پوسترهاي ابراهيم حقيقي؛
راهبه ها، اولين پوستر جدي
نويسنده: رضا آشفته
<پوسترهاي تئاتر ابراهيم حقيقي> بخشي از تاريخ تئاتر معاصر ما از سال 1348 تا 1384 را دربرمي گيرد. تاريخ تئاتر از اين جهت كه هر يك از اين پوسترها دست كم مي تواند راجع به فعالان و ديدگاه هاي موجود به لحاظ گزينش متون، اطلاعاتي را به ما بدهد. جالب تر اين كه ابراهيم حقيقي در حاشيه هر يك از اين پوسترها، يادداشت كوچكي را قرار داده است تاعرض حالي درباره چگونگي شكل گرفتن آن پوستر ارائه كرده باشد.
اولين پوستر تئاتري او، پوستر نمايش <راهبه ها> به كارگرداني و بازنويسي از نمايشنامه ادوارد مانه، مصطفي دالي، ترجمه اكبر حسن شاهي و مهدي فخيم زاده و بازيگري فخري خروش، حميد طاعتي، داريوش مودبيان، مهدي فخيم زاده و مصطفي دالي است. از اين اطلاعات درج شده براين پوستر درمي يابيم كه نمايش به سفارش كارگاه نمايش (وابسته به تلويزيون ملي ايران و جشن هنر) اجرا شده است. همچنين از ديگر عوامل كار مي توان به نام ملك (جهان) خزاعي (دكور و لباس)، هوشنگ توزيع (نور) سيف ا... شهاب (صدا)، رضا ژيان (پخش) و رضا رويگري (مدير صحنه) اشاره كرد.
اين پوستر به شيوه سيلك اسكرين و در ابعاد 70* 33 ارائه شده است. (تصوير 1)
ابراهيم در حاشيه اين پوستر مي نويسد: <سفارش از جانب آقاي داريوش مودبيان داده شد. در اولين سال ورودمان به دانشگاه با داريوش با هم خود را آماده كنكور كرده بوديم. هر دو به دنبال هنر مي گشتيم. او وارد دانشگاه هنرهاي دراماتيك شد و من به دانشكده هنرهاي زيبا رفتم. پوستر <راهبه ها> براي من اولين پوستر جدي حرفه اي به حساب مي آيد. قبل از اين فقط طراحي جلد كتاب را به شكل حرفه اي آغاز كرده بودم. گرچه با دستمزد اندك (حتي هيچ) و نمي دانم كه اين رفتار اصلانام حرفه اي بودن دارد يا نه؟ با اين پوستر با چاپ سيلك اسكرين آشنا شدم.دوست ديگرم آقاي بهمن زاده از دانشجويان نقاشي - كه شاگرد آقاي گنجه اي در كارگاه سيلك اسكرين دانشكده بود- چاپ را به عهده گرفت و الحق دوستي را به جا آورد. با اين كه دانشجوي رشته معماري بودم، آقاي مميز پوستر را در اولين نمايشگاه آثار گرافيك دانشجويان به ديوار آويخت. اولين كار حرفه اي، اولين چاپ پوستر و اولين نمايشگاه جمعي به اسامي پوستر كه نگاه مي كنم، همه از اولين هايي هستند كه امروز از بهترين ها هستند. يادگاري از همكاري خوب و عاشقانه در قدم گذاشتن به راهي دراز در پيش.
وي در صحنه بعد و در حاشيه پوستر نمايش <كرگدن> اثر اوژن يونسكو و به كارگرداني حميد سمندريان كه پوستر دومم مربوط به نمايش <روسپي بزرگوار> به كارگرداني هرمز هدايت و بازي سوسن تسليمي اختصاص داشت و به دليل در دسترس نبودن نسخه اي از اين پوستر، نتوانسته تصوير آن را در اين مجموعه آثار بگنجاند.
