تبليغاتX
آسمانه

آدم ، آدم است – برتولت برشت

آواز خوان تاس – اوژن یونسکو

آنکه گفت آری، آنکه گفت نه – برتولت برشت

آلبووین – باندلو

ادوارد دوم – کریستوفر مارلو

آگاممنون – آشیل

آندورا – ماکس فریش

ابرها – آریستوفان

اپرای دو پولی – برتولت برشت

اتاق – هارولد پینتر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 7:10 PM |
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 9:2 PM |
جام جم آنلاين:"ال پرادو"، معروفترين موزه نقاشي اسپانيا و يكي از بزرگترين موزه هاي جهان در اين عرصه به مناسبت دويستمين سالگرد جنگهاي استقلال مادريد، مجموعه اي از نقاشي هاي "فرانسيسكو گويا" نقاش شهير اين كشور جنوب غربي اروپا را در مجموعه اي تحت عنوان "گويا در دوران جنگ" به معرض نمايش مي گذارد. اين نمايشگاه كه از روز سه شنبه آينده – بيست و هفتم فروردين – به روي مردم گشوده مي شود 200 تابلو از مجموعه آثار گويا را از موزه ها و نهادهاي دولتي يا كلكسيونهاي خصوصي گردهم آورده است. تابلوهاي يادشده شامل چهار بخش زماني است كه از سال 1794 ميلادي يعني درست از زماني كه گويا در آغاز دوران پختگي هنر خود به يك بيماري دچار گشت و در نتيجه آن، شنوايي خود را براي هميشه از دست داد تا سال 1819 يعني اندكي پيش از مرگش را در بر مي گيرد. گزارش: محمدرضا نادري عكسها: ويرخينيا هرناندز (ال موندو)
اين تابلو، "دوم ماه مي 1808 در مادريد: نبرد با ماملوها" نام دارد و يكي از دو شاهكار گويا است كه براي نخستين بار در موزه ال پرادوي اسپانيا به نمايش در مي آيد. ماملوها، يك گروه شبه نظامي برجسته مصري بودند كه در سالهاي 1250 تا 1517 يك سلسله حكومتي را تشكيل دادند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 9:1 PM |



ادیسه لطفی متولد گرگان است. نزدیکی و آشنایی او با قوم ترکمن مشوق وی در به انجام رساندن مجموعه‌ای است که می‌بینید.
او این مجموعه را حاصل نشست و برخاست و تحقیق در فرهنگ و آداب و رسوم ترکمن‌ها می‌داند.
ادیسه لطفی در این گالری از تکنیک ترکیب مواد استفاده کرده است.
زیر هر اثر عنوان آن به انگلیسی نوشته شده‌است.
عناوین به فارسی: 1) پنجره‌ای رو به دشت ترکمن 2) موسیقی ترکمن 3) ماهیگیری ترکمن 4) جواهرات ترکمن 5) زندگی ترکمن 6) تکه دوزی ترکمن 7) فلسفه‌ی ترکمن 8) لباس ترکمن 9) زن ترکمن و 10) نخ ریسی ترکمن

برای ورود به گالری روی نمونه کلیک کنید.

ترکمن

برای خواندن بیوگرافی اديسه لطفي به این آدرس بروید.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 و ساعت 10:39 AM |
لذت تصويرسازى
استيون هلر
ترجمه: بهروز حريرى
152880.jpg
شايد به جرأت بتوان گفت كه استيون هلر شناخته شده ترين نويسنده و مولف در دنياى طراحى گرافيك است. وى تاكنون بالغ بر هشتاد كتاب تخصصى در زمينه هاى مرتبط با گرافيك به رشته تحرير درآورده است. اين در حالى است كه او مدت ها است در سمت مدير هنرى نشريه «نقد كتاب نيويورك تايمز»۲ و رئيس برنامه طراحى گرافيك در مدرسه هنرهاى تجسمى۳ نيويورك ايفاى نقش مى كند. از جمله افتخارات او مى توان به كسب لقب «مدرس نمونه» از سوى انجمن مديران هنرى نيويورك۴ و كسب مدالى به پاس يك عمر فعاليت هنرى او از سوى انجمن طراحان ايالات متحده آمريكا۵ اشاره كرد. هلر در اين مقاله با استفاده از تجارب شخصى اش به بررسى رابطه كارى مدير هنرى با تصويرگر و تاثيرات اين دو بر هم مى پردازد.
طراحان گرافيك هميشه در حال حل پازل هستند. ما تكه هايى از اين جا و آن جا برمى داريم و آن  طور كه ترجيح مى دهيم كنار هم قرار مى دهيم. به اين ترتيب يك طرح روى جلد، پوستر و يا لى اوت متولد مى شود.
من قبلاً لذت خاصى از طراحى كردن يك اثر كاملاً نو مى بردم. برايم آن قدرها هم اهميت نداشت كه محتواى اين اثر چه باشد، در حقيقت تنها لذت خلق كردن «اثرى از هيچ» برايم كافى بود. اما بعد از كار كردن به اين روش براى چند سال ديگر قادر به ايجاد تنوع در طرح هاى شناخته شده و مختص به خودم نبودم. به همين ترتيب لذت من از اين كار به شدت رو به كاهش گذاشت. ادعا نمى كنم كه همه گنجينه محدودى از خلاقيت دارند و يا در دام سبك هاى خاص خود مى افتند، اما بدون شك من اين طور بودم. بعد از به كار بردن جلوه هاى مخصوص خودم -  مثل بزرگ كردن حروف اول كلمات در تمامى يك صفحه، چيدن همه متن به صورت عمودى يا به هم ريختن تيترها به سبك هرب لوبالين۶ - نبوغ من تمام شده بود. وقتى تكرار عارى از تامل بر كار من حاكم شد، براى بخشيدن روحى تازه به طراحى هايم به تصويرسازى روى آوردم.
تصويرسازى هميشه مورد علاقه من بوده است  - از اواخر دهه ۵۰ هنگامى كه رابرت ويور۷ راه خود را به همه مجلات آمريكايى باز كرد تا تب و تاب كتاب هاى مصور امروزى براى كودكان - در واقع آرزو مى كردم خودم استعداد و مهارت كافى براى تصويرسازى را داشتم. در نتيجه، كار كردن با تصويرسازان يكى از دلچسب ترين كارهاى ممكن براى من است و مطمئناً فرصتى براى همكارى با قشرى كه از ابزار بهترى براى حل مشكلات پيچيده و مفهومى برخوردارند فراهم مى كند.
من تا همين جا به محدوديت هاى خودم به عنوان يك طراح گرافيك اعتراف كرده ام. اما مى خواهم از اين هم فراتر بروم. به عقيده من تصويرسازان كارى بيشتر از «ساختن تصاوير» يا به وجود آوردن يك سبك طراحى انجام مى دهند. آنها گاهى به ايده هايى مى رسند كه كار من را به عنوان يك مدير هنرى ارتقا مى دهد. بنابراين طراحى هاى من قابى براى تصويرسازى آنها است. اين روزها كه طراحان گرافيك، با تركيب كردن تصوير و حروف به صورت يك بيان واحد، در حال كسب استقلال هنرى هر چه بيشتر هستند، گفتن چنين چيزى چندان معقول به نظر نمى رسد، اما برترين تصويرگران همواره چيزى بيشتر از يك خط مشى و قالب ارائه مى دهند. آنها نقش يك راوى را ايفا مى كنند.
من استمرار خود در سمت مدير هنرى روزنامه ها و مجلات را تا حد زيادى مديون تصويرسازان معتبرى هستم كه با من همكارى كرده اند. آنها به نكاتى اشاره مى كنند كه هرگز به ذهن من خطور نمى كند. در نتيجه به جاى آن كه نگران انتخاب شكيل ترين فونت باشم، به جست وجوى تصويرگران از هر سبك و نسلى مى پردازم، تا با استفاده از غناى بصرى كارشان بر ارزش كار خود بيفزايم.
152874.jpg
من حقيقتاً طراحان گرافيكى كه به تنهايى از عهده كار خود برمى آيند را تحسين مى كنم. آنهايى كه حروف و تصاوير را به وحدت مى رسانند. چه بسا شاهكارهاى گرافيك، به خاطر همين مشخصه شان شناخته شده اند. اما از همكارى مدير هنرى و تصويرساز چيزى بيش از وجدى كه الكسى برودويچ۸ از هنرجويانش در رويارويى با يك تصويرسازى كاملاً موفق طلب مى كرد حاصل مى شود. حسى كه از ديدن يك تصويرسازى به بيننده دست مى دهد، بسيار متفاوت از يك تايپوگرافى است. اين تفاوت به معناى برترى يكى بر ديگرى نيست. يك تصوير -  همانند نقاشى، مجسمه و حتى يك رمان يا داستان كوتاه - قادر به برانگيختن مجموعه احساساتى است كه از عهده يك اثر بسيار خوب متكى بر تايپوگرافى خارج است. حتى تصاويرى كه به يك موضوع بسيار خاص - مثل روابط كلينتون و مونيكا لوينسكى - اشاره دارند، در صورت استفاده درست هنرمند از عناصر تمثيلى و استعارى، آثارى بى زمان شده و مبدل به استعاره اى براى آن موضوع مى شوند.
كثرت و تنوع طرز نگاه ها و سبك هاى موجود، تصويرسازى را تبديل به منبع بى انتهايى براى طراحان گرافيك مى كند. بعضى از طراحان گرافيك تصويرسازانى را انتخاب مى كنند كه سبك كارشان با حال و هواى كلى كار همخوانى داشته باشد، اما به اعتقاد من موثرترين انتخاب هنگامى صورت مى پذيرد كه سلايق زيبايى شناسانه و صلاحديدهاى حرفه اى طراح گرافيك و تصويرگر با هم هماهنگ باشد. در چنين شرايطى طراح گرافيك مى تواند براى تصويرساز فضايى فراهم كند تا او توانايى خود را به بهترين نحو به نمايش گذارد.
تصويرگرانى كه به صورت هفتگى با من همكارى مى كنند از لحاظ توانايى هاى اجرايى، تكنيك و سبك با هم كاملاً تفاوت دارند، اما هر كدام به نحوى جوابگوى نيازهاى كارى من هستند. با اين وجود من هرگز از يك هنرمند زبردست ايربراش كه قادر است مشكل ترين بافت ها را به طرز حيرت آورى واقعى جلوه دهد استفاده نمى كنم، چرا كه هيچ رمز و راز جذابى در چنين كار بى عيب و نقصى نمى يابم. من هرگز از استيپل نيز استفاده نمى كنم زيرا طراحى را بسيار ماشينى و عارى از هويت مى كند. گرايش من به سوى تصاوير طراحانه يا نقاشانه اى است كه داراى برخوردى واقع گرايانه يا بيانى آبستره باشند. هر چند من اغلب جذب كارهاى ساده شده مى شوم، ولى معتقدم پيچيدگى در كار هنگامى تاثيرگذار است كه كل اثر از مطالعه دقيق و صادقانه هنرمند سود ببرد.
هر گاه يك تصويرگر فضاى كافى براى تنفس و تجزيه و تحليل داشته باشد، قادر به توليد بهترين آثار خواهد بود. در اكثر موارد دخالت بيش از حد مدير هنرى در كار تصويرگر نتيجه اى نامطلوب خواهد داشت. لذت تصويرسازى در ديدن يك باره اثر هنرمند است. مثل باز كردن هديه اى در روز سال نو. مطمئناً تصويرسازى چاره همه چالش هاى طراحى نيست، اما طراحى كردن با استفاده از تصويرسازى هيچ وقت مشكل ساز نيست.
پى نوشت ها:
۱-Steven Heller
۲-The New York Times Book Review
۳-School of Visual Arts
۴-New York,s Art Directors Club
۵-AIGA
۶-Herb Lubalin
۷-Robert Weaver
۸-Alexey Brodovitch
منبع : شرق
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 3:13 PM |
هنر در ایران با سنت و فرهنگ پیوند خورده است
نقاشی ما در طی سال‌های اخیر به یک جهش غیرمنطقی دست یافت و آن فراموش‌کردن هنرهای ملی و سرسپردگی به هنر مدرن غرب بود.

