تبليغاتX
آسمانه

 
مردي با روابط عمومي بالا و گشاده‌رويي - [رضا آشفته]


مهران رجبي، بازيگر را هنگام رانندگي پيدا مي‌كنم. او در حوالي ميدان ونك نگه مي‌دارد تا راحت‌تر پاسخگوي پرسش‌هايم باشد. شب گذشته شاهد پخش چهارمين قسمت از سريال روزگار قريب، با بازي مهران رجبي در نقش پدر دكتر محمد قريب بوديم. شايد همين نكته باعث شد كه با او تلفني درباره كارهاي اخيرش صحبت كنيم كه در ادامه مي‌خوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 7:10 PM |
تدبير ها و ترفندها

رضا آشفته

مجموعه ۹۰ قسمتى «شب هاى برره» به كارگردانى مهران مديرى از ابتداى پاييز امسال ميزبان تماشاچيان شبكه سوم سيما شده است.مجموعه اى كه در فضايى كاملاً فانتزى و تخيلى شكل گرفته كه ماجراهاى آن در روستايى به نام برره با ۹۱ نفر جمعيت و در حدود ۵۰ سال پيش مى گذرد. كيانوش استقرار زاده روزنامه نگار تهرانى كه به دليل انتقادات سياسى در حبس به سر مى برد، پس از گريز سر از بيابان هاى برره درمى آورد كه توسط شيرفرهاد و در زمان مارگزيدگى نجات پيدا مى كند... او در برره ماندگار مى شود و با سحرناز دختر سالارخان پايين برره اى ازدواج مى كند. كيانوش كه نماينده دانايى و مدنيت است تاكنون نتوانسته بر ندانستگى ها و نادانى هاى برره غلبه كند و رفته رفته خود را با شرايط و آ دم هاى آنجا وفق داده تا هم رنگ جماعت شود!
• با ورود هر شخصيت
شب هاى برره با ورود هر شخصيت با موقعيت هاى تازه اى روبه رو مى شود و اين وروديه متضمن پيشبرد چند قسمت ديگر از آن مى شود. در ابتدا كيانوش استقرار زاده بانى شكل گيرى اوليه مجموعه شد و پس از او ياور طغرل (محمدرضا هدايتى) براى گرداندن ژاندارمرى برره به آنجا پا مى گذارد و او هم در شكل گيرى چند قسمت وارد عمل مى شود. البته از ابتدا هم تدابيرى براى ورود ليلون (دختر سردار خان بالا برره اى با بازى بهنوش بختيارى) انديشيده شده بود كه با شكل گرفتن عشق هاى ممنوعه- ازدواج بالابرره اى و پايين برره اى ممنوع فرض مى شود، مجموعه چالش هاى عاشقانه و جذابى را با نگرش طنز انتقادى پيش روى داشت.در نيمه هاى راه رضا شفيعى جم به عنوان يك  نژاد پرست و برادر ليلون وارد مجموعه مى شود تا اختلالى در روابط  عاشقانه شيرفرهاد و ليلون ايجاد كند. او درمى يابد كه شيرفرهاد عاشقانه ليلون را براى زندگى مشترك انتخاب كرده، بنابراين از كشتن شيرفرهاد منصرف مى شود و حالا پول قاپيدن از شيرفرهاد را بهانه اى براى تداوم و شكل گيرى يك زندگى مشترك مى كند و چند بار تازه داماد را سركيسه مى كند. به عبارت بهتر كيوان برادر ليلون پا را فراتر از بقيه مى گذارد و فرصت  طلبى و سركيسه كردن را در حد اعلا انجام مى دهد. بعداً درمى يابيم كه او اصلاً دكتر نيست بلكه جز زورگيرى كار و حرفه ديگرى بلد نيست و بعد ها هم...
•فضاى فانتزى
فضاى فانتزى «شب هاى برره» دليل محكمى براى ورود به يك فضاى آزاد براى انتقاد از معضلات و بحران هاى موجود در زمانه حاضر است. مطمئناً انتقاد مستقيم و صريح از مسائل فعلى تقريباً ناممكن مى نمايد. اما ورود به يك روستاى خيالى و آن هم در زمانى نسبتاً دور بستر دراماتيك و مفرحى را براى تخيل پردازى و از آن فراتر انتقاد فراهم مى كند. انتقاد در جامعه ما هنوز شكل عمومى و اپيدميك به خود نگرفته است. در صورتى كه بسيارى از دولتمردان فعلى به بودن آن براى رسيدن به فضايى بهتر و مناسب براى توسعه واقف هستند. حتى مديران فعلى در مصاحبه هاى رسانه اى خود بار ها تاكيد داشته اند كه در زمان حاضر برخلاف گذشته بايد با توسعه انتقادات سازنده فصل تازه اى براى مشاركت عمومى در حل بحران ها و پيشبرد اهداف كلان توسعه كشور مهيا شود.متاسفانه سياست هاى جارى در شبكه هاى تلويزيون ايران، مسئله سانسور و از آن وحشتناك تر خودسانسورى مانع از آن مى شود كه فردى مانند مهران مديرى يا حتى مديران شبكه هاى تلويزيونى به انتقاد صريح و روشن توجه داشته باشند. اصلاً چنين چيزى در شرايط فعلى ناممكن است. حتى مردم هم بنابر تجربه فرهنگى و تاريخى هنوز روحيه انتقاد پذيرى ندارند. اگر به انتقادات وارد بر شب هاى برره در روز هاى اخير دقت شود، درمى يابيم كه همين فضاى خيالى نيز با نزديكى به مسائل واقع گرايانه امروز مورد پذيرش برخى از تماشاچيان قرار نمى گيرد.
•گروه نويسندگان
گروه نويسندگان مجموعه شب هاى برره (سروش صحت، محمدرضا آريان، محراب قاسم خانى، خشايار الوند و اميرمهدى ژوله) به سرپرستى پيمان قاسم خانى براى رسيدن به يك فضاى فانتزى از زبان و لهجه من درآوردى و همچنين روابط اجتماعى، اعتقادات، باور  ها، خرافه ها و تابو هاى خاص برره استفاده كرده  اند، تا همه چيز رنگ و بوى خاص خود را داشته باشد. بنابراين ترفند نوشتارى محكمى براى فاصله گرفتن از يك خرده فرهنگ رايج در اين مرز و بوم اتفاق افتاده است، تا تير خلاص با رويكرد نژادپرستانه  متوجه يك جريان فرهنگى نشود. آنچه مدنظر اين گروه است بايد در يك چارچوب خيالى مورد نقد و بررسى اجمالى واقع شود و البته همين انتقادات به همه خرده فرهنگ هاى موجود وارد است تا به طور غير مستقيم همه گروه هاى ايرانى متوجه مدنيت امروزين به دور از روابط و باور هاى دست و پا گير باشند. اگر در دنياى امروز تكنولوژى خرده فرهنگ ها را پس مى زند تا روابط مدرن تعميم پذير شود بنابراين شب هاى برره به راحتى همه را متوجه اين نكته مى كند كه در جامعه مدنى يك بالابرره اى و يك پايين برره اى مى توانند ازدواج كنند.زبان برره اى نوعى لهجه و گويش فارسى است كه از واژگان و دستور زبان خاص خود تبعيت مى كند. اين زبان آن قدر براى برخى از تماشاچيان دلنشين بوده كه از آن در زندگى روزمره استفاده شده است. البته اين تاثير پذيرى ها هم مطمئناً مقطعى است، براى آنكه با آمدن مجموعه بعدى اين شيرين كارى ها و شيرين زبانى ها از حافظه جمعى پاك مى شود.گروه نويسندگان اشتباهات، معضلات و بحران هاى فكرى، اقتصادى، اجتماعى و سياسى امروز را در آن فضاى تخيلى جارى مى كنند تا با طنز به ظاهر شيرين و در عين حال گزنده همه را متوجه بدبختى هاى رايج سازند. در دنياى امروز بسيارى از باور ها، تابوها و رفتار ها دست و پا گير شده و ديگر نمى تواند به عنوان عنصر مفيد و موثر در روابط آدم ها حاكم باشد. شب هاى برره به راحتى از كنار اين نكات دست و پاگير مى گذرد و البته اين راحتى با لحن و بيان شيرين و ملايم همراه است تا اين نوع انتقاد تبديل به بحرانى ديگر نشود.
• درجه يك، دو و سه
متن هاى توليد شده در شب هاى برره در مقايسه با خود و با توجه به ساختار و محتواى موجود در آن را مى توان به سه درجه يك، دو و سه تقسيم بندى كرد. از آنجا كه شتاب زدگى براى نگارش و توليد مجموعه   هاى ۹۰ قسمتى مشهود است، نمى توان انتظار داشت كه ۹۰ قسمت در حد اعلا باشد اما مى توان به فراز و نشيب عيار قسمت هاى مختلف آن اميدوار بود. يعنى در ۹۰ قسمت، با اقليتى از قسمت هاى عالى و ضعيف و اكثريت متون متوسط روبه رو مى شويم. به عنوان مثال تاكنون، قسمت هايى مانند مرغ  دزدى كيانوش جزء متن   هاى درجه سه به شمار مى آيد. كيانوش علاقه خاصى به نخود كه غذاى اصلى برره محسوب مى شود، ندارد بنابراين با همدستى جان نثار مرغ هاى برره را مى دزدد و در مزرعه آنها را طبخ مى كند و مى خورد. خانواده اش به او مشكوك مى شوند كه شايد زنى در ميان است كه باعث نااشتهايى و تغيير در رفتارهايش شده است. پس از او شيرفرهاد و سالارخان به گروه مرغ خورها مى پيوندند و در نهايت درمى يابند كه خوردن مرغ هم مثل نخود مى تواند باعث تنوع غذايى و لذت بيشتر شود. در چنين قسمتى تفكر و انديشه عميقى براى شكل دهى طنز وجود ندارد، بنابراين آنچه در اين موقعيت غالب مى شود همانا خنده اى سطحى و زود گذر است.در قسمت هايى مانند غول يا عشق برره اى متن ها در حد متوسط به بالا قابل تامل مى شود.

