راضیه بوستانکار، مرضیه بوستانکار، جلال بهرامی، مجتبی بیات، صفا بيطرف، طاهره بیگدلی، مریم بیگلری، ایمان پاک نهاد، مسعود پدرام، محمود پرهامی، جعفر پناهی، داود پنهانی، عباس پوراظهرى، سعید پورعزیزی، رضا پويان، محمود پيش بين، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، سيدمصطفى تاج زاده، عبدالرضا تاجيك، مهدی تاجیک، عباس تاج‌الديني، محمد علی تبرائی، حميد تاجرنيا، عبدالرضا تاجیک، نسرین تخیری، هادي تفنگچي، مصطفى تنها، رضا تهرانى، محمد تهوری، مرجان توحیدی، هدی توحیدی، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، محمدعلي توفيقي، خالد توكل، محمد توكل، مجيد تولائى، مجيد جابرى، شهاب جزایری، کریم جعفری، شهلا جعفریان، حسن جعفری پور، پروین جلائی، حميدرضا جلائى پور، جلال جلالي زاده، علی جمالی، عباس جنگي، مجتبي جهاني، نرگس جودکی، ماندانا چترچی، حبیب حاج حیدری، رضا حاجى، مجيد حاجي بابائي، مرجان حاجی رحیمی، بهمن حافظى، مهدی حبیبی، سعيد حجاريان، طه حجازى، جلال الدین حجتی، حمید حدیثی، حسین حريرى، حميد حسامي، آیدین حسنلو، آرش حسن نیا، زهرا حسینی، صدیقه حسینی، فائزه حسینی، بهزاد حق پناه، جمشید حقگو، زینب حقی، فاطمه حقیقت جو، وحید حقیقی، على حكمت، منیژه حکمت، ابوالفضل حكيمى، عبدالكريم حكيمى، مجيد حكيمى، محمد رضا حمسى، محمد حيدري، فخرالدین حیدریان، جلیل حیدریان یزدلی، جعفر خائف، هادي خانيكي، رضا خجسته رحیمی، ابراهيم خدادادى، امير خرم، مصطفی خسروی، فهیمه خضرمحمودی، حسین خطیبی، محمد خطيبي، الیاس خلج، محمدحسين خليلي اردكاني ، مجتبی خندان، راوه خوارزمی، ابراهيم خوش سيرت سليمي، اسماعيل خوش محمدى، ناهید خیرابی، مسعود خیراتی، هوشنگ خيرانديش،محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، محمدمهدى دانشيان، فریبا داودی مهاجر، احسان داوری، امین دربان، محمود درد كشان، سعيد درودى، محمود دل آسايى، امیرخسرو دلیرثانی، علی دهقان، مسعود دهقان، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، پروين دخت دفتري، ابراهيم دينوي، فاطمه راكعي، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، ابراهیم رحمتی، شبنم رحمتی، جواد رحیم پور، سعید رحیمی مقدم، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، طاهره رحیمی، سمیرا رزاقی، سهراب رزاقی، امير رزاقي، سمینا رستگاری، مژگان رستمی، احمد رسول زاده، محمود رسول زاده، محمد صادق رسولی، احد رضائى، اصغر رضائى، بيوك رضائى، حمیدرضا رضائی، سکینه رضائی، عبدالعلي رضائي، بهمن رضا خانى، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، عبدالله رمضان‌زاده، بنفشه رمضانی یگانه، علی رنجی پور، مسعود رهبری، مهدى رهنما، فرزانه روستائی، محمد حسین روشن، رضا رئيس طوسى، صدیقه زارع، نفیسه زارع کهن، فياض زاهد، شیوا زرآبادی، جمال زره ساز، علي زرين، اکبر زمانی، صدیقه زمانی، محمد ابراهيم زمانى، سجاد زند، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، سید مجتبی سادات، عليرضا ساريخانى، جلیل سازگارنژاد، احمد ساعى، سجاد سالک، فرزانه سالمی، بنفشه سام گیس، مسعود سپهر، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، عیسی سحر خيز، نسیم سربندی، محمد سرچمى، امید سرخی، محمدعلی سعدائی، محمود سعیدزاده، بیوک سعیدی، سعيده‌ سعيدي، عبدالفتاح سلطاني، مرتضي سلطانيه، آرمین سلیمانی، محمد جواد سلیمانی، علی سماواتیان، علی سمیع نژاد، علی سیاسی راد، علی اصغر سیدآبادی، سید رضا سیدزاده، محمدعلي سيدنژاد، سيد محمد علي سيف‌زاده، هاله سینکی، سلمان سیما، محمود بصير شاددل، ابراهيم شاكرى، لاله شاکری، تقى شامخى، على شاملو، محمد محمد شانه چى، حسين شاه حسينى، سپیده شاه محمدی، مریم شبانی، فهیمه شجاع، کاوه شجاعی، جعفر شرف خانی، شهلا شرکت، سعید شریعتی، محمد شريف، حجت شریفی، سعيد شريفي، محمد شریفی، جواد شرف‌الديني، معصومه شفیعی، كاظم شكري، الله وردى شمبورى، محمود شمس الواعظين، احمد شهامت دار، حسن شهبازی، محمد شهرابی، ابراهیم شیخلو، نگین شیرآقایی، آمنه شیرافکن، احمد شيرزاد، سعيد شيركوند، فيروزه صابر، هدي صابر، محمد صاحب محمدي، محمد صادقی، هاشم صباغيان، مصطفی صداقت جو، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، احمد صدري، سمیرا صدری، محمود صدري، صادق صدقگو، رضا صفری، لطيف صفري، مهدى صراف، علیرضا صفائی، عباس صفائي‌فر، یحیی صفی آریان، فضل الله صلواتى، كيوان صميمى، جليل ضرابي، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، سید شهاب الدین طباطبائی، مقداد طباطبائی، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اكبر طاهرى، بهروز طاهری، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، نوشین