محمود جوادی‌پور، یکی از قدیمی‌ترین پیشکسوتان نقاشی، در گفتگو با خبرنگار تجسمی "مهر" با اعلام این مطلب گفت: "قدمت و سوابق تاریخی ما در زمینه هنرهای تجسمی به قدری طولانی و حائز اهمیت است که نمی‌توان به آسانی این حیطه را در سرازیری فراموشی قرار داد."

وی افزود: "این در حالی است که با توجه به پیشینه پربار نقاشی ایران، می‌توان در شکوفا کردن این هنر کوشید. فراموش نکنیم که ما ملتی قدیمی هستیم که هنر همواره بر زبان و فرهنگ ما اثرات مطلوبی به جا گذاشته است. بنابراین نباید به تقلید از غرب و اساسا هنر آنها بپردازیم. اگر اصالت هنر حفظ شود به درجات مثبتی دست می یابد."

این نقاش قدیمی که اخیراً در همایش چهره‌های ماندگار به عنوان یک هنرمند برجسته و باسابقه معرفی شد و مورد تجلیل قرار گرفت، در پاسخ به این پرسش خبرنگار تجسمی "مهر" که آیا فکر نمی‌کنید برخی شاخه‌های نقاشی ما مثل نقاشی خیالی‌سازی رو به کهنگی رفته‌اند و با اقبال مخاطب مواجه نمی‌شوند، چون هنرمندان به هنر مدرن روی آورده‌اند گفت: "شاید. در حال حاضر به نقاشی قهوه‌خانه‌ای توجهی نمی‌شود. اما سابق بر این، به این نوع نقاشی بهای زیادی داده می‌شد. جالب این بود که هنرمندان و صاحبان آثار نقاشی خیالی‌سازی، دارای تحصیلات آکادمیک نبوده‌اند و امروز تعداد آنها از انگشتان دست نیز تجاوز نمی‌کند. با این وجود نقاشی قهوه‌خانه‌ای یکی از نقاشی‌هایی بود که برای طیف عامه مردم بسیار خوشایند و جالب بود."

جوادی‌پور خاطرنشان کرد: "من نقاشی بوده ام که در طول سال‌هایی که به نقاشی پرداخته‌ام ، خود و اثرم را به سبک خاصی محدود نکردم. در واقع تصور من همیشه بر این بوده است که سبک برای هنرمند به مثابه قفسی می‌ماند که او را در چارچوب‌ها و بایدها و نبایدها زندانی می‌کند. من فکر می‌کنم هنرمندی می تواند مولفه‌های موفقی در اثر ارائه دهد که آزدانه و به دور از محبوس شدن در سبک‌ها به خلق اثر بپردازد. فراموش نکنیم که هنر ناب در آزادی مطلق به وجود می‌آید."

وی درباره اصلی‌ترین دردهای حوزه نقاشی گفت: "امروز دوره‌ای در دانشگاهها به وجود آمده که اساسا هنر به لحاظ تعلیم و تربیت یک گام به پس گذاشته است. این پسروی وانتقال نیافتن مفاهیم آموزنده به دانشجویان باعث سردرگمی آنها شده است. این سهل‌انگاری در سیستم آموزشی ما دلیلی است برای گرایش جوانان به هنر غرب. در نهایت آن طور که می‌بینید اغلب دانشجویان به سبک آبستره روی آورده‌اند. گذشته از اینها، امروز بیشتر نمایشگاههایی که برگزار می‌شود بی هیچ نوآوری، تنها تکرار می‌شوند"

جوادی پور تصریح کرد: "هنرمند باید با ارائه آثار خود همواره موضوع گرا باشد و مفهومی را در آثار خود به مخاطب تفهیم کند. اثری می تواند از ویژگی ماندگاری برخوردار باشد و تا سالها در اذهان عمومی باقی بماند که تفکری را در بطن خود داشته باشد. در غیر این صورت، اثری که تنها به فرم و نقطه و خط و رنگ محدود شود یک اثر هنری محسوب نمی‌شود."