152307.jpg
در غول، ما در نهايت شاهد يك شيرفرهاد قوى بنيه و غول پيكر هستيم كه فرزند مخفى و شرعى سالارخان بوده است. آنچه به لحاظ دستگاه فكرى در اين قسمت مورد نقد اصولى و مبتنى بر منطق واقع گرا قرار مى گيرد، رد شدن عنصر خيالپردازانه اى به نام غول است. غول يك شخصيت خيالى در افسانه ها و قصه هاى قديمى است. البته به همين راحتى هم نمى توان عناصر افسانه اى را از ناخودآگاه جمعى آدم  ها پاك كرده اما با نگاه منطقى مى توان به علت هاى روانشناسانه شكل گرفتن آنها رسيد تا باور آنها و حذفشان مبتنى بر يك حركت نيك انديشانه باشد. در عشق برره اى هم اختلافات فرهنگى مورد نقد اصولى قرار مى گيرد. براى آنكه عقل نيك انديش مانع از بروز اختلاف بين آدم  ها مى شود. در حالى كه بنابر باور برره اى ها ازدواج بالا و پايين ممنوع است، اما منطق جارى شده توسط نويسندگان آنها را متقاعد مى سازد به گونه اى ديگر از اشتباهات خود چشم پوشى كنند.شب هاى برره در برخى از شب ها درجه يك مى شود و اين به دليل چندلايگى متون توليد شده است. مثلاً در قسمت هاى سربازى، شب خواستگارى شيرفرهاد از ليلون، اعتياد مردهاى برره. وقتى مردان برره اى براى خدمت سربازى يا اجبارى فراخوانده مى شوند اتفاقات خارق العاده اى در روابط آدم ها ديده مى شود. سر آخر اين سربازان در يك مانور با دشمن فرضى مى جنگند و زيباتر اينكه از دشمنان فرضى شكست مى خورند. شيرفرهاد خسته به كافه مى آيد و كافه گلاسه كيانوش و سحرناز را سر مى كشد! كافه گلاسه يك كد براى شكستن زمان است و همين كد و شكست زمانى نكات جالب  ترى را در چندلايگى متن فيلمنامه ايجاد مى كند.در قسمتى كه دوبرره گرد نخودى، براى مردان برره گرد نخود در چاى هايشان مى ريزد دكتر همه آ نها را معاينه مى كند. اما او به اشتباه از كاغذ معاينه حاملگى براى معاينه اعتياد استفاده مى كند و اين اشتباه باعث سوءتفاهم هاى زنان به مردان و ترك اعتياد اجبارى آنان مى شود! مسئله اعتياد و سوءتفاهم و معاينه و اقدام پزشكى براى مبارزه با اعتياد باز هم تفكر عميقى را در رابطه با مسئله حادى كه امروز مملكت با آن دست به گريبان است، آشكار مى سازد!شيرفرهاد در شب خواستگارى چشم بسته به سه شرط اساسى ليلون تن مى دهد. مطمئناً اين قسمت هم در پس و پيش خود تفكرات فمينيستى و ضد آن را با خود يدك مى كشد و البته اين مسئله نيز منطبق با شرايط و بحران امروز در روابط آدم ها است كه در شب هاى برره ۵۰ سال پيش به شكل طنز و كمى اغراق شده به نمايش در مى آيد.همين تنوع در ساخت و محتواى متون توليد شده در شب هاى برره باعث مى شود كه تماشاچيان به برآيند قابل قبولى در دنبال كردن آن برسند. جالب اينجاست كه منتقدان اين مجموعه نيز عموماً دست از دنبال كردنش برنمى دارند.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 8:0 PM |

 
<مدار صفردرجه> پرمخاطب خواهد شد

- رضا آشفته


رحيم نوروزي با مجموعه تلويزيوني <پس از باران> سعيد سلطاني، تبديل به چهره‌اي مردمي شد. البته پيش از آن، مخاطبان تئاتر او را با نمايش‌هاي محمد يعقوبي (زمستان 62، رقص كاغذ پاره‌ها و...) مي‌شناختند. او يكي از بازيگران، نويسندگان و كارگردانان گروه تئاتر امروز است.

رحيم نوروزي از اين هفته با دو سريال تلويزيوني <سال‌هاي برف و بنفشه> سعيد سلطاني از شبكه سوم و <مدار صفر درجه> حسن فتحي از شبكه يك، بازي‌هاي تازه خود را در معرض ديد عموم قرار خواهد داد. شبكه سوم از روز شنبه اول ارديبهشت‌‌ماه و شبكه اول از امروز اين دو سريال را پخش خواهند كرد.

در سريال <سال‌هاي برف و بنفشه> چه نقشي داريد.

نقش من كوتاه است، براي آنكه در پروژه بزرگ حضرت يوسف(ع( )به كارگرداني فرج‌ا... سلحشور) درگير بازي در نقش فرعون بودم كه همين چند روز پيش بازي من در اين پروژه پايان يافت. من نقش يك سياسي را بازي مي‌كنم كه ساواكي شده و در پايان هم خودكشي مي‌كند. او يك شخصيت معمولي، تخت و منفي نيست.

آيا اين سريال هم همانند <پس از باران> از مخاطب زيادي برخوردار مي‌شود؟

نمي‌دانم. هنوز سريال را نديده‌ام. اين سريال تاريخي و سياسي است كه در آن قصه‌هاي عشقي هم وجود دارد، بنابراين نمي‌توان به راحتي درباره مخاطب‌پذيري آن قضاوت كرد. <پس از باران> يك اتفاق بود كه در دوره خودش سروصداي زيادي به پا كرد.

در اين سريال چه كساني بازي دارند؟

محسن افشار، سام درخشاني، رضا خندان، لا‌له اسكندري، اسماعيل شنگله، آزيتا لا‌چيني و جهانگير الماسي.

<مدار صفر درجه> چه داستاني دارد و شما چه نقشي را در آن بازي مي‌كنيد؟

اين سريال درباره چهار جوان دانشجوست كه در كنكور اعزام به خارج شركت مي‌كنند. قصه حول زندگي يكي از اين دانشجوها و خانواده‌اش مي‌گذرد كه من نقش يكي از آنها را بازي كرده‌ام.

در اين كار چه كساني همبازي شما هستند؟

شهاب حسيني، رويا تيموريان، مسعود رايگان، آتنه فقيه‌نصيري، علي قربانزاده، پيام دهكردي، فرخ نعمتي، اسماعيل شنگله و بازيگراني از لبنان، مجارستان و فرانسه.

اين كار چه مدت تصويربرداري شد؟

اين پروژه طي يك‌سال تصويربرداري شد كه در كشورهاي مجارستان و فرانسه هم تصويربرداري داشت.

<مدار صفر درجه> مي‌تواند سريال پرمخاطبي شود؟

تصورم اين است كه كار پرقدرتي است و اگر پخش درستي داشته باشد و همزمان با برنامه‌هاي جذاب ديگر پخش نشود، پرمخاطب هم خواهد شد.

سريال آماده پخش هم داريد؟

بله، سريال شيخ بهايي براي شبكه يك است كه در دو بخش كودكي و كهنسالي شيخ بهايي روايت پيش مي‌رود. من در بخش دوم نقش يك سرباز دوره صفوي به نام علي‌محمد را بازي مي‌كنم. اين سرباز گماشته شيخ بهايي شده، تا اطلا‌عاتي از او به دست آورد.

فيلم چطور؟

بله، فيلم بهشت منتظر مي‌ماند، به كارگرداني آهنج.

آقاي نوروزي، در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟

من الا‌ن در زابل هستم و در يك سريال 13‌قسمتي مستند و داستاني به نويسندگي محمد رضايي‌راد و كارگرداني رضا معيني كه درباره تاريخ سيستان، درياچه هامون، خشكسالي، شهر سوخته و آثار باستاني است، بازي مي‌كنم. نقش مجنون كه شخصيتي اسطوره‌اي است و همچنين نقش راوي مجموعه را بازي مي‌كنم.

چطور شد كه براي اين كار انتخاب شديد؟

دوستان به دنبال يك بازيگر مي‌گشتند كه هم تئاتري باشد و هم به‌عنوان چهره تلويزيوني مطرح شده باشد. لطف كردند و اين نقش‌ها را به من محول كردند.