طریقی، امير طيراني، کیوان ظهرابی، وحید عابدینی، ندا عبداللهی، علی عبدی، جمشيد عزيزي، احمد عبادی، سيد جعفر عباس زادگان، كريم عابديني، سید منصور عامری، فریبا عباسقلی زاده، فرزانه عربی، فيض‌اله عرب سرخي، مهدی عربشاهی، فرزانه عربی، علی عزیزی، زهرا عصاریان، روئين عطوفت، سید عظیم عظیمی فر، جواد علائی، باقر علائی، علي علوي، عليرضا علوى تبار، محمدباقر علوى، دلارام علی، سعیده علیپور، رضا علیجاني، امیر علیزاده، طاهر علیزاده، على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، فريدون عموزاده خليلي، فریده غائب، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى، مسيح غروى، سعيد غفارزاده، مسعود غفاري، على غفرانى، مهدى غنى، فریده غیرت، محمدتقى فاضل ميبدى، لیلا فاضلی، باقر فتحعلی بیگی، علی فتوتی، نادر فتورچي، لیلی فرهادپور، گیسو فغفوری، مرتضي فلاح، ارسلان فلاح، ابراهيم فتاحي، مقصود فراستخواه، عذرا فراهانی، پناه فرهادبهمن، مهدی فخر، پویان فخرآیی، مهدي فخرزاده، مریم فرخی، غفار فرزدى، شهین فرزین پژوه، حسن فرح آبادی، مهرآوه فردوسی، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فريد اعلم، بهرام فیاضی، احمد قابل، هادى قابل، لیلی قاسم زاده، حسن قاضی مرادی، عباس قائم الصباحي، علی قدیمی، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى، رحمانقلى قلى زاده، رضا قلی زاده، مهدي قلي‌زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، عبدالمجيد قندى زاده، نظام الدين قهارى، ، عبدالحسين قمي‌زاده، مصطفى قهرمانى، میثم قهوه چیان، حجت الله قياسى، رحمان كارگشا، اسداله كارشناس، حسین کاظمی، مرتضى كاظميان، جعفر كامبوزيا، رسول کامرانزاده، سینا کامیار، هادي كحال‌زاده، محسن كديور، منوچهر كديور، جميله كديور، خسرو كردپور، مسعود كردپور، سارا کرمانیان، على كرمى، محبوبه کرمی، عليرضا كرماني، جمیله کریمی، روزبه کریمی، حسن كسمايي، فریدون کشکولی، علی رضا کفشکنان، فاطمه كمالي احمدسرايي، ناصر كميليان، پروين كهزادى، الهه كولائي، يعقوب كوثرى، محمد كيانوش‌راد، بهناز كياني، امید گشتاسبی، بيژن گل افرا، محمد حسن گلرخیان، مهدیه گلرو، اکبر گنجی، مسعود لدنى، معصومه لقمانی، حسين لقمانيان، مجتبي لطفي، فريده ماشيني، حمیدرضا مالکی، احسان مالکی پور، سعيد متقي، محمد تقى متقى، رجبعلي مزروعي، حسين مجاهد، سعید مجرب، کریم مجرب، زهره مجردی، احسان محرابی، محسن محققى، جلال محمدلو، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، فخرالسادات محتشمي پور، جواد محمودی، سيد على محمودى، فهیمه محمودی، فرید مدرسی، حسين مدني، سعيد مدنى، احمد مدادی، ماشاءالله مديحى، ، پیمان مرتب، قاسم مرادی، فريد مرجائي، آرمین مروج، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ضیا مصباح، ليلا مصطفوى، مصطفى مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، عبدالحمید معافیان، محمود معتقد، مهدي معتمدي مهر، احمد معصومي، علي‌اكبر معين‌فر، اصغر معين فر، ضياء مصباح، احمد معصومی، سارا معصومی، ياسر معصومي، بدرالسادات مفيدى، خدیجه مقدم، مرتضى مقدم، علی مقیمی، علی ملازمی، فهيمه ملتى، کاظم ملکی، مصطفي ملكيان، علی ملیحی، احمد منتظرى، جواد منتظری، سعيد منتظرى، آذر منصوری، خسرو منصوريان، علی مهرداد، سهیل مهروزی، كيوان مهرگان، نبی موسا، سید احمد موسوی، سيدرضا موسوى سعادتلو، مهدی موسوی، سید علی موسوی خوئینی، اتابک موسوی نسب، شهیندخت مولاوردی، عبدالله مومنی، على مومنى، محمود مومنى، امير ميرخانى، سراج الدین میردامادی، مریم میرزائی، فخرالسادات میرفتاحی، وحيد ميرزاده، الله كرم ميرزايى، فرهنگ نادری، مهدی نارکی، بهنود نادری، سارا نادری، فرشته ناصرگيوه چى، الناز ناطقی، مهدی ناطقی، حسن نراقى، سیاوش نژادپور، زهره نصرالله زاده، محمود نعيم پور، علي اكبر نجفي، احمد نعمت زاده، جعفر نقمی، محمود نكوروح، امير نكوفر، محمد تقى نكوفر، علی نکونسبتی، سيد حميد نوحى، امیر حسین نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، کامبیز نوروزی، حسین نوری زاده، نوشین نوع پرست، صالح نيكبخت، علی نیکوئی، احمد هادوی، محمد هادی هادیان، هادى هادى زاده يزدى، محمد هاشمی، ناصر هاشمي، بهاره هدایت، سيدهاشم هدايتي، عليرضا هندى، احسان هوشمند، اكبر والى، رسول ورپايى، نسرین وزیری، منصور وفا، فرناز وفائی، باقر ولى بيك، جليل ولى بيك، اعظم ویسمه، رحيم ياورى، على فريد يحيايى، محمود يگانلي، حنیف یزدانی، كاظم يزدى، ابراهيم يزدى، عاطفه یوسفی، هیوا یوسفی، حسن يوسفى اشكوري، رضا یوسفیان، حسن یوسفیان آرانی.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:10 PM |
 دغدغه آلماني‌ها

