تحليل رنگ در آثار نيما، فروغ، سهراب، اخوان، شاملو، ايراني و رويايي
يك بررسي در ميان آثار هفت شاعر معاصر نشان ميدهد، پركاربردترين رنگ در مجموعههاي مهمي از شعر نو ايران، رنگ سياه است.
«رنگ سياه» پركاربردترين رنگ در آثار مهم شعر نو است
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مصطفي صديقي در كتاب «جستجوي خوش خاكستري» به تحليل رنگ در شعر معاصر و بررسي آثار نيما يوشيج، فروغ فرخزاد، هوشنگ ايراني، سهراب سپهري، مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو و يدالله رويايي پرداخته است كه در اين بررسي رنگ سياه ٤٤ درصد كل رنگها را در برميگيرد. رنگهاي سرخ، سبز، سفيد، زرد، آبي، خاكستري، بنفش و قهوهيي در مجموع ٥٥ درصد باقي مانده را شامل ميشوند.
به اعتقاد او، اختلاف بين رنگ سياه و سفيد، يعني ٤٤ درصد در برابر ١١ درصد، دوگانگي را به سمتي ديگر كشانده، يعني مجموع رنگها را در تقابل با سيطره رنگ سياه قرار داه است.
رنگهاي «سرخ، سبز، سفيد» با درصدي نزديك به هم در يك مجموعه گرد آمدهاند و رنگهاي «زرد و آبي» و سپس رنگهاي «خاكستري، بنفش و قهوهيي» مجموعههايي نزديك به هم را تشكيل ميدهند.
در كتاب «جستجوي خوش خاكستري» ميخوانيم: «رنگ سياه ر شعرهاي نيما» (در دورههاي مختلف) بالاترين بسامد را دارند. در دوره اول (١٣١٣ -1300) اين كاربرد بيشتر عيني و بيروني و تا اندازهاي سطحي است. يعني اوضاع نابهسامان اجتماعي و سياسي حضور اين رنگها را فزوني ميبخشد. اين كاركردها در دوره پاياني (١٣٣٧ - ١٣٢٥) بيشتر دروني و ذهني شدهاند و كاربرد اين رنگ عميقتر و شاعرانهتر است.
چرخش معنايي رنگ سياه در شعر سپهري آشكارتر و روشنتر است. اين مساله با مقايسه كاربرد رنگ سياه در مرگ رنگ (١٣٣٠) با مجموعه شعر آوار آفتاب (١٣٤٠) يعني با فاصله ١٠ سال، قابل بررسي و تحليل است. در شعر شاملو رنگ سرخ، نمود بيشتري يافته و چرخشهاي معنايي آن روند شعر وي را به خوبي نشان ميدهد. رنگ سرخ در مجموعه «آهن ها و احساسها» - اولين مجموعه شعر شاملو - بالاترين كاربرد را داشته، همه اين كاربردها در مفهوم خون و حماسه آمدهاند. اما آرامآرام و در آثار بعدي رنگ سرخ در معناي عاشقانه بروز ميكند.
در مجموعه شعرهاي فروغ فرخزاد، رنگ حضوري تجربي دارد. در كنار حضور سنگين رنگ سياه كه اندوه و خستگي شاعر را در خود نشان ميدهد، طيفي از رنگهاي ديگر را ميبينيم كه واقعبيني شاعر را آشكار ميكند.
تنزهگرايي شاعر با همنشيني مداوم رنگهاي سرخ و آبي آمده است كه توجه به غرايز زيستي و بشري در كنار شان انساني اين ژرفانديشي را بيان ميكند.
هوشنگ ايراني گويي بعد از زلزلهاي سنگين و ويرانگر نشسته است تماشا ميكند و شعر ميگويد. اين ويراني و سياهي بيروني، نحو جملات و عبارات شاعر را نيز معلق و مغشوش كرده و گاه او را به بياني جنونوار واميدارد. در اين فضاي به هم ريخته رنگها نيز جابهجا جلوه ميكنند. سياهي همسو با ويراني رنگ بنفش نيز فضاي تيره و شكننده را همراهي ميكند، اما به تدريج در مجموعههاي بعد از «بنفش تند بر خاكستري» با كاهش چشمگير رنگ سياه رو به رو ميشويم كه آرام آرام زبان شاعر نيز روان و ملايم ميشود.
رنگ سياه براي اخوان ثالث زمان حال است در برابر گذشتهي دور باستاني كه خواستار تكرار و تجديد آن است، بنابراين آن را روشن و سپيد ميبيند و اين امر شاعر را به دوگانگي نفوذناپذير رهنمون ميشود و هم طيف رنگها را در سياه و سفيدي كه خود رقمزده جا ميدهد.
«جستجوي خوش خاكستري» كه به گفتهي مولفش نخستين كتاب درباره تحليل رنگ در شعر معاصر است، توسط انتشارات روشن مهر به چاپ رسيده و نامگذاري فصلهاي آن به اين ترتيب است: با روشني و تيرگي اين شب دراز / نيما يوشيج، آشنايي با رگهاي آبيرنگ / فروغ فرخزاد، تندري رنگ ميدهد/ هوشنگ ايراني، ادراك فضا، رنگ، صدا / سهراب سپهري، رازهاي تيرهي هستي / مهدي اخوان ثالث، قلب سرخ ستاره / احمد شاملو و مسافت رنگ/ يدالله رويايي.
از مصطفي صديقي كه در دانشگاه هم تدريس ميكند، پيش از اين مجموعهي شعر « يك جملهي كامل» در سال ٨١ منتشر شده و دو مجموعهي « به گور خودم ميخندم» و «مراقبت از دستها » نيز آمادهي چاپ است كه به گفتهي خودش بيشتر در فضاهاي پست مدرن ميگذرد.