اين مجموعه براي كدام شبكه است و پخش آن از كي شروع مي‌شود؟

اين مجموعه از شهريورماه به احتمال قوي از شبكه 4 سيما پخش مي‌شود.

آيا پس از اين پروژه امكان دارد كه دوباره شما را در تئاتر ببينيم؟

بستگي دارد كه چه فضايي در تئاتر باشد. الا‌ن كه تئاترشهر تعطيل است. من هم به دليل پشت سر گذاشتن يك‌سال پركار نياز به يك ماه استراحت دارم و ورزش و بودن در كنار خانواده‌ام. اميدوارم پس از اين مرحله بتوانم در اوضاع مساعد به تئاتر بيايم. الا‌ن خيلي خسته‌ام و در زابل دچار رخوت و خستگي شده‌ام.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:26 PM |
پرهيز از كليشه‌گرايي - رضا آشفته

ترش و شيرين يك اثر ايده‌آليستي است و اين نتيجه نشات گرفته از موقعيتي است كه در دنياي واقعيت عين به عين وجود ندارد اما مي‌تواند به وقوع بپيوندد. آقا جهان كه مردي ثروتمند و متمول است به نصرت‌خانم دل مي‌بندد. وقوع اين نوع دلبستگي در دنياي واقعي كمتر ممكن است اما وجود آن ناممكن هم نيست.

بنابراين رضا عطاران بر پايه آنچه بايد باشد اثر خود را شرح و بسط مي‌دهد. او تاكيد بر دنياي ايده‌آلي دارد كه مي‌تواند نجات‌دهنده دنيا باشد. دست‌كم وجود برخي ارتباطات و مبادلا‌ت مادي باعث رونق زندگي آدم‌ها و برداشتن خط اختلا‌فات طبقاتي خواهد شد؛ يك آدم دارا كه از عده‌اي آدم ندار مي‌تواند پشتيباني كند و شيريني زندگي را به كام آنها بچشاند.

موقعيت طنز باعث باور كردن ماجراها و شخصيت‌ها مي‌شود. اگر قرار بود كه ارتباط اين زن و مرد را در موقعيتي جدي بررسي كنيم، آن‌وقت باورپذيري همه چيز مشكل و شايد كاملا‌ منتفي مي‌شد. طنز باعث خنديدن مي‌شود و همه چيز كاملا‌ غيرجدي به نظر مي‌آيد اما در پس اين خنديدن يك حقيقت شيرين‌تر ديده مي‌شود كه باورپذيري ترش و شيرين را مضاعف مي‌گرداند. به عبارت ديگر موقعيت بر اساس يك اگر احتمالي به خود شكل واقعي مي‌گيرد. يعني اگر مرداني باشند كه در جامعه از افراد مستعد دستگيري كنند ضمن نجات آنان از دست و پا زدن زيادي، امكان توسعه سطح زندگي را در جامعه فراهم خواهند ساخت.

با اين توصيفات خيلي راحت در مي‌يابيم كه با يك اثر قابل اعتنا روبه‌رو شده‌ايم كه مي‌تواند به خيلي‌ها خط بدهد كه در جامعه درحد توان خود تاثيرگذار باشند. وقتي اثري مي‌تواند تاثيرگذار باشد، به موفقيت دست يافته است. اين موفقيت نتيجه خوشفكري پديدآورندگان آن اثر است. مجموعه‌اي از عوامل و عناصر دست در دست هم داده‌اند تا شكل زيبايي در برگيرنده انديشه موثر باشد.

در موقعيت طنز علا‌وه بر داستان و درام، بازيگري نقش زيادي در شكل گرفتن آن دارد. در مجموعه ترش و شيرين بازيگران با پرهيز از كليشه‌گرايي و تيپ‌سازي سعي كرده‌اند به آدم‌هاي واقعي و امروزي نزديك‌تر شوند. بنابراين از اغراق و افراط دور شده‌اند تا همه چيز در سادگي محض به زندگي دامن بزند. يعني رفتارها و گفتارها منطبق با واقعيت موجود است. همين امر باعث شده كه مخاطب از ابتدا با داستان همسو شود و با آدم‌هاي ترش و شيرين احساس همذات‌پنداري كند. بازي‌ها هم نقش اساسي را در اين راه بر عهده دارند. حميد لولا‌يي يكبار ديگر با دور شدن از نقش خشايار نشان داد كه او بايد با پرهيز از تكراري شدن نقش‌هايش توانمندي‌هاي خود را بهتر در منصه ظهور قرار دهد. حميد لولا‌يي نقش آدمي را بازي مي‌كند كه با زحمت و تلا‌ش در بازار از پادويي معمولي به تاجر مهم فرش تبديل شده است. همين پيشرفت منطق علا‌قه‌مندي او به يك زن ترشي‌فروش را ايجاد مي‌كند. حتي دلسوزي اين مرد براي بچه‌هاي زن هم شكل حقيقي مي‌گيرد و در سايه‌سار باور كردن همين اتفاقات و جريانات ترش و شيرين همانند ديگر آثار رضا عطاران رنگ و بويي زيبا مي‌يابد. رضا عطاران در اين سريال بدترين نقش ممكن را براي خود انتخاب كرده و از عهده اجراي آن هم برآمده است. او يك مرد بيكار و نازيباست كه وبال گردن مادرزنش نصرت‌خانم شده است. عطاران با موهاي طاس و بدشكل و تاحدي حال‌به‌هم‌زن لحظات خنده‌داري را در سريال تزريق مي‌كند. اين ريخت و قيافه ريشه در واقعيت دارد و بازي او به ديگر بازي‌ها هم جهت قابل لمس و باوري مي‌دهد كه از خنداندن هم باز نمي‌ماند. مريم اميرجلا‌لي از معدود زنان بازيگر است كه در ارائه نقش‌هاي كمدي و طنز كم از بازيگران مرد نمي‌آورد. او مسلط است و باكلا‌مي محكم بر ميزان احساسات بازي‌اش مي‌افزايد. مجيد صالحي هم در ارائه نقش پسر نصرت موفق است اما فراتر از كارهاي قبلي‌اش نمي‌رود. شهره سلطاني هم از چنبره اختيارات كارگردان بيرون نمي‌آيد بنابراين از خلا‌قيت بازي غافل مانده است. رضا شفيعي‌جم كه تاكنون در ارائه نقش‌هاي بي‌مانند و خلا‌ق ‌گوي سبقت را از همقطارانش ربوده است اين بار يك بازي كاملا‌ متفاوت را ارائه مي‌كند. پسري كه با كلك و دسيسه درصدد است تا مانع ازدواج پدرش شود. البته اين نقش در زمان نگارش فيلمنامه از پرداخت كامل بازمانده است. اگر قرار بود كه به اين نقش پر و بال بيشتري داده شود آن وقت بازي شفيعي‌جم هم از قدرت بيشتري برخوردار مي‌شد. بقيه بازيگران هم در دايره اختيارات كارگردان بازي‌هاي قابل قبولي را جلوي دوربين اجرا كرده‌اند.ترش و شيرين تاثيرگذار است و ساده و صميمي. مجموعه‌اي كه با ملا‌يمت و لطافت اوقات سرگرم‌كننده و شادي را در نوروز 86 براي مخاطبان تلويزيون فراهم كرد. همين ويژگي‌ها باعث جاذبه بيشتر اثر از آثار به نمايش درآمده از تلويزيون شده است.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:25 PM |
با يك گل بهار نمي‌شود - رضا آشفته

شبكه‌هاي تلويزيوني نوروز امسال با جمعي از بهترين كمدين‌ها و طنزپردازان به استقبال تماشاچيان ايراني مي‌روند. اگر سال‌هاي قبل محرم و صفر مانع از شادابي مطلق تلويزيون در آغاز سال نو مي‌شد، امسال ماه ربيع‌الا‌ول بر شادابي بهار و نوروز مي‌افزايد و همين باعث مي‌شود كه تلويزيون نيز با فراغ بال برنامه‌هاي شاد و مفيدي را براي انبوه مخاطبان در نظر گيرد. اگر غير از اين باشد، بايد به تلويزيون خرده گرفت كه چرا نبايد باعث تفريح و خنداندن ملت شود. به ويژه كه اين 15 روز نوروزي همه ايرانيان به ديد و بازديد مي‌روند، در كنار هم بر دوستي‌ها و پيوندهاي خود تاكيد مي‌ورزند. ديدن برنامه‌هاي خوب نيز در اين روزها خالي از لطف نيست.

امسال تعداد زيادي از بازيگران موفق در شبكه‌هاي پنج‌گانه تلويزيون بازي دارند و هريك به نوعي مي‌توانند دقايق خوبي را براي مردم تدارك ببينند.

فتحعلي اويسي، رضا شفيعي‌جم، رضا عطاران، سيروس گرجستاني، حميد لولا‌يي، ارژنگ اميرفضلي، امير جعفري، غلا‌محسين لطفي، مريم اميرجلا‌لي، شهره سلطاني، اكبر عبدي، جواد رضويان و سعيد آقاخاني از جمله بازيگراني هستند كه ايفاگران نقش‌هاي اصلي سريال‌هاي مطرح ايام نوروزي خواهند بود.