- رضا آشفته
اميررضا كوهستاني، كارگردان نوجوي ايراني كه در سال‌هاي اخير بارها در فستيوال‌هاي خارجي حضور داشته است، در سال گذشته اجراي يك نمايش تحت عنوان <اتاق تك‌نفره> را در تئاتر شهر كلن آغاز كرده كه اجراي رپرتوار آن تا خردادماه 86 ادامه خواهد داشت.
درباره اجراي <اتاق تك‌نفره> در تئاترشهر كلن بگوييد.
اين نمايش به صورت رپرتواري اجرا مي‌شود كه اجراي آن از 26 آبان 85 شروع شده و تاكنون بيش از 12 اجرا داشته و در ارديبهشت‌ماه هم اجراي آن تكرار مي‌شود.


آيا خودتان سر اجراي عمومي نمايشتان هستيد؟


خير، در آنجا بعد از اينكه كار به لحاظ نور، دكور، گريم و بازي ثبت شد، ديگر ضرورتي به حضور كارگردان نيست. براي آنكه همه نكات بدون حضور كارگردان رعايت و اجرا مي‌شود.


چطور شد كه شما براي كارگرداني اين كار دعوت شديد.


مارك گوانتر، مدير و كارگردان تئاترشهر كلن در جشنواره تئاتر فجر سال 84 اجراي <تجربه‌هاي اخير> مرا در تهران ديده بود. او بعد از ديدن كار از من دعوت به همكاري كرد.