نمايش با اقبال استادان و مردم و مطبوعات روبه رو و باعث مي شود كه ارائه فعاليت هاي فوق برنامه دانشجويان دانشگاه تهران كه پري صابري سرپرستي بخش تئاتر آن را برعهده داشته، از ابراهيم دعوت به همكاري كند كه اين دعوت منجر به آشنايي او با حميد سمندريان مي شود و در ادامه درباره چگونگي پيدا كردن نسخه اي از پوستر <كرگدن> مي نويسد: 255 سال بعد بود كه آقاي انتظامي همراه تمام يادگارهاي خود كه به موزه سينما هديه كرد، پوستر <كرگدن> هم بود كه آن را دوباره ديدم و با او خاطرات را مزمزه كرديم.> وي درباره اين پوستر مي افزايد: <چاپ پوستر با روش سيلك اسكرين به دليل خصلت نمايش و اجرا در ايران است. كار نمايش با كمترين بودجه شروع مي شود، هر چقدر فروخت، بنا به اندازه كار افراد و گروه بين آنها تقسيم مي شود. پس بايد كمتر خرج كرد.
چاپ با روش سيلك اسكرين كم خرج بود. زيرا با رنگ هاي محدود چاپ زيبا امكان پذير مي شود. تعداد چاپ محدود بود. حداكثر 200 عدد چاپ كافي بود چون مكان نصب محدود و مخاطب نيز معدود و شناخته شده بود. حوزه روشنفكري و دانشجويي تماشاگر تئاتر بودند، اما همه اين محدوديت ها طراح را به انديشه ارائه پوستر جذاب تر وامي داشت.( >تصوير 2)
آيدين آغداشلو در پيشگفتاري كه براين كتاب نوشته، در ابتدا اظهار تعجب مي كند از اينكه ابراهيم حقيقي اين تعداد (زياد) پوستر تئاتر خلق كرده است و با ظرايف خاصي توصيف كردند پوستر تئاتر مي نويسد: <در آن طراح از سويي مي تواند با دستي باز، تا هرجا كه بخواهد و بتواند سليقه و تخيلش را راه ببرد و به آن ميدان دهد، چون مي داند مخاطب خاص و فرهيخته و همزباني پيش رو دارد كه لازم نيست عناصر درخشان و پيشتازي از پيش فراهم كند. از سويي ديگر شرايط خاص تئاتر ايران امكانات محدودي را فراروي او قرار مي دهد كه از حيث اجرايي دست و پايش را مي بندد و براي درك و به جا آوردن اين موقعيت بايد به پيشينه تئاتر ايران در دهه هاي 30و40 رجوع كرد.>
اين كارشناس هنرهاي تجسمي در ادامه با تاييد پوسترهاي تئاتري ابراهيم حقيقي كه با غلبه بر تنگناهاي شرايط تئاتري و چاپ پوسترهاي آن، به آثار درخوري رسيده است، مي نويسد: <استفاده از نقش مايه ها و طرح هاي ايراني در اين مجموعه، بسيار هوشمندانه و به جا صورت گرفته است و در نمونه هايي مانند پوسترهاي <پل>، <باغ شب نما>، <چايخانه باغ پريان> به كارايي در خور توجه و متعادل و تراز اولي رسيده است.> وي در ادامه از پوسترهاي <فستيوال تابستاني>، <عاشيق هاي آذربايجان> و <مرده هاي بي كفن و دفن> به عنوان آثار برتر و دوست داشتني ياد مي كند كه در همه اينها، حقيقي چه خوب توانسته است كه از امكانات ناچيز چاپ هاي ساده استفاده كند.>