فتحعلي اويسي

فتحعلي اويسي در سال 81 با سريال <بدون شرح> به كارگرداني مهدي مظلومي كه از شبكه 3 پخش شد، تبديل به چهره‌اي قابل اعتنا در زمينه طنز و كمدي شد.

او امسال با سريال <بايرام> در شبكه دو در تمامي شب‌هاي نوروزي حضور دارد. اين سريال محصول گروه اجتماعي شبكه دو است و براي آنكه در رقابت با ديگر سريال‌هاي نوروزي گوي سبقت را بربايد، از تركيب بازيگران شاخصي مانند فتحعلي اويسي، امير جعفري و غلا‌محسين لطفي سود مي‌برد. در <بايرام> كه در لغت به معناي نوروز است، جمال اجلا‌لي نقش بايرام را بازي مي‌كند، كه با رفتن او به يك مجتمع مسكوني اتفاقاتي براي ساكنان آنجا به وقوع مي‌پيوندد. رضا فيض‌نوروزي، رويا افشار و زهره حميدي از ديگر بازيگران اين سريال تلويزيوني هستند.

علي خودسياني نويسنده <بايرام> در يك دوره 9 ماهه 4 بار متن را بازنويسي مي‌كند تا با اصلا‌حات جزيي و كلي اين سريال را از شكل و شمايل سريال‌هاي شتاب‌زده و روتين دور كنند.

از ديگر عوامل اين سريال كه كارگرداني آن برعهده مسعود نوابي است، مجتبي چراغعلي (دستيار اول و برنامه‌ريز)، محسن فخار (مديرتوليد)، زين‌الدين علا‌مه (تصويربردار)، رضا كشاورز (صدابردار)، محمدرضا ميرزامحمدي (طراح صحنه و لباس) و آرش معيريان (تدوين) هستند.

فتحعلي اويسي در ماه رمضان امسال در سريال <زيرزمين> خوش درخشيد و همچنان به عنوان چهره‌اي قابل اعتنا حضورش را جلوي دوربين تثبيت كرد و با اين وجود مي‌توان به درخشش او در سريال <بايرام> اميدوار بود.

حميد لولا‌يي

حميد لولا‌يي را بيش از نقشي، با ارائه نقش <خشايار> در مجموعه تلويزيوني زير آسمان شهر به كارگرداني مهران غفوريان در شبكه 3 مي‌شناسيم. نقشي كه در قسمت سوم اين مجموعه با افت دراماتيك روبه‌رو شد. حميد لولا‌يي امسال در سريال <ترش و شيرين> بازي مي‌كند، كه دومين تجربه مشترك او با رضا عطاران به عنوان كارگردان محسوب مي‌شود.

حميد لولا‌يي در سريال <خانه به دوش> به كارگرداني رضا عطاران در سال 84 خوش درخشيد و او يك بار ديگر نشان داد كه در نقش‌هايي غير از خشايار نيز مي‌تواند به عنوان يك بازيگر توانمند بازي كند. البته او در سال 85 با بازي در سريال <زندگي به شرط خنده> به كارگرداني مهدي مظلومي و با ارائه نقش تكراري <خشايار> لطمه زيادي را بر پرونده كاري‌اش وارد ساخت. در اين سريال تكرار تمام حركات و تكه‌كلا‌م‌ها و شيرين‌كاري‌هاي خشايار چندان چنگي به دل نمي‌زد و نمي‌توانست توانمندي‌ها و بازي خلا‌قه حميد لولا‌يي را نشان دهد. اما اين بار و آن هم در نوروز 86 همكاري حميد لولا‌يي و رضا عطاران (كارگردان و بازيگر) مي‌تواند تبديل به اتفاقي خوشايند شود.

مجموعه <ترش و شيرين> هر شب از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود. در اين مجموعه، نصرت خانم كه همسر خود را از دست داده است براي امرار معاش به ترشي‌فروشي رو مي‌آورد. او در عين حال مستاجر است و بايد منزل را تخليه كند. در اين بين با شخصي به نام جهان آشنا مي‌شود. اين آشنايي، زندگي نصرت را دستخوش اتفاقاتي مي‌كند.

در اين مجموعه علا‌وه بر حميد لولا‌يي، مريم اميرجلا‌لي، شهره سلطاني، رضا شفيعي‌جم و آناهيتا همتي بازي مي‌كنند، كه هريك براي خود پرونده نسبتا درخشاني در زمينه بازيگري - به ويژه بازيگري طنز - تاكنون ارائه كرده‌اند.

اكبر عبدي

اكبر عبدي بهترين تجربه‌هاي تلويزيوني، سينمايي و تئاتري را در زمينه طنز و كمدي تاكنون ارائه كرده است. او در سال 85 با بازي در دو نمايش <از خاك تا افلا‌ك> به كارگرداني محمود فرهنگ و <اكبرآقا آكتور تياتر( >به كارگرداني خودش) باعث جذب مخاطبان زيادي به تالا‌ر اصلي تئاتر شهر و تالا‌ر سنگلج شد. همچنين بازي اكبر عبدي در <اخراجي‌ها> به كارگرداني مسعود ده‌نمكي اين روزها در سينماهاي تهران ديدني است. اين چهره مخاطب‌پسند همچنين در آثار ماندگاري مانند هنرپيشه، ناصرالدين شاه آكتور سينما و مادر بازي كرده است. ‌

اين مقدمه‌چيني براي اين است كه بگوييم اكبر عبدي امسال در سريال تلويزيوني <كيش و مات> حضور دارد كه در ايام نوروز از شبكه تهران پخش مي‌شود. سريال <كيش و مات> يك كمدي فاخر است كه در فضاي داستاني آن به وضعيت اجتماعي و اخلا‌قي آدم‌هايي كه در پيچ و خم مسائل روزمره زندگي و براي رسيدن به مطامع مادي، هويت خود را فراموش مي‌كنند، پرداخته مي‌شود.

اين سريال به كارگرداني جواد افشار و تهيه‌كنندگي سيدامير سيدزاده توليد شده است و بازي اكبر عبدي در آن باعث جذب خيلي‌ها خواهد شد، مشروط بر آنكه اين بازي و فضاي كلي اثر جذابيت لا‌زم را داشته باشد، تا اين جاذبه به مدت تمامي شب‌‌هاي عيد ادامه داشته باشد. بالا‌خره هر چهره‌اي جاذبه اوليه را براي ديده شدن ايجاد مي‌كند و ادامه يافتن آن به نحوه بازي آن چهره و نوع نقشي كه ايفا خواهد كرد، بستگي دارد. اكبر عبدي چند بار با شكست در سريال‌هاي تلويزيوني و سينمايي روبه‌رو شده كه خود نيز به اين شكست‌ها اعتراف كرده است. پركاري گاهي نيز از انرژي كافي براي تاثيرگذاري مي‌كاهد و همين يك عامل مهم براي تضعيف بازي يك بازيگر خواهد شد. با اين تفاسير منتظر پخش <كيش و مات> مي‌مانيم تا پس از ديدن آ‌ن بهتر بتوانيم درباره آن قضاوت كنيم.

سيروس گرجستاني

بازي سيروس گرجستاني در سريال‌هاي مختلف طنز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. او امسال با سريال <حبيب آقا> به كارگرداني مهدي مظلومي در ايام نوروز در شبكه اول سيما حضور خواهد داشت.

<حبيب آقا> كارمند اداره دارايي است كه همه از او انتظار دارند كه پارتي بازي كند. حبيب آقا اهل پارتي‌بازي نيست اما به ناچار وارد يك زدوبند مي‌شود كه مشكلا‌ت و اتفاقات زيادي را براي او ايجاد مي‌كند.

سيروس گرجستاني امسال در سريال <صاحبدلا‌ن> به كارگرداني محمدحسين لطيفي با آنكه نقش اصلي را بر عهده نداشت، از عهده نقش‌آفريني خود برآمد. اما از او مي‌توان به عنوان يك بازيگر ايفاگر نقش‌هاي اصلي استفاده كرد براي آنكه با حوصله و دقت به نقش خود مي‌پردازد و با ارائه ظرايف‌كاري بر جاذبه آن نقش مي‌افزايد. اگر همين رويه از سوي سيروس گرجستاني در سريال <حبيب آقا> رعايت شده باشد، پيشاپيش مي‌توان گفت كه شبكه يك از پربيننده‌ترين شبكه‌هاي تلويزيوني در ايام نوروزي خواهد بود.

بازي سعيد آقاخاني نيز تا حدودي مكمل بازي مطلوب سيروس گرجستاني خواهد بود كه او نيز پيش از اين در مجموعه‌هاي طنز و سريال‌هاي تلويزيوني حضور پررنگ و موفقيت‌آميزي را ثبت كرده است.

مهدي مظلومي هم به عنوان كارگردان سريال نسبتا موفق <بدون شرح> را ارائه كرده و پس از آن چندان كارهايش چنگي به دل نزده است. مثلا‌ سريال <زندگي به شرط خنده> در تابستان 85 نتوانست در حد و اندازه <بدون شرح> در اذهان ماندگار شود. شايد موضوع انتخابي و حضور سيروس گرجستاني يك بار ديگر از مهدي مظلومي كارگرداني توانمند ساخته باشد و بايد در روزهاي نوروز با ديدن اين كار به اين نتيجه رسيد.