تابلو "بازار روستایی" اثر محمود جوادی‌پور

وی درباره ورود هنر مدرن به ایران تاکید کرد: "گرچه جوانان و هنرمندان ما آمادگی پذیرش این هنر را دارند، اما این را هم باید پذیرفت که هنر ایران همان طور که اشاره کردم با سنت‌ها و فرهنگ ما پیوند خورده است. هنرمند در درجه اول باید به فضای کشور خود توجه داشته باشد. در قدیم به دلیل نبود وسایل ارتباط جمعی هنرمندان با یکدیگر تبادل و ارتباط نداشتند.  بنابراین هر رشته‌ای از هنر ویژگی های خاص خود را داشت. به عنوان مثال، فرش تبریز به لحاظ رنگ بندی و طرح‌های کاربردی با قالی کرمان تفاوت داشت. اما امروز وجود و تکثر وسایل ارتباط جمعی باعث شده هنر لطمه بخورد و آن هیات خالص را ازدست بدهد."

این چهره ماندگار هنر نقاشی که صاحب اولین گالری نقاشی در سال 1327 بوده، در توضیح چگونگی شکل‌گیری این گالری گفت: "در آن سالها هیچ ارگانی به شکل جدی از رشته هنرهای تجسمی به خصوص نقاشی استقبال و حمایت نمی کرد. این بی‌‌توجهی انگیزه ای برای من شد تا اولین گالری نقاشی و در واقع یک مرکز هنرهای تجسمی به نام "آپادانا" یا کاشانه هنرهای زیبا تاسیس کنم. به دنبال تاسیس چنین مرکزی، هنرمندان را گرد یکدیگر آوردم و با کوشش‌های فراوان به نمایش فیلم در خصوص هنر تجسمی و برگزاری نمایشگاههای نقاشی پرداختم. همچنین در دهه سی چیزی به نام رشته گرافیک در ایران وجود نداشت. من در آن سالها در دانشکده هنرهای زیبای تهران تدریس می کردم و به بنا نهادن چنین رشته ای در دانشگاه به شکل آکادمیک اصرار می کردم . سرانجام نیز با کوشش‌ها و پافشاری‌های من رشته گرافیک در دانشگاه صاحب کرسی شد."

وی افزود: "چاپ رنگی هم در ایران در آن سالها به آن شکل وجود نداشت. بعدها من به واسه مطالعاتی که داشتم آغازگر این نوع چاپ بودم که برای زیبایی کتاب‌ها بسیار کاربرد داشت و توانستم خدمات ارزنده ای در این راستا انجام دهم. چاپخانه بانک ملی به عنوان اولین مکان برای این نوع چاپ به وسیله من انتخاب شد."

محمود جوادی‌پور در سال 1299 در تهران به دنیا آمد. پس از سیر تحصیلات ابتدایی در دانشکده هنرهای زیبای تهران به فراگیری رشته نقاشی پرداخت و بعدها درهمین دانشگاه تدریس نقاشی را آغاز کرد. وی که دارای درجه دکترا از شورای عالی فرهنگ کشور است، در سال 1342 نماینده وزارت فرهنگ و هنر وقت در شورای عالی تمبر کشور، نماینده دانشکده هنرهای زیبا در شورای موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، نماینده دانشکده  دفتر فنی وزارت دادگستری، بنیانگذار اولین گالری و مرکز هنرهای تجسمی بود.

ارائه اثر در گالری‌هایی چون انجمن فرهنگی ایران و آمریکا، موزه ایران باستان، آکادمی هنرهای زیبای مونیخ، تالار رضا عباسی، گالری آذین، گالری کلاسیک، موزه هنرهای معاصر، موزه ایران باستان، موزه هنری کرانت امریکا، گالری اثر، گالری کمال‌الدین بهزاد، گالری خیال و ... در ردیف فعالیت‌های وی در طی سالهای گذشته به شمار می آید.

در آتلیه محمود جوادپور یک اثر ناتمام خط نقاشی به چشم می‌خورد که روی آن با خط خوش این شعر خیام را حک کرده‌اند:

در کارگه کوزه گری رفتم دوش / دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

هر یک به زبان حال با من گفتند / کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 2:52 PM |
 
