نويسنده: رضا آشفته
مستند زيرصفر ساخته جديدي از سعيد نبي، تهيه كننده و كارگردان فيلم هاي مستند است. در اين فيلم او به يك موضوع روز و مرتبط با صنف كفاشان مي پردازد كه از سال 1384 و با اشباع شدن بازار كفش از توليدات چيني، اين صنف در ورطه ورشكستگي قرار گرفته است. نگاه سعيد نبي صرفا مستندگونه نيست، بلكه روايت ها و تصاوير طوري به زيبايي در هم تنيده مي شود كه يك قصه واحد را برايمان بنا بر جزئيات يك روند دراماتيك به نمايش مي گذارد. در ابتدا تصاوير خشني از خون و سربريدن گاو در يك كشتارگاه صنعتي را مي بينيم، و بعد پوست تن گاوها كه توسط دستگاهي از بيخ كنده مي شود. پوستهايي كه در ادامه تبديل به چرم و بعد كفش مي شوند. دوربين يك واسطه است بين واقعيت ها و روايت تصويري. فاصله اي كه در آن تاكيد بر آن بوده تا حد ممكن از احساسات گرايي پرهيز شود بلكه بيننده درباره آنچه مي بيند، فقط و فقط فكر كند. زندگي و شرايط بغرنج و بحراني كفاشان ايراني در شهرهاي مختلف بيانگر رسيدن به نوعي زندگي است كه در آن انجماد احساس مي شود؛ همان تعبيري كه در عنوان فيلم ها هم ـ زيرصفر ـ مستتر است. سعيد نبي خود را از فيلم حذف مي كند و ردپايي به جاي نمي گذارد تا بلكه خود كفاشان با حضور و گفتارشان روايت دلتنگي ها، سختي ها و در نهايت تراژدي زندگي خود را واگويه كنند. جواناني كه روزي 17 تا 18 ساعت مجبور به كاركردن هستند تا شكم خود را سير نگه دارند. كودكاني كه از درس و بازي بريده اند تا كمك خرج زندگي شان باشند. مرداني كه زير بار سختي ها له مي شوند، تا سيلي سرخي بر صورت بزنند و همچنان اداي زنده ماندن را درآورند. به تعبير يكي از كفاشان در زير صفر، مگر ما وجود خارجي هم داريم، يا يكي ديگر مي گويد كه مرگ بهتر از اين نوع زندگي است. يا دختري آنقدر كار مي كند كه از پاي درمي آيد و ديگر فرصتي براي فكر كردن ندارد. فقر و نداري و بيچارگي نيز مزيد برعلت مي شود تا ديگر هيچ رنگ و بويي از زندگي حقيقي در تن آنها احساس نشود. گوشت هاي يخ زده اي كه گاهي جلوي آفتاب جان دوباره اي مي يابند و... آنها در اتاقك هاي تاريك و دخمه هاي نمور زندگي و كار مي كنند، و حتي فرصتي براي استراحت و غذا خوردن ندارند. تمام آنها آشكارا از دولت نهم و اين طرح ورود كالاهاي چيني كه اين صنف ـ و البته چندين صنف ديگر ـ را در ايران متلاشي كرده است، انتقاد شديد مي كنند، و از مسوولان مي خواهند كه راه چاره اي براي اين صنف ويران شده بيابند. دولت نهم كه داعيه عدالت طلبي دارد، در يكي از بي عدالت ترين شرايط تحميل شده بر صنف كفاشان، جمعي از جماعت ايراني را به ورطه فراموشي و خاموشي و بهتر از همه بايد بگويم كه انجماد زندگي سوق داده است. زيرصفر در لايه لايه تصاويرش مو را بر تن سيخ مي كند كه چرا بايد اينقدر وقيحانه معصوم ترين زحمتكشان هموطن ما دچار بحران زندگي شده باشند، و همگي مرگ را بر زندگي ترجيح دهند، و براي فرار از اين افسردگي ناخواسته به افيون و اعتياد پناه بياورند؟! پس صداي عدالت كجاست كه در اين فيلم حتي ذره اي از آن ديده و احساس نمي شود؟! شيوه برشش در پردازش تكنيكي زيرصفر مشهور است، برخورد عقلايي و استدلالي آن ما را به دل جامعه و وقايع حاكم بر آن مي برد تا نگاه ما را نسبت به اين مسائل بغرنج و ضدانساني باز كند، تا ما نيز آگاهانه عليه اين شرايط اقدامي كنيم موثر و مفيد و تا بتوانيم بخشي از رخوت و سستي جامعه را از بين ببريم. سعيد نبي بر آن است تا با يك گروه حرفه اي، يك مستند حرفه اي و برخوردار از زيبايي شناسي يك اثر هنري را بسازد. او نمي خواهد در دامچاله هاي شعارگرايي و سطحي نگري بيفتد، يا صرفا يك تفسير سياسي ارائه كند. بلكه او با يك نگاه كاملاانساني بر آن است تا با رودررويي با تكنيك هاي زيبا و تامل برانگيز بهتر از ديگران يك مواجه تاثيرگذارانه را مقابل دوربين بازآفريني كند. تدوين هايده صفي ياري نيز در اين زمينه نقش موثري داشته است تا تمام كات ها با نظمي تفكربرانگيز و در عين حال زيبايي شناسانه مقابل ديدگان بازنمايي شوند. فواصلي كه با مكث ها و سكوت ها فرصت فكر كردن به تمام مشاهدات را ايجاد مي كند، و تماشاگر بايد به برداشتي باز و آگاهانه از شرايط برسد كه مي رسد. متاسفانه زير صفر به دليل نگاه انتقادي خود از شرايط موجود كه دولت نهم نيز در ايجاد آن دخالت داشته است با كم لطفي مراجع و نهادهاي فرهنگي كشورمان مواجه است. اين فيلم را بايد تمام سياست پيشگان كشورمان ببينند، تا بلكه به داد تمام اين ستمديدگان برسند. مطمئنا رئيس جمهور آينده نيز با ديدن اين فيلم بايد از همان ابتداي كار خود به دنبال ارائه طرح هاي حمايتي از اقشار ضعيف و ورشكسته باشد...

کوروش نریمانی از بهترین کارگردانهای ایرانی است که به طور جدی به مقوله طنر و کمدی با رویکردی کاملا اجتماعی و ایرانی میپردازد. او با نمایش تخت حوضی و مدرن شبهای آوینیون مطرح شد. نمایشی که هنوز هم به عنوان یکی از آثار برجسته در مسابقات ادبیات نمایشی مورد توجه داوران قرار میگیرد. پس از آ"ن والس مرده شوران" را نوشت و کارگردانی کرد. باز هم نشان داد که به مقوله طنز ایرانی واقف و مسلط است و این بار در فضایی شهری توانست بسیاری از مسایل اجتماعی را در موقعیتی کمدی مورد کنکاش قرار دهد.
به نظر محمد حسن معجونی اینکه گروه تئاتر لیو نویسنده و دراماتورژ ثابت ندارد، مهمترین نکته در گروه لیو است. در همان آغاز، کار خود را با هشت نویسنده حرفهای شروع کردند. برای اینکه ببینند این افراد کدام یک نزدیکترین فضا و ادبیات را به آنها دارند. این متون چون تنها برای این گروه نوشته شده، ما با نویسندگان تعامل هم داریم. به این معنا که متن به ما میرسد، نظرمان را میگوییم و اگر اصلاحی وجود داشته باشد، نویسنده انجام میدهد.