جواد رضويان

جواد رضويان از چهره‌هاي طنز و كمدي است، همكاري او با مهران مديري در چند سريال به موفقيت انجاميده بود.

او امسال به عنوان كارگردان و بازيگر مجموعه تلويزيوني <قرارگاه مسكوني> را از شبكه يك عرضه مي‌كند. اين مجموعه نوروزي در قالب 14 قسمت 50 دقيقه‌اي ارائه مي‌شود. جواد رضويان كار ساخت مجموعه تلويزيوني <قرارگاه مسكوني> را اوايل بهمن‌ماه در پارك چيتگر آغاز كرد. عليرضا محمودي تحقيق و نگارش آن را انجام داده است و موضوع آن درباره تعدادي سرباز در يك قرارگاه است كه براي تعطيلا‌ت ايام نوروز تصميم دارند به مرخصي بروند ولي با مشكلا‌تي روبه‌رو مي‌شوند كه اين مشكلا‌ت دستمايه اصلي ساخت اين مجموعه است.

رضويان براي آنكه از پيش به اعتبار كارش صحه بگذارد، از بازيگراني مانند مهران رجبي، ارژنگ اميرفضلي، يوسف تيموري، شهره لرستاني، يوسف صيادي، محمود بهرامي، علي صادقي، جواد عزتي و مهران غفوريان دعوت به كار كرده است. مهران غفوريان در مجموعه زير آسمان شهر 2 و 3 به تدريج بر شكست خود تاكيد ورزيد كه پس از آن تاكنون فرصتي براي جبران كردن پيدا نكرده است. بنابراين قرارگاه مسكوني مي‌تواند او را از يك چهره شكست‌خورده به چهره‌اي قابل اعتنا تبديل كند.

مهران رجبي نيز از چهره‌هاي خوب بازيگري در عرصه سينما بوده كه با حضور خود در مجموعه <قرارگاه مسكوني> در صورت موفقيت تبديل به يك چهره تلويزيوني خواهد شد. يوسف تيموري نيز به يك سكوي پرش مجدد نياز دارد كه اين سريال مي‌تواند چنين نقشي را براي او بازي كند. يوسف صيادي نيز از چهره‌هاي فراموش‌شده است كه با چنين كاري مي‌تواند به بازي‌هاي بهتر و فرصت‌هاي مطلوب‌تر چشم داشته باشد.

<قرارگاه مسكوني> براي جواد رضويان يك نقطه آغاز براي ادامه دادن كارگرداني سريال‌هاي تلويزيوني خواهد بود. داستان قرارگاه مسكوني مرتبط با ماجرايي مربوط به سال 1369 خورشيدي و در منطقه مرزي و كوهستاني ليان در جنوب غربي كشور مي‌شود.

به عده‌اي سرباز در ايام نوروز مرخصي داده نمي‌شود، آنها درصدد مي‌آيند تا از پادگان بگريزند كه نقشه‌هاي آنان برملا‌ مي‌شود. سربازها كه موفق نشده‌اند باعث مي‌شوند كه خانواده‌هايشان به منطقه مرزي سفر كنند و در جوار پادگان ژاندارمري چادر بزنند، و نوروز را با خاطرات و ماجراهاي به يادماندني در كنار فرزندان و دوستانشان سپري كنند. ‌

رضا شفيعي‌جم ‌

رضا شفيعي‌جم از آن دست كمدين‌هاي تلويزيوني است كه تاكنون با حضورش در چند سريال نشان داده نجات دهنده بوده است. ‌

وقتي سريال‌هاي بدون شرح، شب‌هاي برره و باغ مظفر با كندي ريتم و يكنواختي مواجه شدند، در اواسط كار با حضور رضا شفيعي‌جم اين سريال با خيز دوباره‌اي مسير خود را تا به پايان ادامه داده است. ‌

باغ مظفر كه پاييز و زمستان امسال از شبكه 3 پخش شد، نشان داد كه سريال خوش ساخت است و به راحتي مي‌تواند بيننده را بخنداند. اما با حضور رضا شفيعي‌جم در نقش پسرعموي خان مظفر (مهران مديري) فضا به گونه‌اي ديگر تغيير يافت. او چنان بازي كرد كه به گونه يك پديده كميك مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. او نقش يك پسرعموي دهاتي، عقب‌افتاده، كند ذهن و در عين حال زرنگ و شگفت‌انگيز را به خوبي بازي كرد. رضا شفيعي‌جم براي باغ مظفر يك امتياز مثبت به شمار مي‌آيد كه بار محتوايي و كنش‌هاي دراماتيك باغ مظفر را تحت‌الشعاع بازي خود قرار داده بود. ‌

باغ مظفر با استقبال عمومي رو‌به‌رو شد اما اين بار قشر فرهيخته درباره آن اظهارنظر نكردند. البته اين سريال نتوانست به اندازه شب‌هاي برره جنجالي و نقدبرانگيز باشد. با آنكه بازي‌ها تا حد زيادي رتوش‌شده و خنده‌دارتر به نظر مي‌رسيد. شايد وجه تبليغي اثر نيز كه در مجموع دربرگيرنده آگهي‌هاي بي‌شمار شركت‌هاي مختلف بود، مانع از بروز امتيازات زيبايي‌شناسانه اثر شده بود. به هر تقدير بخشي منتخب از اين مجموعه در شب‌هاي نوروز از شبكه 3 پخش خواهد شد. مطمئنا خيلي‌ها براي ديدن بازي رضا شفيعي‌جم و ديگر همكارانش پاي اين سريال خواهند نشست. به خصوص آن قسمت‌هايي كه به لحاظ خنداندن يك سر و گردن از بقيه قسمت‌ها بالا‌تر بوده‌اند در اين شب‌ها با استقبال مجدد رو‌به‌رو خواهند شد. ‌

رضا شفيعي‌جم همچنين با رضا عطاران در سريال <ترش و شيرين> به عنوان بازيگر همكاري كرده است كه اين سريال نيز هر شب از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود.

ارژنگ امير‌فضلي

ارژنگ امير‌فضلي سال نو را با شبكه تهران آغاز مي‌كند. او در مجموعه تلويزيوني <سلا‌م> كه به مسائل اجتماعي و ارتباط مردم با پليس مي‌پردازد، نقش يك معتاد را بازي مي‌كند. او پيش از اين نيز نقش معتاد را در فيلم <اخراجي‌ها> به كارگرداني مسعود ده‌نمكي بازي كرده بود، كه اين روزها در نوبت اكران نوروزي قرار گرفته و در سينماها به نمايش درآمده است.

همچنين ارژنگ امير‌فضلي يك برنامه تركيبي طنز تحت عنوان <قشقرق> در شبكه تهران ارائه مي‌كند. اين مجموعه به مسائل اجتماعي در قالب طنز و به صورت نمايشي در 17 قسمت 30 دقيقه‌اي مي‌پردازد. در اين برنامه تركيبي آيتم‌هاي شاد، نمايش‌هاي كوتاه، كليپ‌هاي طنز، موسيقي لحاظ شده و هر برنامه يك محور خاص دارد.

كارگرداني و نويسندگي قشقرق بر عهده ارژنگ اميرفضلي و تصويربرداري آن، كار زين‌الدين علا‌مه است كه به تهيه‌كنندگي محمد صالحيان در گروه فرهنگي اجتماعي شبكه تهران توليد شده است.

امير غفارمنش، نيلوفر سجادي، زري كريمي، آرش ميراحمدي، بهزاد فرازي، كيوان فردوسي، فرحناز خسروآبادي، فرزانه حاتميان و يزدان جيريايي در اين برنامه طنز بازي خواهند كرد.

همچنين اميرارژنگ اميرفضلي در سريال <قرارگاه مسكوني> به كارگرداني جواد رضويان بازي مي‌كند. او سرپرست و گزارشگر گروه تلويزيوني است كه در منطقه مرزي ليان با دوست دوران دبيرستانش (علي صادقي) روبه‌رو مي‌شود. اين ديدار منجر به آشنايي با سربازهاي پادگان خواهد شد و تمامي اتفاقات از اين لحظه به وقوع مي‌پيوندد.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 8:24 PM |
تخطي از اصول

- رضا آشفته


فيلم تلويزيوني <ابراهيم خليل‌ا...> به كارگرداني محمدرضا ورزي، شب عيد قربان از شبكه دوم سيما پخش شد. اين فيلم كه تهيه‌كننده آن صدا و سيماست، پيش از اين اكران عمومي داشت كه با اقبال عمومي نيز روبرو نشد.