آيدين آغداشلو در جمع بندي خود از اين آثار مي نويسد: <ابراهيم حقيقي گرافيست خلاق و توانمندي است و به نسلي از گرافيست هاي برجسته و شاخص ما تعلق دارد كه پشتوانه و پشتيبان گرافيك معاصر ايران هستند و بدون عمر تك تك آنها دستاورد امروز ما چنين پربار و سرشار نمي بود و دوام نمي داشت.>
نگاه يك طراح پوستر
ابراهيم حقيقي درباره چگونگي خلق يك پوستر تئاتر معتقد است: <پوستر تئاتر به سفارش كارگردان در ابتدا يا ميانه تمرين ها به طراح گرافيك سپرده مي شود. طراح متكي است به متن نمايشنامه و سپس به گونه اجرا و شيوه كارگردان. ممكن است متن كلاسيك شيوه اجراي مدرن داشته باشد يا متني نوين به گونه اي جز آنكه نويسنده به كار آيد.> وي مي افزايد: < طراح گرافيك پوستر تئاتر در ايران دچار تنگناي بودجه اندك چه براي دستمزد چه براي چاپ اندك شمار است پوسترهايي كه اندازه آنها از 50070 سانتيمتر بزرگتر باشد.>
وي اين شرايط را عامل بازدارنده حضور طراحان حرفه اي مي داند و به همين دليل دانشجويان و تازه كاران مشتاقانه خود را در معرض آزمون و خطاهاي مكرر قرار مي دهند تا بتوانند عرصه را براي فعاليت حرفه اي خود در آينده گسترش دهند و در ادامه مي افزايد: <به اين سبب برخلاف ديگر كشورها سبك و سياق و رفتار مستمري كه روشمند باشد به وقوع نپيوسته است. قياس را با كشور فرانسه و آلمان انجام مي دهم و با پوسترهاي تئاتر لهستان كه سبك اروپايي و سبك اروپاي شرقي در آنها آشكار است. آنچنان كه حتي مي توان از مكتب لهستان گفت و مقالات نوشت كه گفته اند اين اگر به سابقه پوستر مربوط نباشد قطعا به سابقه نمايش در آن كشورها باز مي گردد.>
رضا آشفته
روزنامه اعتماد ملي، شماره 414 به تاريخ 26/4/86، صفحه 10 (هنر)
□
نويسنده: رضا آشفته
<پوسترهاي تئاتر ابراهيم حقيقي> بخشي از تاريخ تئاتر معاصر ما از سال 1348 تا 1384 را دربرمي گيرد. تاريخ تئاتر از اين جهت كه هر يك از اين پوسترها دست كم مي تواند راجع به فعالان و ديدگاه هاي موجود به لحاظ گزينش متون، اطلاعاتي را به ما بدهد. جالب تر اين كه ابراهيم حقيقي در حاشيه هر يك از اين پوسترها، يادداشت كوچكي را قرار داده است تاعرض حالي درباره چگونگي شكل گرفتن آن پوستر ارائه كرده باشد.
اولين پوستر تئاتري او، پوستر نمايش <راهبه ها> به كارگرداني و بازنويسي از نمايشنامه ادوارد مانه، مصطفي دالي، ترجمه اكبر حسن شاهي و مهدي فخيم زاده و بازيگري فخري خروش، حميد طاعتي، داريوش مودبيان، مهدي فخيم زاده و مصطفي دالي است. از اين اطلاعات درج شده براين پوستر درمي يابيم كه نمايش به سفارش كارگاه نمايش (وابسته به تلويزيون ملي ايران و جشن هنر) اجرا شده است. همچنين از ديگر عوامل كار مي توان به نام ملك (جهان) خزاعي (دكور و لباس)، هوشنگ توزيع (نور) سيف ا... شهاب (صدا)، رضا ژيان (پخش) و رضا رويگري (مدير صحنه) اشاره كرد.