آيا شما افرادي را هم جذب كارتان كرديد؟


بله، من مهين صدري را به عنوان دستيار كارگردان پيشنهاد دادم چون زبان آلماني مي‌دانست. ميترا نجم‌آبادي هم از طرف من به عنوان طراح دكور و لباس انتخاب شد كه بعداً به عنوان مترجم متن وارد كار شد. اما بازيگران و عوامل فني از تئاترشهر كلن انتخاب شدند. من براساس دكور و بازيگران منتخب، متن را نوشتم.


چه مدت نمايش اتاق تك‌نفره براي اجرا آماده شد؟


از مهرماه 85 تمرين‌ها آغاز شد. 6 هفته پياپي روزي در دو نوبت 4 ساعته كار كرديم. طي تمرين‌هاي فشرده موفق به درآوردن كار شدم. ‌


برخورد مخاطبان و منتقدان آلماني با كار شما چگونه بود؟


برخورد هر دو خوب بوده است.


آيا از ابتدا متن شما مشخص بود؟


در ابتدا قرار بود كه بر اساس يك بازنويسي از آنتيگون، اجرايمان را شكل بدهيم اما آنچه من نوشتم هيچ نشانه‌اي از آنتيگون نداشت.


آيا پيش از شما نيز تئاتر آلمان از كارگردان‌هاي خارجي براي اجراي عمومي دعوت به كار كرده است؟


خير، براي اولين بار بود كه چنين اتفاقي مي‌افتاد.


آيا تاكنون موفق به اجراي اين نمايش در جشنواره‌هاي خارجي شده‌ايد؟


متاسفانه بازيگرهاي اين كار به‌طور همزمان در دو يا سه نمايش بازي دارند كه امكان حضورشان در جشنواره‌هاي خارجي وجود ندارد، مگر آنكه كه از ماه‌ها قبل برنامه‌ريزي براي چنين اتفاقي شده باشد. براي جشنواره تئاتر فجر امسال هم از طرف مركز هنرهاي نمايشي، كار مي‌خواست دعوت بشود كه به دليل كوتاهي زمان براي هماهنگي‌هاي قبلي چنين كاري اتفاق نيفتاد. اميدوارم براي سال ديگر چنين امكاني فراهم شود. هرچند بازيگران اين كار تا خردادماه با تئاترشهر كلن قرارداد دارند و پس از آن در تئاترهاي ديگر استخدام خواهند شد.


آيا خود شما مي‌توانيد آن را در ايران اجرا كنيد؟


كپي‌رايت كار تا خردادماه در اختيار تئاترشهر كلن است. از طرف ديگر من اين متن را بر اساس دغدغه‌هاي تماشاچي آلماني و غربي نوشته‌ام و فكر نمي‌كنم اجراي آن به فارسي با دغدغه‌هاي ما سازگار باشد، مگر آنكه همان اجراي آلماني براي تماشاچيان ايراني تكرار شود.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:9 PM |
حركت بر مدار صحنه دوار

 
 