با اين پيش‌فرض مي‌توان يك موضوع عمده را به اثبات رسانيد. آن هم اينكه فيلم‌هاي توليدي صدا و سيما نسبت به توليدات سينمايي از درجه اعتبار و كيفيت پايين‌تري برخوردار هستند. البته جذب و دفع مخاطب هميشه نيز نمي‌تواند معيار سنجش باشد و <ابراهيم خليل‌ا...> نيز به دليل فضاي مذهبي و خاص بودن آن به ناچار با عدم اقبال عمومي مواجه مي‌شد. اگر محمد رسول‌ا...(ص) در سينماهاي جهان حرف اول را مي‌زند، به دليل توجه بيش از حد سازندگان آن به فرمول‌هاي رايج سينماي تجاري است. از سوي ديگر امكانات فني، جلوه‌هاي ويژه و بهره‌مندي از ستارگان سينما و سياهي لشكرهاي فراوان در بزرگ‌نمودن اثر، نقش بسزايي داشته است. <ابراهيم خليل‌ا...> با كمترين امكانات فني تصويرشده است. چندان از تمهيدات سينمايي براي عظمت بخشيدن به آن استفاده نشده است. در صورتي كه در اجراي فيلم‌هاي مذهبي و تاريخي از اين نوع تمهيدات به‌عنوان يكي از مهمترين فرامين جذب مخاطب استفاده مي‌شود. اگر بپذيريم كه هدف عمده <ورزي> به جنبه‌هاي فكري و محتوايي اثر بوده است، آن وقت به‌عنوان يك فيلم خاص و انديشمند مي‌توان آن را مورد نقد و بررسي قرار داد.

اطلاعاتي كه در فيلم <ابراهيم خليل‌ا...> ارائه مي‌شود، فراتر از اطلاعات موجود در كتب درسي مدارس نيست. حتي مي‌توان از آن هم اين اطلاعات را كمتر دانست. بنابراين مخاطب با تحصيلات ديپلم به راحتي مي‌تواند به اطلاعات موجود در فيلم خرده بگيرد كه در فلان كتاب درباره بهمان اتفاق طور ديگري توضيح داده شده است. مثلا سن اسماعيل در زمان لگدكردن خاك و ايجاد حفره‌اي كه چشمه زمزم مي‌شود، با سن و سال كودك اين فيلم جور درنمي‌آيد. به احتمال قوي اسماعيل كاملا خردسال بوده است. يا اينكه درباره نمرود و شكنجه و مرگي كه از طرف يك پشه به او تحميل مي‌شود، با زمان و درنگ بيشتري روايت شده و در اين فيلم خيلي زود مرگ بر نمرود غلبه مي‌كند. با اين تفاسير مي‌توان وارد مراحل پيش از نگارش فيلمنامه شد و بر تحقيق آن خرده گرفت كه هنوز به پختگي لازم نرسيده است.

به همين ترتيب فرآيند شكل‌گيري فيلمنامه نيز گاهي مورد ترديد و اشكال صريح واقع مي‌شود. حضور ابليس (با تقليد از <مرگ> اينگمار برگمان در فيلم <مهر هفتم)> به درستي در اثر نمي‌نشيند، مطمئنا بايد تمهيد بهتري براي اين حضور در نظر گرفته مي‌شد. جريان واقعگرايانه اثر (حتي در زمينه به آتش‌انداختن ابراهيم و گلستان‌شدن آن مكان) مي‌طلبيد كه از حضور فانتزي و غيرواقعي شخصيت‌ها پرهيز مي‌شد. زماني كه ساره به هاجر حسودي مي‌كند و كوزه مي‌شكند، اين لحظات مي‌تواند تداعي‌گر حضور ابليس باشد. بنابراين حضور فيزيكي او مقابل دوربين بافت غيرمعمول را بر آن تحميل مي‌كند كه چندان هم با مابقي اثر سازگار نيست.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 7:35 PM |
 مسرت‌بخش

- رضا آشفته


فيلم مستند <نانوك شمالي> اثر جاودانه رابرت فلاهرتي سه‌شنبه گذشته از برنامه مستند 4 پخش و باز هم باعث مسرت بسياري از علاقه‌مندان به فيلم‌هاي مستند شد.

مطمئنا ديدن شيوه زندگي اسكيموها براي ما كه از آن شرايط سخت دور هستيم، بسيار زيبا و ديدني است. تا اينجا معلوم مي‌شود كه اين اثر پس از 84 سال كه از تدوين آن مي‌گذرد، هنوز هم داراي مخاطباني در چهار گوشه دنياست. شايد امروز به مدد مدرنيته شرايط زندگي براي بوميان اسكيمو راحت‌تر شده باشد و به همين دليل خود اسكيموها نيز درصدد باشند تا زندگي پرمرارت آبا و اجدادي خود را از طريق <نانوك شمالي> مرور كنند.اين مستند در رده آثار قوم‌شناسانه قرار مي‌گيرد. مستندي كه حدود 10 سال براي رابرت فلاهرتي فقط فيلمبرداري آن زمان برده است. مردي كه به هواي اكتشاف و آشنايي با منطقه قطب شمال و زندگي آدم‌ها به آنجا رفته است و دلبسته تصوير گرفتن از نوع زندگي مشقت آسا مي‌شود. زندگي‌اي كه به تعبير فلاهرتي <خوشبختي> تلقي مي‌شود.فيلم با تصويري از ابرها و يخ‌هاي سيال در اقيانوس منجمد شمالي آغاز مي‌شود. حركت دوربين و حركت ابرها و يخ‌ها دلالت بر حضور حركت يا زندگي در منطقه‌اي ناشناخته دارد. فلاهرتي هم 10 سال براي ساخت اين فيلم وقت گذاشته تا به ساختاري درخور توجه برسد. او بعد از آنكه اولين فيلم خود را تدوين مي‌كند، از ديدن آن به اين نكته پي مي‌برد كه پراكندگي تصاوير مانع از جريان يافتن يك خط اصولي مي‌شود. او دوباره به قطب مي‌رود، با اين اميد كه با يافتن يك آدم، همه زندگي را از زاويه او تصوير كند. اين آدم كسي جز <نانوك شمال> كه به معناي خرس شمال است، نيست. نانوك به شكار ماهي، روباه سفيد و فوك مي‌رود. همين لحظات يك زندگي پرتلاطم در شرايط سخت را معنا مي‌بخشد. زندگي با سگ‌هاي سورتمه‌كش، ساخت خانه موقت از برف و يخ، خوردن گوشت شكار از فرط گرسنگي، فروختن پوست خرس، روباه و فوك به بازرگان سفيدپوست و گرفتن شكلات و شيريني، خوابيدن و برخاستن، پوشيدن چكمه‌هايي از پوست فوك، بازي با كودكان، در جست‌وجوي شكار و تمامي لحظاتي كه رابرت فلاهرتي با خانواده <نانوك شمال> سپري مي‌كند تا ماده اصلي فيلمش را مهيا كند. نانوك از ديدن راش‌هاي فيلم به وجد مي‌آيد و به فلاهرتي پيشنهاد مي‌دهد تا بماند و فيلم‌هاي بهتري از اين نوع زندگي بگيرد. فلاهرتي مي‌رود و تا زمان تدوين نهايي كه دو سال طول مي‌كشد (1922)، نانوك نيز خود شكار حيوانات وحشي مي‌شود.رابرت فلاهرتي با آثار درخشان خود به بسياري از فيلمسازان مستندگراي بعد از خود شيوه موثر و مفيد مستندسازي را مي‌آ‌موزد. او در <نانوك شمال> قصه زندگي در شرايط سخت و ناآشنا را براي ديگران انتخاب مي‌كند تا همه چيز خط و ربط دلچسبي براي تماشاچي در چنته داشته باشند.پخش <نانوك شمال> و مستندهايي از اين دست، اعتبار خاصي به برنامه مستند 4 به تهيه‌كنندگي و كارگرداني محمد حميدي‌‌مقدم مي‌بخشد. او كه پيش از اين نيز با ساخت دو برنامه نسبتا موفق <سينما 4> و <سينما يك> به‌عنوان يكي از برنامه‌سازان جدي مطرح شده بود و حالا <مستند 4> در دايره افكار و اعمال اين برنامه‌ساز مي‌رود تا چند هفته ديگر به يكي از برنامه‌هاي موفق تلويزيوني تبديل شود كه نه‌تنها از پس جذب مخاطب خاص برمي‌‌آيد، بلكه مخاطب عام را نيز از دايره تدبيرات خود بيرون نرانده است.

برداشت اول از <باغ مظفر>


مجموعه طنز <باغ مظفر> به لحاظ خوش‌ساختي يك قدم از <شب‌هاي برره> مجموعه قبلي اين گروه پيش‌افتاده، اما به لحاظ محتوايي تاكنون حرف قابل دفاعي را عرضه نكرده است.<باغ مظفر> به دليل خوش‌ساختي كه متكي به ديالوگ‌هاي شيرين‌تر و بازي‌هاي پخته‌تر شده است، بهتر از گذشته از پس خنداندن برمي‌‌آيد، اما در پس اين خنده هيچ نكته قابل تاملي ديده نمي‌شود.<باغ مظفر> از حشو و زوائد <شب‌هاي برره> به دليل حضور بازيگران كمتر به دور است. همين نكته اساسي باعث مي‌شود كه شخصيت‌ها با بازي بازيگران پر و بال بيشتري بگيرد و ضمن بهبود وضعيت حضور بازيگران، لحظات مفرح و شادتري نيز در سكانس‌هاي متعدد آن به وقوع بپيوندد.

اينكه يك خانواده از خان‌هاي قديمي تهراني موقعيت كمدي‌اي را در تضاد و تقابل با دنياي خارج از <باغ مظفر> ايجاد مي‌كنند، از نوآوري خلاقانه‌اي برخوردار است. اما آنچه در پس اين رفتارها و گفتارها مي‌تواند تصاوير قابل تامل و به عبارت بهتر ماندگاري را ايجاد كند، موضوعي است كه بايد به آن پرداخته شود. چنين سوژه‌اي نيز به نوعي ديگر در سريال تلويزيوني <دايي جان ناپلئون> ناصر تقوايي پيش از انقلاب مطرح شده بود كه موضوع آن باعث بقاي كار تقوايي شده است.