كمتر ، بيشتر است
ترجمه: عبدالله قره باغى*
155103.jpg
بهار سال جارى نمايشگاهى با عنوان «هم دست» متشكل از پوسترهاى «رنگ پنجم» (بيژن صيفورى، مجيد عباسى، ساعد مشكى و عليرضا مصطفى زاده) و لئوناردو سونولى در تهران برپا شد. «رنگ پنجم» در حاشيه اين نمايشگاه گفت وگويى نيز با لئوناردو سونولى انجام داد. لئوناردو سونولى متولد ۱۹۶۲ در تريسته، ايتاليا است. در سال ۲۰۰۲ به همراه دو طراح ديگر استوديو «كُديزاين» را تاسيس كردند. او طراحى هاى متعددى را در زمينه هويت بصرى براى پروژه هاى مختلف به انجام رسانيده است. پوسترهاى او در مجموعه هاى معتبر بين المللى كاملاً شناخته شده است و آثارش در مهم ترين كتاب ها و نشريات گرافيك در سطح جهان به چاپ رسيده است. سونولى از سال ۲۰۰۰ به عضويت اى جى آى (انجمن بين المللى طراحان گرافيك) درآمد و اخيراً به عنوان پرزيدنت اين انجمن در كشور ايتاليا انتخاب شده است. او هم اكنون استاد دانشكده هنر و طراحى دانشگاه ونيز است. آنچه پيش رو داريد حاصل اين گفت وگو است.
•••
•درباره سبك، ديدگاه و فضاى كارهاى لئوناردو سونولى برايمان بگوييد.
مى خواهم به جاى سبك در مورد رويكرد صحبت كنم. البته من با توجه به ذوقم و با استفاده از فرهنگم طراحى مى كنم، بنابراين اغلب كارهايم داراى «سبكى» مشابه هستند، ولى من به دنبال سبك نمى گردم. درباره رويكرد مينى ماليستى، اين رويكرد برخاسته از فرهنگ من است كه عميقاً ريشه در هنرهاى پيش و آوانگارد قرن بيستم اروپا دارد. در آن زمان رويكردى تجربى نسبت به تايپوگرافى وجود داشت كه با استفاده از حداقل عناصر ممكن با تزئينات گذشته مبارزه مى كرد. آن رويكرد با بسيارى از رشته هاى ديگر مانند معمارى همگام بود. لودويك ميس فان درروئه۱ هميشه مى گفت: «كمتر، بيشتر است».۲  در واقع براى برقرارى ارتباط معمولاً سعى مى كنم به جاى انباشتن طرح با تصاوير و حروف چاپى اجزاى آن را حذف كنم. مخصوصاً در طراحى پوستر كه فكر مى كنم براى برقرارى ارتباط خيلى سريع و مستقيم به حداقل اجزاى ممكن نياز داريم. به گمان من در تايپوگرافى مسئله سبك مطرح نيست بلكه هميشه بايد «همسويى» با موضوع و پيام طرح در نظر گرفته شود.
به عنوان يك طراح گرافيك همواره سعى مى كنم به اين سئوال پاسخ دهم كه «موضوع و مضمون پيام كدام است؟» سپس براى بيان موضع و همسويى با مضمون بر روى اجزاى تصوير، حروف چاپى، اشكال و رنگ ها كار مى كنم.
•تفاوت بين فضاى طراحى گرافيك ايران با كشورهاى ديگر به خصوص كشورهاى غربى را در چه مى بينيد؟
در كشورهاى غربى سبك هاى بسيار متفاوتى وجود دارد. نمى خواهم درباره تفاوت  سبك ها بين ايران و ساير كشورها صحبت كنم ولى شيوه طراحى در ديگر كشورها احتمالاً خيلى با يكديگر نزديك است.
شما در كارهايتان از تايپوگرافى و خوشنويسى خيلى استفاده مى كنيد، واژگان را به تصوير كشيده و به ميراث تاريخى خود وفادار مى مانيد و به اين كار ادامه مى دهيد ولى نه به شيوه اى سنتى، چرا كه خيلى خوب مى دانيد سنت را چطور توسعه دهيد. شما به شكلى بسيار مدرن كار مى كنيد اما به سنت ها و ريشه ها نيز توجه داريد. به نظر من نكته مهم، فرهنگ باارزش شما است. يكى خوشنويسى و سيستم نوشتارى شما كه براى بيان زيبايى مطلوب، توسط واژگان رنگ آميزى شده است، ديگر اين كه جايگاه كلام و نوشتار در فرهنگ شما، به ويژه در آثار شاعران بزرگ ايران در بيان احساساتشان، ارزش منحصر به فردى دارد.
•نظر شما درباره طراحى گرافيك ايران چيست؟ آن را چگونه نقد مى كنيد؟
نقد كلى طراحى گرافيك در ايران بسيار دشوار است. البته در اين چند روز چيزهاى جالب زيادى ديدم، چيزهاى زيادى كه دوست داشتم و بسيارى موارد كه به هيچ وجه برايم جالب نبود. نكته اى كه در اين چند روز درباره طراحان گرافيك ايران متوجه شدم نوع به كارگيرى الفباى فارسى و لاتين بود كه بحث درباره آن از دو بعد برايم جالب است. البته قضاوت در مورد الفباى لاتين برايم راحت تر است. به نظر من استفاده شما از حروف لاتين غالباً با مضمون همخوانى ندارد به خصوص كه در به كار گيرى حروف چاپى، انتخاب خيلى خوبى صورت نمى گيرد. هرچند خيلى خوب درك مى كنم كه با توجه به فرهنگ متفاوتتان، آنچه را كه من در يك «تايپ فيس» متوجه مى شوم، مورد توجه شما قرار نمى گيرد. احتمالاً شما تاريخچه طراحى حروف چاپى در غرب را آن طور كه من مى شناسم، نمى شناسيد.
•بنابراين پيشنهاد شما براى كار با الفباى لاتين چيست؟ آيا استفاده از «تايپ فيس» بسيار ساده راه حلى مناسب است؟
پيشنهاد مى كنم «تايپ فيسى» را كه شبيه الفباى فارسى است انتخاب نكنيد. اين كه داشتن فرم مشابه دليل بر جور درآمدن آنها با هم بشود حقيقت ندارد. نكته ديگرى كه مى خواهم در مورد آن بحث كنم -  ولى به نظر من مشكلى است كه جوابى ندارد - شيوه به كارگيرى سيستم خوشنويسى با رايانه است. استفاده از اين شيوه واقعاً براى من عجيب است. من اگر مجبور باشم كارى در زمينه خوشنويس انجام دهم ترجيح مى دهم جلوه دست ساز داشته باشد. آن را با دست انجام مى دهم نه با استفاده از «تايپ فيس» رايانه اى كه شبيه كار دست به نظر برسد. براى من توجيه نمى شود كه چرا شما اين شكل از تايپ را به كار مى بريد؟ به نظر من تكاملى در نظام نوشتارى شما بدين طريق حاصل نمى شود. آنچه كه من مى بينم با آنچه كه شما مى بينيد متفاوت است. توضيح اين كه من درباره فارسى چه چيزى را دوست دارم كه شما دوست نداريد، سخت است ولى مشكل اصلى، انتخاب زيبايى شناسانه نيست. مشكل اين است كه چرا شما همچنان به استفاده از نظام نوشتارى ماشينى كه دستنويس به نظر برسد ادامه مى دهيد؟ در حالى كه دقيقاً عكس آن درست است، يعنى به  كارگيرى مداوم چيزهاى مشابه هم تراز. اين موضوع بستگى به فرهنگ دارد، چرا كه «تايپ فيس» هاى ما هم تقريباً بر پايه خوشنويسى قرار دارند ولى تفاوت هايى هم در سابقه اين حروف با دست نوشته وجود دارد. منظورم اين  است كه گرچه الفباى لاتين از دست خط به وجود آمده ولى در طول قرن ها تغيير پيدا كرده است. در بسيارى از «تايپ فيس» هاى لاتين، تناسب ها به همان شكل اوليه در دوره رومى باقى مانده است. تايپوگرافى واژه اى است برگرفته از يونانى به معناى نوشتن با تايپ (حروف). تايپ يعنى چيزى كه همواره ثابت مى ماند. من كار شما را بر روى حروف مثلاً در عنوان روزنامه مورد انتقاد قرار نمى دهم ولى به عنوان نمونه، تايپى كه شما براى عنوان كتاب به كار مى بريد همان «تايپ فيس»ى است كه معمولاً براى تاليف و نوشتن همه چيز به كار مى بريد. من از تركيب نوشتارى يا كار شما انتقاد نمى كنم. سعى من در اين است كه بفهمم چرا ما ايتاليايى ها با الفباى لاتين و شما ايرانى ها با الفباى فارسى در نظام نوشتارى مان به شكل متفاوتى پيش رفته ايم. در ملاقاتم با طراحان جوان درباره مسائل مشابهى بحث كردم. من در مورد استفاده از تايپ به اين دليل بحث مى كنم كه بفهمم از نظر شما چه تايپى خوب و چه تايپى بد است؟ زيرا در اين كارها فقط علائم، خطوط و تناسباتى را مى بينم كه برايم قابل درك نيست، هيچ احساسى براى درك تفاوت بين اينها ندارم. به  هر حال، چند كار جالب از طراحان جوان ديدم كه با استفاده از الفباى فارسى با فواصل خالى فراوان انجام شده   بود. يك علامت و فضاى خالى با علامت و فضاى خالى ديگر،  شكستن لغاتى كه برايم بسيار عجيب و واقعاً جالب بود. اين كار خيلى شبيه به كار خودم در استفاده از تايپ و فضاى خالى براى اهميت دادن به زمان در مطالعه و براى معرفى بُعدى تازه در تركيب تايپو گرافيك است. مى دانيم كه در فارسى اين  مسئله طبيعى نيست، زيرا بين حروف اتصالى وجود دارد كه بدون رعايت آن، «كلمه» قابل خواندن نيست. منظورم اين است كه در بعضى از كارها (و نيز كارهاى رنگ پنجم) متوجه تلاشى براى كار برروى خوشنويسى به شيوه اى متفاوت شدم. شما خوشنويس نيستيد ولى احتمالاً نسلى از به اصطلاح خوشنويسان ديجيتال هستيد كه تايپ را انتخاب و بر روى آن كار مى كنيد.
•بنابراين ترجيح مى دهيد اين كارها را خوشنويسى بدانيد نه تايپوگرافى، درست است؟
به اين تعبير بله، شايد كار شما شبيه به كار من باشد. من طراح حروف نيستم بلكه به شيوه ديجيتالى با كامپيوتر بر روى تايپ كار مى كنم. شما فنون مختلف را با استفاده از دست،  فتوكپى و سپس فتوشاپ و غيره مخلوط مى كنيد. من دوست دارم كار شما را بر روى عنوان يك پوستر ببينم، با آنكه مى گوييد خوشنويس نيستيد، ولى به نوعى هستيد، به اين دليل كه با وجود استفاده از ابزارهاى مختلف شيوه كارتان سنتى است.
•اين مسئله براى موضوع گفت وگو خوب است ولى به زمان بيشترى نياز دارد، در حال حاضر مى خواهيم سئوالات ديگرى از شما بپرسيم. درباره استفاده از طراحى گرافيك مثلاً پوستر در جامعه برايمان بگوييد.
در ايتاليا هنگامى كه شما پوستر طراحى مى كنيد به كارگيرى آن در خيابان بسيار مهم است ولى فكر مى كنم در كشور شما موضوع جور ديگرى است، زيرا مكان هاى مناسبى براى نصب پوستر وجود ندارد. همچنين در ايتاليا و كشورهاى ديگر عده اى مى گويند پوستر ابزار ارتباطى چندان كارآمدى نيست، اما من با اين نظر مخالفم. اين عقيده مثل آن مى ماند كه مردم سال ها پيش مى گفتند دوره كتاب ها تمام شده است، در حالى كه اين مسئله به چگونگى استفاده شما از موضوع بستگى دارد. بسيارى از پوسترهايى كه من طراحى كرده ام فقط در محيط هاى بسته مثل دانشگاه ها نصب شده اند. نبودن محلى براى نصب پوستر مشكل طراح گرافيك نيست، بلكه به تصميم شهردارى در چگونگى نصب پوستر برمى گردد. زيرا پوسترهاى ۱۰۰ در ۷۰ سانتى مترى در جايى كه مردم راه مى روند خوب به چشم مى آيند نه در جايى كه رانندگى مى كنند، پوسترها براى اين مكان خيلى كوچك هستند. براى نمونه، نام تجارى معروف ايتاليايى «بنتون»۳ عمدتاً از طريق تبليغات پوستر به شهرت جهانى رسيد نه از طريق تبليغات تلويزيونى. آنها از تعداد زيادى پوستر بزرگ بر روى تابلوهاى آگهى در بزرگراه ها بهره گرفتند. همان طور كه مى بينيد مشكل، اندازه و خوانايى است نه ابزار.
پوستر تنها يكى از وسايل پيام  رسانى است كه مى توان از آن استفاده كرد و اين به شما بستگى دارد كه چطور از آن بهره بگيريد.
من مكان هاى زيادى را در تهران و اصفهان ديدم كه قابليت نصب پوستر را داشت. از آنجا كه سنگينى ترافيك در كشور شما عادى است، حركت مردم كند مى شود و نصب پوستر در سطح شهر انتخاب خيلى خوبى است. نمى دانم چرا اين كار را انجام نمى دهيد. با وجود اين امكان، من فقط پوسترهاى بسيار بدى ديدم كه به نظرم ناشى از شيوه هاى تبليغاتى بد است. شايد به اين دليل كه شما مجبوريد هزينه گزافى براى نصب پوسترهايى با موضوع فرهنگى در همه جا بپردازيد، و ضمناً اين كار معمول نيست. احتمالاً استفاده از اين مكان ها بسيار پرهزينه است و مشكل شما اين نيست كه آيا پوستر شما پيام را منتقل مى كند يا نه بلكه مشكل گرانى اين كار است.
به هر جهت، پوستر براى برقرارى ارتباط مى تواند ابزار خوبى باشد زيرا فكر مى كنم رسانه اى بسيار ساده و كهن است و در صورت استفاده صحيح بازدهى مناسبى خواهد داشت.
•به عنوان طراح گرافيك اهل يك كشور غربى فكر مى كنيد طراحان چگونه مى توانند در هنگام استفاده از تاريخ، ريشه ها و ميراث طراحى شان، شخصيت خود را در كارهايشان حفظ كنند؟
به نظر من مهم ترين چيز براى يك طراح، دانش و خرد است. هر چه بيشتر بدانيد، در طراحى و انتخاب شيوه تان آزادتريد.
پيش از هر چيز به ريشه هاى خود در سرزمينتان نگاه كنيد. مثلاً زادگاه و كشورم ايتاليا و نيز فرهنگ اروپا براى من بسيار مهم است. من به دانشجويانم مى گويم كه بايد زياد مطالعه كنند، هر چند تنها مطالعه كافى نيست. شما بايد داراى استعداد باشيد. اين موهبتى است كه يكى از آن برخوردار است و ديگرى نيست. بعضى افراد به ريشه ها و برخى به چيزهاى خيلى جديد علاقه دارند. اما به نظر من شما بايد سير پيشرفت سنت هاى خود را بدانيد تا بتوانيد آن را تداوم بخشيده و به تكامل برسانيد. البته تأثرات شما هم در جهان امروز مهم است، شما خواسته يا ناخواسته از طراحى گرافيك غربى متاثر مى شويد و اين حق شما است، چرا كه طراحى گرافيك غربى به همراه طراحى ژاپنى احتمالاً پيشرفته ترين طراحى در دنيا است. از بعضى جهات هم شما بايد نگاهى به كارهايى كه به روش هاى مختلف انجام شده داشته باشيد. اما نتيجه كار اين شده است كه در انتخاب روش خود و حفظ سنتتان كپى بردارى نمى كنيد. در نهايت اما رويكرد مهم است، نه سبك.
•با تشكر از سعيد عباسى و الهام ماهوتچى
۱- Ludwig Miss van der Rohe
۲- Less is More
۳- Benetton
منبع : شرق
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 2:45 PM |
تهیه و تنظیم:مهرنوش خورشیدی