اين پوستر به شيوه سيلك اسكرين و در ابعاد 70* 33 ارائه شده است. (تصوير 1)
ابراهيم در حاشيه اين پوستر مي نويسد: <سفارش از جانب آقاي داريوش مودبيان داده شد. در اولين سال ورودمان به دانشگاه با داريوش با هم خود را آماده كنكور كرده بوديم. هر دو به دنبال هنر مي گشتيم. او وارد دانشگاه هنرهاي دراماتيك شد و من به دانشكده هنرهاي زيبا رفتم. پوستر <راهبه ها> براي من اولين پوستر جدي حرفه اي به حساب مي آيد. قبل از اين فقط طراحي جلد كتاب را به شكل حرفه اي آغاز كرده بودم. گرچه با دستمزد اندك (حتي هيچ) و نمي دانم كه اين رفتار اصلانام حرفه اي بودن دارد يا نه؟ با اين پوستر با چاپ سيلك اسكرين آشنا شدم.دوست ديگرم آقاي بهمن زاده از دانشجويان نقاشي - كه شاگرد آقاي گنجه اي در كارگاه سيلك اسكرين دانشكده بود- چاپ را به عهده گرفت و الحق دوستي را به جا آورد. با اين كه دانشجوي رشته معماري بودم، آقاي مميز پوستر را در اولين نمايشگاه آثار گرافيك دانشجويان به ديوار آويخت. اولين كار حرفه اي، اولين چاپ پوستر و اولين نمايشگاه جمعي به اسامي پوستر كه نگاه مي كنم، همه از اولين هايي هستند كه امروز از بهترين ها هستند. يادگاري از همكاري خوب و عاشقانه در قدم گذاشتن به راهي دراز در پيش.
وي در صحنه بعد و در حاشيه پوستر نمايش <كرگدن> اثر اوژن يونسكو و به كارگرداني حميد سمندريان كه پوستر دومم مربوط به نمايش <روسپي بزرگوار> به كارگرداني هرمز هدايت و بازي سوسن تسليمي اختصاص داشت و به دليل در دسترس نبودن نسخه اي از اين پوستر، نتوانسته تصوير آن را در اين مجموعه آثار بگنجاند.
نمايش با اقبال استادان و مردم و مطبوعات روبه رو و باعث مي شود كه ارائه فعاليت هاي فوق برنامه دانشجويان دانشگاه تهران كه پري صابري سرپرستي بخش تئاتر آن را برعهده داشته، از ابراهيم دعوت به همكاري كند كه اين دعوت منجر به آشنايي او با حميد سمندريان مي شود و در ادامه درباره چگونگي پيدا كردن نسخه اي از پوستر <كرگدن> مي نويسد: 255 سال بعد بود كه آقاي انتظامي همراه تمام يادگارهاي خود كه به موزه سينما هديه كرد، پوستر <كرگدن> هم بود كه آن را دوباره ديدم و با او خاطرات را مزمزه كرديم.> وي درباره اين پوستر مي افزايد: <چاپ پوستر با روش سيلك اسكرين به دليل خصلت نمايش و اجرا در ايران است. كار نمايش با كمترين بودجه شروع مي شود، هر چقدر فروخت، بنا به اندازه كار افراد و گروه بين آنها تقسيم مي شود. پس بايد كمتر خرج كرد.