در سريال اخير حضور سيامك انصاري، محمدرضا هدايتي، نصرا... رادش، نادر سليماني، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان و مهران مديري با توجه به عينيت‌بخشيدن نقش‌هاي خود كاملا محسوس است. آنها به هدف اوليه خود كه همانا سرگرم‌كردن و خنداندن تماشاگران است، بهتر از گذشته موفق بوده‌اند، اما گروه نويسندگان و كارگرداني <باغ مظفر> نبايد از تأمل دقيق پيرامون موضوعات غافل شوند كه چنين نقيصه‌اي <باغ مظفر> را برخلاف <شب‌هاي برره> به اثري مصرفي و زودگذر تبديل خواهد كرد. هنوز بيست و چند قسمت از مجموعه باقي است و گروه مي‌تواند به تمام اين اتفاقات و آدم‌ها رنگ و بويي ماندگار دهد تا در پس خنداندن‌هاي ممتد، نكات بارز و برجسته‌‌اي كه ريشه در تاريخ و تحولات اجتماعي ايران زمين دارد، نمود عيني و تحليلگرايانه‌اي بيابد.

مخلص كلام اينكه تا اينجا <باغ مظفر> به خوبي از پس خنداندن تماشاچي‌اش برآمده، اما هنوز هيچ نكته بارزي را براي بقاي آن در ذهن‌ها، در زيرلايه‌هاي اثر تزريق نكرده است.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 7:33 PM |
قاتلان مقتول

- رضا آشفته


فيلم مستند <كودكان گمشده> به كارگرداني علي صمدي و اليور اشتولتز در سري جديد برنامه مستند 4 پخش شد. اين فيلم درباره چهار كودك و نوجوان اوگاندايي است كه از دست شورشيان فرار كرده‌اند. آنان قبلا به عنوان سرباز براي شورشيان خدمت مي‌كردند و مجبور به آدمكشي و غارت اموال عمومي و روستاييان بوده‌اند. حالا پس از فرار دوست دارند كه جامعه پذيرايشان باشد، اما جامعه آنها را نمي‌پذيرد.

اين بچه‌ها در يك مركز مددكاري به سر مي‌برند كه به آنها كمك روحي، رواني و پزشكي مي‌كند. اين دو فيلمساز آلماني بر آن بوده‌اند كه بي‌واسطه دوربين را مقابل جسم خسته و درمانده اين چهار بچه قرار دهند تا آنان از زبان خود به روايت دردها و آلام دروني‌شان بپردازند. كودكان و نوجوانان 8 تا 15 سال توسط شورشيان براي پيش‌بردن اهداف پليد و جنگ‌هاي داخلي و قبيله‌اي و طغيان عليه حكومت مركزي از روستاهاي حاشيه جنگل‌هاي اوگاندا ربوده مي‌شوند تا طي گذراندن دوره‌هاي نظامي‌گري و نحوه استفاده از اسلحه براي اهداف شوم شورشيان به كار گمارده شوند. اين مستند بر پايه واقعيت‌هاي دردناك ساخته شده است. با آنكه فقط شاهد روايت آنچه بر كودكان و نوجوانان گذشته است، هستيم، اما لحن و نحوه بيان آنان دلالت نزديكي بر چگونگي ماجراها دارد. دوبله فارسي نيز در ايجاد اين حس و لحن كمك شايان ذكري كرده است تا همان فضاي واقعي در زمان دوبله مخدوش نگردد. اينكه كودكان و نوجوانان در سنين پايين دست به آدمكشي و غارت بزنند، بسيار وحشيانه است. اصلا باورپذير نيست كه كودكان هم بتوانند اسلحه به روي همنوعان خود بكشند و آنها را مورد تهاجم و ترعيب روحي و رواني قرار دهند. كودكاني كه بامهرباني و عطوفت، تلطيف‌كننده طبيعت انساني بايد باشند، برخلاف جريان عادي طبيعت حركت مي‌كنند و به امري وحشتناك واداشته مي‌شوند. ساخت و پخش چنين مستندي همان‌طور كه در آلمان رئيس جمهور و اعضاي پارلمان و ديپلمات‌هاي بلندپايه را نسبت به حقايق تلخ آفريقا (اوگاندا) آگاه ساخته است، در هر گوشه‌اي از اين دنياي پهناور مي‌تواند باعث بيداري همگان نسبت به دنياي دردناك پيرامونشان شود. مطمئنا با بودن چنين وضعيتي هيچ آدمي به‌راحتي نمي‌تواند شاهد كودك‌آزاري - آن هم از اين نوع دهشتناكش - باشد. كودكاني كه بايد مشغول آموختن و بازي‌كردن باشند تا پله‌پله مراحل رشد فكري و جسمي و روحي را بگذرانند، در وضعيتي غيرمعمول صاحب چهره‌اي وقيح و غيرانساني مي‌شوند. جالب‌تر اينكه گروه شورشيان آنها را تحت لواي دين مسيحيت به انسان‌كشي فرا مي‌خوانند و باز مذهب به شكلي غيرعادي در اختيار سودجويان قرار مي‌گيرد تا اهداف شوم آنان در سايه‌سار مذهب رنگ معقولانه‌تري به خود گيرد. اينكه علي صمدي و اليور اشتولتز بدون مجوز دولت اوگاندا موفق به ساخت چنين مستندي شده‌اند، ارزشمندترين كار ممكن است. دولت اوگاندا به دليل معضل اساسي كه پيش روي داشته و به نوعي از پس حل و فصل آن برنمي‌آمده، از افشا شدن آن نيز اجتناب مي‌كرده است. اين دو كارگردان بدون توجه به معيارهاي دولتي از پس پيش‌بردن اهداف عاليه خود برآمده و با اين اثر دنيا را با گوشه‌اي از دردهاي بشر معاصر آگاه ساخته‌اند. مطمئنا در اين اثر كه محتوا ملاك و معيار پيشبرنده اثر است، تكنيك در پس آن قرار مي‌گيرد. جسارت دو فيلمساز براي ورود به دنياي مافيايي و هولناك بزرگترين تكنيكي است كه از عهده كمتر آدمي برمي‌آيد.

علي صمدي

علي صمدي يك ايراني 25 ساله و مقيم كشور آلمان است. او اصالتي تبريزي دارد و از 20 سال پيش به آنجا رفته است. پدر، مادر و دو خواهرش در ايران زندگي مي‌كنند و خودش با همسر آلماني و بازيگرش و دخترش ركسانا در شهر كلن زندگي مي‌كنند. علي صمدي در شهر كاسل ارتباطات تصويري با گرايش سينما و تلويزيون و در كنار آن علوم اجتماعي خوانده است. بعد از آن در‌هانوفر طراحي ارتباطات الكترونيكي را پشت سر گذاشته است. او از سال 1995 شروع به ساختن فيلم كرد. علي صمدي با اوليور اشتولتز از چهار سال پيش آشنا شد. هر دو به قاره آفريقا علاقه دارند و قبل از <كودكان گمشده> دو فيلم ديگر درباره آن به نام‌هاي <آفريقا بپاخيز> 20022) و< قبيله هنر> 20044) ساخته‌اند. آنها علاوه بر آفريقا، دغدغه مشتركي به نام جنگ دارند. علي صمدي در دوران كودكي شاهد جنگ عليه كشورش بوده و بر پيشاني تاريخ كشور اوليور اشتولتز نيز دو جنگ خونين جهاني ثبت شده است.

جوايز كودكان گمشده

فيلم <كودكان گمشده> جايزه فيلم آلمان، موسوم به جايزه <لولا> را دريافت كرد كه جايزه‌اي نقدي بالغ بر 200 هزار يورو را نيز در برمي‌گيرد. علي صمدي پيش از پخش فيلم از شبكه 4 به ايران آمده بود. او قصد دارد در ايران يك فيلم مستند توليد كند و با مابقي جايزه نقدي خود يك فيلم داستاني در آلمان توليد خواهد كرد. اين فيلم جايزه تماشاگران جشنواره برلين، جايزه حقوق بشر جشنواره شيكاگو و جايزه يونيسف جشنواره بروكسل را برده است. همچنين در جشنواره‌هاي <مونترال>، <تورنتو>، <نيويورك> و <اسلو> هم نمايش داده شده است. لازم به ذكر است، جايزه <لولا> جايزه جمهوري فدرال آلمان است كه هر سال برگزار مي‌شود و مانند اسكار است. يعني هيات انتخاب ندارد و 800 نفر عضو آكادمي آلمان با راي خود اين فيلم را انتخاب مي‌كنند.