208086.jpg
رضا آشفته
تئاتر در ايران ريشه ۱۵۰ساله دارد اما هنوز نتوانسته به عنوان يك هنر عمومى در همه جاى آن به شكل پيگير مورد استفاده و بهره بردارى فرهنگى قرار گيرد.
تئاتر به عنوان يك هنر دموكراتيك كه در عصر طلايى حكومت پريكلس در يونان باستان به تكامل اوليه رسيده است، برپايه ديالوگ گفت وگو شكل مى گيرد يعنى قرار است در تئاتر همه به گفت وگو بنشينند تا نقاط كور و نقاط ضعف (هامارتيا) انسان مكاشفه شود و در پس چالش هاى فكرى و جسمى و روحى پرسوناژها حقايقى براى تماشاگران نمايان شود. بنابراين هنر تئاتر كه ريشه كاملاً مذهبى و آيينى دارد، كاملاً زمينى مى شود تا با انتقاد از ديدگاههاى بسته و دگماتيك و با طرح ديدگاههاى چندسويه و آزادانديشانه حقايق را از زواياى مختلف مورد كنكاش قرار دهد. انسان موجودى چند بعدى است و براى درك هستى و فرايندها و پديده هاى ريز و درشت موجود در آن، ذهن و روح جست وجوگرى دارد.هنر تئاتر اين زمينه را براى او فراهم مى سازد تا بيكرانه ها نيز نفوذ و درباره همه چيز انديشه كند.
با اين تعاريف پى به عظمت روح و بنيه روانى هنر تئاتر مى بريم كه تا چه ميزان مى توان از آن به عنوان ابزارى انسان ساز و متمدنانه بهره بردارى كرد. متأسفانه در ايران اين هنر هنوز كه هنوز است به شكل رسمى مورد حمايت و استفاده قرار نگرفته است، در صورتى كه حكومت دينى بيش از هر ابزارى مى توانست با هنر تئاتر مفاهيم و الگوهاى فكرى خود را در جامعه تزريق كند و از آنجا كه ريشه و روح تئاتر مذهبى است بر روح و روان آدمها تأثير بسزايى بگذارد.
يك بار ديگر با استناد به واقعيتهاى رايج به اين مرحله مى رسيم كه خيلى راحت قضاوت مى كنيم كه تئاتر به معناى دقيق آن در ايران وجوددارد و اگر هم چيزى هست در حد و اندازه اى نيست كه بتواند جوابگوى ۷۰ميليون ايرانى باشد. اگر بخواهيم نگاه دقيق و منصفانه داشته باشيم، از همان ابتدا متوجه مى شويم كه تئاتر در تهران وجود دارد و اين هنر تقريباً كاركرد اصولى و علمى خود را در شهر تهران پشت سر مى گذارد. اگر وجود و برقرارى دستگاه تئاتر را به دو ركن سخت افزارى (تالار تئاتر با تجهيزات لازم و كافى) و نرم افزارى (گروههاى نمايشى با هنرمندان متخصص) ربط بدهيم، اين دو ركن در شهر تهران ديده مى شود. هرچند در تهران نيز تئاتر كاركرد فراگير و حتى سطح متوسطى ندارد. تئاترشهر با ۷تالار فعال و بيش از ۸۰گروه هنرى نمونه يك تئاتر فعال در دنياست وحالا اين شكل ظاهرى تئاتر با توجه به محتواى آن كه به ميزان سطح كيفى آثار و توانمندى هنرمندان آن برمى گردد، مى تواند سطح هنرى اين مكان تئاترى را مشخص سازد.
تالار تئاتر
تالار تئاتر بايد از يك ساختار آكوستيك و مجهز به ابزار و وسايل مكانيكى و الكترونيكى بهره مند باشد و تجهيزات صوتى تصويرى آن بايد بتواند در تدارك و ارائه نيازهاى بصرى نمايش ها راهگشا باشد. بديهى است كه امروز در دنيا تجهيزات و امكانات رايانه اى و الكترونيكى حرف اول و آخر را مى زند و اگر ما بخواهيم از قافله عقب بمانيم، ديگر هيچ اتفاق خوشايندى براى ما ممكن نمى شود. بنابراين مسؤولان فرهنگى بايد در اين زمينه در سطح كلان طرح و برنامه ارائه كنند.هم اينك علاوه بر مجموعه تئاترشهر كه به عنوان قوى ترين مركز تئاترى در ايران فعال است، چند تالار عمده ديگر مانند تالار سنگلج (نمايشهاى آيينى و سنتى)، هنر (نمايشهاى عروسكى)، تالار مولوى (نمايشهاى تجربى و دانشجويى)، پارك لاله (نمايشهاى كودك و نوجوانان)، خانه نمايش (آثار كوچك و تجربى)، خانه هنرمندان (نمايشنامه خوانى و آثار تجربى)، كافه تريا (نمايشنامه خوانى)، فرهنگسراى نياوران (نمايشنامه خوانى) و غيره در زمينه فعاليتهاى تئاترى به شكل پيگير فعال هستند. حوزه هنرى هم با سه تالار در سالهاى گذشته به موازات اين تالارها فعال بود كه امسال از آن شكوه و جبروت ديگر بهره اى نمى برد. در صورتى كه قبلاً در زمينه نمايش هاى مذهبى به مرحله اى از ادعا و جولانگرى رسيده و مخاطبان خاص خود را يافته بود.