Exhibition poster by Noboru Matsuura
پوستر نمایشگاه توسط Noboru Matsuura


به دعوت پروفسور Noboru Matsuura استاد دانشگاه Kanazawa و مدیر موزه پوستر Ogaki و با همکاری گروه طراحان گرافیک رنگ پنجم" نمایشگاه پوسترهای ایرانی در موزه پوستر Ogaki برپا شده است.

این نمایشگاه که از تاریخ 29 اکتبر آغاز شده تا 26 نوامبر ادامه خواهد داشت.
به دعوت موزه پوستر ژاپن تا کنون پنج نمایشگاه بین المللی در این موزه برپا شده است. که از جمله آن‌ها نمایشگاه پوسترهای لهستان در سال 1999 ، نمایشگاه پوسترهای معاصر چین در سال 2001 و نمایش پوسترهای 65 ساله‌ی کوبا در سال 2003 بوده است.
پروفسور Noboru Matsuura می گوید : پوسترهای ایرانی در سال‌های اخیر توجه جهانیان را به خود جلب کرده است.و این بیشتر به این دلیل است که مردم علاقه‌ی زیادی به شناخت فرهنگ اسلامی و ایرانی دارند.
من همیشه فکر می کنم در پوسترها هنر و پیام با هم ادغام شده‌اند ، به همین دلیل تا کنون آثار هنری ارزنده‌ای از هنرمندان کشورهای مختلف مثل آمریکا ، لهستان ، جماهیر شوروی سابق ، چک و اسلواک ، فرانسه ، آلمان ، فنلاند و... را در این موزه معرفی کرده‌ام.در حقیقت پوسترها نشان دهنده فرهنگ هر کشور هستند.
طراحان ایرانی در این نمایشگاه عبارتند از:
مجیدعباسی، رضا عابدینی، فرزاد ادیبی، مرتضی کوچکیان، تهمتن امینیان،مجید آزادمنش، ادیک بوغاسیان، مریم عنایتی، وحید عرفانیان، سیامک فیلی‌زاده، فرهاد فزونی، امیرعلی قاسمی، ابراهیم حقیقی، پدرام حربی، عبدالله کاویانی، علی خورشیدپور، بهراد جوانبخت، ساعد مشکی، مرتضی ممیز، داوود مرگان، علیرضا مصطفی زاده ابراهیمی، ایمان راد ، مهدی ساعدی، بیژن صیفوری، فیروزشافعی، قباد شیوا، و فرید یاحقی.

چند نمونه از پوسترهای به نمایش درآمده در نمایشگاه پوسترهای ایرانی









از بالا: ساعد مشکی ،قباد شیوا،امیر علی قاسمی و ایمان راد
برای دیدن پوسترها در ابعاد بزرگتر بر آن‌ها کلیک کنید.

لینک‌ها:

وب سایت رنگ پنجم
وب سایت رضا عابدینی
پارکینگالری: امیر علی قاسمی
وب سایت قباد شیوا

.........
منبع خبر: posterpage.ch با تشکر از امیر علی قاسمی

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 2:33 PM |
نمایشگاه منصوره اشرافی


نخستین نمایشگاه انفرادی منصوره اشرافی با عنوان "سکوت سپری شده" پس از 25 سال در نگارخانه سرمه برگزار می‌شود.وی پیشتر در سال‌های اولیه پس از انقلاب در چندین نمایشگاه گروهی شرکت داشته است.
منصوره اشرافی فارغ التحصیل رشته‌ی حقوق از دانشگاه ملی ( شهید بهشتی) بوده و نقاشی را حدود 25 سال پیش نزد استاد مهران صدرالسادات فراگرفته است. با این‌که زمینه‌ی اصلی فعالیت وی ادبیات است نقاشی را هم‌چنان پی گرفته و تصمیم دارد به‌طور فعال‌تری آن را ادامه دهد.
در زمینه ادبیات کتاب شعری از او با عنوان " خورشید من کجاست" آخرین مراحل انتشار را سپری می‌کند و از سوی انتشارات ماکان در آستانه‌ی عرضه به بازار است. کتاب‌های دیگری ازو از جمله چند مجموع شعر و نیز تحقیق جامعه شناسی در بعضی اشعار شاملو در مراحل مختلف انتشار قرار دارند.