سري جديد مستند 4

سري جديد مستند 4 با تهيه‌كنندگي و اجراي محمد حميدي مقدم ارائه مي‌شود كه اين برنامه با تركيب و ساختاري متفاوت از دوره قبلي تهيه و تلاش شده تا اكثر فيلم‌ها از آثار مطرح سينماي مستند سال‌هاي اخير انتخاب شود. در هر قسمت يك گونه از سينماي مستند مانند مستندهاي اجتماعي، سياسي، حيات وحش و... معرفي و يك فيلم بلند مستند در هر ژانر به نمايش درخواهد آمد. گفتني است در بخشي از اين برنامه تحت عنوان پيشگامان سينماي مستند ايران و جهان آثاري از بزرگان سينماي مستند همچون رابرت فلاهرتي، ژيگاورتوف، ژان روش، منوچهر طياب، كامران شيردل و پرويز كيمياوي به نمايش درمي‌آيد. از عوامل سازنده اين برنامه مي‌توان به عباس بهارلو (نويسنده)، مصطفي قربان‌پور و وحيد رحيميان (تدوين)، منير رضي‌زاده (طراح صحنه)، آلبرت آراكليان (موسيقي)، مهدي فرودگاهي (مترجم و نويسنده بخش خارج از كشور)، غلامعلي افشاريه (مدير دوبله) و پرويز بهرام، مريم نشيبا و شايان شامبياتي (گويندگان) اشاره كرد. مستند 4 هر سه‌شنبه ساعت 21 از شبكه 4 پخش و هر چهارشنبه ساعت 15:30 تكرار آن پخش خواهد شد.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 7:31 PM |
ضرورت نقد

- رضا آشفته : در سال هاي اخير با آن كه توليد برنامه‌هاي تلويزيوني و راه‌اندازي شبكه‌هاي داخلي و ماهواره‌اي كشورمان با افزايش روبرو بوده‌اند، اما از نقد و نظر برنامه‌هاي تلويزيوني كاسته شده است. به عبارت بهتر، هيچ تناسبي بين توليدات تلويزيوني در شبكه‌هاي مختلف و ميزان نقد و بررسي موجود در مطبوعات و راديو تلويزيون وجود ندارد.

اين عدم تناسب در درازمدت به ضرر خود تلويزيون به عنوان پرمخاطب‌ترين رسانه جمعي خواهد بود. در صورتي كه نقد و نظر به عنوان يك آيينه تمام‌نما مي‌تواند از توليدات منفي و ضعيف بكاهد و برتوليدات مثبت و قوي بيفزايد. شايد يكي از عمده‌‌ترين دلايل عدم توجه به توليدات تلويزيوني از سوي منتقدان و خبرنگاران (روشنفكران جامعه)‌پايين آمدن سطح كيفي اين توليدات باشد. شايد يك دليل ديگر هم مواجهه با توليدات شبكه‌هاي ماهواره‌اي باشد كه هر يك در نوع خود از قابليت‌هاي كيفي قابل ملاحظه‌اي برخوردارند. در اين رويكرد كساني مي‌توانند بهره بيشتري ببرند كه به يكي از زبان‌هاي مهم اروپايي (انگليسي، فرانسوي، آلماني، ايتاليايي و ...) آشنا باشند. ‌

شايد يك دليل ديگر هم ارتزاق روشنفكران از سوي رسانه‌هاي ديگر باشد كه در سال‌هاي اخير توسعه يافته‌اند و همين عوامل دست در دست هم داده‌اند تا برخلاف بالا رفتن ميزان برنامه‌هاي تلويزيوني، عدم توجه روشنفكران و منتقدان نيز كاهش بيابد، ناگفته نماند كه مسوولان طراز اول تلويزيون نيز به اين موضوع پي برده‌اند و با ايجاد برخي از برنامه‌ها مانند <نقد يك> ، <كاغذ كاهي>، <شبكه 3 و نيم> و غيره برآن بوده‌اند تا به طور جدي و طنز، توليدات تلويزيوني را با نقدي كارآمد و كارساز روبرو گردانند. متوليان تلويزيون هم مي دانند و مي‌خواهند كه از ورود عناصر و عوامل غيركارآمد و غير موثر جلوگيري شود تا در درازمدت يك غربال متعادل براي حضور چهره‌هاي برتر و نخبه براي اعتلاي وضع موجود برتمامي شبكه‌ها حاكم شود. خواه ناخواه در سال هاي گذشته با نفوذ برخي از افراد غيركاردان، رفته رفته بر ميزان توليدات غيرمنسجم و غيركاربردي افزوده شده بود. با نقدهاي كم و بيش مفيدي كه از سوي برخي از منتقدان دلسوز انجام شد، يا برپايه پيگيري كارشناسان خود صدا و سيما و نقدها و پژوهش‌هاي آنان از اين معضل به مرور كاسته شده است. امروز هم با بودن و نفوذ ماهواره‌هاي خارجي، همه بسيج شده‌اند تا با حضور بهترين كارگردانان سينمايي بر توليدات تلويزيوني سنديت معتبري ببخشند؛ همچنين برتعداد مخاطبان در مواجهه با توليدات قابل تامل و اعتنا بيفزايند. به عنوان نمونه مي توان به حضور ابراهيم حاتمي كيا، رسول ملاقلي‌پور، كمال تبريزي، احمد اميني، داريوش مهرجويي و ديگران با توليدات خود در شبكه‌هاي مختلف سيما اشاره كرد كه هر يك در نوع خود يك اتفاق بزرگ براي اعتبار بخشيدن به تلويزيون كشورمان به شمار مي‌آيد. اگر اين رويكرد همچنان به عنوان يك الگوي دائمي و مفيد مدنظر قرار گيرد، در درازمدت شاهد اعتلاي توليدات تلويزيوني خواهيم بود. مطمئنا چنين رويكردي بايد در توليد برنامه‌هاي ويژه كودك و نوجوان، مستند، سرگرم كننده و حتي خبري اعمال شود، تا نخبه‌گرايي به عنوان يك اصل اساسي در توليد برنامه‌هاي كم خطا محوريت بيابد و كيفيت توليدات باني تداوم حضور و پيگيري مخاطبان برنامه‌هاي تلويزيوني خودمان باشد. بايد بپذيريم كه فعال بودن شبكه‌هاي جهاني دامنه نقد و نظرها و جدي بودن اين مساله را موكد مي‌سازد. اگر راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها و مجلات وابسته به صدا و سيما در اين راه پيشگام شوند و بدون ملاحظه كردن اين و آن و بدون واهمه داشتن از ارائه نقدهاي علمي و محكم در اين زمينه فعال‌تر شوند، اين مساله به ديگر نشريات نيز رسوخ خواهد كرد تا برنامه‌ها و توليدات صدا و سيما را به طور جدي مورد نقد و بررسي قرار دهند. اگر كارگردانان و نويسندگان و ديگر مجريان و عوامل توليدات تلويزيوني مدام با نقد جدي و موثر همراه باشند، در رويكرد خود به موضوعات با نگاه جدي‌تر و مطلوب‌تر برخورد خواهند كرد تا در تيرس نگاه منتقدان و روشنفكران با نقد افراطي و غيرقابل دفاع روبرو نشوند. مطمئنا نقد درست، متوليان و مديران فرهنگي صدا و سيما را براي فضا بخشي به نخبگان و مجريان آگاه خواهد ساخت و به تدريج از حضور افراد غيرموثر جلوگيري خواهد كرد. بالاخره اين هزينه‌ها به بيت‌المال تعلق دارد و همان بهتر كه افراد مجرب امكان توليد بيابند و با توليدات برتر خود در رقابت‌با رسانه‌هاي غربي مهر تاييدي به آثار ايراني زده باشند. ‌

برنامه‌هايي مانند <نقد يك> به طور جدي‌تر قابل تعميم در تمامي شبكه‌هاي تلويزيوني و راديويي و حتي نشريات وا‌بسته به صدا و سيما است. بايد از تعارف و تكليف‌هاي غيرضروري پرهيز شود و با شناسايي و بها دادن به منتقدان آگاه و با شعور اين امكان را فراهم سازند تا تمامي توليدات - ريز و درشت - بانگاهي موشكافانه مورد تحليل و نقد قرار گيرند؛ تا ضمن آ‌گاهي بخشيدن توليدكنندگان و بالا بردن ميزان شناخت مردم - به عنوان مصرف كنندگان توليدات - در بالا رفتن كيفيت توليدات گام‌هاي اصولي برداشته شود. ‌

اگر آثار تلويزيوني با اين پيش فرض توليد شود كه هيچ كاري با نگاه جدي منتقدان روبرو نخواهد شد و مردم نيز باري به هر جهت پاي مصرف توليدات مي‌نشينند، هيچ تغيير چشمگيري در توليدات تلويزيوني مشاهده نخواهد شد و همچنين از ايجاد حس رقابت براي رسيدن به توليدات برتر اجتناب خواهد شد. اگر امروز هاليوود و برخي از شبكه‌هاي تلويزيوني در جهاتي با توليدات درجه ممتاز لبريز مي‌شوند، مطمئنا در پس و پيش آن نگاه‌هاي نقادانه و كارشناسانه‌اي وجود دارد كه همرديف با توليدكنندگان براي ايجاد يك فضاي پرتكاپو وارد عمل شده اند. شايد تبعيت از الگوهاي كاري تجربه شده توسط ديگران ما را براي مواجهه با توليدات برتر موفق گرداند. ‌

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 10:24 AM |
http--www.roozna.com-Images-News-Larg_Pic-FootballIran_200762713252125.jpg