چاپ با روش سيلك اسكرين كم خرج بود. زيرا با رنگ هاي محدود چاپ زيبا امكان پذير مي شود. تعداد چاپ محدود بود. حداكثر 200 عدد چاپ كافي بود چون مكان نصب محدود و مخاطب نيز معدود و شناخته شده بود. حوزه روشنفكري و دانشجويي تماشاگر تئاتر بودند، اما همه اين محدوديت ها طراح را به انديشه ارائه پوستر جذاب تر وامي داشت.( >تصوير 2)
آيدين آغداشلو در پيشگفتاري كه براين كتاب نوشته، در ابتدا اظهار تعجب مي كند از اينكه ابراهيم حقيقي اين تعداد (زياد) پوستر تئاتر خلق كرده است و با ظرايف خاصي توصيف كردند پوستر تئاتر مي نويسد: <در آن طراح از سويي مي تواند با دستي باز، تا هرجا كه بخواهد و بتواند سليقه و تخيلش را راه ببرد و به آن ميدان دهد، چون مي داند مخاطب خاص و فرهيخته و همزباني پيش رو دارد كه لازم نيست عناصر درخشان و پيشتازي از پيش فراهم كند. از سويي ديگر شرايط خاص تئاتر ايران امكانات محدودي را فراروي او قرار مي دهد كه از حيث اجرايي دست و پايش را مي بندد و براي درك و به جا آوردن اين موقعيت بايد به پيشينه تئاتر ايران در دهه هاي 30و40 رجوع كرد.>
اين كارشناس هنرهاي تجسمي در ادامه با تاييد پوسترهاي تئاتري ابراهيم حقيقي كه با غلبه بر تنگناهاي شرايط تئاتري و چاپ پوسترهاي آن، به آثار درخوري رسيده است، مي نويسد: <استفاده از نقش مايه ها و طرح هاي ايراني در اين مجموعه، بسيار هوشمندانه و به جا صورت گرفته است و در نمونه هايي مانند پوسترهاي <پل>، <باغ شب نما>، <چايخانه باغ پريان> به كارايي در خور توجه و متعادل و تراز اولي رسيده است.> وي در ادامه از پوسترهاي <فستيوال تابستاني>، <عاشيق هاي آذربايجان> و <مرده هاي بي كفن و دفن> به عنوان آثار برتر و دوست داشتني ياد مي كند كه در همه اينها، حقيقي چه خوب توانسته است كه از امكانات ناچيز چاپ هاي ساده استفاده كند.>
آيدين آغداشلو در جمع بندي خود از اين آثار مي نويسد: <ابراهيم حقيقي گرافيست خلاق و توانمندي است و به نسلي از گرافيست هاي برجسته و شاخص ما تعلق دارد كه پشتوانه و پشتيبان گرافيك معاصر ايران هستند و بدون عمر تك تك آنها دستاورد امروز ما چنين پربار و سرشار نمي بود و دوام نمي داشت.>
نگاه يك طراح پوستر
ابراهيم حقيقي درباره چگونگي خلق يك پوستر تئاتر معتقد است: <پوستر تئاتر به سفارش كارگردان در ابتدا يا ميانه تمرين ها به طراح گرافيك سپرده مي شود. طراح متكي است به متن نمايشنامه و سپس به گونه اجرا و شيوه كارگردان. ممكن است متن كلاسيك شيوه اجراي مدرن داشته باشد يا متني نوين به گونه اي جز آنكه نويسنده به كار آيد.> وي مي افزايد: < طراح گرافيك پوستر تئاتر در ايران دچار تنگناي بودجه اندك چه براي دستمزد چه براي چاپ اندك شمار است پوسترهايي كه اندازه آنها از 50070 سانتيمتر بزرگتر باشد.>
وي اين شرايط را عامل بازدارنده حضور طراحان حرفه اي مي داند و به همين دليل دانشجويان و تازه كاران مشتاقانه خود را در معرض آزمون و خطاهاي مكرر قرار مي دهند تا بتوانند عرصه را براي فعاليت حرفه اي خود در آينده گسترش دهند و در ادامه مي افزايد: <به اين سبب برخلاف ديگر كشورها سبك و سياق و رفتار مستمري كه روشمند باشد به وقوع نپيوسته است. قياس را با كشور فرانسه و آلمان انجام مي دهم و با پوسترهاي تئاتر لهستان كه سبك اروپايي و سبك اروپاي شرقي در آنها آشكار است. آنچنان كه حتي مي توان از مكتب لهستان گفت و مقالات نوشت كه گفته اند اين اگر به سابقه پوستر مربوط نباشد قطعا به سابقه نمايش در آن كشورها باز مي گردد.>
روزنامه اعتماد ملي، شماره 414 به تاريخ 26/4/86، صفحه 10 (هنر)
□
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 4:5 PM توسط رضا آشفته
|