نمايشگاه نقاشي سكوت سپري شده از جمعه چهارم آذر تا چهارشنبه نهم آذر ماه از ساعت 15 تا 19 در گالری سرمه برپا خواهد بود.
آدرس نگارخانه سرمه: خيابان فتحی شقاقی، بين بيستون و چهلستون، پلاك 76،طبقه اول تلفن: 88722693
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 2:30 PM |
منوچهر دقتی و پنج گالری از آثار عکاسی‌اش در کارگاه


منوچهر دقتی


متولد 1333 ارومیه

یکی از مطرح ترین عکاسان ایرانی در سطح جهان است که با آژانس‌ها و مطبوعات معتبر عکاسی در دنیا از جمله AFP, Sipa Press, Black Star, Newsweek, Time, Life, Paris Match همکاری داشته است.
او در سال‌های 1986 تا 96 میلادی به عنوان مدیر بخش عکس AFP در امریکای مرکزی ، قاهره و اورشلیم فعالیت ‌کرده است.
در سال 1996 هنگام پوشش خبری ِ درگیری‌های نظامی اسرائیل و فلسطینیان در رام‌الله زخمی‌شد و مدت 18ماه در بیمارستان بستری بود.
وی مجددا در سال 2000 زمانی که برای AFP در پاریس ، رویدادهای خبری داخلی و جهانی را پوشش می‌داد، هنگام بازدید رهبر فرانسه از فلسطین زخمی‌شد.
بعد از سقوط طالبان با همراهی رضا دقتی مؤسسه آموزشی فتوژورنالیسم آینه را در افغانستان بنیاد نهاد.
او تا کنون چندین جایزه‌ی معتبر بین‌المللی عکاسی از جمله جایزه معروف World Press Photo را در سال‌های 1983 و 1986 به‌ خود اختصاص داده است.
وی همچنین در کلاس‌های آموزشی World Press Photo در آمستردام تدریس کرده است.

در ادامه، گالری‌های وی در کارگاه فهرست شده اند . با کلیک بر هر نمونه می‌توانید از گالری مربوط دین کنید.


منوچهر دقتی

The Black Pharaohs


منوچهر دقتی

Casita – Street Kids in Nicaragua


منوچهر دقتی
Photos from Afghanistan


منوچهر دقتی

Iran-Iraq War


منوچهر دقتی

Iranian Revolution

برای خواندن بیوگرافی کامل منوچهر دقتي به انگلیسی به این آدرس بروید.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 2:18 PM |
بزرگداشت نیم‌قرن عکاسی نيکول فريدنی

بزرگداشت نیکول فریدنی



اشين دانيلي ذکريان و محمد حاج ابوالفتح در يکمين سالگرد افتتاح نگارخانه نيکول و به مناسبت گراميداشت نيم قرن عکاسي نيکول فريدني از طبيعت ايران، نمايشگاه عکسي با عنوان دماوند برگزار مي‌کنند.
در این نمایشگاه 3 تا از عکس‌های نیکول فریدنی از دماوند نیز به ‌نمایش در‌می‌آید.

گشايش : 20 آبان 84 ، ساعت 17 تا 21
زمان بازديد : 21 تا 30 آبان 84 ، ساعت 16 تا 20
تهران ، خيابان شهيد استاد مطهری ، روبروی سليمان خاطر ، خيابان اکبری (پارسا) ، کوچه آزادی ، شماره 1/31 ، نگارخانه نيکول
تلفن/نمابر : 88748343
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 2:15 PM |
 شیده کشاورز منش و گالری‌اش در کارگاه


شیده کشاورز منش


آبان 1356 در مشهد به‌دنیا آمدم در سال 1376 به دانشگاه هنر تهران وارد شده و در رشته گرافیک به تحصیل پرداختم.پیش از آن بیش از ده دیپلم افتخار از جشنواره‌های دانش‌آموزی ایران در زمینه‌های نقاشی و طراحی دریافت کرده بودم. پس از فارغ التحصیلی در سال 1381 در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار شدم.در سال 1384 تندیس پنجمین جشنواره‌ی انیمیشن تهران را به سفارش کانون به اتمام رساندم.در همان زمان در انتشارات علمی و فرهنگی به عنوان طراح و تصویرساز مشغول به کار بودم. همچنین طراحی جلد CD ها و کتاب‌های آموزشی را به سفارش وزارت علوم و فن‌آوری انجام می‌دادم.
در بسیاری از جشنواره ها و نمایشگاه‌های مربوط به ارگان‌های دولتی و دانشجویی و آزاد فعالیت طراحی ، تبلیغات و یا مشاوره را به عهده داشته‌ام.
شخصا علاقه من به تصویرسازی باز می‌گردد چه به عنوان بخشی از طراحی گرافیک که می‌تواند متبلور از یک داستان باشد، داستانی از یک عنوان کتاب یا بخشی آزاد از داستان‌های نانوشته‌ای که در ذهن ماست .
در حال حاضر مشغول تحصیل دکترای طراحی در دانشگاه "Universitat de Barcelona" اسپانیا هستم. تحصیلاتم در این دانشگاه را در مهر ماه 1385 آغاز کرده‌ام .


شیده کشاورز منش

برای ورود به گالری شیده کشاورزمنش روی نمونه کلیک کنید.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 0:1 AM |

جنینی در جوی آب
داوران در بخش تک عکس خبری عکسی با عنوان «جنین در جوی اب» از محسن صالحی را برنده جایزه‌ی نخست اعلام کردند. این عکس جنینی را در جوی خیابان پر رفت و آمد ولیعصر نشان می‌دهد و در پس‌زمینه پاهای دو رهگذر در حال عبور دیده می‌شوند. جیهان عمار، یکی از داوران که معاون دبير آژانس عكس فرانس پرس و ساکن قبرس است در مورد این عکس تکان دهنده سخنانی به زبان انگلیسی ایراد کرد و نقاط قوت آن را به لحاظ ارزشهای عکاسی و تاثیری که در نشان دادن یک فاجعه‌ی اجتماعی داراست تحلیل کرد.mehr
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 و ساعت 11:46 PM |
معرفی Anas Al-Shaikh

برگردان: میترا صمدی


Anas Al-Shaikh


انس الشيخ ( Anas Al-Shaikh) متولد 1968 در بحرين
فارغ التحصيل رشته‌ى معمارى از اردن - 1989
عضو انجمن هنرهاى معاصر بحرين
وی در نمایشگاه‌های گروهی متعددی شرکت داشته است.
او با نمایشگاه‌های "خاطره‌ی خاطرات" و "خدای جدید" در سال‌های 2001 و 2002 نمایشگاه‌های اينشتاليشن را در بحرين آغاز و معرفی‌ کرد.
.......................


در سميناری در محل گردهمايى فرهنگي اصيله در بحرين نخستین سخنران" بلقيس فخرو" از كار ِ الشيخ به عنوان نمونه اى استثنايى از هنر جديد در بحرين نام می‌برد .


خاطره‌ی خاطرات

Memory of Memories, 2001
Installation



” خاطره‌ى خاطرات “ پيچيده ترين كار ِ او تا کنون در سال 2001 در يك گاراژ در القضيبيه ، يكي از قديمى ترين و فقيرترين محله هاى منامه اجرا شد.
محل چیدمان خاطره‌ی خاطراتاو به مدت ِ دو سال مرتباً اتومبيلش را نزديك آن محل پارك مى كرد ، هنگاميكه در آن ناحيه بود و آن فضا را مشاهده مى‌كرد ، جو آن‌جا خانه‌شان در عربستان سعودى را به یاد او می‌آورد. جایی كه در کودکی به همراه خانواده‌اش در آن زندگى كرده بود .
اينستاليشن ِ أنس الشيخ آميخته اى است از خاطرات ِ بچگى و جوانى و اتفاقاتِ تاريخى اخير كه در مجموعه‌ى "خاطره‌ى خاطرات" ثبت شده ، مانند جنگ ميان ِ عراق و ايران ، هجوم ِ عراق به كويت و اولين جنگ ِ خليج فارس.

