باوري پذيري واقعيت تاريخي
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 12:49

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 200

رضا آشفته: خرمشهر 11 دربرگیرنده ی دو زمان متفاوت است . از زمان حاضر نقبی به گذشته ( آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359 ) زده می شود و به موازات هم قصه ای در این دو زمان پیش می رود . زنی از خرمشهر قرار است به همسری مردی اصفهانی در آید . پسر عموی دختر متعصبانه و به دلایل قومی با این وصلت مخالفت می کند . زن که با عشق در تدارک یک عروسی ساده در خانه ی خود است ، با دخالت ها ی پسر عموی وطن فروشش به دنبال ترفندی است تا او را از پیش پای خود بردارد . پسرعمو وپدرش در کویت برای ایجاد سرزمین عربی در خوزستان و پیوستن این استان به رژیم بعث جاسوسی می کنند و حالا او درصدد است تا خواهر و دختر عمویش را به کویت ببرد . این زن معلم در انتظار آمدن همسرش است اما خالد نمی خواهد تحت هیچ شرایطی این وصلت سر بگیرد و به دنبال بر هم زدن تزیینات عروسی است . دختر زیر بار می رود و به دروغ پسر عمویش را قانع می کند که به حزب بعث می پیوندد ، مشروط بر آن که سه خواسته اش را عملی کند . یکی نیامدن خالد تا سیاهی شب به آنجاست ، دومی داشتن اسحله است و سومی آمدن انیس . اما خالد با زدن خواهرش از قضیه خبردار می شود . دختر هم به دروغ می گوید که می خواهد پس ازگرفتن پیکان خرمشهر یازدهش،همسرش را به قتل برساند. خالدکه این دروغ را باور کرده است، می رود که او را بکشد اما با فرار او تیری به پایش می خورد .
زن ، امروز در تدارک همان مراسم عروسی پس از سالهاست . حالا شوهرش از بین رفته است . او جمعی مطرب را از اصفهان با خود به خرمشهر آورده تا در این عروسی فرمایشی و ساختگی بزنند ، بخوانند و تخت حوضی اجرا کنند . عمو مالک در آن زمان با غفلت خود بانی مرگ انیس شده و بارها به اصفهان رفته تا پرده ازاین حقیقت بردارد . او همچنین به نوعی باعث فلج شدن همسر این زن شده به خاطر آن که در انتقال او به بیمارستان کوتاهی کرده است . حالا درپایان این نمایش ،زن و عمو مالک تمام آن لحظات را واگویه می کنند زن را یک خواب به اینجا و راه اندازی مراسم عروسی فرضی در خرمشهر کشانده است .
اصغر خلیلی در فضایی سیال و به بهانه ی گشایش یک خواب و خاطره ،گذشته ی تراژیکی را از آغاز جنگ بیان می کند . در این بین از ارتباط خطی در نمایش پرهیز می شود و تکنیک های نمایشی و تکنیک نمایش در نمایش بهانه ای می شود تا فرمی نسبتا پیچیده و تو در تو بر کلیت اثرش نشانده شود . او نمی خواهد در روایت یک مساله ی تاریخی صرفا به مستندات تاریخی بسنده کند چون مردم می آیند تا در تالار تئاتر یک نمایش ببینند. بنابراین اصالت نمایش در خرمشهر 11 حفظ می شود.
یک تخت رو حوضی همه ی آنچه است که صحنه نامیده می شود ،موسیقی وبازی در این بین فضا سازی می کنند. نمی توان اینها را حذف یا کم رنگ کرد. از آنجا که یک مسئله ی ملی ودفاع از وطن وحقایق مربوط به راه اندازی یک جنگ تحمیلی ،دغدغه های نمایش خرمشهر 11 هستند ،شکل ایرانی نیز در هم تنیدگی این مفاهیم تّأثیر بهینه ای دارد. تماشاگر در این اثر با بخشی از تاریخ معاصر خود آشنا می شود ،اما از ارائه مستندات به صورت تئاتر مستند وسیاسی پرهیز شده است ،چون همه ی آنچه به عنوان تاریخ جنگ تحمیلی بیان می شود ،در بستری دراماتیک وجذاب مطرح می شود.
این صحنه ها برای آنان که به گونه ای در صدد درک وقایع جنگ هستند و اصلاً در این باره اطلاعاتی ندارند،ناب وتازه هستند و برای آنان که به این تاریخ آگاهی دور ونزدیک دارند،حس نوستالژیک ایجاد می کند. اصغر خلیلی در مقام کارگردان با شناخت وآگاهی بر فرهنگ مردمی خرمشهر واصفهان ،به روابط این آدمها بامنطق می پردازد. فیزیک بازیگران هم بر پایه ی همین شناخت به انتخاب درست انجامیده است. بازیها هم متناسب با شخصیت شناسی به شکل درست وقابل باوری در صحنه بروز می نمايد. بازی شیوا مکی نیان در این نمایش به هم پیوستگی در تمام بازیها ایجاد می کند. او که عهده دار نقش اصلی است، با دو لهجه عربی – فارسی خرمشهری و فارسی تمایز دو زمان را مطرح می کند. اوازفیگور خمیده برای زمان میانسالی و قامتی قبراق وشاد برای زمان جوانی سود می برد. دیگران هم در این بازیها با توجه به لهجه ی خرمشهری واصفهانی تمایز دو موقعیت را اعلام می کنند .البته طنز هم در این میان یک رکن است، تاازتلخی وعواطف دردناک نمایش بکاهدوتعدیلی احساسی برای درک بهتر حقایق در بدنه ی کار تزریق شود.