تا اينجا دريافتيم كه در تهران در حد مختصر و ناكافى تئاتر به چشم مى آيد كه در اين كلانشهر نمى تواند جوابگوى نياز بيش از ۱۲ميليون نفر باشد. اما در شهرستانها همين هم وجود ندارد، براى آنكه اين دو ركن اصلى به موازات هم پيش نيامده اند. مثلاً در برخى از شهرستانها تالارهاى آماده براى اجراى تئاتر وجود دارد، اما از گروههاى تئاترى خبرى نيست و بالعكس، اگر در بعضى از شهرستانها گروههايى وجود دارد، آنها به لحاظ توانايى هاى تخصصى دچار نقص هاى بزرگى هستند كه با طى دوره هاى آموزشى مى توان به آينده آنها دلخوش كرد، به عنوان نمونه تالار فخرالدين اسعدگرگانى در شهرستان گرگان يكى از بهترين تالارهاى تئاترى ايران است. اما در اين شهر نسبتاً بزرگ شاهد حضور ۲۰گروه قوى و مطلوب نمايشى نيستيم كه بتوان با اتكاى به آنها هر شب شاهد اجراى يك نمايش بود. تئاتر هنر فصل و هرازگاهى نيست، تئاتر بايد از جايگاه معتبر قابل پذيرشى برخوردار شود. اگر هر شب در تالار فخرالدين اسعد گرگانى نمايش اجرا شود، آنگاه مى توان شاهد مخاطبان تئاترى در گرگان بود كه به طور پيوسته براى انديشيدن پيرامون مسائل انسانى به آن تالار مى روند و اگر تئاتر در زندگى شهرى ما حضور داشته باشد مى توان به عنوان يك رسانه فرهنگ ساز از آن به بهره هاى سودمند رسيد. بنابراين ركن سوم كه شايد مهمترين هدف تئاتر باشد، يعنى حضور تماشاگران، بستگى به برقرارى و بودن آن دو ركن ديگر دارد. تماشاگر تئاتر به طور پيوسته و با بودن و شكل گيرى گروههاى نمايشى مى تواند بر حضور فعالانه خود در عرصه فرهنگى سماجت و ممارست داشته باشد. تئاتر هم جزو مبادله انديشه هيچ كاركرد ديگرى ندارد. حتى ضعيف ترين آثار نيز خيلى زود اين نوع كاركرد ارتباطى را ممكن مى سازند و با تأثير ضعيف به استقبال تماشاگر خود مى روند. اگر اجراهاى تئاترى قوى و مطلوب باشند، آن وقت يك رابطه قوى و ناگسستنى بين مخاطب و تئاتر ايجاد مى شود. در اين مرحله تحت هر شرايطى تئاتر شكل پويا و خودجوش و مردمى مى يابد. آن وقت مى توان با حداقل امكانات نيز شاهد تئاترهاى فعال بود. مثلاً مى توان با تجهيز يك تالار ۷۰نفره و برقرارى ۱۲گروه نمايشى هر شب شاهد اجراى يك نمايش در يك شهر كوچك بود.ساخت و ساز و هزينه نگهدارى اين تالار و حمايت از اين گروهها امرى پيچيده و دور از امكان نيست. با حداقل هزينه ها مى توان اين آرزو را براى اهالى آن شهر كوچك فرضى مهيا كرد. اگر چنين آرزويى جامه حقيقى برتن كند، در آن شهر كوچك شاهد حضور و ظهور نخبگان و فرهيختگانى خواهيم بود كه از همين تئاتر پا به آن مراحل گذاشته اند. تئاتر آن قدر زمينه ساز ديالوگ است كه هر انسانى را به چالش هاى مقتدرانه و سازنده رهنمون مى سازد. بنابراين دعوت آدمها به فرهيختگى علمى، فلسفى، دينى و هنرى در تئاتر يك امر ساده و زيبا تلقى مى شود. تئاتر هنر زنده و پويايى است و درون آدم را بى واسطه بيرون مى ريزد و با پيروى از اصول زيبايى شناسانه تمامى چالش ها را به كنكاش روحى مى كشاند. آيا هيچ هنرى مى تواند تا اين اندازه بر روح و روان آدم تأثيرگذار باشد؟ آيا شهرستانى ها مى توانند همچنان بدون تئاتر به حركتهاى فرهنگى ادامه دار اميدوار باشند؟
باز هم نگارنده تأكيد دارد كه چيزى شبيه تئاتر در شهرهاى ايران وجود ندارد براى آنكه حتى يك تالار فعال كه بتواند به استثناى تعطيلات رسمى جوابگوى مخاطبان آنجا اجرا شود و تعدادى اثر نمايشى هم براى حضور در جشنواره هاى استانى، منطقه اى و كشورى آماده و اجرا شوند، نمى تواند دليل محكمى براى بودن تئاتر در شهرستانها باشد. تئاتر بايد مجهز به امكانات سخت افزارى و نرم افزارى شود و بايد در مخاطب سازى كوشا و فعال باشد.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:7 PM |
http--www.roozna.com-Images-News-Larg_Pic-FootballIran_200762713252125.jpg