أنس الشيخ می‌گوید:" رسانه‌اى دو بعدى مثل ِ نقاشي براى تفهيم ِ افكارش كافى نبوده است ."
او همچنین اعتقاد دارد: " درباب ِ موضوعات ِ بسيارى كه در سرزمين ما اتفاق مى‌افتد ، به جاى اين‌كه قوايمان را روي هم جمع كرده و در خود تغييرى ايجاد كنيم به عنوان ِ تماشاگر عمل كرده‌ايم . مهم‌ترين مسئله براى من به عنوان يك فرد عرب در دنياى اسلام مشاهده‌ى اين‌است كه ما در زمينه‌هاى بسيارى همچون سياست ، حقوق بشر و دموكراسى پيشرفت نكرده‌ايم . به نظر نمى‌رسد كه ما قادر به ايجاد ِ يك فرهنگ نو و يا يك هنر جديد باشيم ، به همين دليل من سعى مى كنم گفتگويى با خودمان با نَفس ِخودمان داشته باشم.
این‌که چگونه بر روى برخي چيزها به گونه‌اى هنرمندانه تمركز كنيم ، چگونه از رسانه‌های هنری جديد براي ابراز و بيان ِ خودمان ، عقايدمان ، مشكلاتمان و سردرگمى هايمان ـ كه به خاطر ِ آن‌ها بيشترين زيان را متحمل مى شويم ـ استفاده كنيم .
هر كسى طرز فكر خودش را دارد و به افكار ديگران احترام نمى گذارد ، فقط مي خواهد آنچه را كه خودش
به آن اعتقاد دارد انجام دهد . فكر مى كند كه فقط حق با اوست است و دیگران حقی ندارند . من در هنرم تلاش مى كنم همه ى اين‌ها را مطرح كنم . فكر مى كنم ابتدا بايد در خودمان به دنبال علت ِ مشكلات بگرديم پيش از آنكه ديگران را مسئول ِ آنها بدانيم ... مهمترين چيز، دريافتن اين‌است كه چگونه مى توانيم خودمان را، زندگى‌مان را تغيير دهيم .
اگر ما مى خواهيم اندكى پيشرفت در اين جهت داشته باشيم ، در اين صورت نيازمند به دموكراسى و اعتقاد ِ بيشتر به حقوق ِ بشر هستيم ، پيش از آن‌كه به اين اصل معتقد باشيم كه ديگران، همه دشمن ِ ما هستند .
هر كسى ايمان و اعتقادات و فرهنگ خودش را دارد ؛ سؤال، چگونگى ِ گفتگو كردن ِ اين فرهنگ ها با هم و چگونگى ِ رسيدن به بهترين براى همه كس بوسیله‌ی همین گفت‌وگوهاست.من سعى مى‌كنم این را شخصا در كارهایم تجربه كنم ."


عکس از أنس الشيخ


او منظور ِ خود را با جزئيات ِ بيشترى بيان كرده و توضيح می‌دهد كه چگونه بوسيله ى عكس‌ها و فيلم‌هاى نصب شده در ” خاطره ى خاطرات “ به مردم نزديك مى شود.

او در مورد عکس نصب شده در " خاطره‌ی خاطرات" توضیح می‌دهد:

” این عکس موقعيت ما را در دنياى عرب منعكس مى كند ، قدرتى وجود دارد كه همواره در بالاى سر ِ ما
قدرت‌نمايى مي كند ـ چه يك فرمانرواى درونى باشد و چه قدرتى بيرون از حريم ِ ما ـ همواره به ما گفته
مى شود كه چه بكنيم و چه نكنيم . در عكس مردها با حركت ِ بازوهايشان از فرمان هاى نظامى تبعيت
مى كنند ’ 1 2 3 بالا... پايين ... ‘ من مى گويم كه به ما گفته شده كه چه چيز را بايد ببينيم و به چه بايد فكر كنيم وچه چيز را اجازه داريم بگوييم و چه چيز را بايستى باور كنيم . ما اجازه نداريم توانايى‌هايمان، ديدمان يا افكارمان را پرورش دهيم ، يا اينكه خود تصميم بگيريم به چه ايمان داريم . “


قفس و مرغ و خروس در اینستالیشن خاطره‌ی خاطرات


قفس‌ها از سبدهای توری که برای ماهیگیری استفاده می‌شوند ساخته شده اند.در قفس کوچک‌تر مرغی قرار دارد و در بزرگتر یک خروس.اناس الشیخ می‌گوید: شاید مردها از آزادی بیشتری برخوردارند ولی در نظام اجتماعی همه ما در قفس هستیم با این تصور که آزادیم.


new-god-1.jpg

The new God! 2002
Installation



او اثر دیگرش را "خدای جدید!" نام‌ گذاشته است.
در این اثر نوشته‌ی روی دیوار اشاره دارد به گفته‌ی رئیس جمهور آمریکا:
ایالات متحده آمریکا انتخاب مشخصی را برای هر ملتی عرضه می کند: یا با جهان متمدن هستید یا با تروریست ها و کسانی که با تروریست ها باشند هزینه‌ی سنگینی را خواهند پرداخت.
در "خدای جدید" او از آمریکا به عنوان ابرقدرتی که از قدرت خود برای تحمیل فرهنگ و نوع نگاه و باورهایش به دیگر ملت‌ها استفاده می‌کند، سخن می‌گوید.


Confusion

Confusion, 2003
Video & sound installation



اثر دیگری ازو با عنوان "سرگشتگی" بر موقعیت اعراب و یا جهان اسلام اشاره دارد الشیخ در این مورد می‌نویسد:
detail
"ما هنوز موقعبت خود را در نیافته ایم و درباورها و نگاهمان به سیاست، اقتصاد، فرهنگ، مذهب و توسعه در نوعی گیجی به سر می‌بریم. اکثر ما به دنبال دموکراسی، حقوق بشر، تساوی حقوق زنان و مردان ،عدالت اجتماعی و جامعه مدنی هستیم اما به دلایل مختلف بعضی از ما از آن روی برمی‌گردانیم. برخورد و تضادی هست در ما و در دیدگاه‌های مختلفی که وجود دارند."
در عکس بالا و بر دیوار آیه‌ای از قران را می‌خوانیم: "یوم تبلی السرائر " به معنای "روزی که اسرار آشکار شوند".


أنس الشيخ می‌گوید که ارتباطى خوب و ساده‌ با مردم ِ عادى محل نمایش آثارش داشته . آنها به گاراژ مى آمدند بدون ِ هر گونه كنجكاوى ، بدون ِ حتى تصور اينكه به ديدن ِيك نمايشگاه ِ هنرى آمده اند .
برخى آنچه را كه ديده بودند دوست داشتند ؛ ديگران آن را عجيب يافته بودند ، اما به خاطر ِ انجام ِ اين كار
در محل ِ عمومى زندگى شان به او احترام گذاشته بودند .
در مقابل ِ آن بسيارى از همكاران و متخصصان هنر، نمايش او را تأييد كردند ، اما اساسا اينستاليشن و ويديو آرت را رد كردند ، فقط ارزش ِنقاشى و مجسمه سازى را تأييد كردند.


انس الشيخ كارش را به عنوان ِ هنرمندی که به هنر جدید و اينستاليشن می‌پردازد در سال 1994 شروع كرد . او اولين نفر در بحرين بود . به اين منظور او تلاش كرد هنرمندان ِ جوان ِ كشورش را تشويق كند كه رك‌گو ، صريح و تجربى باشند . آن‌ها با هم طرح هاى هنرمندان ِ ديگر را در كتاب‌ها ، كاتالوگ‌ها و اينترنت نگاه كرده و درباره‌ى آن‌ها بحث و گفتگو كردند . در سال 2002 ، او اولين گروه براى اجرای اينستاليشن را در انجمن هنر معاصر بحرين ، تنها با شركت چهار هنرمند بر پا كرد . در سال 2003 نمايشگاه شامل 9 هنرمند شده بود و نمايشگاه ِ برنامه ريزى شده براى سال‌های بعد از اين هم بزرگ‌تر خواهد بود .
او در زمینه‌ی هنر جدید دو پروژه‌ی دیگر در دست دارد اولى با عنوان ” گفتگو باخود “ ، و دومى ” گفتگو با ديگران “ .
...........................

منبع: http://www.universes-in-universe.de/english.htm

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 و ساعت 11:43 PM |
لیلی فرهاد پور از خانه هنرمندان حذف شد اعطای مدال ملی لياقت فرانسه به رضا دقتی
گزارش ماهانه كانون نمايشنامه‌نويسان گزارش تصويري از حفاري مجاور مجموعه تئاترشهر
معامله گران محصولات گلد کوئیست تحت تعقیب سفير فرانسه :ايران يك قاره سينمايي است
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 8:33 PM |
 

نمایشگاه آثار عکاسی کاوه گلستان و محمد فرنود با عنوان " به مجنون بگو زنده بمان" شامل تعدادی از عکس‌های جنگ این دو عکاس از شانزدهم آبان‌ ماه در خانه هنرمندان ایران دایر خواهد بود.
همزمان با این نمایشگاه نمایشگاه دیگری از آثار پیش از انقلاب زنده یاد کاوه گلستان با عنوان" «سه گزارش از: روسپي، كارگر و مجنون» برگزار می‌شود.افتتاحیه هر دو نمایشگاه شانزدهم آبان از ساعت 17 تا 21 بوده و نمایشگاه تا 26 آبان ادامه دارد.
علاقه‌مندان هر روز از ده صبح تا 8 بعد از ظهر می‌توانند از نمایشگاه بازدید کنند. در روز 26 آبان نیز جلسه گفت‌وشنود با حضور اساتید، هنرمندان و دانشجویان عکاسی برگزار می‌شود.
این نمايشگاه‌ها با همت و تلاش مهرك گلستان (فرزند زنده ياد كاوه)، هنگامه گلستان (همسر زنده ياد كاوه) و محمد فرنود برپا مي شود.

برای دیدن پوستر نمایشگاه‌ها در ابعاد بزرگ‌تر بر آن‌ها کلیک کنید

تعداد 22 عکس از نمایشگاه " به مجنون بگو زنده بمان" را می‌توانید در کارگاه نیز ببینید.

عکس:کاوه گلستان


برای دیدن عکس‌های کاوه گلستان بر روی نمونه کلیک کنید.

عکس : محمد فرنود


برای دیدن عکس‌های محمد فرنود بر روی نمونه کلیک کنید.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 8:12 PM |
  آثار آرش خدایی،اسماعیل بحرانی ،کاوه توکلی و کارن رشاد در نگارخانه بهزاد

نمایشگاه کلاه استودیو



 

اولین نمایشگاه گروهی آرش خدایی،اسماعیل بحرانی ،کاوه توکلی و کارن رشاد در نگارخانه کمال‌الدین بهزاد برگزار می‌شود.در این نمایشگاه بیش از صد اثر نقاشی، محسمه و تصویر سازی به نمایش درمی‌آید.
علاقه‌مندان می‌توانند سی دی چند رسانه ای نمایشگاه را هم در روز افتتاحیه دریافت کنند.
زمان افتتاح : 21 آبان ساعت 16 الی 20
نمایشگاه تا 26 آبان ادامه دارد.
ساعت بازدید: 10 الی 18
آدرس نگارخانه کمال الدین بهزاد :تهران – بلوار کشاورز – جنب شانزده آذر – روبروی پارک لاله – تلفن : 88960453

کلاه استودیو از همه علاقه‌مندان برای بازدید از نمایشگاه دعوت می‌کند.

وب‌سایت کلاه استودیو

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 8:9 PM |
شاهرخ گلستان
نمايشگاهی از کارهای هفت عکاس ايرانی به همت گالری ابريشم تهران از نوزدهم اکتبر در پاريس گشايش يافت.
 عکس از پيمان هوشمند زاده
عکس از پيمان هوشمند زاده

در اين نمايشگاه عکسهايی از شادی قديريان، بهمن جلالی، مهران مهاجر، پيمان هوشمندزاده، رعنا جوادی، مهرانه آتشی و غزاله هدايت به نمايش گذاشته شده اند.

تا آنجا که به ياد دارم، اين نمايشگاه از اهميت هيچ يک از نمايشگاه های بعد از انقلاب عکاسان ايرانی در پاريس، برخوردار نيست و کوچکی محلی نمايشگاه و حتی کوچکی قطع بسياری از عکس ها هم، مزيد بر علت شده است.

از کارهای ديدنی، 5 قطعه عکس، کار شادی قديريان است که نيم تنه زن جوانی را از پشت شيشه ای لکه دار و خط-خطی شده گرفته و زيبايی و جاذبه های زنانه او را، آشکارا و نهان، نشان می دهد.

زن، موضوع اصلی کارهای قديريان است. او در آخرين سری کارهايش صورت زنان را با وسائل آشپرخانه مثل کتری، قابلمه و ماهيتابه پوشانده بود. عکس هايی که خيلی ها پسنديدند و از نظر خيلی ها هم جنبه ای تحقير آميز نسبت به زن امروزی داشت.

شادی قديريان که برای افتتاح نمايشگاه به پاريس آمده بود
عکس از شادی قديريان
به من گفت: "آن هم - همان وسائل آشپزخانه - يکی از جنبه های زندگی زن است، نه تنها زن ايرانی. زن هر جای دنيا هميشه دغدغه های آشپزخانه خورد و خوراک بچه را دارد."

"کارهای تازه من هم - همانطور که حدس زديد - جنبه ديگری از زن است، آن حالت 'اروتيک' که بخشی از شکوه زن است."

عکس های مهرانه آتشی کارهايی ديدنی از باستانی کارها در زورخانه است و نفس حضور زن عکاس در زورخانه، خود بخود در خور عکس ها جالب توجه تر می نمود.

مهرانه آتشی برايم تعريف کرد که "يک بار تصادفا از جلو زورخانه رد می شدم که خواستم داخل شوم اول اجازه نداند و بعد با اصرار وارد شدم."
عکس از مهرانه آتشی

کارهای بهمن جلالی و رعنا جوادی شبيه هم و شبيه کارهای بسياری از عکاکسان ايرانی در سال های اخير است: يک عکس سياه و سفيد سالهای پيش که يک شاخه گل روی آن گذاشته اند و يک عکس رنگی از آن گرفته اند.
عکس از بهمن جلالی

مهران مهاجر هم سطرهايی از متون فارسی و عربی را روی صورت زنی سوپر ايمپوز کرده است.

اينگونه تلفيق ها معمولا بايد چيز ثالثی را بسازد و يا پيامی در خود داشته باشد که در کارهای هيچ کدام از اين سه عکاس احساس نمی شد.

کارهای غزاله هدايت ده عکس از بازتاب اشياء در يک گوی بلورين است که به دليل کوچکی قطع عکس ها جنبه بصری ضعيفی دارد و چيز عمده ای دستگير تماشاگر نمی شود.
عکس از غزاله هدايت

اما از همه شگفت انگيزتر عکس هايی بود که پيمان هوشمندزاده از روی نقاشی های مذهبی گرفته بود و با افزودن عکس از يک نقاش ديگر بر آن، آنها را در نمايشگاه عکس عرضه می کرد.

هوشمندزاده در نمايشگاه بزرگ "نگاه های ايرانی" که چهار سال پيش در پاريس برگزار شد چند عکس ديدنی سياه و سفيد داشت.

او درباره کارهای تازه اش گفت: "برای من زياد اهميتی ندارد که اين کار گرافيک است يا نقاشی است يا عکاسی است. من يک کاری کرده ام که می تواند کولاژ باشد، زياد برای من اهميتی ندارد که حتما بخواهم اسم عکس روی آن بگذارم."

آناهيتا قباييان مدير گالری راه ابريشم درباره اين نمايشگاه به بی بی سی گفت: " ما آگاهانه کارهای مستند يا منظره و يا خبری نياورديم. عکس هايی که در اين مجموعه هستند همه عکس های هنری هستند. پشت همه اين کارها يک فکری هست که ممکن است عکاس منظره چنين فکری پشت کارهايش نباشد. اين عکاس ها موضوعی را انتخاب کرده اند و ميزانسنی به وجود آورده اند و عکس هايشان را گرفته اند و اين جور به آن نتيجه رسيده اند."

اين نمايشگاه تا نيمه دسامبر سال جاری ادامه خواهد داشت.

+ نوشته شده توسط رضا آشفته در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 6:44 PM |
دالوند
دالوند، از قديمی ترين تصويرسازان پس از انقلاب، نخستين نمايشگاه خود را در گالری سيحون برگزار کرده است. بيش از هزار اثر تصويرسازی او در سال های پس از انقلاب در مطبوعات ايرانی چاپ شده اند.
+ نوشته شده توسط رضا آشفته در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 12:40 PM |
http--www.roozna.com-Images-News-Larg_Pic-FootballIran_200762713252125.jpg